احساس میکنم به مناسبت ورود ممبرای جدید باید چیزی ارائه بدم ولی محتوایی ندارم🥲😂
خوش اومدین دیگه، صفا اوردین🎀
یه معرفی کوتاه از خودم اینه که من سمام، دانشجوی ترم ۹ پزشکی تبریزم، عاشق ادبیات و مشتقاتشم و اینجا بیشتر اتفاقات جالب روزمره رو ثبت میکنم.
خیلی وقتام یا حرفی برای گفتن ندارم یا همش دارم غر میزنم😂
از چیزای رندومی که آدما واسم بفرستن خوشم میاد و خوشحال میشم😁😍
همینا.
راه ارتباطی هم کامنت که غالبا بازه و این بات هم خدمت شما:
@AsemoonNotesbot
خوش اومدین دیگه، صفا اوردین🎀
یه معرفی کوتاه از خودم اینه که من سمام، دانشجوی ترم ۹ پزشکی تبریزم، عاشق ادبیات و مشتقاتشم و اینجا بیشتر اتفاقات جالب روزمره رو ثبت میکنم.
خیلی وقتام یا حرفی برای گفتن ندارم یا همش دارم غر میزنم😂
از چیزای رندومی که آدما واسم بفرستن خوشم میاد و خوشحال میشم😁😍
همینا.
راه ارتباطی هم کامنت که غالبا بازه و این بات هم خدمت شما:
@AsemoonNotesbot
من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
این دزد ما خود دزد را چون می بدزدد از میان
خواهند از سلطان امان چون دزد افزونی کند
دزدی چو سلطان می کند پس از کجا خواهند امان
عشق است آن سلطان که او از جمله دزدان دل برد
تا پیش آن سرکش برد حق سرکشان را موکشان
عشق است آن دزدی که او از شحنگان دل می برد
در خدمت آن دزد بین تو شحنگان بیکران
آواز دادم دوش من کای خفتگان دزد آمدهست
دزدید او از چابکی در حین زبانم از دهان
گفتم ببندم دست او خود بست او دستان من
گفتم به زندانش کنم او می نگنجد در جهان
از لذت دزدی او هر پاسبان دزدی شده
از حیله و دستان او هر زیرکی گشته نهان
خلقی ببینی نیم شب جمع آمده کان دزد کو
او نیز می پرسد که کو آن دزد او خود در میان
ای مایه هر گفت و گو ای دشمن و ای دوست رو
ای هم حیات جاودان ای هم بلای ناگهان
ای رفته اندر خون دل ای دل تو را کرده بحل
بر من بزن زخم و مهل حقا نمیخواهم امان
سخته کمانی خوش بکش بر من بزن آن تیر خوش
ای من فدای تیر تو ای من غلام آن کمان
زخم تو در رگهای من جان است و جان افزای من
شمشیر تو بر نای من حیف است ای شاه جهان
کو حلق اسماعیل تا از خنجرت شکری کند
جرجیس کو کز زخم تو جانی سپارد هر زمان
شه شمس تبریزی مگر چون بازآید از سفر
یک چند بود اندر بشر شد همچو عنقا بینشان
•مولانا•
این دزد ما خود دزد را چون می بدزدد از میان
خواهند از سلطان امان چون دزد افزونی کند
دزدی چو سلطان می کند پس از کجا خواهند امان
عشق است آن سلطان که او از جمله دزدان دل برد
تا پیش آن سرکش برد حق سرکشان را موکشان
عشق است آن دزدی که او از شحنگان دل می برد
در خدمت آن دزد بین تو شحنگان بیکران
آواز دادم دوش من کای خفتگان دزد آمدهست
دزدید او از چابکی در حین زبانم از دهان
گفتم ببندم دست او خود بست او دستان من
گفتم به زندانش کنم او می نگنجد در جهان
از لذت دزدی او هر پاسبان دزدی شده
از حیله و دستان او هر زیرکی گشته نهان
خلقی ببینی نیم شب جمع آمده کان دزد کو
او نیز می پرسد که کو آن دزد او خود در میان
ای مایه هر گفت و گو ای دشمن و ای دوست رو
ای هم حیات جاودان ای هم بلای ناگهان
ای رفته اندر خون دل ای دل تو را کرده بحل
بر من بزن زخم و مهل حقا نمیخواهم امان
سخته کمانی خوش بکش بر من بزن آن تیر خوش
ای من فدای تیر تو ای من غلام آن کمان
زخم تو در رگهای من جان است و جان افزای من
شمشیر تو بر نای من حیف است ای شاه جهان
کو حلق اسماعیل تا از خنجرت شکری کند
جرجیس کو کز زخم تو جانی سپارد هر زمان
شه شمس تبریزی مگر چون بازآید از سفر
یک چند بود اندر بشر شد همچو عنقا بینشان
•مولانا•
Forwarded from زندگی من
من عاشق کلمهی آسمانم.
