This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستخط و صوت علامه حسن زاده آملی رضوان الله علیه: «أشهدُ أَنَّ فاطمةَ بنتَ رسولِ الله عصمةُ اللهِ الکبری و حُجَّةُ الله علی الحُجَج»
@Arefane
@Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 رسولالله خطاب به سلمان فرمود: محبت فاطمه، صد جا به دردتان میخورد؛ که آسانترین آن، مرگ است.
@Arefane
@Arefane
❖ شعر عرفانی آیت الله غروی اصفهانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
سینهای کز معرفت گنجینه اسرار بود
کِی سزاوار فشار آن در و دیوار بود
طور سینای تجلّی، مشعلی از نور شد
سینه سینای وحدت، مشتعل از نار بود
نالهی بانو، زد اندر خرمن هستی شرر
گویی اندر طور غم چون نخل آتشبار بود
آن که کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی
از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود؟
گردش گردون دون بین کز جفای سامری
نقطهی پرگار وحدت، مرکز مسمار بود
صورتش نیلی شد از سیلی، که چون سیل سیاه
روی گردون زین مصیبت تا قیامت تار بود
تصویر: اثر جدید حسن روح الامین
@Arefane
سینهای کز معرفت گنجینه اسرار بود
کِی سزاوار فشار آن در و دیوار بود
طور سینای تجلّی، مشعلی از نور شد
سینه سینای وحدت، مشتعل از نار بود
نالهی بانو، زد اندر خرمن هستی شرر
گویی اندر طور غم چون نخل آتشبار بود
آن که کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی
از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود؟
گردش گردون دون بین کز جفای سامری
نقطهی پرگار وحدت، مرکز مسمار بود
صورتش نیلی شد از سیلی، که چون سیل سیاه
روی گردون زین مصیبت تا قیامت تار بود
تصویر: اثر جدید حسن روح الامین
@Arefane
حضرت استاد رمضانی
@Arefane
لطیفهای پیرامون عدد ابجد «هو» (۱۱) و عدد ابجد «علی» (۱۱۰) در بیان جناب استاد رمضانی حفظهالله
@Arefane
@Arefane
بخش ششم - زمینه (چه بگویم؟! نگفته هم پیداست)
حاج محمود کریمی
«یا برگرد؛ یا این دل را برگردان»
زبان حال حضرت امیر خطاب به حضرت زهرا و حضرت اباالفضل علیهم السلام
حاج محمود کریمی، ۲ آذر ۱۴۰۴
@Arefane
زبان حال حضرت امیر خطاب به حضرت زهرا و حضرت اباالفضل علیهم السلام
حاج محمود کریمی، ۲ آذر ۱۴۰۴
@Arefane
بخش پنجم - شور (آن زلف به دست باد، یارا)
حاج محمود کریمی
آن زلف به دست باد، یارا
آخر به جنون کشانده ما را
دور از لب لعل تو عسل، زهر
زهر از لب لعل تو، گوارا
عطر نفست وزیده از بلخ
تا آن سر وادی بخارا
از پرده برون مشو از این بیش
در شهر مچرخ آشکارا
قدری صنم جنون برانگیز
با بنده خویش کن مدارا
بعد از نظری که بر تو بستم
خاکی به سرم شده نگارا
حاج محمود کریمی
۱۳ آبان ۱۴۰۴
@Arefane
آخر به جنون کشانده ما را
دور از لب لعل تو عسل، زهر
زهر از لب لعل تو، گوارا
عطر نفست وزیده از بلخ
تا آن سر وادی بخارا
از پرده برون مشو از این بیش
در شهر مچرخ آشکارا
قدری صنم جنون برانگیز
با بنده خویش کن مدارا
بعد از نظری که بر تو بستم
خاکی به سرم شده نگارا
حاج محمود کریمی
۱۳ آبان ۱۴۰۴
@Arefane
بخش هشتم - شور (ای پیرهنت پاکتر از دیدهی یعقوب)
حاج محمود کریمی
ای پیرهنت پاکتر از دیدهی یعقوب
عریان ز چه افتادهای ای خوبتر از خوب
حاج محمود کریمی، ۱ آذر ۱۴۰۴
صلی الله علیک یا قتیل العریان و علی الارواح التی حلّت بفنائک
@Arefane
عریان ز چه افتادهای ای خوبتر از خوب
حاج محمود کریمی، ۱ آذر ۱۴۰۴
صلی الله علیک یا قتیل العریان و علی الارواح التی حلّت بفنائک
@Arefane
هرجا که تویی، به شوق، شوری برپاست
هرجا که منم، به جبر، غم هم آنجاست
آنسان که تویی، چقدر انسان زیبا
اینسان که منم، چقدر انسان تنهاست
محمدرضا معلمی
@Arefane
هرجا که منم، به جبر، غم هم آنجاست
آنسان که تویی، چقدر انسان زیبا
اینسان که منم، چقدر انسان تنهاست
محمدرضا معلمی
@Arefane