از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
مردم از زندگی بیتو که با من هستی
طرفه سرّی است که باید بر استاد کشم
سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
✍ حضرت امام خمینی در بیت آخر این شعر که چند ماه قبل از وفات سرودهاند، به زمان وفات خود در نیمه خرداد اشاره نمودهاند. البته برخی احتمالات دیگر در مقصود از نیمه خرداد نیز بیان شده است. شادی روح امام امت فاتحه و صلواتی اهدا کنیم.
@Arefane
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
مردم از زندگی بیتو که با من هستی
طرفه سرّی است که باید بر استاد کشم
سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
✍ حضرت امام خمینی در بیت آخر این شعر که چند ماه قبل از وفات سرودهاند، به زمان وفات خود در نیمه خرداد اشاره نمودهاند. البته برخی احتمالات دیگر در مقصود از نیمه خرداد نیز بیان شده است. شادی روح امام امت فاتحه و صلواتی اهدا کنیم.
@Arefane
🔰 نکات زیبای رهبر انقلاب درباره شخصیت ممتاز و معنویِ امام خمینی، ۱۴۰۱/۰۳/۱۴
❖ امام بزرگوار، روح جمهوری اسلامی است؛ اگر این روح از جمهوری اسلامی گرفته بشود و مورد بیتوجّهی قرار بگیرد، نقشی بر دیوار باقی خواهد ماند.
❖ در سالهای گذشته، دربارهی ابعادی از شخصیّت امام صحبت شده است، لکن ناگفتهها هنوز بسیار است:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
❖ نسل کنونی انقلاب، امام عزیز را به درستی نمیشناسند، عظمت امام را نمیدانند؛ امام را با امثال این حقیر مقایسه میکنند؛ در حالی که فاصله بسیار زیاد است، فاصله نجومی است. امام شخصیّت استثنائی بود به معنای واقعی کلمه.
❖ انقلاب را مردم به پیروزی رساندند؛ در این تردیدی نیست، امّا آن دست قدرتمندی که توانست این اقیانوس را به تلاطم دربیاورد، آن شخصیّت فولادین، آن دل مطمئن، آن زبان ذوالفقارگونه که توانست میلیونها انسان را وارد میدان کند، یأس و نومیدی را از اینها دور کند، عبارت بود از امام بزرگوار؛ او عبارت بود از خمینی عظیم! هیچ کسِ دیگر در این کشور قادر به این کار نبود.
❖ آن وقتی که رژیم، در آخرین نَفَسهایش، با کمک آمریکا به فکر این بود که حکومت نظامی برقرار کند، مردم را به خانههایشان بفرستد و در غیاب مردم ریشهی کار را بکلّی از بین ببرد، امام با الهام الهی ــ حقیقتاً با الهام الهی که خودِ امام هم بعداً این را گفتند ــ به مردم گفت بیایید در خیابانها. خیلی از سیاسیّون انقلابی، در آن ساعت، مخالف این کار بودند، میگفتند این خطر دارد برای مردم؛ امام گفتند نخیر!
❖ امام بزرگوار به معنای واقعی کلمه یک آدم ممتاز بود؛ واقعاً ممتاز بود. خصوصیّات شخصی او، خصوصیّاتی بود که در مجموع و همه با هم در کمتر شخصیّتی ممکن بود به وجود بیاید و ما سراغ نداریم؛ یعنی بنده واقعاً در طول تاریخ خودمان هم کسی که همهی این خصوصیّات را با هم داشته باشد سراغ ندارم.
❖ امام، اهل معنویّت و حالات عرفانی بود؛ اهل گریهی سحر بود. مرحوم آقای حاج احمد آقا به بنده گفت سحرها که امام بلند میشوند و در نماز و در دعا گریه میکنند، این دستمال معمولیای که ایشان دارند کفاف نمیدهد، برای ایشان حوله میگذاریم؛ حولهی دست و رو خشککنی برای اشک! اهل این معنویّتها بود.
❖ اهل لطافت روحی بود؛ این کتابهای معنوی امام مثل آدابالصّلاة، مثل شرح حدیث [جنود] عقل و جهل را امام تقریباً در جوانی یا اوایل میانسالی ــ حدود چهلسالگی ــ نوشته بود؛ از جوانی این جور بود.