تو کتیبهی داریوش که تو بنای پارسهس این واژه دقیقا به همین صورتی که امروز تلفظ میشه اومده. یعنی شما احتمالا کل متن کتیبه رو متوجه نمیشی ولی به واژهی آسمان که میرسی به گوشت آشناست.
فکرشو بکن، وقتی تو خیابون سرت رو بالا میگیری و به آسمون نگاه و فکر میکنی، پدر جدت که ۲۵۰۰ سال پیش زندگی میکرده هم وقتی به بالاسرش نگاه میکرده به همین کلمهای که تو فکر میکنی فکر میکرده.
شگفتانگیز نیست؟
تو کتیبهی داریوش که تو بنای پارسهس این واژه دقیقا به همین صورتی که امروز تلفظ میشه اومده. یعنی شما احتمالا کل متن کتیبه رو متوجه نمیشی ولی به واژهی آسمان که میرسی به گوشت آشناست.
فکرشو بکن، وقتی تو خیابون سرت رو بالا میگیری و به آسمون نگاه و فکر میکنی، پدر جدت که ۲۵۰۰ سال پیش زندگی میکرده هم وقتی به بالاسرش نگاه میکرده به همین کلمهای که تو فکر میکنی فکر میکرده.
شگفتانگیز نیست؟
چقدر خوشحال و شاکرم بابت اساتید خوبی که از اول دوره اکسترنی تا الان باهاشون بخش داشتم
بخش ریه دکتر ن
بخش گوارش دکتر ص
بخش غدد دکتر غ
نوزادان دکتر ی
اعصاب کودکان دکتر ح
زنان دکتر ج
تک تک این بخشارو با جزییات یادمه و همشو با علاقه پیگیر بودم🥲🩷
صرفا خواستم اینجا بگم تا یادم بمونه و وقتایی که احساس پوچی و هدر رفت وقت بهم دست میده، یادم بیاد که بخشای خیلی خوب و اساتید فوق العاده ای هم داشتم تا حالا
بخش ریه دکتر ن
بخش گوارش دکتر ص
بخش غدد دکتر غ
نوزادان دکتر ی
اعصاب کودکان دکتر ح
زنان دکتر ج
تک تک این بخشارو با جزییات یادمه و همشو با علاقه پیگیر بودم🥲🩷
صرفا خواستم اینجا بگم تا یادم بمونه و وقتایی که احساس پوچی و هدر رفت وقت بهم دست میده، یادم بیاد که بخشای خیلی خوب و اساتید فوق العاده ای هم داشتم تا حالا
واقعا نمیدونم با چه اعتماد به نفسی رفتم دو ماه پول شهریه باشگاه دادم😂😭
الان فردا باید با کتک خودمو بکشونم باشگاه
دلم تنگ شده هاااا ولی توانشو ندارم
الان فردا باید با کتک خودمو بکشونم باشگاه
دلم تنگ شده هاااا ولی توانشو ندارم
من آدم فراموشکاریم.
شاید یکی از چیزایی که منو به کانال نویسی دلبسته کرده، امکان ثبت خاطرات و مرور مجددشونه...
برام خیلی عجیبه که وقتی میرم پستها و اتفاقات مهر ماه رو میخونم اون صحنه دقیقا به همون شکلی که بوده یادم میاد و برام مجسم میشه و این برای آدم فراموشکاری مثل من معجزه است!
