پ.ن ۲: پدرم دراومده از بس سر هر پاراگراف سر هر جمله وایمیستم نگاه میکنم تغییر جدید به فکرم میرسه میرم از پنل ادمین تغییرو اعمال میکنم بعد باز میام از سایت اصلی مجدد چک میکنم تا در نهایت به ترکیب دلخواه برسم
عاشق پیجایی هستم که سفرای مختلف جالب میرن و استوری میذارن
احساس میکنم خودم رفتم اونجارو دیدم برگشتم
احساس میکنم خودم رفتم اونجارو دیدم برگشتم
این کتاب دوجلدی رو پارسال نزدیکای تولدم از قفسه یه کتابفروشی به یه قیمت خوووب پیدا کردم و با اصرار و اشتیاق خریدمش.
یا اصلا برگردیم عقبتر، اولین بار اشتراک طاقچه بینهایت رو به امید خوندن این کتاب خریدم و اولین شکستم از طاقچه اونجایی بود که این کتاب، جزو کتابهای بینهایتش نبود...
خلاصه سرتونو درد نیارم، این کتابارو با شوق و خوشحالی زیاد خریدم و آوردم گذاشتم اولِ اول کتابخونهم.
و از اون موقع تا همین الان بهشون دست نزدم🥲 و این موضوع واقعا ناراحتم میکنههه:(
فلذا الان تصمیم گرفتم که تا تولد امسالم سر نرسیده، شروع کنم بخونمشون😍🥺
همراهیم میکنید؟ تیکههاشو بذارم براتون یا تکراری و خسته کننده میشه به نظرتون؟
یا اصلا برگردیم عقبتر، اولین بار اشتراک طاقچه بینهایت رو به امید خوندن این کتاب خریدم و اولین شکستم از طاقچه اونجایی بود که این کتاب، جزو کتابهای بینهایتش نبود...
خلاصه سرتونو درد نیارم، این کتابارو با شوق و خوشحالی زیاد خریدم و آوردم گذاشتم اولِ اول کتابخونهم.
و از اون موقع تا همین الان بهشون دست نزدم🥲 و این موضوع واقعا ناراحتم میکنههه:(
فلذا الان تصمیم گرفتم که تا تولد امسالم سر نرسیده، شروع کنم بخونمشون😍🥺
همراهیم میکنید؟ تیکههاشو بذارم براتون یا تکراری و خسته کننده میشه به نظرتون؟
آسمون☁️
این کتاب دوجلدی رو پارسال نزدیکای تولدم از قفسه یه کتابفروشی به یه قیمت خوووب پیدا کردم و با اصرار و اشتیاق خریدمش. یا اصلا برگردیم عقبتر، اولین بار اشتراک طاقچه بینهایت رو به امید خوندن این کتاب خریدم و اولین شکستم از طاقچه اونجایی بود که این کتاب، جزو…
اجازه بدید یک روز کامل بوشو نفس بکشم و غرق در خوشی بشم😭😭😭
وای خدای من
چند وقت بود کتاب کاغذی دست نگرفته بودم؟
وای خدای من
چند وقت بود کتاب کاغذی دست نگرفته بودم؟
شما "یادداشتمترجمویادداشتنویسندهو پیشگفتارومیخونمچوناگهندونمچینوشتنازفضولیمیمیرم پرسن" هستید
یا "اهبابااینامچقدرحرفمیزننزودبرمفصلاولکتابوشروعکنم پرسن"؟
یا "اهبابااینامچقدرحرفمیزننزودبرمفصلاولکتابوشروعکنم پرسن"؟
زن چیست؟
احتمالا هیچ مردی به فکر نمیافتد که درباره موقعیت خاصی که نرها در جامعه بشری دارند کتابی بنویسد.
اگر من بخواهم خودم را تعریف کنم، ابتدا ناگزیرم این نکته را اعلام کنم: "من، زن هستم."؛ این حقیقت، پایه و اساسی میسازد که هر تایید دیگری بر آن بنا میشود. مرد، هرگز کار را با طرح خود به مثابه فردی از یک جنس آغاز نمیکند: تردیدی وجود ندارد که او مرد است.
گاهی ضمن بحثهای انتزاعی وقتی از بعضی مردها شنیدهام که "شما اینطور فکر میکنید، برای اینکه زن هستید" دستخوش خشم شدهام؛ اما میدانستهام که یگانه دفاع من این است که در جواب بگویم: " اینطور فکر میکنم، برای اینکه درست است" و به این ترتیب، ذهنیت خودم را حذف کنم.
