This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ این آنات و لحظات شگفتآوری که مکتشفین بزرگ عالم در آن لحظات به یک حقیقتی دست پیدا کردند، کار خدا است؛ اینها همان هدایت الهی است؛ جاذبه را کشف میکند، میکروب را کشف میکند؛ اینها همان هدایت الهی است. نخبه به عنوان یک توصیف ارزشی، آن انسانِ صاحب استعدادِ پُرکارِ پُرتلاشی است که از هدایت الهی بهره گرفته باشد؛ گاهی هم خودش نمیداند که این هدایت الهی است امّا هدایت الهی است. شماها جوانید، جوان ممکن است تخلّفاتی داشته باشد امّا دلتان پاک است، ضمیرتان ضمیر روشنی است، از این هدایت الهی خیلی میتوانید برخوردار باشید.
• سید علی خامنهای، ۱۴۰۱/۷/۲۷
@Arefane | عارفانه
• سید علی خامنهای، ۱۴۰۱/۷/۲۷
@Arefane | عارفانه
❖ طرح| نسخهی دوم امام
در آن قضیه [۱۵ خرداد]، من در آن روزها زندان بودم؛ لکن آنجا حاج آقا مصطفی رضوان الله علیه نشان داد که از لحاظ جنس و فلز شخصیتی، نسخه دوم خود امام است؛ این را ایشان واقعا نشان داد. در آن حادثه عجیب و حمله مأموران و حوادث تهران و قم، ایشان بلند شد رفت در صحن قم و نشست آنجا، آن روزی که شبش، امام را دستگیر کرده بودند؛ بعد از عاشورا. خب خیلی کار بزرگی بود. بعد هم ایشان مدتی در قزلقلعه زندان بود. در این حادثه اخیر هم واقعا فقدان مرموز حاج آقا مصطفی، دوستان او را بهتزده کرد؛ یعنی علاقهمندان -[امثال] ماها در مشهد- واقعا مثل آدمهایی که صاعقهزده هستند، یک چنین حالی دست داد؛ هم برای فقدان خود او، هم برای اینکه برای امام چه پیش خواهد آمد که این جوان را از دست داد. لکن تصور نمیشد که این حادثه بتواند یک چنین تلاطمی و موجی به وجود بیاورد. همینکه فرمودند امام که از الطاف خفیّهی الهی بود، واقعا همین بود؛ و چه عظمتی میخواهد که یک پدر در مقابل یک چنین فقدانی، با این نگاه و از این منظر مسئله را ببیند، نه از منظر یک مصیبت، نه از منظر یک مسئله شخصی.
• آیتالله خامنهای، ۱۳۹۶/۷/۳۰
@Arefane | عارفانه
در آن قضیه [۱۵ خرداد]، من در آن روزها زندان بودم؛ لکن آنجا حاج آقا مصطفی رضوان الله علیه نشان داد که از لحاظ جنس و فلز شخصیتی، نسخه دوم خود امام است؛ این را ایشان واقعا نشان داد. در آن حادثه عجیب و حمله مأموران و حوادث تهران و قم، ایشان بلند شد رفت در صحن قم و نشست آنجا، آن روزی که شبش، امام را دستگیر کرده بودند؛ بعد از عاشورا. خب خیلی کار بزرگی بود. بعد هم ایشان مدتی در قزلقلعه زندان بود. در این حادثه اخیر هم واقعا فقدان مرموز حاج آقا مصطفی، دوستان او را بهتزده کرد؛ یعنی علاقهمندان -[امثال] ماها در مشهد- واقعا مثل آدمهایی که صاعقهزده هستند، یک چنین حالی دست داد؛ هم برای فقدان خود او، هم برای اینکه برای امام چه پیش خواهد آمد که این جوان را از دست داد. لکن تصور نمیشد که این حادثه بتواند یک چنین تلاطمی و موجی به وجود بیاورد. همینکه فرمودند امام که از الطاف خفیّهی الهی بود، واقعا همین بود؛ و چه عظمتی میخواهد که یک پدر در مقابل یک چنین فقدانی، با این نگاه و از این منظر مسئله را ببیند، نه از منظر یک مصیبت، نه از منظر یک مسئله شخصی.
