عارفانه
❖ عکسنوشته| ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری ز شکوفههات دانم که تو هم ز وی خماری (مولوی، دیوان شمس) @Arefane | عارفانه
مولوی در ادامه میگوید:
به بهار بنگر ای دل که قیامت است مطلق،
بد و نیک بردمیده همه ساله هر چه کاری...
به بهار بنگر ای دل که قیامت است مطلق،
بد و نیک بردمیده همه ساله هر چه کاری...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ نماهنگ عیدانه از کانال عارفانه| همچنان که درباره بهار فرمودند که: «تن مپوشانید از باد بهار»، درباره بهار معنویّت؛ ماه رمضان هم باید تمسّک کنیم به: «إنّ فی ایّام دهرکم نفحات، ألا فتعرّضوا لها».
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهی! شعبان بگذشت،
و ما از خود نگذشتیم؛
تو از ما بگذر...
قرائت زیبای آیه ۱۸۵ سوره بقره (شهر رمضان الذی انزل..) با صدای محزون استاد منشاوی
@Arefane | عارفانه
و ما از خود نگذشتیم؛
تو از ما بگذر...
قرائت زیبای آیه ۱۸۵ سوره بقره (شهر رمضان الذی انزل..) با صدای محزون استاد منشاوی
@Arefane | عارفانه
ماه رمضان آمد، نور دل و جان آمد
نور دل و جان آمد، ماه رمضان آمد
بهبه رم از آن آمد، يكسر همه ديوان را
يكسر همه ديوان را، بهبه رم از آن آمد
نيروى روان آمد، مر سالك صادق را
مر سالك صادق را، نيروى روان آمد
عاشق به فغان آمد، از شوق سحرخيزى
از شوق سحرخيزى، عاشق به فغان آمد
از سوى جنان آمد، آن را كه دلت خواهد
آن را كه دلت خواهد، از سوى جنان آمد
چون بند گران آمد، بر گردن محرومان
بر گردن محرومان، چون بند گران آمد
از عالم جان آمد، قرآن كريم اين مه
قرآن كريم اين مه، از عالم جان آمد
سعدان به قِران آمد، از قدرش و قرآنش
از قدرش و قرآنش، سعدان به قِران آمد
در مهد امان آمد، زين مه حسنِ نجمش
زين مه حسن نجمش، در مهد امان آمد
دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی
✍ در بیت دوم این شعر، تشابه وزنیِ کلمۀ «رم از آن» با کلمۀ «رمضان»، نشان از ذوق ادبی شاعر دارد.
در بیت یکی مانده به آخر، کلمۀ «سَعدان» به معنی دو سیارۀ سعد، مشتری و زهره است، و کلمۀ «قِران»، به معنی نزدیک شدن است. در این بیت همراه شدن «نزول قرآن» با «شب قدر» در ماه رمضان، به نزدیک شدن دو سیاره سعد مانند مشتری و زهره در یک برج تشبیه شده است.
@Arefane | عارفانه
نور دل و جان آمد، ماه رمضان آمد
بهبه رم از آن آمد، يكسر همه ديوان را
يكسر همه ديوان را، بهبه رم از آن آمد
نيروى روان آمد، مر سالك صادق را
مر سالك صادق را، نيروى روان آمد
عاشق به فغان آمد، از شوق سحرخيزى
از شوق سحرخيزى، عاشق به فغان آمد
از سوى جنان آمد، آن را كه دلت خواهد
آن را كه دلت خواهد، از سوى جنان آمد
چون بند گران آمد، بر گردن محرومان
بر گردن محرومان، چون بند گران آمد
از عالم جان آمد، قرآن كريم اين مه
قرآن كريم اين مه، از عالم جان آمد
سعدان به قِران آمد، از قدرش و قرآنش
از قدرش و قرآنش، سعدان به قِران آمد
در مهد امان آمد، زين مه حسنِ نجمش
زين مه حسن نجمش، در مهد امان آمد
دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی
✍ در بیت دوم این شعر، تشابه وزنیِ کلمۀ «رم از آن» با کلمۀ «رمضان»، نشان از ذوق ادبی شاعر دارد.
در بیت یکی مانده به آخر، کلمۀ «سَعدان» به معنی دو سیارۀ سعد، مشتری و زهره است، و کلمۀ «قِران»، به معنی نزدیک شدن است. در این بیت همراه شدن «نزول قرآن» با «شب قدر» در ماه رمضان، به نزدیک شدن دو سیاره سعد مانند مشتری و زهره در یک برج تشبیه شده است.
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 تماشا کنید و لذت ببرید...
حضرت آقای حسن زاده حَفَظَهُ الله [در دیوان اشعارش] میفرماید:
ماه رمضان آمد
نور دل و جان آمد
گفت: عزیزم دارد میآید، دوستم دارد میآید. اینها چرا اینجورند؟ امّا وقتی بعضی میشنوند که ماه مبارک رمضان دارد میآید، غصّه میخورند! خیلیها را میبینم دستپاچه میشوند که ماه مبارک رمضان دارد میآید! این آقای حسن زاده! چقدر آن قصیده اش بلند است! مثل اینکه انسان یک برادر اسیر و آزاده ای در زمان جنگ دارد که چندین سال اسیر بود؛ حالا به او بشارت بدهند که این دارد میآید؛ چقدر خوشحال می شود؟! گرچه [حضرت آقای حسن زاده] دو ماه رجب و شعبان را به ماه مبارک رمضان وصل می کردند و روزه میگرفتند.