و اصلا این موضوع مطرح نبوده که جواب بدهم: "و شما عکس این فکر میکنید، برای اینکه مرد هستید"؛ چون روشن است که مرد بودن غرابتی نیست؛ مرد با مرد بودن محق است...
زن است که در حالت بی حقی قرار دارد.
#جنس_دوم
احتمالا هیچ مردی به فکر نمیافتد که درباره موقعیت خاصی که نرها در جامعه بشری دارند کتابی بنویسد.
اگر من بخواهم خودم را تعریف کنم، ابتدا ناگزیرم این نکته را اعلام کنم: "من، زن هستم."؛ این حقیقت، پایه و اساسی میسازد که هر تایید دیگری بر آن بنا میشود. مرد، هرگز کار را با طرح خود به مثابه فردی از یک جنس آغاز نمیکند: تردیدی وجود ندارد که او مرد است.
گاهی ضمن بحثهای انتزاعی وقتی از بعضی مردها شنیدهام که "شما اینطور فکر میکنید، برای اینکه زن هستید" دستخوش خشم شدهام؛ اما میدانستهام که یگانه دفاع من این است که در جواب بگویم: " اینطور فکر میکنم، برای اینکه درست است" و به این ترتیب، ذهنیت خودم را حذف کنم.
و اصلا این موضوع مطرح نبوده که جواب بدهم: "و شما عکس این فکر میکنید، برای اینکه مرد هستید"؛ چون روشن است که مرد بودن غرابتی نیست؛ مرد با مرد بودن محق است...
زن است که در حالت بی حقی قرار دارد.
#جنس_دوم
دو تا نکته
یک، چقدر خوبه که حقوق زنان تا حدی پیش رفته که بعضی مسائل الان دیگه عادی و پیش پا افتاده محسوب میشن.
تا همین چند وقت پیش باید با ۹۹ درصد جامعه میجنگیدی تا ثابت کنی تو چیزی از یه مرد کم نداری، الان اون درصد کمتر شده و نیاز نیست برای بدیهیات بجنگیم.
دو، چقدرررر خوبه که ابزارهایی مثل هوش مصنوعی تو ترجمه استفاده میشن. یعنی ai تو ترجمه یه شمشیر دو لبه است ولی به نظرم فوایدش بیشتره. الان یه ترجمه خالص انسانی واقعا ثقیلتر و سختفهمتر درمیاد. ولی اگه کسی به زبان مبدا و مقصد آشنا باشه و ترجمه رو با ai انجام بده و در کنارش خنگ بازیای ai رو اصلاح کنه و هوش انسانی خودش رو در متن اعمال کنه، نتیجه شگفت انگیز درمیاد.
یک، چقدر خوبه که حقوق زنان تا حدی پیش رفته که بعضی مسائل الان دیگه عادی و پیش پا افتاده محسوب میشن.
تا همین چند وقت پیش باید با ۹۹ درصد جامعه میجنگیدی تا ثابت کنی تو چیزی از یه مرد کم نداری، الان اون درصد کمتر شده و نیاز نیست برای بدیهیات بجنگیم.
دو، چقدرررر خوبه که ابزارهایی مثل هوش مصنوعی تو ترجمه استفاده میشن. یعنی ai تو ترجمه یه شمشیر دو لبه است ولی به نظرم فوایدش بیشتره. الان یه ترجمه خالص انسانی واقعا ثقیلتر و سختفهمتر درمیاد. ولی اگه کسی به زبان مبدا و مقصد آشنا باشه و ترجمه رو با ai انجام بده و در کنارش خنگ بازیای ai رو اصلاح کنه و هوش انسانی خودش رو در متن اعمال کنه، نتیجه شگفت انگیز درمیاد.
هرچقدرم بوکمارک داشته باشم آخرشم با یه دستمال کاغذی تمیز کارو درمیارم.
دستمال کاغذی خوبه، رد نمیندازه، صحافی کتابو خراب نمیکنه💅🏻
دستمال کاغذی خوبه، رد نمیندازه، صحافی کتابو خراب نمیکنه💅🏻
فقط بخش مقدمه مترجم و مقدمه نویسنده و پیشگفتارو تونستم تموم کنم
به نظرم برای امروز در همین حد کافیه😂
به نظرم برای امروز در همین حد کافیه😂
تا دنیا یه تکونی به خودش بده و راجع به خودکشی رزیدنتا آگاه بشه، قطار خودکشی کادر درمان رسیده به اینترنا...