• آیتالله خامنهای، ۱۳۹۶/۷/۳۰
@Arefane | عارفانه
❖ اهل سلوک و توجهات و ذکر و حضور
از لحاظ عملی، حاجآقا مصطفی یک انسان انصافا ممتازی بود. پسر کسی مثل امام خمینی [بود] -خب ایشان در قم معروف بودند؛ چه قبل از مرجعیت، چه زمان مرجعیت- [اما] یکذره نشانههای آقازادگی در حاجآقا مصطفی نبود. امام در ایام فاطمیه روضهای داشتند؛ حتی در منزل امام [هم] انسان، حاجآقا مصطفی را نمیدید که بیاید خودش را بچسباند به امام؛ بااینکه واقعا عشق میورزید به امام، اما دوروبَر امام بهصورت آقازادگی، مطلقا ایشان حرکتی نمیکرد.
از لحاظ سادگی وضع زندگی، بهمعنای واقعی کلمه زاهد بود؛ از لحاظ لباس، از لحاظ رفتار، از لحاظ خوراک، از لحاظ رسیدگی به خانواده؛ واقعا آدم مُعرض از دنیا و زاهدی بود. تا دوره قبل از مبارزات، ایشان گرایش سلوکی خوبی هم پیدا کرده بود؛ یک توجهاتی داشت، اهل ذکر و حضور و این حرفها بود.
البته خیلی از کارهای ایشان نصفهکاره مانده؛ همین تفسیر و مانند آن، همه تکهتکه و نصفهکاره است. شاید مفصلترینش، آن اصول ایشان باشد؛ و الا بحثهای فقهی و تفسیری و حتی علوم غریبه [هم دارند]، در آن تفسیرشان، ایشان حتی علوم غریبه هم دارد.
• آیتالله خامنهای، ۱۳۹۶/۷/۳۰
@Arefane | عارفانه
از لحاظ عملی، حاجآقا مصطفی یک انسان انصافا ممتازی بود. پسر کسی مثل امام خمینی [بود] -خب ایشان در قم معروف بودند؛ چه قبل از مرجعیت، چه زمان مرجعیت- [اما] یکذره نشانههای آقازادگی در حاجآقا مصطفی نبود. امام در ایام فاطمیه روضهای داشتند؛ حتی در منزل امام [هم] انسان، حاجآقا مصطفی را نمیدید که بیاید خودش را بچسباند به امام؛ بااینکه واقعا عشق میورزید به امام، اما دوروبَر امام بهصورت آقازادگی، مطلقا ایشان حرکتی نمیکرد.
از لحاظ سادگی وضع زندگی، بهمعنای واقعی کلمه زاهد بود؛ از لحاظ لباس، از لحاظ رفتار، از لحاظ خوراک، از لحاظ رسیدگی به خانواده؛ واقعا آدم مُعرض از دنیا و زاهدی بود. تا دوره قبل از مبارزات، ایشان گرایش سلوکی خوبی هم پیدا کرده بود؛ یک توجهاتی داشت، اهل ذکر و حضور و این حرفها بود.
البته خیلی از کارهای ایشان نصفهکاره مانده؛ همین تفسیر و مانند آن، همه تکهتکه و نصفهکاره است. شاید مفصلترینش، آن اصول ایشان باشد؛ و الا بحثهای فقهی و تفسیری و حتی علوم غریبه [هم دارند]، در آن تفسیرشان، ایشان حتی علوم غریبه هم دارد.
