آسمون☁️
88 subscribers
339 photos
14 videos
4 files
69 links
Download Telegram
ببین تو خود ذات خلاصه نویسی مشکلی ندارما، تو جمع‌آوری و حفاظت از خلاصه ها و برگشتن و استفاده کردن از خلاصه ها مشکل دارم
این فکر کنم میشه چهارمین سالی که قربانی تو تبریز کنسرت میذاره و من موجودی ندارم که برم😂
ایشالا سال بعد

امسال ولی کمتر از سالای قبل ناراحتم
نه دروغ گفتم خیلی ناراحتم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرررر سال تصمیم میگیرم یه باکس باز کنم و هی ریز ریز پول بریزم بمونه برا کنسرت قربانی
هر سالم هر وقت کفگیرم به ته دیگ میخوره میرم اون باکسو خالی میکنم

از امسال دیگه فکر کنم باید دلار کاغذی کنار بذارم براش:)))
نباتی
بعد حتی اگه پولم داشته باشی یجوری بلیتارو رو هوا میزنن
خب باشه
وانمود میکنیم که پول داشتیم و بلیت گیرم نیومده
1
سلطان تعادل و نظم خاورمیانه


متاسفانه امروز قراره درس بخونم و این نظمی که در بی‌نظمیم هست قراره بهم بریزه:)))😂
باااا تمام وجودم از تابستون متنفرم.
1
استاد امروز یه لول دیگه‌ای از خودشیفتگی و سادیسم بود و دست دکتر ص رو تو دیوانگی از پشت بسته واقعا.

چی میشه که اینقدر عقده‌ای و حقیر و بی‌مصرف میشن بعضیا؟

#زنان
2
تنها نکته مثبت امروز باشگاه و مربی قشنگش، دوش حموم پر فشار و دوستای نازم بودن.
خدا همینارو برام حفظ کنه.

بقیه روزم یه جوری ریدمان و داغون بود که میرم بخوابم تا یادم بره چی گذشت اصلا.

- یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ -
2
از سه تا ویژگی خوشگلی چند تاشو داری؟
۱. معده درد
۲. فراموش کاری
۳. بی اعصابی
21
تا اطلاع ثانوی از آدما متنفرم، از بعضیا بیشتر.
2
آقا ولی جدی فشار اقتصادی داره کمر خانواده منو خم می‌کنه‌.
یعنی خودم به چشم می‌بینم زجر کشیدنشون رو.
2
حس می‌کنم خیلیا همینن و فکر می‌کنم باید ازش حرف زد.
ایده‌ای ندارم که حرف زدن ازش چه تغییری میتونه تو اوضاع ایجاد کنه اما حرف نزدن ازش و بیان نکردنش خودش یه فشار مضاعفیه.
2
در طول روز چیزای جالبی میبینیم و محتواهای جذابی میشه ازشون ساخت منتهی اخر شب که میرسم خونه به حدی خسته و آژیته‌ام که جز غر چیزی برا ارائه ندارم:)))😂
1
یه خانومه اومده بود که ۳ تا بسته ۶۰ تایی یعنی ناقابل ۱۸۰ تااااا قرص جینسینگ که از عطاری! گرفته بود رو مصرف کرده بود.
زن اگه ۱۸۰ تا قرص ویتامین بهت میدادن هم با همینقدر استمرار و جدیت مصرف میکردی؟
1
یه تایمی قبل اینکه اکسترن شم و بیمارستان برم همیشه با خودم فکر می‌کردم چرا اینایی که بیمارستانن هر روز اتفاقات جالب تعریف نمیکنن؟ و فکر میکردم خودم اگه برم بیمارستان هر لحظه قراره در حال تولید محتوا و تعریف کردن داستاناش باشم😂

ولی الان متوجه شدم که به قدری بار روانی و خستگی اون محیط زیاده که تو حتی اگه بری صبح تا ظهر صرفا بشینی و کاری نکنی خسته میشی چه برسه به اینکه به طور فعال تو بخشی از فرایند شرکت داشته باشی و تازه بعدشم درس بخونی و به بقیه مشغله‌های زندگیت برسی.
2
بعد به طرز خیلی ناجالبی اتفاقات از ذهنم پاک میشن و یادم میرن.
یعنی در لحظه هیجان زده میشم ولی آخر شب که میشه دیگه هیچی از طول روز یادم نیست.
2
همون درسامو یادم باشه هنر کردم
والا
2