از جمله عارفان، حکیمان و اندیشمندانی که نکات و خاطراتی ناب از آنان در این اثر ذکر شده، میتوان به ابن عربی، قونوی، مولوی، حافظ رجب برسی، سید حیدر آملی، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، ملاصدرا، علامه سید علی قاضی، علامه رفیعی قزوینی، امام خمینی، علامه طباطبایی و برادرشان، شهید مطهری، علامه حسن زاده آملی، استاد رضا ولایی، آیتالله بهاءالدینی، حیدر آقا معجزه تهرانی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله سید عزالدین زنجانی، آیت الله مروارید، میرزا جواد تهرانی، آیت الله حجت هاشمی، میرزا علی فلسفی، میرزا هاشم آملی، آیت الله انصاری شیرازی، میرزا مهدی اصفهانی، شیخ احمد کافی، آیت الله خامنه ای، آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم، آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله جناتی، استاد مهندسی و شهید جوانمرد اشاره کرد.
👈 مشاهده فهرست کتاب
✅ نمونه مطالب کتاب👇(کلیک کنید):
ماجرای طی الارض علامه حسن زاده آملی
مکاشفه حیدر آقا معجزه در حرم امام رضا(ع)
پیشگویی آیتالله بهاءالدینی از اتمام جنگ
نامحرم اسرار | تعبیر رؤیا توسط علامه حسنزاده
فراموشی علامه حسن زاده در اواخر عُمر
👈 سفارش خرید: @rosvaa
@Arefane
👈 مشاهده فهرست کتاب
✅ نمونه مطالب کتاب👇(کلیک کنید):
ماجرای طی الارض علامه حسن زاده آملی
مکاشفه حیدر آقا معجزه در حرم امام رضا(ع)
پیشگویی آیتالله بهاءالدینی از اتمام جنگ
نامحرم اسرار | تعبیر رؤیا توسط علامه حسنزاده
فراموشی علامه حسن زاده در اواخر عُمر
👈 سفارش خرید: @rosvaa
@Arefane
1_11493295947.pdf
2.4 MB
❖ فهرست کامل کتاب «حدیث سهر» | نکات ناب و خاطرات شنیدنی از عارفان، حکیمان و اندیشمندان در بیان آیت الله حسن رمضانی
@Arefane
@Arefane
Forwarded from عارفانه
❖ انتشار نخستین بار| ماجرای طی الارض علامه حسن زاده آملی رضوان الله علیه
• روزی حقیر از حضرت استاد حسن زاده آملی پرسیدم: آیا شما دارای طی الارض هستید و دستتان در مساله طی الارض باز است؟ ایشان این جمله را فرمود: «ریاضتش را کشیدهام».
• پسر ایشان؛ علی آقا، روزی به من گفت: در خدمت آقاجان که هستید سعی کنید از اسرار مگوی ایشان بهره بگیرید، از تخصصهای ویژهای که در اختیار ایشان است و در جای دیگر پیدا نمیشود بهره بگیرید.
• پرسیدم: مثلا؟
اشاره کردند که زمانی ما با آقاجانم در ایرا به سر میبردیم و والده در آمل بود، و دلمان برای مادرمان تنگ شده و مدت زیادی بود ایشان را ندیده بودیم. خدمت پدر گفتم: دلمان برای مادر تنگ شده، فکری بکنید، برویم به آمل سری بزنیم. ایشان گفتند: دلتان برای مادرتان تنگ شده؟ میخواهید برویم پیش مادر؟ گفتم: بله. ایشان فرمودند چشمانتان را ببندید! ما هم چشمانمان را بستیم و گفتند: باز کنید. باز کردیم دیدیم آمل در خدمت مادر هستیم!
✍ جناب استاد حسن رمضانی،
کتاب حدیث سهر، ص ۳۱۳
@Arefane
• روزی حقیر از حضرت استاد حسن زاده آملی پرسیدم: آیا شما دارای طی الارض هستید و دستتان در مساله طی الارض باز است؟ ایشان این جمله را فرمود: «ریاضتش را کشیدهام».