• آیتالله خامنهای، ۱۳۹۶/۷/۳۰
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ کلیپی از رفتار اقلیتی در دانشگاه شریف! اگر به یدک کشیدن لقب "نخبه" ارزش باشد که مریم رجوی هم طبق برخی اسناد، نخبهی شریف بوده! مگر لقب نخبه مصونیت ایجاد میکند برای انجام هر غلطی و هر بیقانونی؟ برای شکستن و تخریب و ضرب و شتم و کشف حجاب و اختلاط در سلف سرویس و رقصیدن و فحش رکیک؟ چگونه است که آمریکا و اسرائیل برخی نخبههای شریف را شهید میکند ولی برای قلیلی کف و سوت میزند؟ در منطق قرآن به اینها به جای نخبه چه گفته میشود؟ مگر نه اینست که قرآن فرمود: گرانقدرترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست؟ علمی که باعث خودبینی شود و بر انانیت، تکبر و بی ادبی بیفزاید، در منطق قرآن و روایات، ممدوح است یا مذموم؟ از اهلبیت نقل است: علم نوری است که خدا در قلب هر کس بخواهد، قرار میدهد. پس، چه بسا علمی که ظلمت افزاید! چه بسا نخبه و دکتر و پروفسوری که نزد خداوند، طفلی دبستانی بیش نباشد!
سعدی علیهالرحمه با اشاره به آیه پنجم سوره جمعه، خوش سروده:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
پس: خود شکن، این شیشه شکستن خطاست!
✍ روحالله صادقی
@Arefane | عارفانه
سعدی علیهالرحمه با اشاره به آیه پنجم سوره جمعه، خوش سروده:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
پس: خود شکن، این شیشه شکستن خطاست!
✍ روحالله صادقی
@Arefane | عارفانه
❖ به بهانه یک مرگ مشکوک، باعث دهها قتل عمدی و صدها میلیارد خسارت قطعی و تضعیف امنیت کشور که حاصل خون حدود ۲۵۰ هزار شهید است، شدند. آری! عقل که نباشد، جان در عذاب است! أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ ۖ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا.
@Arefane | عارفانه
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❖ نماهنگ جانسوز| برای آرتین
• دلنوشته امير سرلشكر موسوی،
فرمانده كل ارتش:
آرتین عزیز؛ کاش من بجای پدر، مادر و برادرت به خون غلطیده بودم و تو اکنون تنها و داغدار نبودی. اگر چه قلبم آزرده دلتنگی تو است، اما کاش زخم های دل تو، روی سینه ام انباشته می شد و تو را غصه دار و دلتنگ پدر، مادر و برادرت نمی دیدم. سرباز ایرانی تاب نگاه بر چشمان فرزندان شهدا را ندارد.
برای یک سرباز ایرانی هیچ چیز سختتر از آن نیست که در عین توانایی، خون دل بخورد، دندان به هم بفشارد و صبوری کند و شمشیر در نیام نگه دارد. تو خیلی کوچکی ولی شاید برایت گفته باشند مردی قدرتمند و قوی که پیش چشمش، همسرش را به خون کشیدند، بخاطر مصالح بالاتر سکوت کرد و خون دل خورد.
فرزند خوبم؛ کاش پیامت را همه می شنیدند. آنهایی که به بهانه ای، ناخواسته یا نادانسته، قدرت دفاعی و امنیتی کشور را تضعیف و مشغول کردند و فرصت جولان به عروسک های دست آموز دادند تا حرم و حریم را به گلوله ببندند. اما آرتین عزیز؛ برای تو می گویم: والله و به خاک پاک ایران قسم، برای خدا جوابی نخواهد داشت آن ایرانی و متدینی که خطر فتنه دشمنان را فریاد نزند.
@Arefane | عارفانه
• دلنوشته امير سرلشكر موسوی،
فرمانده كل ارتش:
آرتین عزیز؛ کاش من بجای پدر، مادر و برادرت به خون غلطیده بودم و تو اکنون تنها و داغدار نبودی. اگر چه قلبم آزرده دلتنگی تو است، اما کاش زخم های دل تو، روی سینه ام انباشته می شد و تو را غصه دار و دلتنگ پدر، مادر و برادرت نمی دیدم. سرباز ایرانی تاب نگاه بر چشمان فرزندان شهدا را ندارد.