اصلا خوشم نمیاد شبا که من بیدارم شما همه خوابیدا🤣
حالا تا من تعطیل نبودم و عین مرغ و خروس ساعت ۹ شب میخوابیدم همه شبزندهدار بودن😒
حالا تا من تعطیل نبودم و عین مرغ و خروس ساعت ۹ شب میخوابیدم همه شبزندهدار بودن😒
خب دیگه خوابم میاد و تا این موقع شب بیدار موندن برا سن و سالم خوب نیست👩🏻🦯
پیر شدم قبلنا وقتی میگفتم شب "زود" خوابیدم منظورم ۲ و ۳ شب بود🚬
پیر شدم قبلنا وقتی میگفتم شب "زود" خوابیدم منظورم ۲ و ۳ شب بود🚬
گوش دادن به سخنرانی های دکتر مکری و غرق شدن در مفاهیمی که مطرح میکنه کاملا highام میکنه.
خب دلم میخواد راجع به نکاتی که تو این ویدیو یاد گرفتم صحبت کنیم:
ماهیت کلی ویدیو راجع به "تلاش" بود.
اینکه چی میشه که بعضیها باارادهترن و به ظاهر خیلی خوب تلاش میکنن.
عوامل زیادی در تلاش دخیلن و میخوایم اونارو بشناسیم:
۱. مغزی که بدن رو کنترل میکنه: یه حالت فیزیولوژیک هست که نشون میده افرادی که اراده بالاتری دارن، سیستم عصبیشون طوریه که مغزشون خیلی قویتر میتونه هیجانات و ضربان قلب رو مهار کنه (بهش میگن تون واگال یا تون پاراسمپاتیک بالا).
یعنی وقتی تو شرایط سخت قرار میگیرن، مغز سریع به بدن دستور میده «آروم باش» و همین باعث میشه به جای واکنش احساسی، اراده به خرج بدن.
و یه نکته جالب دیگه، وقتی حالمون خوبه و خُلق مثبتی داریم، مغز سیستمهای هشدار و استرس رو خاموش میکنه. مثال بارزش وقتیه که تو حال خوبی قرار داریم و در صورتی که یه اتفاق شوکه کننده تو اون لحظه رخ بده، کمتر از جا میپریم (رفلکس Startle).
پس در حالاتی که حالمون خوبه ذهنمون از حالت «دفاع و بقا» خارج میشه و به حالت "آرامش و اکتشاف" میرسه.
بحث بعدی، بحث انگیزه است.
ارتباط دو سویه بین تلاش و انگیزه وجود داره و این ارتباط به پارامترهای زیر وابسته است:
۱. توان لذت بردن و دوست داشتن یک پاداش: در واقع همون موقعیه که بالاخره به هدفت میرسی و اون لحظه تو باید از دیدن نتیجه کیف کنی. زمانی که این لذت بردن از پاداش کم باشه، یعنی یه جای کار میلنگه و اختلالاتی مثل افسردگی میتونن باعثش باشن.
۲. توان پیشبینی و انتظار لذت: یعنی مغز بتونه قبل از رسیدن به پاداش، اون رو شبیهسازی کنه تا موتور محرکت روشن بشه. اگه مغز نتونه این لذت آینده رو پیشبینی کنه انگیزهای هم برای شروع نمیمونه.
۳. توان یادگیری از پاداش: مغز ما باید بتونه مسیر رسیدن به یه اتفاق خوب رو یاد بگیره تا بتونه دوباره تکرارش کنه (چه خودآگاه چه ناخودآگاه). تو اختلالاتی مثل اسکیزوفرنی یا افسردگی، مغز نمیتونه این الگوهای موفقیت رو تو خودش ذخیره کنه، در نتیجه فرد نمیتونه رفتارهای سازنده رو به یه عادت تبدیل کنه.
۴. ارزیابی پاداش، ترازوی دوکفهی سود کردن، یا ضرر نکردن: سیستم ذهنی آدمای باانگیزه روی «به دست آوردن و سود کردن» تنظیم شده.
