چند سال قبل، آقای مهدی نصیری در مقالهای با عنوان «تفسیر عرفانی و صوفیانه از عاشورا»، به نقد اشعار مولوی و مطالب کتاب روح مجرد پرداخته بود.
استاد محمدحسن وکیلی در پاسخ به آقای مهدی نصیری، مقالۀ مفیدی نوشتند با عنوان «عاشورا روز حزن یا سرور سیدالشهدا علیهالسلام».
برای مطالعه مقاله استاد وکیلی:
اینجا کلیک کنید.
@Arefane
استاد محمدحسن وکیلی در پاسخ به آقای مهدی نصیری، مقالۀ مفیدی نوشتند با عنوان «عاشورا روز حزن یا سرور سیدالشهدا علیهالسلام».
برای مطالعه مقاله استاد وکیلی:
اینجا کلیک کنید.
@Arefane
به نظر میرسد که لُبّ کلام مولوی آن است که حضرت سیدالشهدا علیه السلام با شهادتش به لقاءالله و عالیترین درجات قرب حق نایل گشت؛ لذا نباید بر شهادت او که رسیدن به لقاءالله است، «تأسّف» خورد و گریۀ تأسّف کرد، بلکه باید بر بدبختی و عقب ماندگی خودمان از درجات قرب، تأسّف خورده و گریه و شیون نماییم. بنابراین از اشعار مولوی چنین برداشت نمیشود که او، گریه از روی محبتِ حضرت یا گریۀ شوق به حالاتِ معنویِ حضرت را بخواهد نفی کند.
اینک برخی از ابیات مولوی جهت قضاوت اهل انصاف:
چشم کوران آن خسارت را بدید
گوش کرّان آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما
که کنون جامه دریدید از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بد مرگی است این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درّیم و چون خاییم دست؟
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمیبیند جز این خاک کهن
@Arefane | عارفانه
اینک برخی از ابیات مولوی جهت قضاوت اهل انصاف:
چشم کوران آن خسارت را بدید
گوش کرّان آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما
که کنون جامه دریدید از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بد مرگی است این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درّیم و چون خاییم دست؟
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمیبیند جز این خاک کهن
@Arefane | عارفانه
❖ چه زمزمههای اسرار آمیزی میشنیدم
زیباترین لحظات حیاتم اوقاتی بود که کاملا یقین داشتم در آغوش مرگ فرو میروم و هیچ انتظاری از کسی نداشتم و هیچ آرزویی در سر نمیپروراندم. ستارگان آسمان در آن شب صاف، زیبا و آنقدر دلانگیز بودند که کمتر نظیر آن را دیده بودم. از اعماق آسمان بلند در دامان سکوت کهکشان عالم چه زمزمههای اسرار آمیزی میشنیدم.
شهید دکتر مصطفی چمران
@Arefane | عارفانه
زیباترین لحظات حیاتم اوقاتی بود که کاملا یقین داشتم در آغوش مرگ فرو میروم و هیچ انتظاری از کسی نداشتم و هیچ آرزویی در سر نمیپروراندم. ستارگان آسمان در آن شب صاف، زیبا و آنقدر دلانگیز بودند که کمتر نظیر آن را دیده بودم. از اعماق آسمان بلند در دامان سکوت کهکشان عالم چه زمزمههای اسرار آمیزی میشنیدم.
شهید دکتر مصطفی چمران
@Arefane | عارفانه
❖ شهید چمران اینجور نبود که یک آدم خشکی باشد که لذات زندگی را نفهمد؛ به عکس، بسیار لطیف بود، خوشذوق بود ...دل باصفائی داشت؛ عرفان نظری نخوانده بود؛ شاید در هیچ مسلک توحیدی و سلوک عملی هم پیش کسی آموزش ندیده بود، اما دل، دل خداجو بود؛ دل باصفا، خداجو، اهل مناجات، اهل معنا. (رهبر معظم انقلاب)
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ تهلیلات مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام در دهۀ اوّل ماه ذیالحجّه
لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ اللَّيَالِي وَ الدُّهُورِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ الْبُحُورِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ رَحْمَتُهُ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْكِ وَ الشَّجَرِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُيُونِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فِي اللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الرِّيَاحِ فِي الْبَرَارِي وَ الصُّخُورِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مِنَ الْيَوْمِ إِلَى يَوْمِ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ.
