Forwarded from کاژه💬
بعضی مواقع که به اساتید خفنمون دقت میکنم
میگم چه جوری تونستن؟خسته نشدن؟چه جوری تونستن ادامه بدن؟
چه انگیزه ای داشتن که تونستن هر روز قوی تر بشن؟
چه قدر علاقه داشتن که تونستن همچنان اپدیت بمونن و دنبال کلاس و کنگره باشن و به روز باشن؟
و اخرش غبطه میخورم بهشون از داشتن این همه انگیزه برای ادامه دادن….
۹/۲۵
میگم چه جوری تونستن؟خسته نشدن؟چه جوری تونستن ادامه بدن؟
چه انگیزه ای داشتن که تونستن هر روز قوی تر بشن؟
چه قدر علاقه داشتن که تونستن همچنان اپدیت بمونن و دنبال کلاس و کنگره باشن و به روز باشن؟
و اخرش غبطه میخورم بهشون از داشتن این همه انگیزه برای ادامه دادن….
۹/۲۵
خوبی درس خوندن تو کتابخونه و محیطهای جمعی اینه که حتی اگه دلت نخواد بازم تا حدی خودتو مجبور میکنی که درس بخونی چون همه دارن میخونن😂 و ۹۰ درصد اوقات این اجبار به نتیجه ختم میشه و میبینی به جای گشتن تو اکسپلور و گیم و ... درس خوندی.
حالا ده درصد اوقاتم استثناست که حالت بده یا تمرکز نداری و اجبار جواب نیست و نمیتونی بخونی.
حالا ده درصد اوقاتم استثناست که حالت بده یا تمرکز نداری و اجبار جواب نیست و نمیتونی بخونی.
در حال درس خوندن بودم یهو خواهرم اومد گفت داری عین زمان کنکورت درس میخونی دقیقا تو همون سیس و استایل و استرس و آشفتگی=)😂
و ادامه داد اون زمان درس میخوندی که دکتر بشی الانم بعد ۴ سال همچنان داری درس میخونی که دکتر واقعی بشی😂😂
سلطان امید و انگیزه دادنه این بشر😂
هیچی دیگه بماند به یادگار از شب امتحان پایان بخش کودکان.
- ۲۸ آذر ۱۴۰۴-
و ادامه داد اون زمان درس میخوندی که دکتر بشی الانم بعد ۴ سال همچنان داری درس میخونی که دکتر واقعی بشی😂😂
سلطان امید و انگیزه دادنه این بشر😂
هیچی دیگه بماند به یادگار از شب امتحان پایان بخش کودکان.
- ۲۸ آذر ۱۴۰۴-
از افکار فلسفی-وجودی که شب امتحان کل وجودتو از هم میدرن و له و لوردهات میکنن متنفرم.
🌚1
آسمون☁️
از افکار فلسفی-وجودی که شب امتحان کل وجودتو از هم میدرن و له و لوردهات میکنن متنفرم.
از این صدای ذهنی که هی یادت میاره شاید نباید به خودت سخت میگرفتی
شاید بهتر بود ۴ تا امتحان بیفتی ولی عوضش سر هر امتحان تو این لوپ بیانتها و فزایندهی استرس گیر نیفتی...
با تک تک سلولای وجودم از دورهی فیزیوپات و سختیای که بهم گذشت متنفرم🥲
شاید بهتر بود ۴ تا امتحان بیفتی ولی عوضش سر هر امتحان تو این لوپ بیانتها و فزایندهی استرس گیر نیفتی...
با تک تک سلولای وجودم از دورهی فیزیوپات و سختیای که بهم گذشت متنفرم🥲
این امتحانم با همه سختیاش گذشت و تموم شد.
خیییییییلی امتحان استرسزایی بود و یه بخشیشم تقصیر خودم بود که خودم رو تو موقعیت سختی قرار دادم ولی خب در نهایت از عملکردم نسبتا راضی بودم.
نتیجه اون چیزی نشد که ماهها قبل تصورشو داشتم ولی بازم به همین راضیام.
درسی که از این امتحان گرفتم این بود که برای بخشها و کورسهای بعدی خودم رو تو همچین موقعیتی قرار ندم و کارایی که فکر میکنم درسته رو قبل از اینکه دیر بشه انجام بدم.
خیییییییلی امتحان استرسزایی بود و یه بخشیشم تقصیر خودم بود که خودم رو تو موقعیت سختی قرار دادم ولی خب در نهایت از عملکردم نسبتا راضی بودم.