شاید یکی از چیزایی که منو به کانال نویسی دلبسته کرده، امکان ثبت خاطرات و مرور مجددشونه...
برام خیلی عجیبه که وقتی میرم پستها و اتفاقات مهر ماه رو میخونم اون صحنه دقیقا به همون شکلی که بوده یادم میاد و برام مجسم میشه و این برای آدم فراموشکاری مثل من معجزه است!
آسمون☁️
این مامانایی که تو بیمارستان خوب به سوالا جواب نمیدن یا قیافه میگیرنم درک نمیکنم😒 خب خانوم شما جواب ندی قراره به ما وحی بشه؟ من فکر میکردم با دانشجو مشکل داره تا اینکه دیدم با استادمونم همون مدلی رفتار کرد. چی بگم والا. پ.ن: شکر خدا همچین افرادی نادرن…
ببین من الان حتی قیافه و رنگ لباس این مامانه رو یادمه😂
بابام همیشه هر جا بریم ازم میپرسه گوشیت کو؟ گوشیتو برداشتی؟
و من هر بار با تاکید میگم بله پدر جان هر چی هم یادم بره گوشی رو یادم نمیره:)
بعد امروز تو سلف گوشی رو گذاشتم تو سینی و سینی رو تحویل دادم:))))
بعدشم خوشحال و خندان راه افتادم رفتم و حتی نبود گوشی رو هم حس نکردم😂
تا اینکه خانومی ناز سلف دوان دوان اومده میگه سه ساعته پشت سرت دارم میام و صدات میزنم بیا گوشیتو بگیر:))))))
قیافه بابام اومد جلو چشمم😂
اول دعای پدر
دوم همه سلام خسته نباشید و تشکرایی که از مسئولای سلف کردم به دادم رسید
و من هر بار با تاکید میگم بله پدر جان هر چی هم یادم بره گوشی رو یادم نمیره:)
بعد امروز تو سلف گوشی رو گذاشتم تو سینی و سینی رو تحویل دادم:))))
بعدشم خوشحال و خندان راه افتادم رفتم و حتی نبود گوشی رو هم حس نکردم😂
تا اینکه خانومی ناز سلف دوان دوان اومده میگه سه ساعته پشت سرت دارم میام و صدات میزنم بیا گوشیتو بگیر:))))))
قیافه بابام اومد جلو چشمم😂
اول دعای پدر
دوم همه سلام خسته نباشید و تشکرایی که از مسئولای سلف کردم به دادم رسید
خسته ترینم
میشه از روزتون برام بگین؟
از کارایی که کردین
تا من برم مسواکمو بزنم و بیام بخونم
@AsemoonNotesbot
میشه از روزتون برام بگین؟
از کارایی که کردین
تا من برم مسواکمو بزنم و بیام بخونم
@AsemoonNotesbot
بچه ها من نوتی که واسه آلارم صبحم گذاشتم یه متن لوسی داره که هی دوس دارم داستانشو تعریف کنم هی دچار شرم نیابتی میشم تو دل خودم:)))😂
ولی یه روز میام میگم چه نوتیه و داستانش چیه
ولی یه روز میام میگم چه نوتیه و داستانش چیه
سلام از اتاق عمل زنان😍🥹😁
با استاد عزیزم خانم دکتر عباسعلیزاده❤️
- دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، بیمارستان طالقانی -
با استاد عزیزم خانم دکتر عباسعلیزاده❤️
- دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، بیمارستان طالقانی -
نشستم سه ساعت برای همه دوستام ویس اتفاقات مختلف رو گرفتم و گس وات؟ الان نت ضعیفه و ویسام سند نمیشه:)))
یعنی خالص ۱۰ دقیقه ای حرف زدم و ویس فرستادم
خیلی ناراحت میشم اگه سند نشن
پ.ن ۱: شدن شدنننن ۵ دقیقهش سند شد😂 موند یه ۴ دقیقه ای
خیلی ناراحت میشم اگه سند نشن
پ.ن ۱: شدن شدنننن ۵ دقیقهش سند شد😂 موند یه ۴ دقیقه ای