@Arefane | عارفانه
لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ اللَّيَالِي وَ الدُّهُورِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ الْبُحُورِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ رَحْمَتُهُ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْكِ وَ الشَّجَرِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُيُونِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فِي اللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الرِّيَاحِ فِي الْبَرَارِي وَ الصُّخُورِ؛
لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مِنَ الْيَوْمِ إِلَى يَوْمِ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ.
@Arefane | عارفانه
❖ مکاشفات علامه حسن زاده آملی در اربعین کلیمی و دهه اول ذیالحجه
«به دستور حضرت استادم علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى رضوان الله تعالى عليه، از اول ماه ذى القعده تا دهم ذى الحجه ۱۳۸۹ ه ق، در اربعين كليمى بودم؛ وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً (سوره اعراف، آيه ۱۴۲)؛ در اوائل ماه ذى الحجه مذكور به توجه نشسته بودم، انتقالى روى آورد تا در كنار نهرى گذارم افتاد، درخت انجيرى در كنار آن نهر بود و انجير بسيار داشت، دو دانه از انجير آن درخت را خوردهام؛ وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ؛ و در شبهاى ديگر هم كم و بيش حشر با افرادى بود، و گاهى سؤال و جواب هم پيش مىآمد».
کتاب انسان در عُرف عرفان، واقعه ۱۴
@Arefane | عارفانه
«به دستور حضرت استادم علامه آقا سيد محمد حسين طباطبايى رضوان الله تعالى عليه، از اول ماه ذى القعده تا دهم ذى الحجه ۱۳۸۹ ه ق، در اربعين كليمى بودم؛ وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً (سوره اعراف، آيه ۱۴۲)؛ در اوائل ماه ذى الحجه مذكور به توجه نشسته بودم، انتقالى روى آورد تا در كنار نهرى گذارم افتاد، درخت انجيرى در كنار آن نهر بود و انجير بسيار داشت، دو دانه از انجير آن درخت را خوردهام؛ وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ؛ و در شبهاى ديگر هم كم و بيش حشر با افرادى بود، و گاهى سؤال و جواب هم پيش مىآمد».
کتاب انسان در عُرف عرفان، واقعه ۱۴
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ کلیپ ویژه| مرحوم آیتالله بهجت: این را از اساتیدمان در نجف شنیده بودیم: جنها گفته بودند که در بین ماها، کافر هست، شیعه هست، ولی سُنّی نیست! پرسیدند چرا؟ جن در پاسخ گفته بود... (پاسخ بر اساس عمر طولانی جن است)
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
❖ هزاران سال بر جهان میگذشت و یک گنهکار، در خودش حس بدی داشت که گنهکار است..!
ما خیلی گرفتار آلودگیهای گوناگون سمعی و بصری هستیم! اخیراً که دیگر این فضای مجازی آمده و از جهت ذهنی، نه فقط خودمان، بلکه جامعهمان مبتلا شده است. هزاران سال بر این جهان میگذشت و یک انسان گنهکار، در خودش حس بدی داشت که گنهکار است؛ ولی الآن در فضای مجازی، گاهی انسان مواجه میشود با کثیفترین و ناجورترین خطابها و افتخار کردن به معصیت. واقعاً باتلاق شدید و عجیبی است که جوامع، لایه به لایه به آن منتقل میشوند. (استاد شیخ جعفر ناصری)
@Arefane | عارفانه
ما خیلی گرفتار آلودگیهای گوناگون سمعی و بصری هستیم! اخیراً که دیگر این فضای مجازی آمده و از جهت ذهنی، نه فقط خودمان، بلکه جامعهمان مبتلا شده است. هزاران سال بر این جهان میگذشت و یک انسان گنهکار، در خودش حس بدی داشت که گنهکار است؛ ولی الآن در فضای مجازی، گاهی انسان مواجه میشود با کثیفترین و ناجورترین خطابها و افتخار کردن به معصیت. واقعاً باتلاق شدید و عجیبی است که جوامع، لایه به لایه به آن منتقل میشوند. (استاد شیخ جعفر ناصری)
@Arefane | عارفانه
حالا بقیع است و مزارِ بی چراغِ تو؛
دنبالهی شام غریبانی که میگویند...
