استاد علیاکبر رشاد: «بنده منظومۀ «دفتر دل» استاد علامه حسن زاده را شرح کردم و برای چاپ به دانشگاه تهران دادم که متأسفانه آن نسخه مفقود شد و نتوانستیم به چاپ برسانیم. ولی برای شرح دفتر دل، جلساتی را به محضر استاد علامه میرفتم و ایشان توضیحاتی راجع به ابیات میدادند که برخی نوارهای آن جلسات ضبط شده و الآن موجود است. انشاءالله توفیق و حوصلهای دست دهد که باتوجه به همان نوارها، بتوانم دوباره شرحی بر دفتر دل بنویسم.»
@Arefane
@Arefane
استاد علیاکبر رشاد: «از راههای فهم آثار یک فرد و اینکه بالاترین دغدغههای آن فرد چه بوده، این است که کلمات کلیدی یا عناوینی که مکرّر در آثار آن فرد به کار رفته است را بررسی کنیم. مثلاً با بررسی آثار و خصوصا اشعار استاد علّامه حسن زاده، واژههای «شب» و «شیدایی» و نگاه عاشقانه به شب، در آثار و اشعار ایشان به وفور یافت میشود. مثل این غزل که از زیباترین غزلهای استاد است:
شُد گاهِ وصلِ دلدار، قُم ايّها المُزَّمِّل
آمد زمانِ ديدار، قم ايها المزمل
وقت سفر رسيده، يعنى سحر رسيده
بيدار باش؛ بيدار، قم ايها المزمل
@Arefane
شُد گاهِ وصلِ دلدار، قُم ايّها المُزَّمِّل
آمد زمانِ ديدار، قم ايها المزمل
وقت سفر رسيده، يعنى سحر رسيده
بيدار باش؛ بيدار، قم ايها المزمل
@Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 زیبایی ببینید| کلیپی زیبا از دیدار مدالآوران و قهرمانان ورزش کشور با رهبر انقلاب. ۱۴۰۲/۹/۱
@Arefane
@Arefane
🌿 استاد علیاکبر رشاد: بنده سال ۱۳۶۳ با الهام از مصراعِ «طُرّۀ عشق، شِکَن در شِکَن است» که از سرودههای استاد علامه حسن زاده است، غزل زیر را سرودم. استاد علامه مکرر میفرمودند: «من غزل شما را از بَر کردم». گاهی هم در حضور بنده این غزل را از حفظ میخواندند.
پیچِ گیسوی تو رأسُ الفِتَن است
کفرِ هندوی توأم راهزن است
بیت ابروی تو در دفتر حُسن
شاهبیت غزل ذُوالمِنَن است
مَطلعِ شعرِ قَدَت را نازم
گرچه هندوست ولی تُرکفَن است
دوش، عرشی نَفَسی میفرمود:
«طُرّۀ عشق، شکن در شکن است»
دل این بیدلِ واله، عمری است
که اسیرِ خَم آن پر شکن است
شیخِ ما رازِ حیات افشا کرد
دوش تا دید خمارْ انجمن است
تو که هر لحظه دو صد جلوه کنی
از چه پس پاسخ دیدار، «لَن» است
خودْ صلیبِ قَلَم از عهدِ صِغَر
چون «رشاد» آخته بر دوش من است
@Arefane | عارفانه
پیچِ گیسوی تو رأسُ الفِتَن است
کفرِ هندوی توأم راهزن است
بیت ابروی تو در دفتر حُسن
شاهبیت غزل ذُوالمِنَن است
مَطلعِ شعرِ قَدَت را نازم
گرچه هندوست ولی تُرکفَن است
دوش، عرشی نَفَسی میفرمود:
«طُرّۀ عشق، شکن در شکن است»
دل این بیدلِ واله، عمری است
که اسیرِ خَم آن پر شکن است
شیخِ ما رازِ حیات افشا کرد
دوش تا دید خمارْ انجمن است
تو که هر لحظه دو صد جلوه کنی
از چه پس پاسخ دیدار، «لَن» است
خودْ صلیبِ قَلَم از عهدِ صِغَر
چون «رشاد» آخته بر دوش من است
@Arefane | عارفانه
استاد علیاکبر رشاد: «از دیگر واژههای پر تکرار در اشعار استاد علامه حسن زاده، واژه «دل» است؛ در اکثر غزلیات و اشعار ایشان حداقل یکی دوبار واژه یا توصیف «دل» به کار رفته است.
معروف است که صائب تبریزی، «شاعر حُبابها» است؛ چون بیشترین استفاده از واژه حباب و تشبیهات درباره حباب را دارد. اگر به استاد علامه حسن زاده به مثابۀ شاعر نگاه کنیم، ایشان «قلبشناس» و «شاعرِ دل» است:
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلبشناسی ز که آموخته بود
@Arefane
معروف است که صائب تبریزی، «شاعر حُبابها» است؛ چون بیشترین استفاده از واژه حباب و تشبیهات درباره حباب را دارد. اگر به استاد علامه حسن زاده به مثابۀ شاعر نگاه کنیم، ایشان «قلبشناس» و «شاعرِ دل» است:
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلبشناسی ز که آموخته بود
@Arefane
استاد حسن رمضانی: استاد علامه حسن زاده، از ظاهر و لفظ و عبارت گذشته بود و به مقصود اصلی از کارگاه هستی رسیده بود. لذا در اشعار زیبای خود میگوید:
ملکوت است که در مَنظرِ من جلوهگر است
تو بر آن باش که بحر و بَر و شمس و قمر است
آن خدایی تو پرستی نه خدای حَسَن است
که حَسَن را به خداوند، خدای دگر است
@Arefane
ملکوت است که در مَنظرِ من جلوهگر است
تو بر آن باش که بحر و بَر و شمس و قمر است
آن خدایی تو پرستی نه خدای حَسَن است
که حَسَن را به خداوند، خدای دگر است
@Arefane
استاد حسن رمضانی: برخی با تکیه بر عبارت حدیث عنوان بصری که «لَيْسَ اَلْعِلْمُ بِكَثْرَةِ اَلتَّعَلُّمِ وَ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقْذِفُهُ اَللَّهُ تَعَالَى فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اَللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ»*، درس و بحث و علم آموزی را تخطئه میکنند. اما این برداشت از روایت صحیح نیست؛ مثلاً اگر گفته میشود: شفا، دست دکتر و دوا نیست، بلکه دست خدا است و شافی اوست، آیا معنایش این است که دور دکتر و دوا را خط بکشید؟ خیر. باید به دنبال اسباب و دکتر و دوا رفت، ولی شفا را از خدا دانست. بنابراین منظور از عبارت حدیث عنوان بصری هم این است که اگر علم حقیقی میخواهید، از این مقدمات (استاد و درس و بحث) به عنوان عِلَلِ مُعِدّه (زمینهساز) استفاده کنید امّا بدانید که این علل، فقط مُعِدّه است، و علّت مُفیضه فقط خداوند است (منتها از طریق همین اسباب). «قاعده عمومی» این است، و اگر کسی خلاف این قاعده، علم به او افاضه شده بود، استثناست و ما باید به دنبال قاعده باشیم نه اینکه قاعده را فدای استثنا کنیم.
* ترجمه حدیث: علم و دانش به کثرت یادگیری نیست، بلکه نوری است که خداوند آن را در دل کسی که میخواهد هدایت کند، میاندازد.
@Arefane
* ترجمه حدیث: علم و دانش به کثرت یادگیری نیست، بلکه نوری است که خداوند آن را در دل کسی که میخواهد هدایت کند، میاندازد.
@Arefane