فهرست مطالب رسالۀ «أنَّهُ الحَقّ»،
اثر حضرت علامه حسن زاده آملی
بخش اول رساله، در طایفهای از معارف حَقّۀ توحیدیه است با محوریت مسائل زیر: ۱. وحدت حقه حقیقیه، موضوع مسائل اهل تحقیق به صورت بحث نظری است؛ ۲. بحث «حق»، از نظری ناظر به تبکیت سوفسطایی است؛ ۳. معانی «حق»؛ ۴. حق تعالی، إنّیّت محض است، به بیان اهل تحقیق و اهل نظر؛ ۵. تشکیک وجود در اصطلاح اهل نظر و اهل تحقیق؛ ۶. مرتبه، در لسان اهل تحقیق و اهل نظر؛ ۷. وجود حق، غیر متناهی است، لا یشمل بحد و لا یحسب بعد؛ ۸. بیان استاد علامه شعرانی در شرح لا یشمل بحد و لا یحسب بعد؛ ۹. سبق بالحق؛ ۱۰. مطلبی به صورت استحسانی و خطابی در تاکید موضوع مسائل عرفانی؛ ۱۱. تمیز محیط از محاط به امتیاز و تعین احاطی است.
بخش دوم رساله، در طایفهای از معارف علمی و عملی گوهر نفس است، با محوریت مسائل زیر: ۱. انسان، حیّ بن یَقظان است، فرزند پسری به نام عقل کل و مادری به نام نفس کل است؛ ۲. انسان را شأنیّتی است که تواند عاقل موجودات گردد، لا جرم موجودات را شأنیّتی است که معقول وی میگردند؛ ۳. طُرُق اِقتنای معارف؛ ۴. نفس ناطقه انسانی را مقام فوق تجرد است؛ ۵. معرفت نفس؛ ۶. خود را بشناس؛ ۷. من عرف نفسه عرف ربه؛ ۸. مراقبت.
@Arefane
اثر حضرت علامه حسن زاده آملی
بخش اول رساله، در طایفهای از معارف حَقّۀ توحیدیه است با محوریت مسائل زیر: ۱. وحدت حقه حقیقیه، موضوع مسائل اهل تحقیق به صورت بحث نظری است؛ ۲. بحث «حق»، از نظری ناظر به تبکیت سوفسطایی است؛ ۳. معانی «حق»؛ ۴. حق تعالی، إنّیّت محض است، به بیان اهل تحقیق و اهل نظر؛ ۵. تشکیک وجود در اصطلاح اهل نظر و اهل تحقیق؛ ۶. مرتبه، در لسان اهل تحقیق و اهل نظر؛ ۷. وجود حق، غیر متناهی است، لا یشمل بحد و لا یحسب بعد؛ ۸. بیان استاد علامه شعرانی در شرح لا یشمل بحد و لا یحسب بعد؛ ۹. سبق بالحق؛ ۱۰. مطلبی به صورت استحسانی و خطابی در تاکید موضوع مسائل عرفانی؛ ۱۱. تمیز محیط از محاط به امتیاز و تعین احاطی است.
بخش دوم رساله، در طایفهای از معارف علمی و عملی گوهر نفس است، با محوریت مسائل زیر: ۱. انسان، حیّ بن یَقظان است، فرزند پسری به نام عقل کل و مادری به نام نفس کل است؛ ۲. انسان را شأنیّتی است که تواند عاقل موجودات گردد، لا جرم موجودات را شأنیّتی است که معقول وی میگردند؛ ۳. طُرُق اِقتنای معارف؛ ۴. نفس ناطقه انسانی را مقام فوق تجرد است؛ ۵. معرفت نفس؛ ۶. خود را بشناس؛ ۷. من عرف نفسه عرف ربه؛ ۸. مراقبت.
@Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿 مکاشفه حضرت علامه حسن زاده آملی هنگام تألیف رسالۀ «أنَّهُ الحَقّ»
(+ نماهنگ لبخند ملیح حضرت علامه طباطبایی)
در یکی از شبهایی که علامه حسن زاده به تألیف رساله «أنَّهُ الحَقّ» به عنوان یادنامه علامه طباطبایی مشغول بودهاند، برای ایشان مکاشفهای شیرین رخ داده که مشروح آن را از کتاب ۱۰۰۱ کلمه نقل میکنیم:
«در مبارک سحر لیلۀ چهارشنبه، هفدهم ربیع المولود ۱۴۰۲ هق، مطابق ۲۳ دیماه ۱۳۶۰ هش، شب فرخنده میلاد خاتم انبیاء -صلی الله علیه و آله- و وصیّ او، صادق آل محمد -صلوات الله علیهم- که مصادف با شب شصتم از ارتحال حضرت استادم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان بود، به ترقیم رسالۀ «أنَّهُ الحَقّ» به عنوان یادنامۀ آنجناب اشتغال داشتم، ناگهان مِثال مبارکش با سیمای نورانی حاکی از «سیماهُم فی وجوهِهِم مِن اَثرِ السُّجود» برایم متمثّل شد -فتَمَثَّلَ لنا بَشَراً سَویّاً- و با لهجهای شیرین و دلنشین از طیبِ طویّت و حُسنِ سیرت و سریرتم، بدین عبارت بشارتم داد: «تو نیکو صورت و نیکو سیرت و نیکو سریرتی»؛ تا چند لحظهای در حضور انورش مشرف بودم، رضوان الله تعالی علیه و افاض علینا من برکات انفاسه النفیسة.»