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقِرِ الْعِلْمِ، وَ إِمامِ الْهُدىٰ، وَ قائِدِ أَهْلِ التَّقْوىٰ، وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبادِكَ. اللّٰهُمَّ وَ كَما جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبادِكَ، وَ مَناراً لِبِلادِكَ، وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِكَ، وَ مُتَرْجِماً لِوَحْيِكَ، وَ أَمَرْتَ بِطاعَتِهِ، وَ حَذَّرْتَ مِنْ مَعْصِيَتِهِ، فَصَلِّ عَلَيْهِ يَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيائِكَ وَ أَصْفِيائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أُمَنائِكَ يَا رَبَّ الْعالَمِينَ.
@Arefane | عارفانه
دنبالهی شام غریبانی که میگویند...
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ باقِرِ الْعِلْمِ، وَ إِمامِ الْهُدىٰ، وَ قائِدِ أَهْلِ التَّقْوىٰ، وَ الْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبادِكَ. اللّٰهُمَّ وَ كَما جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبادِكَ، وَ مَناراً لِبِلادِكَ، وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِكَ، وَ مُتَرْجِماً لِوَحْيِكَ، وَ أَمَرْتَ بِطاعَتِهِ، وَ حَذَّرْتَ مِنْ مَعْصِيَتِهِ، فَصَلِّ عَلَيْهِ يَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيائِكَ وَ أَصْفِيائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أُمَنائِكَ يَا رَبَّ الْعالَمِينَ.
@Arefane | عارفانه
❖ عطار نیشابوری کتاب تذکرة الاولیاء را در ذکر عارفان نگاشته است. او گفته اگر قرار باشد از اهل بیت مصطفی(ص) چیزی بنویسم، باید کتابی جداگانه تالیف کنم چون این کتاب در شأن و رتبهی اهل بیت نیست بلکه برای طبقات پایینتر است. اما از باب تیمن و تبرک کتاب را با ذکر حضرت امام صادق علیهالسلام شروع کرده و با ذکر حضرت امام باقر علیهالسلام به پایان رسانده است. اینها نشان از ارادت و محبت عطار نیشابوری به اهلبیت دارد.
❖ او در ذکر حالات امام باقر علیه السلام و گریههای آنحضرت در عزای امام حسین علیهالسلام مطلب زیر را آورده است:
«نقل است که یکی از خواصِ او را پرسیدند او (امام علیهالسلام) شب را چگونه میگذراند؟ گفت: چون از شب لَختی برود و او از اوراد خارج شود، به آواز بلند گوید: الهی و سَیِّدی! شب در آمد و ولایت تصرف ملوک به سر آمد و ستارگان ظاهر شدند و خلایق بخفتند و صوت مردمان بیارامید و مردم از درِ خلق رمیدند و بایستهای خود بنهفتند و به نوم درها فرو بستند و پاسبانان برگماشتند و آنها که بدیشان حاجتی داشتند فرو گذاشتند. بارخدایا! تو زنده ای و پاینده ای و بیننده ای، غُنودَن بر تو روا نیست و آنکه تو را بدین صفت نداند، هیچ نعمت را مُقِرّ نیست. تو آن خداوندی که ردِّ سائل بر تو روا نباشد. این میگفتی و میگریستی؛ تا شبی او را کسی گفت: یا سیّدی! چند گویی؟ گفت؛ ای دوست! یعقوب را یک یوسف گم شده، چنان بگریست علیه السَّلام که چشمهایش سفید شد. من دَه کس از اجداد خود یعنی حسین علیه السَّلام و قبیله او را در کربلا گم کرده ام، کم از آن کِی در فراق ایشان دیده ها سفید کنم..؟».