ماه رمضان آمد
نور دل و جان آمد...
بیانات آیت الله جوادی آملی در دیدار با مسئولین کنگره طب نبوی؛ ۱۳۹۶/۰۸/۰۴
✍️ ادب و تواضع و علاقۀ حضرت آیت الله جوادی نسبت به حضرت علامه حسن زاده آملی(ره) قابل توجه و دیدنی است. توجه شود که این سخنان در زمان حیات مرحوم علامه حسن زاده بیان شده است.
@Arefane | عارفانه
حضرت آقای حسن زاده حَفَظَهُ الله [در دیوان اشعارش] میفرماید:
ماه رمضان آمد
نور دل و جان آمد
گفت: عزیزم دارد میآید، دوستم دارد میآید. اینها چرا اینجورند؟ امّا وقتی بعضی میشنوند که ماه مبارک رمضان دارد میآید، غصّه میخورند! خیلیها را میبینم دستپاچه میشوند که ماه مبارک رمضان دارد میآید! این آقای حسن زاده! چقدر آن قصیده اش بلند است! مثل اینکه انسان یک برادر اسیر و آزاده ای در زمان جنگ دارد که چندین سال اسیر بود؛ حالا به او بشارت بدهند که این دارد میآید؛ چقدر خوشحال می شود؟! گرچه [حضرت آقای حسن زاده] دو ماه رجب و شعبان را به ماه مبارک رمضان وصل می کردند و روزه میگرفتند.
ماه رمضان آمد
نور دل و جان آمد...
بیانات آیت الله جوادی آملی در دیدار با مسئولین کنگره طب نبوی؛ ۱۳۹۶/۰۸/۰۴
✍️ ادب و تواضع و علاقۀ حضرت آیت الله جوادی نسبت به حضرت علامه حسن زاده آملی(ره) قابل توجه و دیدنی است. توجه شود که این سخنان در زمان حیات مرحوم علامه حسن زاده بیان شده است.
@Arefane | عارفانه
❖ علامه حسن زاده آملی(ره): وقتی، به حضور شریف علامه طباطبایی رحمة الله علیه تشرف حاصل کرده بودم و عرض حاجت نمودم؛ فرمود: «آقا! دعای سحر حضرت امام باقر علیهالسلام را فراموش مکن که در آن جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفی از حور و غلمان نیست». اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرینتر است.
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
❖ مردم ایران مردم مؤمنی هستند؛ حتّی آن کسانی که ممکن است به چشم به نظر برسد که به بعضی از احکام اسلامی پایبندی درستی ندارند، ایمان قلبیشان خوب است؛ به خدا ایمان دارند، به دین ایمان دارند، به قرآن ایمان دارند، به ائمّهی هدیٰ ایمان دارند؛ مردم باایمانی هستند. ملّت ایران باایمان است، با عزّت نفس است، با اعتماد به نفس است؛ اینها موجب شده است که ساخت درونی ملّت ایران و نظام اسلامی استحکام پیدا کند.
سید علی خامنهای، ۱۴۰۲/۱/۱
@Arefane | عارفانه
سید علی خامنهای، ۱۴۰۲/۱/۱
@Arefane | عارفانه
❖ علامه حسن زاده آملی (ره) در کتاب وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، درباره استعمال لفظ «وجود» و «موجود» در «خداوند» مینویسد:
«عجب این که بعضی منتحلین به اسلام در اطلاق وجود و موجود بر حق تعالی مطلقا انکار دارند که این الفاظ از کجا برخاسته است؛ و این برهان الموحدین امیرالمؤمنین حضرت وصی علیه السلام است که میفرماید:
«الدّال علی قدمه بحدوث خلقه و بحدوث خلقه علی وجوده» (خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه)
و نیز فرمود:
«فهو الذی تشهّد له اعلام الوجود علی اقرار قلب ذی الجحود» (خطبه ۴۹ نهج البلاغه)
و نیز فرمود:
«کائن لا عن حدث، موجود لا عن عدم» (خطبه اول نهج البلاغه)
@Arefane | عارفانه
«عجب این که بعضی منتحلین به اسلام در اطلاق وجود و موجود بر حق تعالی مطلقا انکار دارند که این الفاظ از کجا برخاسته است؛ و این برهان الموحدین امیرالمؤمنین حضرت وصی علیه السلام است که میفرماید:
«الدّال علی قدمه بحدوث خلقه و بحدوث خلقه علی وجوده» (خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه)
و نیز فرمود:
«فهو الذی تشهّد له اعلام الوجود علی اقرار قلب ذی الجحود» (خطبه ۴۹ نهج البلاغه)
و نیز فرمود:
«کائن لا عن حدث، موجود لا عن عدم» (خطبه اول نهج البلاغه)
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 السلام علیک یا امّ المؤمنین خدیجة الکبری صلوات الله و سلامه علیک (استاد شیخ جعفر ناصری)
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
❖ برنامه زنده تلویزیونی «کلمه» با اجرای وحید یامینپور، شامل گفتگوهای معرفتی و سلوکی با اساتید حکمت و عرفان است. این برنامه شبها ساعت ۲۳ از شبکه یک پخش میشود و تا ساعت ۲۴ ادامه دارد.