برای یک سرباز ایرانی هیچ چیز سختتر از آن نیست که در عین توانایی، خون دل بخورد، دندان به هم بفشارد و صبوری کند و شمشیر در نیام نگه دارد. تو خیلی کوچکی ولی شاید برایت گفته باشند مردی قدرتمند و قوی که پیش چشمش، همسرش را به خون کشیدند، بخاطر مصالح بالاتر سکوت کرد و خون دل خورد.
فرزند خوبم؛ کاش پیامت را همه می شنیدند. آنهایی که به بهانه ای، ناخواسته یا نادانسته، قدرت دفاعی و امنیتی کشور را تضعیف و مشغول کردند و فرصت جولان به عروسک های دست آموز دادند تا حرم و حریم را به گلوله ببندند. اما آرتین عزیز؛ برای تو می گویم: والله و به خاک پاک ایران قسم، برای خدا جوابی نخواهد داشت آن ایرانی و متدینی که خطر فتنه دشمنان را فریاد نزند.
@Arefane | عارفانه
علم و باور
حجت الاسلام حاج شیخ جعفر ناصری
❖ یافتن هویت و حقیقت خویش/ همراه با مروری بر شعار «زن، زندگی، آزادی»
• کمی از اتلاف عمر و تشتت و آشفته حالی که فضای آلودهی مجازی به روح ما وارد میکند فاصله بگیریم، و این هجده دقیقه فایل را از استاد سلوکی، حاج شیخ جعفر ناصری گوش دهیم تا متوجه شویم چقدر در این روزها از هویت حقیقی و قرآنیِ خود دور شده ایم.
@Arefane | عارفانه
• کمی از اتلاف عمر و تشتت و آشفته حالی که فضای آلودهی مجازی به روح ما وارد میکند فاصله بگیریم، و این هجده دقیقه فایل را از استاد سلوکی، حاج شیخ جعفر ناصری گوش دهیم تا متوجه شویم چقدر در این روزها از هویت حقیقی و قرآنیِ خود دور شده ایم.
@Arefane | عارفانه
❖ شعار زن، زندگی، آزادی را ما هم قبول داریم؛ اما اگر به این دو اصل توجه میشد، تمام غائله اخیر میخوابید
• بیانات حکیمانه حضرت آیت الله جوادی آملی در درس علوم القرآن در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۱۱:
شعار #زن_زندگی_آزادی را ما هم قبول داریم؛ اما دو چیز است که اساس کار بوده و از یاد رفته است: اول اینکه تمام این هویّت مرا چه کسی به من داده است؟ دوم آیا من می میرم و می پوسم یا از پوست به در می آیم؟! الآن مشکل جدّی بشر کنونی، جریان مرگ است و این غائله اخیر هم همین طور است. بله، #زن هست، #زندگی هست، #آزادی هست، مرد هم همین طور است، همه اینها سرجایش محفوظ است؛ اما بالاخره این اصل هم وجود دارد که آیا انسان می پوسد یا از پوست به در می آید؟ بشر امروز غافلِ غافل است!
اگر من برای خودم نیستم و تمام هویّت مرا دیگری داده است، پس تکلیفی هم به من داده است و من باید به دستور او عمل کنم! شما اگر بخواهید یک وسیله مانند یخچال و یا هر وسیله دیگری بخرید، یک دفترچه راهنما همراهش هست، آیا این حقیقتی که به ما دادند به عنوان #انسان، دفترچه راهنما نمی خواهد که این را چگونه بکار بگیر؟! این سر را چگونه بکار بگیر؟! این چشم را چگونه بکار بگیر؟! این دست را چگونه بکار بگیر؟! چه چیزی بخور و چه چیزی نخور؟! دفترچه راهنمای ما همین #قرآن است؛ این از یاد بشر رفته است!