اما اگه انگیزه بیاد پایین، تمام تمرکز مغز میره روی «ضرر نکردن و بقا». یعنی آدم به جای اینکه بگه «تلاش کنم تا یه چیزی به دست بیارم»، فقط میگه «یه کاری کنم که اوضاع از اینی که هست بدتر نشه» و این الگوییه که تو رفتار افرادی که افسردگی یا اسکیزوفرنی دارن هم دیده میشه. ضرر نکردن براشون خیلی مهمتر از سود کردنه.
۵. ارزیدن تلاش برای پاداش، یا چرتکه انداختن برای زحمت: مغز در حال سبکسنگین کردنه که «آیا این پاداش به این همه جون کندن میارزه؟
وقتی وزن «زحمت کشیدن» تو ذهن یه فرد یا حتی یک جامعه خیلی سنگینتر از خود پاداش بشه، نتیجهاش میشه فرار از چالش و تنپروری.
پس وقتی دارین تلاش و انگیزهی خودتون رو برای انجام کاری میسنجین و همش حس می کنین یه جای کار میلنگه، این دفعه یک بار راجع به این پارامترها فکر کنین و ببینین کدوم یکی از این موارد در شما و در اون موضوع خاص دچار مشکله.
و در نهایت مورد آخر میرسه به بحث "باور" و تاثیر اون تو تلاشهای ما.
از نظر علمی تحقیقات نشون داده که پدیده خستگی بیشتر روانی هست تا فیزیولوژیک.
یعنی اگه یه فرد باور داشته باشه که اراده یه منبع محدوده که با مصرف قند خون تموم میشه، با افت قند عملکردش واقعا افت میکنه.
در مقابل، گروهی که به نامحدود بودن توان اراده باور دارن و فکر میکنن ارتباطی بین قند خون و اراده وجود نداره، نوسانات قند خون تأثیری بر سطح تمرکز و استقامت ذهنی اونا نداره.
شاید برای همینه که وقتایی که امتحان داریم یا مهلت زمانیمون محدوده، ساعتهای طولانی پای کار میشینیم و احساس گرسنگی یا خستگی نمیکنیم.
پس در نهایت تلاش کردن بیشتر از اینکه یه ویژگی ذاتی باشه، یه مهارته که به عوامل مختلف وابسته است و ما میتونیم با شناخت هر کدوم از این عوامل، اونارو در خودمون تقویت کنیم و روز به روز ارادهمون بیشتر بشه.
همین دیگه، صحبت من تمومه و ممنون که وقت گذاشتید و تا انتهای متن با من همراه بودید❤️ امیدوارم خوندن این متن بهتون کمک کنه تا سیستم مغزتون رو بهتر بشناسید و دیگه بابت بیانگیزگیهای گذرا خودتون رو سرزنش نکنید، همچنین دیدگاه جدیدی درباره معنی واقعی تلاش و انگیزه گرفته باشید.
ماهیت کلی ویدیو راجع به "تلاش" بود.
اینکه چی میشه که بعضیها باارادهترن و به ظاهر خیلی خوب تلاش میکنن.
عوامل زیادی در تلاش دخیلن و میخوایم اونارو بشناسیم:
۱. مغزی که بدن رو کنترل میکنه: یه حالت فیزیولوژیک هست که نشون میده افرادی که اراده بالاتری دارن، سیستم عصبیشون طوریه که مغزشون خیلی قویتر میتونه هیجانات و ضربان قلب رو مهار کنه (بهش میگن تون واگال یا تون پاراسمپاتیک بالا).
یعنی وقتی تو شرایط سخت قرار میگیرن، مغز سریع به بدن دستور میده «آروم باش» و همین باعث میشه به جای واکنش احساسی، اراده به خرج بدن.
و یه نکته جالب دیگه، وقتی حالمون خوبه و خُلق مثبتی داریم، مغز سیستمهای هشدار و استرس رو خاموش میکنه. مثال بارزش وقتیه که تو حال خوبی قرار داریم و در صورتی که یه اتفاق شوکه کننده تو اون لحظه رخ بده، کمتر از جا میپریم (رفلکس Startle).
پس در حالاتی که حالمون خوبه ذهنمون از حالت «دفاع و بقا» خارج میشه و به حالت "آرامش و اکتشاف" میرسه.
بحث بعدی، بحث انگیزه است.