• پسر ایشان؛ علی آقا، روزی به من گفت: در خدمت آقاجان که هستید سعی کنید از اسرار مگوی ایشان بهره بگیرید، از تخصصهای ویژهای که در اختیار ایشان است و در جای دیگر پیدا نمیشود بهره بگیرید.
• پرسیدم: مثلا؟
اشاره کردند که زمانی ما با آقاجانم در ایرا به سر میبردیم و والده در آمل بود، و دلمان برای مادرمان تنگ شده و مدت زیادی بود ایشان را ندیده بودیم. خدمت پدر گفتم: دلمان برای مادر تنگ شده، فکری بکنید، برویم به آمل سری بزنیم. ایشان گفتند: دلتان برای مادرتان تنگ شده؟ میخواهید برویم پیش مادر؟ گفتم: بله. ایشان فرمودند چشمانتان را ببندید! ما هم چشمانمان را بستیم و گفتند: باز کنید. باز کردیم دیدیم آمل در خدمت مادر هستیم!
✍ جناب استاد حسن رمضانی،
کتاب حدیث سهر، ص ۳۱۳
@Arefane
❖ مکاشفه سالک الی الله حیدر آقا معجزه تهرانی در حرم امام رضا (ع) و عنایت حضرت به ایشان
استاد آیت الله رمضانی در کتاب «حدیث سهر» صفحه ۴۲۸ میفرمایند:
روزی حضرت آیت الله جوادی آملی از بنده خواستند تا حیدر آقا معجزه را بیشتر به ایشان معرفی کنم که در پاسخ گفتم: خاطره ای را نقل می کنم که برای حضرتعالی از این خاطره خیلی از مسائل روشن میشود. خاطره این بود که حیدر آقا معجزه میفرمود: من با مرحوم آیت الله شاه آبادی (استاد امام خمینی) ارتباط داشتم و از ایشان استفاده میکردم و بهره میبردم.
آرزو داشتم یک سفر به مشهد مقدس داشته باشم که تا آن زمان، به علت مشکلات مالی و فقر، توفیق دست نداده بود. بر اثر عشق به حضرت رضا علیه السلام به میدان خراسان میرفتم که اتوبوسهای مشهد مقدس از آنجا حرکت میکردند. به اتوبوسها نگاه میکردم و گریه میکردم و گاهی گرد و غبار آنها را دست میکشیدم و به سر و صورت خود میمالیدم و تبرک میکردم. تا اینکه مقدمات تشرف ما به مشهد فراهم شد و یک نفر هزینه سفر ما را فراهم کرد.
خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و با خوشحالی تمام عرض کردم آقا من میخواهم مشهد بروم. فرمایش و سفارشی دارید، بفرمایید. مرحوم آیت الله شاه آبادی فرموده بود: چون اولین بار است که با این عشق و علاقه به مشهد مشرف می شوید، یقیناً برای حضرت رضا علیه السلام عزیزید. لذا هر چه میخواهی بخواه منتها مواظب باش «چیز» بخواهی نه «ناچیز»! (مثلا امور دنیوی نخواه).
حیدر آقا معجزه میگفت: به مشهد مشرف شدم و بالا سر حضرت رضا علیه السلام که رسیدم یاد فرمایش آقای شاه آبادی افتادم. به امام رضا عرض کردم آقا، آقای شاه آبادی فرمودند از شما چیزی بخواهم که ارزش داشته باشد. ناچیز نخواهم. آقا من می خواهم هر کتابی را که باز کردم بفهمم. این را از شما میخواهم.
سپس زیارت را شروع کردم و نماز زیارت را خوانده بودم و سر به سجده بودم که حالت خاصی به من دست داد؛ دیدم آقا (امام رضا علیه السلام) تشریف میآورند به طرف من و دو نفر خادم هم حضرت را همراهی میکنند. جلو آمدند و آن دو خادم یک ظرف بزرگ پاتیل را آوردند و گذاشتند کنار من که صدایش مرا متوجه به خود کرد. نگاه کردم دیدم داخلش پر از کره است. از طرفی هم حضرت ایستادند و مرا نگاه میکنند. من هم اصلا نمیتوانستم حرف بزنم. حضرت دستشان را به جیب کردند و مقداری اسکناس در آوردند و شروع به ورق زدن کردند. وسط آنها یک اسکناس مچاله شده و کهنه یک تومانی در آوردند و به من دادند و رفتند. من هم همانطور مانده بودم که این چه بود و چه شد و... که از این حالت به حالت طبیعی برگشتم.
سفر ما به انجام رسید و برگشتیم تهران و خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و واقعه را خدمت ایشان عرض کردم. آیت الله شاه آبادی فرمود: «آن پول یک تومانی مچاله شده، حظّ تو از علم رسمی است. از علم رسمی و قیل و قال مدرسه، بهره ات همان اندازه است. و اما آن کره که داخل ظرف بود، لُبّ علم است. لبّ علم را که توحید است به تو داده اند».
جناب استاد رمضانی در ادامه میفرمایند: «واقعا ایشان چنین بودند و مشکلات عبارات محیی الدین ابن عربی، دقایق و ظرایف مثنوی و مسائل مختلفی را که از اهل معرفت نقل میشد، چنان استادانه و ماهرانه حل میکردند که ما تعجب میکردیم و به صداقت این مکاشفه یا رؤیا پی میبردیم. واقعا اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مغز عرفان و توحید را به ایشان چشانده بودند.»
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane | عارفانه
استاد آیت الله رمضانی در کتاب «حدیث سهر» صفحه ۴۲۸ میفرمایند:
روزی حضرت آیت الله جوادی آملی از بنده خواستند تا حیدر آقا معجزه را بیشتر به ایشان معرفی کنم که در پاسخ گفتم: خاطره ای را نقل می کنم که برای حضرتعالی از این خاطره خیلی از مسائل روشن میشود. خاطره این بود که حیدر آقا معجزه میفرمود: من با مرحوم آیت الله شاه آبادی (استاد امام خمینی) ارتباط داشتم و از ایشان استفاده میکردم و بهره میبردم.
آرزو داشتم یک سفر به مشهد مقدس داشته باشم که تا آن زمان، به علت مشکلات مالی و فقر، توفیق دست نداده بود. بر اثر عشق به حضرت رضا علیه السلام به میدان خراسان میرفتم که اتوبوسهای مشهد مقدس از آنجا حرکت میکردند. به اتوبوسها نگاه میکردم و گریه میکردم و گاهی گرد و غبار آنها را دست میکشیدم و به سر و صورت خود میمالیدم و تبرک میکردم. تا اینکه مقدمات تشرف ما به مشهد فراهم شد و یک نفر هزینه سفر ما را فراهم کرد.
خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و با خوشحالی تمام عرض کردم آقا من میخواهم مشهد بروم. فرمایش و سفارشی دارید، بفرمایید. مرحوم آیت الله شاه آبادی فرموده بود: چون اولین بار است که با این عشق و علاقه به مشهد مشرف می شوید، یقیناً برای حضرت رضا علیه السلام عزیزید. لذا هر چه میخواهی بخواه منتها مواظب باش «چیز» بخواهی نه «ناچیز»! (مثلا امور دنیوی نخواه).
حیدر آقا معجزه میگفت: به مشهد مشرف شدم و بالا سر حضرت رضا علیه السلام که رسیدم یاد فرمایش آقای شاه آبادی افتادم. به امام رضا عرض کردم آقا، آقای شاه آبادی فرمودند از شما چیزی بخواهم که ارزش داشته باشد. ناچیز نخواهم. آقا من می خواهم هر کتابی را که باز کردم بفهمم. این را از شما میخواهم.