❖ از قول امام نقل کردهاند ــ بنده این را نشنیدهام ــ که امام فرموده باشد که «وَالله من تا حالا نترسیدهام»؛ امّا آنچه من خودم دیدم و خودم از امام شنیدم، [این بود که] یک وقتی بنده راجع به یک مسئلهای با امام صحبت میکردم، در ضمن صحبت به ایشان گفتم که «شما این کار را نمیکنید چون میترسید...»؛ میخواستم بگویم میترسید که مثلاً فلان مشکل پیش بیاید؛ تا گفتم میترسید، ایشان گفتند من از چیزی نمیترسم! بنده نمیخواستم بگویم «شما ترسو هستید»، این یک تعبیر عرفی معمولی است یعنی «ملاحظه میکنید که این اتّفاق نیفتد» امّا کلمهی ترس را که [به کار] بردم، ایشان گفتند من از چیزی نمیترسم. شجاع بود به معنای واقعی کلمه.
❖ اقامهی حق و عدل هدف امام بود، امّا آیا در زیر سقف نکبتبار حکومت پهلوی یا هر حکومت وابستهای میشود اقامهی حق و عدل کرد؟ طبعاً نه؛ پس هدف بعدی این میشود که انسان این سقف را بشکافد. «فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم».
@Arefane
❖ امام بزرگوار، روح جمهوری اسلامی است؛ اگر این روح از جمهوری اسلامی گرفته بشود و مورد بیتوجّهی قرار بگیرد، نقشی بر دیوار باقی خواهد ماند.
❖ در سالهای گذشته، دربارهی ابعادی از شخصیّت امام صحبت شده است، لکن ناگفتهها هنوز بسیار است:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
❖ نسل کنونی انقلاب، امام عزیز را به درستی نمیشناسند، عظمت امام را نمیدانند؛ امام را با امثال این حقیر مقایسه میکنند؛ در حالی که فاصله بسیار زیاد است، فاصله نجومی است. امام شخصیّت استثنائی بود به معنای واقعی کلمه.
❖ انقلاب را مردم به پیروزی رساندند؛ در این تردیدی نیست، امّا آن دست قدرتمندی که توانست این اقیانوس را به تلاطم دربیاورد، آن شخصیّت فولادین، آن دل مطمئن، آن زبان ذوالفقارگونه که توانست میلیونها انسان را وارد میدان کند، یأس و نومیدی را از اینها دور کند، عبارت بود از امام بزرگوار؛ او عبارت بود از خمینی عظیم! هیچ کسِ دیگر در این کشور قادر به این کار نبود.
❖ آن وقتی که رژیم، در آخرین نَفَسهایش، با کمک آمریکا به فکر این بود که حکومت نظامی برقرار کند، مردم را به خانههایشان بفرستد و در غیاب مردم ریشهی کار را بکلّی از بین ببرد، امام با الهام الهی ــ حقیقتاً با الهام الهی که خودِ امام هم بعداً این را گفتند ــ به مردم گفت بیایید در خیابانها. خیلی از سیاسیّون انقلابی، در آن ساعت، مخالف این کار بودند، میگفتند این خطر دارد برای مردم؛ امام گفتند نخیر!
❖ امام بزرگوار به معنای واقعی کلمه یک آدم ممتاز بود؛ واقعاً ممتاز بود. خصوصیّات شخصی او، خصوصیّاتی بود که در مجموع و همه با هم در کمتر شخصیّتی ممکن بود به وجود بیاید و ما سراغ نداریم؛ یعنی بنده واقعاً در طول تاریخ خودمان هم کسی که همهی این خصوصیّات را با هم داشته باشد سراغ ندارم.
❖ امام، اهل معنویّت و حالات عرفانی بود؛ اهل گریهی سحر بود. مرحوم آقای حاج احمد آقا به بنده گفت سحرها که امام بلند میشوند و در نماز و در دعا گریه میکنند، این دستمال معمولیای که ایشان دارند کفاف نمیدهد، برای ایشان حوله میگذاریم؛ حولهی دست و رو خشککنی برای اشک! اهل این معنویّتها بود.
❖ اهل لطافت روحی بود؛ این کتابهای معنوی امام مثل آدابالصّلاة، مثل شرح حدیث [جنود] عقل و جهل را امام تقریباً در جوانی یا اوایل میانسالی ــ حدود چهلسالگی ــ نوشته بود؛ از جوانی این جور بود.
❖ از قول امام نقل کردهاند ــ بنده این را نشنیدهام ــ که امام فرموده باشد که «وَالله من تا حالا نترسیدهام»؛ امّا آنچه من خودم دیدم و خودم از امام شنیدم، [این بود که] یک وقتی بنده راجع به یک مسئلهای با امام صحبت میکردم، در ضمن صحبت به ایشان گفتم که «شما این کار را نمیکنید چون میترسید...»؛ میخواستم بگویم میترسید که مثلاً فلان مشکل پیش بیاید؛ تا گفتم میترسید، ایشان گفتند من از چیزی نمیترسم! بنده نمیخواستم بگویم «شما ترسو هستید»، این یک تعبیر عرفی معمولی است یعنی «ملاحظه میکنید که این اتّفاق نیفتد» امّا کلمهی ترس را که [به کار] بردم، ایشان گفتند من از چیزی نمیترسم. شجاع بود به معنای واقعی کلمه.
