امروز به لحاظ روحی روز خیلی خسته کننده و فرسایندهای بود
دیدن پشت سر هم کیس سارکوم یوئینگ، دیستروفی دوشن و وگنر و همدردی با خودشون و خانوادههاشون و اورثینکهای فراوان اذیتم کرد...
باید کم کم یاد بگیرم این بخش همدردی و اورثینک رو تا حد خوبی کاهش بدم تا بتونم دووم بیارم.
- دوشنبه ۵ آبان، از اتفاقات اتاق اکو -
دیدن پشت سر هم کیس سارکوم یوئینگ، دیستروفی دوشن و وگنر و همدردی با خودشون و خانوادههاشون و اورثینکهای فراوان اذیتم کرد...
باید کم کم یاد بگیرم این بخش همدردی و اورثینک رو تا حد خوبی کاهش بدم تا بتونم دووم بیارم.
- دوشنبه ۵ آبان، از اتفاقات اتاق اکو -
❤2
علیرغم تمام احترامی که برا استادمون قائلم باید بگم مخالفم که آدم یه بچه کوچولوی آژیته رو "بدجنس و بدذات" خطاب کنه.
این چه حرفی بود آخه🥲
این چه حرفی بود آخه🥲
حالا من قبل اینکه کودکان برم از عوامل خشونت علیه کودکان بودم؛ نمیدونم چیشده که رقیق شدم و تلاش میکنم با بچهها ارتباط بگیرم و آرومشون کنم😂
فکر کنم دلِ دیدن مریضی بچهها رو ندارم
فکر کنم دلِ دیدن مریضی بچهها رو ندارم
😢3
تنها چیزی که هر روز بارها با دیدن مریضا آرزو میکنم اینه که خدا هیچکسو با بیماری بچهش به امتحان نکشه.
👏1
جدی بچه عین تخم مرغ شانسی میمونه واقعا ممکنه با هزار و یک جور بیماری متولد بشه و تمام طول عمرش درگیر بیماری باشه و خب این خیلی عجیب و وحشتناکه
👻1
یه بچه دیگه هم داریم که تو بیمارستان رها شده🫠💔
امروز موقع معاینه قلبش یه لحظه حس کردم یه چیز خیس گرم به دستم خورد و دیدم بچه ناز زبونشو بیرون آورده و فک کنم گشنهش بود🥲🥲
من کلا گیر کردم تو اون لحظه و از فکرش بیرون نمیام🫠
- ۱۱ آبان ۱۴۰۴ -
امروز موقع معاینه قلبش یه لحظه حس کردم یه چیز خیس گرم به دستم خورد و دیدم بچه ناز زبونشو بیرون آورده و فک کنم گشنهش بود🥲🥲
من کلا گیر کردم تو اون لحظه و از فکرش بیرون نمیام🫠
- ۱۱ آبان ۱۴۰۴ -
❤3💔1
Moein Dehaz
"فروش نرفته"
یه روزی از روزا با دیدن این پست غصه خوردم و حالا دو روزه دارم برای نوزادی که استادمون گفت "براش مشتری پیدا نمیشه" کیلو کیلو غصه میخورم...
چقدرم که این محفظه شیشهای، شبیه انکوباتوریه که نوزاد داخل اون بود...
چقدرم که این محفظه شیشهای، شبیه انکوباتوریه که نوزاد داخل اون بود...
آسمون☁️
یه بچه دیگه هم داریم که تو بیمارستان رها شده🫠💔 امروز موقع معاینه قلبش یه لحظه حس کردم یه چیز خیس گرم به دستم خورد و دیدم بچه ناز زبونشو بیرون آورده و فک کنم گشنهش بود🥲🥲 من کلا گیر کردم تو اون لحظه و از فکرش بیرون نمیام🫠 - ۱۱ آبان ۱۴۰۴ -
بچه قشنگمون داشت میرفت بهزیستی🥲
امیدوارم که سالم و قوی باشی و خوب زندگی کنی دختر ناز...
پ.ن: یعنی اسمشو چی میذارن؟ آخه هنوز اسم نداشت🥺
امیدوارم که سالم و قوی باشی و خوب زندگی کنی دختر ناز...
پ.ن: یعنی اسمشو چی میذارن؟ آخه هنوز اسم نداشت🥺
😢2
این مامانایی که تو بیمارستان خوب به سوالا جواب نمیدن یا قیافه میگیرنم درک نمیکنم😒 خب خانوم شما جواب ندی قراره به ما وحی بشه؟
من فکر میکردم با دانشجو مشکل داره تا اینکه دیدم با استادمونم همون مدلی رفتار کرد.
چی بگم والا.
پ.ن: شکر خدا همچین افرادی نادرن اکثرا نگرانن و همکاری میکنن.
من فکر میکردم با دانشجو مشکل داره تا اینکه دیدم با استادمونم همون مدلی رفتار کرد.
چی بگم والا.
پ.ن: شکر خدا همچین افرادی نادرن اکثرا نگرانن و همکاری میکنن.
زندگی تو بیمارستان یه مدل دیگهست
انگار وقتی پا میذاری به اون محیط، از زندگی خودت و دغدغههای خودت جدا میشی و تماما به عضوی از اونجا تبدیل میشی با دغدغههای مربوط به اونجا.
انگار وقتی پا میذاری به اون محیط، از زندگی خودت و دغدغههای خودت جدا میشی و تماما به عضوی از اونجا تبدیل میشی با دغدغههای مربوط به اونجا.
برای بار هزارم
بچه خیلی موجود عجیبیه😂
هر روز حداقل یه دلیل منطقی جدید برای بچه نیاوردن پیدا میکنم.
- ۱۲ آبان ۱۴۰۴، بیمارستان کودکان -
بچه خیلی موجود عجیبیه😂
هر روز حداقل یه دلیل منطقی جدید برای بچه نیاوردن پیدا میکنم.
- ۱۲ آبان ۱۴۰۴، بیمارستان کودکان -