ارتباط دو سویه بین تلاش و انگیزه وجود داره و این ارتباط به پارامترهای زیر وابسته است:
۱. توان لذت بردن و دوست داشتن یک پاداش: در واقع همون موقعیه که بالاخره به هدفت میرسی و اون لحظه تو باید از دیدن نتیجه کیف کنی. زمانی که این لذت بردن از پاداش کم باشه، یعنی یه جای کار میلنگه و اختلالاتی مثل افسردگی میتونن باعثش باشن.
۲. توان پیشبینی و انتظار لذت: یعنی مغز بتونه قبل از رسیدن به پاداش، اون رو شبیهسازی کنه تا موتور محرکت روشن بشه. اگه مغز نتونه این لذت آینده رو پیشبینی کنه انگیزهای هم برای شروع نمیمونه.
۳. توان یادگیری از پاداش: مغز ما باید بتونه مسیر رسیدن به یه اتفاق خوب رو یاد بگیره تا بتونه دوباره تکرارش کنه (چه خودآگاه چه ناخودآگاه). تو اختلالاتی مثل اسکیزوفرنی یا افسردگی، مغز نمیتونه این الگوهای موفقیت رو تو خودش ذخیره کنه، در نتیجه فرد نمیتونه رفتارهای سازنده رو به یه عادت تبدیل کنه.
۴. ارزیابی پاداش، ترازوی دوکفهی سود کردن، یا ضرر نکردن: سیستم ذهنی آدمای باانگیزه روی «به دست آوردن و سود کردن» تنظیم شده.
اما اگه انگیزه بیاد پایین، تمام تمرکز مغز میره روی «ضرر نکردن و بقا». یعنی آدم به جای اینکه بگه «تلاش کنم تا یه چیزی به دست بیارم»، فقط میگه «یه کاری کنم که اوضاع از اینی که هست بدتر نشه» و این الگوییه که تو رفتار افرادی که افسردگی یا اسکیزوفرنی دارن هم دیده میشه. ضرر نکردن براشون خیلی مهمتر از سود کردنه.
۵. ارزیدن تلاش برای پاداش، یا چرتکه انداختن برای زحمت: مغز در حال سبکسنگین کردنه که «آیا این پاداش به این همه جون کندن میارزه؟
وقتی وزن «زحمت کشیدن» تو ذهن یه فرد یا حتی یک جامعه خیلی سنگینتر از خود پاداش بشه، نتیجهاش میشه فرار از چالش و تنپروری.
پس وقتی دارین تلاش و انگیزهی خودتون رو برای انجام کاری میسنجین و همش حس می کنین یه جای کار میلنگه، این دفعه یک بار راجع به این پارامترها فکر کنین و ببینین کدوم یکی از این موارد در شما و در اون موضوع خاص دچار مشکله.
و در نهایت مورد آخر میرسه به بحث "باور" و تاثیر اون تو تلاشهای ما.
از نظر علمی تحقیقات نشون داده که پدیده خستگی بیشتر روانی هست تا فیزیولوژیک.
یعنی اگه یه فرد باور داشته باشه که اراده یه منبع محدوده که با مصرف قند خون تموم میشه، با افت قند عملکردش واقعا افت میکنه.
در مقابل، گروهی که به نامحدود بودن توان اراده باور دارن و فکر میکنن ارتباطی بین قند خون و اراده وجود نداره، نوسانات قند خون تأثیری بر سطح تمرکز و استقامت ذهنی اونا نداره.
شاید برای همینه که وقتایی که امتحان داریم یا مهلت زمانیمون محدوده، ساعتهای طولانی پای کار میشینیم و احساس گرسنگی یا خستگی نمیکنیم.
پس در نهایت تلاش کردن بیشتر از اینکه یه ویژگی ذاتی باشه، یه مهارته که به عوامل مختلف وابسته است و ما میتونیم با شناخت هر کدوم از این عوامل، اونارو در خودمون تقویت کنیم و روز به روز ارادهمون بیشتر بشه.
همین دیگه، صحبت من تمومه و ممنون که وقت گذاشتید و تا انتهای متن با من همراه بودید❤️ امیدوارم خوندن این متن بهتون کمک کنه تا سیستم مغزتون رو بهتر بشناسید و دیگه بابت بیانگیزگیهای گذرا خودتون رو سرزنش نکنید، همچنین دیدگاه جدیدی درباره معنی واقعی تلاش و انگیزه گرفته باشید.