نتیجه اون چیزی نشد که ماهها قبل تصورشو داشتم ولی بازم به همین راضیام.
درسی که از این امتحان گرفتم این بود که برای بخشها و کورسهای بعدی خودم رو تو همچین موقعیتی قرار ندم و کارایی که فکر میکنم درسته رو قبل از اینکه دیر بشه انجام بدم.
و باز هم سوال همیشگی من ذهنم رو درگیر کرده:
چرا در روزهای عادی سال اندازهی روزهای قبل از امتحان بازدهی و راندمان نداریم؟
۱ روز قبل امتحان من از لحاظ راندمان عملا مساویه با یک هفته عادی.
جدی چجوریه که یهو مغز اینقدر حسابشده و منظم و سریع همه چیز رو آنالیز میکنه و جلو میبره؟
چرا در روزهای عادی سال اندازهی روزهای قبل از امتحان بازدهی و راندمان نداریم؟
۱ روز قبل امتحان من از لحاظ راندمان عملا مساویه با یک هفته عادی.
جدی چجوریه که یهو مغز اینقدر حسابشده و منظم و سریع همه چیز رو آنالیز میکنه و جلو میبره؟
این امتحان یه درس دیگه هم داشت و اونم اینه که هرررررر جور شده خلاصههای خودم رو سازماندهی و دستهبندی کنم و یه جا داشته باشمشون.
من سلطان خلاصه نوشتن و بیتوجهی به خلاصههامم. هزاران هزار خلاصه نوشتم و از منابع مختلف همه نکات رو یکجا و مرتب جمع کردم و الان هیییییچ اثری از اون خلاصهها نیست.
باید بیشتر قدر بدونم و حتما خلاصههای خودم رو جمعآوری و دستهبندی کنم چون اگه این کار رو نکنم مطمئنم بعدها حسرتش رو خواهم خورد.
من سلطان خلاصه نوشتن و بیتوجهی به خلاصههامم. هزاران هزار خلاصه نوشتم و از منابع مختلف همه نکات رو یکجا و مرتب جمع کردم و الان هیییییچ اثری از اون خلاصهها نیست.
باید بیشتر قدر بدونم و حتما خلاصههای خودم رو جمعآوری و دستهبندی کنم چون اگه این کار رو نکنم مطمئنم بعدها حسرتش رو خواهم خورد.
میگم جایی نیست بتونیم پول بدیم و بریم بشینیم فقط حرف بزنیم؟ تحلیل نشیم تراپی نشیم قضاوت نشیم فقط حرف بزنیم و تعریف کنیم و شنیده بشیم؟
😭1
آسمون☁️
بتونیم پول بدیم
البته حالا که بیشتر فکر میکنم یکم با این قضیه پول دادنشم مشکل دارم ولی خب
😁2🤝1
Forwarded from شیشهی عمر
الان یک ساله که میدونم رمز محبوبیت در تمام سطوح اجتماع، اینه که هیچوقت هیچ نظری نداشته باشی که هیچکس هیچ خاطرهای از مخالفت باهات نداشته باشه. همه بتونن تصور کنن که هر سلیقه و عقیدهای داری شبیه به خودشونه و باهات همذاتپنداری کنن.
من تو اوقات فراغتم چیکار میکنم؟ درباره زمین و زمان نظر میدم و خیلی جدی سر عقایدم با این و اون بحث میکنم!
من تو اوقات فراغتم چیکار میکنم؟ درباره زمین و زمان نظر میدم و خیلی جدی سر عقایدم با این و اون بحث میکنم!
👍3
یه جوری برای فردا استرس دارم انگار فردا اول مهره و من دانشآموز پایه اول ابتدایی.
- ۳۰ آذر، در آستانه شروع بخش داخلی -
- ۳۰ آذر، در آستانه شروع بخش داخلی -
❤1
هر سال حافظ بیشتر از قبل شگفتزدهم میکنه.
یهو یه شعری رو میکنه که خلاصهای از وضعیت اخیر زندگیمه.
یهو یه شعری رو میکنه که خلاصهای از وضعیت اخیر زندگیمه.
میترسم زرشکیش بیشتر به قرمز مایل باشه که احتمالا هم هست
تا حالا از نزدیک رنگ واقعیشو ندیدم
تا حالا از نزدیک رنگ واقعیشو ندیدم