❖ اقامهی حق و عدل هدف امام بود، امّا آیا در زیر سقف نکبتبار حکومت پهلوی یا هر حکومت وابستهای میشود اقامهی حق و عدل کرد؟ طبعاً نه؛ پس هدف بعدی این میشود که انسان این سقف را بشکافد. «فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم».
@Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
بسیاری از ابعاد شخصیّت امام بزرگوار ما همچنان ناشناخته است. در واقع نسل کنونی انقلاب، بخصوص نسل جوان ما، امام عزیز را بدرستی نمیشناسند، درک نمیکنند، عظمت امام را نمیدانند؛ امام را با امثال این حقیر مقایسه میکنند؛ در حالی که فاصله بسیار زیاد است، فاصله نجومی است. امام شخصیّت استثنائی بود به معنای واقعی کلمه.
@Arefane
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
بسیاری از ابعاد شخصیّت امام بزرگوار ما همچنان ناشناخته است. در واقع نسل کنونی انقلاب، بخصوص نسل جوان ما، امام عزیز را بدرستی نمیشناسند، درک نمیکنند، عظمت امام را نمیدانند؛ امام را با امثال این حقیر مقایسه میکنند؛ در حالی که فاصله بسیار زیاد است، فاصله نجومی است. امام شخصیّت استثنائی بود به معنای واقعی کلمه.
@Arefane
یک رفیقی داشتیم که از بچههای قدیم جبهه و جنگ بود البته الآن از علمای قم است؛ نقل میکرد که در یکی از شبهای عملیات، یک گروهی را به ما سپردند و گفتند راه بیفت برو. ما شبانه قبل از اذان صبح، یک مسیری را گرفتیم و رفتیم. میگفت اینقدر به شما بگویم که مدتی که راه رفتیم، احساس کردیم که دیگر اینجا ما گم شدهایم. میگفت خیلی گم شدیم، چون گم شدنهای ظاهری متصف به کم یا زیاد نمیشود، ولی بعضی گم شدنها کم و زیاد دارد. میگفت اینقدر به شما بگویم که در آن منطقهای که ما رسیدیم نه صدای توپ میآمد، نه صدای گلوله میآمد. هیچ آثار جنگ نبود و نمیدانستیم کجا هستیم. این دوست ما میگفت که گاهی زندگی و مشغلهی روزانه، انسان را به گمگشتی و تحیّر میاندازد، یعنی ما گاهی داریم زندگی میکنیم ولی گم شدهایم. نمیدانیم «خود» ما کجا است و کجا هستیم؟ چه کسی هستیم؟ چه کار داریم میکنیم؟ گاهی مشغلههای متعدد فکری و غفلتهای گوناگون از خداوند و اهلبیت (علیهمالسلام) ما را گم میکند، یعنی احساس گمگشتگی، تحیّر و سرگردانی پیدا میکنیم. البته خود همین احساس هم احساس مبارکی است و به هر کسی دست نمیدهد.
استاد شیخ جعفر ناصری
@Arefane
استاد شیخ جعفر ناصری
@Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مکاشفه سالک وارسته مرحوم آیتالله حقشناس در حرم حضرت امام رضا علیهالسلام؛ و شعری که حضرت در جواب ایشان خواندند (نقل مکاشفه از زبان خود آیتالله حقشناس)
@Arefane
@Arefane
قال الإمام الرضا عليه السلام: الإِمامُ الأَنيسُ الرَّفيقُ، وَالوالِدُ الشَّفيقُ، وَالأَخُ الشَّقيقُ، وَالاُمُّ البَرَّةُ بِالوَلَدِ الصَّغيرِ، و مَفزَعُ العِباد فی الدّاهِيَةِ النّآد
امام رضا علیهالسلام در توصیف "امام" فرمودند: امام، مونسی است رفيق؛ پدری است مهربان؛ برادری است همسان؛ مادری است نيكرفتار به فرزند كوچكش؛ پناه بندگان است به هنگام پیشآمدهای سخت.
• اصول کافی
@Arefane
امام رضا علیهالسلام در توصیف "امام" فرمودند: امام، مونسی است رفيق؛ پدری است مهربان؛ برادری است همسان؛ مادری است نيكرفتار به فرزند كوچكش؛ پناه بندگان است به هنگام پیشآمدهای سخت.