دین ثابت کرده که انسان مرگ را می میراند، نه اینکه بمیرد. این اهل بیت (علیهم السلام) آمدند تا از آن طرف خبر بدهند؛ فرمودند: «وَ لَكِنَّكُمْ تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَی دَار»؛ مرگ از پوست به درآمدن است، نه پوسیدن. مرگ هجرت است. ما مرگ را می میرانیم، ما بر مرگ مسلّط هستیم، مرگ را زیر پا لِه می کنیم و به آن طرف می رویم. این بیان نورانی سید الشهداء (سلام الله علیه) در ظهر عاشورا در آن بحبوحه ای که شمشیر می زدند است که فرمود: «صَبْراً بَنِی الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ»؛ مبادا خدای ناکرده کوتاه بیایید، مرگ یک پلی است زیر پای شما، روی این پل پا می گذارید و به آن طرف پل می روید، «فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ»، همه خبرها آن طرف است!
اگر این دو اصل روشن بشود که چه کسی ما را آفرید؟ و بعد هم به کجا می رویم؟ آیا می پوسیم یا از پوست به در می آییم؟ تمام غائله اخیر می خوابد. یاد مرگ از مهمترین عوامل تربیت است که این غائله را میخواباند.
@Arefane | عارفانه
• بیانات حکیمانه حضرت آیت الله جوادی آملی در درس علوم القرآن در تاریخ ۱۴۰۱/۸/۱۱:
شعار #زن_زندگی_آزادی را ما هم قبول داریم؛ اما دو چیز است که اساس کار بوده و از یاد رفته است: اول اینکه تمام این هویّت مرا چه کسی به من داده است؟ دوم آیا من می میرم و می پوسم یا از پوست به در می آیم؟! الآن مشکل جدّی بشر کنونی، جریان مرگ است و این غائله اخیر هم همین طور است. بله، #زن هست، #زندگی هست، #آزادی هست، مرد هم همین طور است، همه اینها سرجایش محفوظ است؛ اما بالاخره این اصل هم وجود دارد که آیا انسان می پوسد یا از پوست به در می آید؟ بشر امروز غافلِ غافل است!
اگر من برای خودم نیستم و تمام هویّت مرا دیگری داده است، پس تکلیفی هم به من داده است و من باید به دستور او عمل کنم! شما اگر بخواهید یک وسیله مانند یخچال و یا هر وسیله دیگری بخرید، یک دفترچه راهنما همراهش هست، آیا این حقیقتی که به ما دادند به عنوان #انسان، دفترچه راهنما نمی خواهد که این را چگونه بکار بگیر؟! این سر را چگونه بکار بگیر؟! این چشم را چگونه بکار بگیر؟! این دست را چگونه بکار بگیر؟! چه چیزی بخور و چه چیزی نخور؟! دفترچه راهنمای ما همین #قرآن است؛ این از یاد بشر رفته است!
دین ثابت کرده که انسان مرگ را می میراند، نه اینکه بمیرد. این اهل بیت (علیهم السلام) آمدند تا از آن طرف خبر بدهند؛ فرمودند: «وَ لَكِنَّكُمْ تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَی دَار»؛ مرگ از پوست به درآمدن است، نه پوسیدن. مرگ هجرت است. ما مرگ را می میرانیم، ما بر مرگ مسلّط هستیم، مرگ را زیر پا لِه می کنیم و به آن طرف می رویم. این بیان نورانی سید الشهداء (سلام الله علیه) در ظهر عاشورا در آن بحبوحه ای که شمشیر می زدند است که فرمود: «صَبْراً بَنِی الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ»؛ مبادا خدای ناکرده کوتاه بیایید، مرگ یک پلی است زیر پای شما، روی این پل پا می گذارید و به آن طرف پل می روید، «فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ»، همه خبرها آن طرف است!
اگر این دو اصل روشن بشود که چه کسی ما را آفرید؟ و بعد هم به کجا می رویم؟ آیا می پوسیم یا از پوست به در می آییم؟ تمام غائله اخیر می خوابد. یاد مرگ از مهمترین عوامل تربیت است که این غائله را میخواباند.
@Arefane | عارفانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM