چقدر اساتیدی که میگن "نمیدونم" برام قابل احترام و قابل اعتمادن.
امروز استاد درباره یه بیمار گفت من نمیدونم! نمیدونم این چه بیماریای داره و نمیدونم چه درمانی براش در نظر بگیریم...
قابل احترامن چون عملی نشون میدن که دنیای پزشکی بیانتها و غیرقابلپیشبینیه و ممکنه با کیسهایی مواجه بشیم که واقعا ندونیم چی هستش! در اینجور مواقع قاطع حرف زدن و پافشاری روی اصول قدیمی ممکنه به ضرر بیمار باشه...
اونم بیماری که چندین روش تشخیصی که براش انجام دادن با شکست مواجه شده.
امروز استاد درباره یه بیمار گفت من نمیدونم! نمیدونم این چه بیماریای داره و نمیدونم چه درمانی براش در نظر بگیریم...
قابل احترامن چون عملی نشون میدن که دنیای پزشکی بیانتها و غیرقابلپیشبینیه و ممکنه با کیسهایی مواجه بشیم که واقعا ندونیم چی هستش! در اینجور مواقع قاطع حرف زدن و پافشاری روی اصول قدیمی ممکنه به ضرر بیمار باشه...
اونم بیماری که چندین روش تشخیصی که براش انجام دادن با شکست مواجه شده.
❤2
امروز برای اولین بار طحال لمس کردم که کاش نمیکردم🥲 طحال به اون بزرگی تو شکم بچه به اون کوچیکی چیکار میکنه آخه؟
- بخش گوارش کودکان، یکشنبه ۲۷ مهر -
- بخش گوارش کودکان، یکشنبه ۲۷ مهر -
😢1
اصلا قیافه بچه و بازیگوشی و سرحال بودنش و علائمی که داشت و بیماریهای مختلفی که از ابتدای تولد درگیرشون بوده از ذهنم بیرون نمیره...
ساعتها بهش فکر کردم و نمیتونم جلوی جریان افکارم رو بگیرم.
ساعتها بهش فکر کردم و نمیتونم جلوی جریان افکارم رو بگیرم.
کیس امروز
بیمار پسر ۷ ساله، ۵ ۶ سال تحت درمان (حماقت) با داروهای گیاهی!!!!!!! که الان با سیروز کبدی و زردی و یه عااالمه مشکل دیگه مراجعه کرده که ده سال قبل هم خواهرش دقیقا با همین علائم و با همین داروهای گیاهی فوت کرده!
خنده عصبی.😂
بیمار پسر ۷ ساله، ۵ ۶ سال تحت درمان (حماقت) با داروهای گیاهی!!!!!!! که الان با سیروز کبدی و زردی و یه عااالمه مشکل دیگه مراجعه کرده که ده سال قبل هم خواهرش دقیقا با همین علائم و با همین داروهای گیاهی فوت کرده!
خنده عصبی.😂
💔4
حس میکنم پدر مادرش گفتن حالا این روشو رو این بچه هم امتحان کنیم ببینیم اینم میمیره یا نه
یه نکته جالبی که وجود داره اینه که اکثر بچهها وقتی بهشون توضیح میدی یا یه جمله کوتاه میگی که قصدت چیه و چه کاری میخوای بکنی خیلی سریع آروم میشن و همکاری میکنن.
مثلا اکثر بچهها از آمپول میترسن و نمیذارن برای معاینه نزدیک بشیم ولی تا بهشون میگی که کاریت ندارم و آمپول نمیزنم آروم میشن. گوگولیا🥹😂
حتی اینکه دستاتو نشون بدی و بگی ببین دستام خالیه و آمپول ندارم هم استرسشون رو کم میکنه و همکاریشون بیشتر میشه.
مثلا اکثر بچهها از آمپول میترسن و نمیذارن برای معاینه نزدیک بشیم ولی تا بهشون میگی که کاریت ندارم و آمپول نمیزنم آروم میشن. گوگولیا🥹😂
حتی اینکه دستاتو نشون بدی و بگی ببین دستام خالیه و آمپول ندارم هم استرسشون رو کم میکنه و همکاریشون بیشتر میشه.
❤3
خیلی وقتا بچهها از خود پروسیجر نمیترسن، از روی تخت دراز کشیدن یا وسایل اطرافشون میترسن.
مثلاً توی اکو، نه آمپول هست و نه درد داره، اگه قبلش براشون آروم توضیح بدیم که هیچ دردی نداره، خیلی راحتتر همکاری میکنن و استرسشون میریزه.
مثلاً توی اکو، نه آمپول هست و نه درد داره، اگه قبلش براشون آروم توضیح بدیم که هیچ دردی نداره، خیلی راحتتر همکاری میکنن و استرسشون میریزه.
❤2
امروز به لحاظ روحی روز خیلی خسته کننده و فرسایندهای بود
دیدن پشت سر هم کیس سارکوم یوئینگ، دیستروفی دوشن و وگنر و همدردی با خودشون و خانوادههاشون و اورثینکهای فراوان اذیتم کرد...
باید کم کم یاد بگیرم این بخش همدردی و اورثینک رو تا حد خوبی کاهش بدم تا بتونم دووم بیارم.
- دوشنبه ۵ آبان، از اتفاقات اتاق اکو -
دیدن پشت سر هم کیس سارکوم یوئینگ، دیستروفی دوشن و وگنر و همدردی با خودشون و خانوادههاشون و اورثینکهای فراوان اذیتم کرد...
باید کم کم یاد بگیرم این بخش همدردی و اورثینک رو تا حد خوبی کاهش بدم تا بتونم دووم بیارم.
- دوشنبه ۵ آبان، از اتفاقات اتاق اکو -
❤2