سپس زیارت را شروع کردم و نماز زیارت را خوانده بودم و سر به سجده بودم که حالت خاصی به من دست داد؛ دیدم آقا (امام رضا علیه السلام) تشریف میآورند به طرف من و دو نفر خادم هم حضرت را همراهی میکنند. جلو آمدند و آن دو خادم یک ظرف بزرگ پاتیل را آوردند و گذاشتند کنار من که صدایش مرا متوجه به خود کرد. نگاه کردم دیدم داخلش پر از کره است. از طرفی هم حضرت ایستادند و مرا نگاه میکنند. من هم اصلا نمیتوانستم حرف بزنم. حضرت دستشان را به جیب کردند و مقداری اسکناس در آوردند و شروع به ورق زدن کردند. وسط آنها یک اسکناس مچاله شده و کهنه یک تومانی در آوردند و به من دادند و رفتند. من هم همانطور مانده بودم که این چه بود و چه شد و... که از این حالت به حالت طبیعی برگشتم.
سفر ما به انجام رسید و برگشتیم تهران و خدمت آیت الله شاه آبادی رسیدم و واقعه را خدمت ایشان عرض کردم. آیت الله شاه آبادی فرمود: «آن پول یک تومانی مچاله شده، حظّ تو از علم رسمی است. از علم رسمی و قیل و قال مدرسه، بهره ات همان اندازه است. و اما آن کره که داخل ظرف بود، لُبّ علم است. لبّ علم را که توحید است به تو داده اند».
جناب استاد رمضانی در ادامه میفرمایند: «واقعا ایشان چنین بودند و مشکلات عبارات محیی الدین ابن عربی، دقایق و ظرایف مثنوی و مسائل مختلفی را که از اهل معرفت نقل میشد، چنان استادانه و ماهرانه حل میکردند که ما تعجب میکردیم و به صداقت این مکاشفه یا رؤیا پی میبردیم. واقعا اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مغز عرفان و توحید را به ایشان چشانده بودند.»
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ سیّد خستگی ناپذیر، نشان داد که ممکن است تو سوژهی برخی باشی در مدرک دانشگاهی و تپق زدن هنگام صحبت کردن و...، ولی دلی چنان پاک و زلال داشته باشی که خداوند و اهلبیت تو را به آغوش وصال بپذیرند و برخی را واگذارند بر حال تمسخر و سوژهیابی... وانگهی جمعیتی غیر قابل توصیف در تشییع تو حاضر شوند...
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی...
@Arefane
@Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ ماجرای ذهنخوانی و پیشگویی حضرت آیت الله بهاءالدینی از زمان اتمام جنگ تحمیلی، در کلام حضرت استاد حسن رمضانی
- کتاب «حدیث سهر»، صفحه ۳۵۵
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane
- کتاب «حدیث سهر»، صفحه ۳۵۵
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane
❖ نامحرم اسرار | رؤیای جناب استاد رمضانی درباره درس فصوص الحکم و تعبیر آن توسط مرحوم علامه حسن زاده آملی
- کتاب «حدیث سهر»، صفحه ۳۱۲
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane
- کتاب «حدیث سهر»، صفحه ۳۱۲
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane
❖ کتاب نفیس «دروس معرفت نفس» اثر حضرت علامه حسن زاده آملی
زبان: فارسی
صفحات: ۷۵۲
جلد: سخت
کتاب «دروس معرفت نفس» در موضوع «شناخت نفس و خودشناسی» است که خودشناسی از نظر بزرگان عرفان، مقدمه خداشناسی است. این کتاب مشتمل بر ۱۵۳ درس است و بر ۷۶ اصل مهم، استوار میباشد. هر سه دفتر این مجموعه، در یک جلد منتشر شده است.
شیوه استاد حسن زاده آملی این بود که هر وقت حوزه قم تعطیل میشد، به آمل برمیگشت و در آن جا بساط درس و بحث را برای دوستان پهن میکرد. دروس معرفت نفس، یادگار همان ایام است که استاد در مدت پنج سال، در شهر آمل، برای شاگردان خود، تدریس کرده است و شروع آن، در سال ۱۳۵۳ ش، بوده است.