• خواص: اصحاب خاص
• لختی: مقداری
• اوراد: اذکار عبادی
• بایست: حاجت
• غنودن: خواب رفتن
• مُقِرّ: اقرار کننده
@Arefane | عارفانه
❖ او در ذکر حالات امام باقر علیه السلام و گریههای آنحضرت در عزای امام حسین علیهالسلام مطلب زیر را آورده است:
«نقل است که یکی از خواصِ او را پرسیدند او (امام علیهالسلام) شب را چگونه میگذراند؟ گفت: چون از شب لَختی برود و او از اوراد خارج شود، به آواز بلند گوید: الهی و سَیِّدی! شب در آمد و ولایت تصرف ملوک به سر آمد و ستارگان ظاهر شدند و خلایق بخفتند و صوت مردمان بیارامید و مردم از درِ خلق رمیدند و بایستهای خود بنهفتند و به نوم درها فرو بستند و پاسبانان برگماشتند و آنها که بدیشان حاجتی داشتند فرو گذاشتند. بارخدایا! تو زنده ای و پاینده ای و بیننده ای، غُنودَن بر تو روا نیست و آنکه تو را بدین صفت نداند، هیچ نعمت را مُقِرّ نیست. تو آن خداوندی که ردِّ سائل بر تو روا نباشد. این میگفتی و میگریستی؛ تا شبی او را کسی گفت: یا سیّدی! چند گویی؟ گفت؛ ای دوست! یعقوب را یک یوسف گم شده، چنان بگریست علیه السَّلام که چشمهایش سفید شد. من دَه کس از اجداد خود یعنی حسین علیه السَّلام و قبیله او را در کربلا گم کرده ام، کم از آن کِی در فراق ایشان دیده ها سفید کنم..؟».
• خواص: اصحاب خاص
• لختی: مقداری
• اوراد: اذکار عبادی
• بایست: حاجت
• غنودن: خواب رفتن
• مُقِرّ: اقرار کننده
@Arefane | عارفانه
❖ مقایسه دعای عرفه امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) | بافت اصلی دعای عرفه و روز عاشورا، عرفان و فناء و محو بودن در معشوق است...
یک بُعد دیگر [از شخصیت امام حسین علیهالسلام]، بُعد معنوی و عرفانی است که بخصوص در دعای عرفه به شکل عجیبی نمایان است. ما مثل دعای عرفه کمتر دعایی را داریم که سوز و گداز و نظم عجیب و توسّل به ذیل عنایت حضرت حق متعال بر فانی دیدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبی در آن باشد؛ دعای خیلی عجیبی است. دعای دیگری مربوط به روز عرفه در صحیفه سجادیه هست، که از فرزند این بزرگوار است. من یک وقت این دو دعا را با هم مقایسه میکردم؛ اوّل دعای امام حسین را میخواندم، بعد دعای صحیفه سجّادیه را. مکرّر به نظر من این طور رسیده است که دعای حضرت سجّاد، مثل شرح دعای عرفه است. آن، متن است؛ این، شرح است. آن، اصل است؛ این، فرع است.
به قضیه عاشورا و کربلا برمیگردیم. میبینیم اینجا هم با اینکه میدان حماسه و جنگ است، اما از لحظه اوّل تا لحظه آخری که نقل شده است که حضرت صورت مبارکش را روی خاکهای گرم کربلا گذاشت و عرض کرد: «الهی رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک»، با ذکر و تضرع و یاد و توسّل همراه است. از وقت خروج از مکه که فرمود: «من کان فینا باذلاً مهجته موطناً علی لقاءاللَّه نفسه فلیرحل معنا»، با دعا و توسل و وعده لقای الهی و همان روحیه دعای عرفه شروع میشود، تا گودال قتلگاه و «رضاً بقضائکِ» لحظه آخر. یعنی خود ماجرای عاشورا هم یک ماجرای عرفانی است. وقتی شما به بافت اصلی این حادثه حماسی نگاه میکنید، میبینید که عرفان هست، معنویّت هست، تضرّع و روح دعای عرفه هست.