✅ لینک کانال برنامه تلویزیونی «کلمه» جهت اطلاع از اخبار برنامه و همچنین جهت دریافت فایلها و کلیپهای برنامه:
@kalame_tv1
@Arefane | عارفانه
✅ لینک کانال برنامه تلویزیونی «کلمه» جهت اطلاع از اخبار برنامه و همچنین جهت دریافت فایلها و کلیپهای برنامه:
@kalame_tv1
@Arefane | عارفانه
❖ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰، پروین اعتصامی، شاعر معروف ایرانی پس از حدود یک ماه ابتلا به بیماری حصبه در ۳۵ سالگی درگذشت. او در زندگی شخصیاش توفیقی نیافت و ازدواجش کمتر از شش ماه به جدایی انجامید. بسیاری از اشعار او مضامین اجتماعی و انتقادی سیاسی داشت و شاید به همین خاطر بود که در دوران تکصدایی استبداد رضاشاهی فرصت و شاید جرأت ابراز و دیدهشدن نیافت. هرچند دیوان اشعارش را به تشویق ملکالشعرا و با مقدمهای به قلم او منتشر کرد. فروردین ۱۳۲۰ وقتی فوت کرد، نه مطبوعات و نه حکومت، واکنش خاصی نشان ندادند. خبر درگذشتش که در واقع اعلامیهی خانوادهاش بود، در صفحه هشت روزنامه اطلاعات منتشر و پیکرش در مقبره خانوادگیشان در حرم حضرت معصومه(س) دفن شد.
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
❖ دستخط پروین اعتصامی از شعری که برای سنگ مزارش سرود:
اینکه خاک سیَهش بالین است
اخترِ چرخِ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دلِ بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسید مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و رهِ دیرین است
خرم آنکس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است
@Arefane | عارفانه
اینکه خاک سیَهش بالین است
اخترِ چرخِ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دلِ بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسید مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و رهِ دیرین است
خرم آنکس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است
@Arefane | عارفانه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎦 یک دورهای تنها رسانه تأثیرگذار در عالم اسلام شعر بوده. شاعر شعر میگفت و به سرعت منتشر میشد. دعبل در خراسان شعر معروف خودش را خواند، حضرت [امام رضا علیه السلام] به او جایزه دادند. خب آمد رسید قم؛ قمیها گفتند که شنیدهایم امام به تو جایزه داده، آن را به ما بده؛ اصرار کردند، حاضر نشد. با کاروان از قم خارج شد، وسط راه یک راهزنی، جلوی اینها را گرفت و همه اموالشان را از آنها گرفت. رئیس دزدها آن بالا، روی سنگی نشسته بود. او همینطور که نگاه میکرد این بیت را خواند که:
ارى فیئهم فی غیرهم متقسما
و ایدیهم من فیئهم حسرات
مضمون شعر اینست که من مال خودم را و آنچه متعلق به خودم است، میبینم دارد از دستم میرود. [خطاب به] کاروانها میگفت دیگر؛ یعنی آن مال خودشان، دست دیگران است. این یک بیت از همان قصیده [دعبل] است. دعبل گفت بروید بپرسید که این قصیده مال چه کسی بود. یکی از کاروانیها رفت، گفت این شعری که خواندی، مال چه کسی بود؟ گفت دعبل. دعبل را به او نشان دادند. دعبل رفت جلو، گفت بله، من [دعبل] هستم. او هم دستور داد که همه آنچه برده بودند به آنها پس دادند.
بیانات رهبری در دیدار شاعران، ۱۴۰۲/۱/۱۶
@Arefane | عارفانه
ارى فیئهم فی غیرهم متقسما
و ایدیهم من فیئهم حسرات
مضمون شعر اینست که من مال خودم را و آنچه متعلق به خودم است، میبینم دارد از دستم میرود. [خطاب به] کاروانها میگفت دیگر؛ یعنی آن مال خودشان، دست دیگران است. این یک بیت از همان قصیده [دعبل] است. دعبل گفت بروید بپرسید که این قصیده مال چه کسی بود. یکی از کاروانیها رفت، گفت این شعری که خواندی، مال چه کسی بود؟ گفت دعبل. دعبل را به او نشان دادند. دعبل رفت جلو، گفت بله، من [دعبل] هستم. او هم دستور داد که همه آنچه برده بودند به آنها پس دادند.
بیانات رهبری در دیدار شاعران، ۱۴۰۲/۱/۱۶
@Arefane | عارفانه