از نکات قابل توجه، روان بودن قلم کتاب است که حقیقت نفس و وجود انسان را با مثالهای ملموس و پرسشهای تفکربرانگیز برای مخاطب توضیح میدهد.
✅ نمونه مطالب کتاب👇(کلیک کنید):
آثار عجیب اُنس با اسماءالله
راه دوری جامعه از درنده خویی
عدم وجود نقص و شرّ در عالَم
👈 سفارش خرید: @rosvaa
@Arefane
زبان: فارسی
صفحات: ۷۵۲
جلد: سخت
کتاب «دروس معرفت نفس» در موضوع «شناخت نفس و خودشناسی» است که خودشناسی از نظر بزرگان عرفان، مقدمه خداشناسی است. این کتاب مشتمل بر ۱۵۳ درس است و بر ۷۶ اصل مهم، استوار میباشد. هر سه دفتر این مجموعه، در یک جلد منتشر شده است.
شیوه استاد حسن زاده آملی این بود که هر وقت حوزه قم تعطیل میشد، به آمل برمیگشت و در آن جا بساط درس و بحث را برای دوستان پهن میکرد. دروس معرفت نفس، یادگار همان ایام است که استاد در مدت پنج سال، در شهر آمل، برای شاگردان خود، تدریس کرده است و شروع آن، در سال ۱۳۵۳ ش، بوده است.
از نکات قابل توجه، روان بودن قلم کتاب است که حقیقت نفس و وجود انسان را با مثالهای ملموس و پرسشهای تفکربرانگیز برای مخاطب توضیح میدهد.
✅ نمونه مطالب کتاب👇(کلیک کنید):
آثار عجیب اُنس با اسماءالله
راه دوری جامعه از درنده خویی
عدم وجود نقص و شرّ در عالَم
👈 سفارش خرید: @rosvaa
@Arefane
❖ آثار عجیب «مداومت و اُنس با اسماء الله» و از جمله ذکر شریف «یا حَیُّ یا قَیّوم»
- علامه حسن زاده، درس ۹۹ از دروس معرفت نفس
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane
- علامه حسن زاده، درس ۹۹ از دروس معرفت نفس
(توضیحات و خرید کتاب)
@Arefane
❖ آری! تا اجتماعی مدینهی فاضله نشد، همین درنده خوییها خواهد بود و آنگاه بدان نایل میشود که مردم آن، به «حقیقت خود» آشنایی یابند؛ و این نمیشود مگر به نور علم و حلقهی تعلیم و تعلّم.
باری! همان بِه که سَرِ خویش گیریم و راه کاوش و پژوهش پیش، که دریغ باشد دَمی از آدمی تباه شود؛ شیخ بزرگوار سعدی نیکو گفته است:
نگهدار فرصت که عالَم دَمی است
دَمی پیش دانا بِه از عالَمی است
• دروس معرفت نفس، علامه حسن زاده آملی
(توضیحات و سفارش کتاب)
@Arefane
باری! همان بِه که سَرِ خویش گیریم و راه کاوش و پژوهش پیش، که دریغ باشد دَمی از آدمی تباه شود؛ شیخ بزرگوار سعدی نیکو گفته است:
نگهدار فرصت که عالَم دَمی است
دَمی پیش دانا بِه از عالَمی است
• دروس معرفت نفس، علامه حسن زاده آملی
(توضیحات و سفارش کتاب)
@Arefane
❖ ظاهرت باید پاک باشد تا توانی ظاهرِ قرآن را مسّ کنی؛ و باطنت باید پاک باشد تا توانی باطنش را دریابی...
- کتاب «هزار و یک نکته»، علامه حسن زاده آملی
(توضیحات و سفارش کتاب)
@Arefane
- کتاب «هزار و یک نکته»، علامه حسن زاده آملی
(توضیحات و سفارش کتاب)
@Arefane