شاید بشود قاطعاً گفت که همین معنویّت و عرفان و توسّل و فناء فی اللَّه و محو در معشوق و ندیدن خود در مقابل اراده ذات مقدّس ربوبی است که ماجرای عاشورا را هم این طور باعظمت و پُرشکوه و ماندگار کرده است.
رهبر معظم انقلاب؛ ۱۳۷۶/۹/۱۳
@Arefane | عارفانه
یک بُعد دیگر [از شخصیت امام حسین علیهالسلام]، بُعد معنوی و عرفانی است که بخصوص در دعای عرفه به شکل عجیبی نمایان است. ما مثل دعای عرفه کمتر دعایی را داریم که سوز و گداز و نظم عجیب و توسّل به ذیل عنایت حضرت حق متعال بر فانی دیدن خود در مقابل ذات مقدّس ربوبی در آن باشد؛ دعای خیلی عجیبی است. دعای دیگری مربوط به روز عرفه در صحیفه سجادیه هست، که از فرزند این بزرگوار است. من یک وقت این دو دعا را با هم مقایسه میکردم؛ اوّل دعای امام حسین را میخواندم، بعد دعای صحیفه سجّادیه را. مکرّر به نظر من این طور رسیده است که دعای حضرت سجّاد، مثل شرح دعای عرفه است. آن، متن است؛ این، شرح است. آن، اصل است؛ این، فرع است.
به قضیه عاشورا و کربلا برمیگردیم. میبینیم اینجا هم با اینکه میدان حماسه و جنگ است، اما از لحظه اوّل تا لحظه آخری که نقل شده است که حضرت صورت مبارکش را روی خاکهای گرم کربلا گذاشت و عرض کرد: «الهی رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک»، با ذکر و تضرع و یاد و توسّل همراه است. از وقت خروج از مکه که فرمود: «من کان فینا باذلاً مهجته موطناً علی لقاءاللَّه نفسه فلیرحل معنا»، با دعا و توسل و وعده لقای الهی و همان روحیه دعای عرفه شروع میشود، تا گودال قتلگاه و «رضاً بقضائکِ» لحظه آخر. یعنی خود ماجرای عاشورا هم یک ماجرای عرفانی است. وقتی شما به بافت اصلی این حادثه حماسی نگاه میکنید، میبینید که عرفان هست، معنویّت هست، تضرّع و روح دعای عرفه هست.
شاید بشود قاطعاً گفت که همین معنویّت و عرفان و توسّل و فناء فی اللَّه و محو در معشوق و ندیدن خود در مقابل اراده ذات مقدّس ربوبی است که ماجرای عاشورا را هم این طور باعظمت و پُرشکوه و ماندگار کرده است.
رهبر معظم انقلاب؛ ۱۳۷۶/۹/۱۳
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ در تمام عالَم، هیچکس پستتر از من نيست...
«أَنَا أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا» | بخشی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام با بیان زیبای آیتالله جوادی آملی
✍ توضیح از منظر عرفانی: هرچه معرفت شهودی انسان از «خود» و «خداوند» بالاتر باشد، فقر و نیستی و هیچ بودن خود را بیشتر درک میکند؛ و چون چهارده معصوم علیهم السلام در اوج و قلۀ معرفت شهودی از خداوندند و ظرف وجودیشان نیز از همه وسیعتر است، از همه بیشتر فقر و نیستی و ذلّت و قلّت و احتیاج خود را درک میکنند و لذا ندای «أَنَا أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ» سر میدهند.
@Arefane | عارفانه
«أَنَا أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا» | بخشی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام با بیان زیبای آیتالله جوادی آملی
✍ توضیح از منظر عرفانی: هرچه معرفت شهودی انسان از «خود» و «خداوند» بالاتر باشد، فقر و نیستی و هیچ بودن خود را بیشتر درک میکند؛ و چون چهارده معصوم علیهم السلام در اوج و قلۀ معرفت شهودی از خداوندند و ظرف وجودیشان نیز از همه وسیعتر است، از همه بیشتر فقر و نیستی و ذلّت و قلّت و احتیاج خود را درک میکنند و لذا ندای «أَنَا أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ» سر میدهند.
@Arefane | عارفانه