@Arefane | عارفانه
(+ نماهنگ لبخند ملیح حضرت علامه طباطبایی)
در یکی از شبهایی که علامه حسن زاده به تألیف رساله «أنَّهُ الحَقّ» به عنوان یادنامه علامه طباطبایی مشغول بودهاند، برای ایشان مکاشفهای شیرین رخ داده که مشروح آن را از کتاب ۱۰۰۱ کلمه نقل میکنیم:
«در مبارک سحر لیلۀ چهارشنبه، هفدهم ربیع المولود ۱۴۰۲ هق، مطابق ۲۳ دیماه ۱۳۶۰ هش، شب فرخنده میلاد خاتم انبیاء -صلی الله علیه و آله- و وصیّ او، صادق آل محمد -صلوات الله علیهم- که مصادف با شب شصتم از ارتحال حضرت استادم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان بود، به ترقیم رسالۀ «أنَّهُ الحَقّ» به عنوان یادنامۀ آنجناب اشتغال داشتم، ناگهان مِثال مبارکش با سیمای نورانی حاکی از «سیماهُم فی وجوهِهِم مِن اَثرِ السُّجود» برایم متمثّل شد -فتَمَثَّلَ لنا بَشَراً سَویّاً- و با لهجهای شیرین و دلنشین از طیبِ طویّت و حُسنِ سیرت و سریرتم، بدین عبارت بشارتم داد: «تو نیکو صورت و نیکو سیرت و نیکو سریرتی»؛ تا چند لحظهای در حضور انورش مشرف بودم، رضوان الله تعالی علیه و افاض علینا من برکات انفاسه النفیسة.»
@Arefane | عارفانه
عارفانه
❖ همایش ملی فلسفه معنویت؛ با تاکید بر آراء علامه حسن زاده آملی(ره) همزمان با سالروز جهانی فلسفه 🎙با سخنرانی حضرات آیات و اساتید گرانقدر: علیاکبـر رشاد حسن رمضانــی رضا رمضانی گیلانی رضا مختاری زمان: چهارشنبه یکم آذر ماه ۱۴۰۲، ساعت ۱۸ تا ۲۱ مکان: قم،…
گزارشی از همایش «فلسفه و معنویت» که امشب به مناسبت بزرگداشت حضرت علامه حسن زاده آملی برگزار شد، خدمت عزیزان ارائه میشود. سعی شده عبارات و نکاتی که از سخنرانان مراسم تقدیم میشود، نسبتاً دقیق باشد، گرچه خالی از احتمال خطا نیست.
همه سخنرانان امشب، از شاگردان و مستفیدان محضر علامه بودند. اولین سخنران، استاد علیاکبر رشاد بود.
استاد علیاکبر رشاد: «بنده منظومۀ «دفتر دل» استاد علامه حسن زاده را شرح کردم و برای چاپ به دانشگاه تهران دادم که متأسفانه آن نسخه مفقود شد و نتوانستیم به چاپ برسانیم. ولی برای شرح دفتر دل، جلساتی را به محضر استاد علامه میرفتم و ایشان توضیحاتی راجع به ابیات میدادند که برخی نوارهای آن جلسات ضبط شده و الآن موجود است. انشاءالله توفیق و حوصلهای دست دهد که باتوجه به همان نوارها، بتوانم دوباره شرحی بر دفتر دل بنویسم.»
@Arefane
@Arefane
استاد علیاکبر رشاد: «از راههای فهم آثار یک فرد و اینکه بالاترین دغدغههای آن فرد چه بوده، این است که کلمات کلیدی یا عناوینی که مکرّر در آثار آن فرد به کار رفته است را بررسی کنیم. مثلاً با بررسی آثار و خصوصا اشعار استاد علّامه حسن زاده، واژههای «شب» و «شیدایی» و نگاه عاشقانه به شب، در آثار و اشعار ایشان به وفور یافت میشود. مثل این غزل که از زیباترین غزلهای استاد است:
شُد گاهِ وصلِ دلدار، قُم ايّها المُزَّمِّل
آمد زمانِ ديدار، قم ايها المزمل
وقت سفر رسيده، يعنى سحر رسيده
بيدار باش؛ بيدار، قم ايها المزمل
@Arefane
شُد گاهِ وصلِ دلدار، قُم ايّها المُزَّمِّل
آمد زمانِ ديدار، قم ايها المزمل
وقت سفر رسيده، يعنى سحر رسيده
بيدار باش؛ بيدار، قم ايها المزمل
@Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 زیبایی ببینید| کلیپی زیبا از دیدار مدالآوران و قهرمانان ورزش کشور با رهبر انقلاب. ۱۴۰۲/۹/۱
@Arefane
@Arefane
🌿 استاد علیاکبر رشاد: بنده سال ۱۳۶۳ با الهام از مصراعِ «طُرّۀ عشق، شِکَن در شِکَن است» که از سرودههای استاد علامه حسن زاده است، غزل زیر را سرودم. استاد علامه مکرر میفرمودند: «من غزل شما را از بَر کردم». گاهی هم در حضور بنده این غزل را از حفظ میخواندند.
پیچِ گیسوی تو رأسُ الفِتَن است
کفرِ هندوی توأم راهزن است
بیت ابروی تو در دفتر حُسن
شاهبیت غزل ذُوالمِنَن است
مَطلعِ شعرِ قَدَت را نازم
گرچه هندوست ولی تُرکفَن است
دوش، عرشی نَفَسی میفرمود:
«طُرّۀ عشق، شکن در شکن است»
دل این بیدلِ واله، عمری است
که اسیرِ خَم آن پر شکن است
شیخِ ما رازِ حیات افشا کرد
دوش تا دید خمارْ انجمن است
تو که هر لحظه دو صد جلوه کنی
از چه پس پاسخ دیدار، «لَن» است
خودْ صلیبِ قَلَم از عهدِ صِغَر
چون «رشاد» آخته بر دوش من است
@Arefane | عارفانه
پیچِ گیسوی تو رأسُ الفِتَن است
کفرِ هندوی توأم راهزن است
بیت ابروی تو در دفتر حُسن
شاهبیت غزل ذُوالمِنَن است
مَطلعِ شعرِ قَدَت را نازم
گرچه هندوست ولی تُرکفَن است
دوش، عرشی نَفَسی میفرمود:
«طُرّۀ عشق، شکن در شکن است»
دل این بیدلِ واله، عمری است
که اسیرِ خَم آن پر شکن است
شیخِ ما رازِ حیات افشا کرد
دوش تا دید خمارْ انجمن است
تو که هر لحظه دو صد جلوه کنی
از چه پس پاسخ دیدار، «لَن» است
خودْ صلیبِ قَلَم از عهدِ صِغَر
چون «رشاد» آخته بر دوش من است
@Arefane | عارفانه
استاد علیاکبر رشاد: «از دیگر واژههای پر تکرار در اشعار استاد علامه حسن زاده، واژه «دل» است؛ در اکثر غزلیات و اشعار ایشان حداقل یکی دوبار واژه یا توصیف «دل» به کار رفته است.
معروف است که صائب تبریزی، «شاعر حُبابها» است؛ چون بیشترین استفاده از واژه حباب و تشبیهات درباره حباب را دارد. اگر به استاد علامه حسن زاده به مثابۀ شاعر نگاه کنیم، ایشان «قلبشناس» و «شاعرِ دل» است:
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلبشناسی ز که آموخته بود
@Arefane
معروف است که صائب تبریزی، «شاعر حُبابها» است؛ چون بیشترین استفاده از واژه حباب و تشبیهات درباره حباب را دارد. اگر به استاد علامه حسن زاده به مثابۀ شاعر نگاه کنیم، ایشان «قلبشناس» و «شاعرِ دل» است:
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلبشناسی ز که آموخته بود
@Arefane
استاد حسن رمضانی: استاد علامه حسن زاده، از ظاهر و لفظ و عبارت گذشته بود و به مقصود اصلی از کارگاه هستی رسیده بود. لذا در اشعار زیبای خود میگوید:
ملکوت است که در مَنظرِ من جلوهگر است
تو بر آن باش که بحر و بَر و شمس و قمر است
آن خدایی تو پرستی نه خدای حَسَن است
که حَسَن را به خداوند، خدای دگر است
@Arefane
ملکوت است که در مَنظرِ من جلوهگر است
تو بر آن باش که بحر و بَر و شمس و قمر است
آن خدایی تو پرستی نه خدای حَسَن است
که حَسَن را به خداوند، خدای دگر است
@Arefane