• اصول کافی
@Arefane
❖ تکذیب واقعهای نقل شده از استاد علامه حسن زاده آملی (ره)
• آقای مهدی احدی در تاریخ ۲۵ آذر ۱۴۰۰ در ایام فاطمیه در بندرعباس چنین داستانی را نقل نمودهاند: علامه حسن زاده آملی خیلی عاشق حضرت زهرا(س) بود و در ایام فاطمیه اتاقش کاملا سیاه پوش میشد؛ یک روز با بنده تماس گرفتند و فرمودند من دلم برای فاطمیه تنگ شده است نمیآیی برایم روضه بخوانی؟ رفتم منزلشان و روضه خواندم و این حدیث از امام صادق را خواندم که حضرت فرمود حضرت زهرا(س) از بس درد کشیده بودند مانند پوست استخوان شده بود؛ علامه حسن زاده از هوش رفتند و زمانی که به هوش آمدند باز هم درخواست کردند که این روایت را بخوانم و من آنجا از ایشان اجازه نقل این اتفاق را گرفتم و امشب برای شما نقل کردم. (منبع)
• کانال عارفانه: از یکی از شاگردان نزدیک و قدیمی استاد علامه حسن زاده آملی، صحت و سقم این مطلب را جویا شدیم، ایشان در پاسخ چنین نوشتند:
"سلام علیکم
در کذب صدر این نقل که میگوید در ایام فاطمیه اتاقش کاملا سیاهپوش میشد شک ندارم، چون در طول ملازمت و آشنایی چهل سالهای که با ایشان داشتم، چنین امری را مشاهده نکردم. در مابقی نقل هم باز باید احتیاط کرد؛ چون اذا کذب الصدر، یحتمل ان یکون الذیل ایضا کاذبا. (وقتی ابتدای داستان، کذب است، احتمالا ادامه آن هم کذب است)"
• پن: از طریق دیگری هم صحت این داستان را پیگیری کردیم که فرمودند کذب است. سابقا برخی نقلهای غیر معتبر دیگر هم توسط آقای احدی صورت گرفته است و متاسفانه این نقلها خیلی هم مشهور شده است و با تکذیب بیوت برخی بزرگان (امام خمینی، آیتالله بهجت) مواجه شده است و چنین نقلهای غیرمعتبری بعد از آنکه تکذیب میشود، رفته رفته باعث بی اعتمادی مردم به داستانهای معتبر و واقعی خواهد شد، جدای از آنکه خود داستانهای غیرمعتبر کرامات و تشرفات و... که ایشان نقل میکنند در برخی موارد، ممکن است موجبات شبهه در برخی عقاید مردم بشود. لذا امیدواریم در نقل کلام بزرگان توسط ایشان، دقت جدی و اصلاح صورت بگیرد.
@Arefane
• آقای مهدی احدی در تاریخ ۲۵ آذر ۱۴۰۰ در ایام فاطمیه در بندرعباس چنین داستانی را نقل نمودهاند: علامه حسن زاده آملی خیلی عاشق حضرت زهرا(س) بود و در ایام فاطمیه اتاقش کاملا سیاه پوش میشد؛ یک روز با بنده تماس گرفتند و فرمودند من دلم برای فاطمیه تنگ شده است نمیآیی برایم روضه بخوانی؟ رفتم منزلشان و روضه خواندم و این حدیث از امام صادق را خواندم که حضرت فرمود حضرت زهرا(س) از بس درد کشیده بودند مانند پوست استخوان شده بود؛ علامه حسن زاده از هوش رفتند و زمانی که به هوش آمدند باز هم درخواست کردند که این روایت را بخوانم و من آنجا از ایشان اجازه نقل این اتفاق را گرفتم و امشب برای شما نقل کردم. (منبع)
• کانال عارفانه: از یکی از شاگردان نزدیک و قدیمی استاد علامه حسن زاده آملی، صحت و سقم این مطلب را جویا شدیم، ایشان در پاسخ چنین نوشتند:
"سلام علیکم
در کذب صدر این نقل که میگوید در ایام فاطمیه اتاقش کاملا سیاهپوش میشد شک ندارم، چون در طول ملازمت و آشنایی چهل سالهای که با ایشان داشتم، چنین امری را مشاهده نکردم. در مابقی نقل هم باز باید احتیاط کرد؛ چون اذا کذب الصدر، یحتمل ان یکون الذیل ایضا کاذبا. (وقتی ابتدای داستان، کذب است، احتمالا ادامه آن هم کذب است)"
• پن: از طریق دیگری هم صحت این داستان را پیگیری کردیم که فرمودند کذب است. سابقا برخی نقلهای غیر معتبر دیگر هم توسط آقای احدی صورت گرفته است و متاسفانه این نقلها خیلی هم مشهور شده است و با تکذیب بیوت برخی بزرگان (امام خمینی، آیتالله بهجت) مواجه شده است و چنین نقلهای غیرمعتبری بعد از آنکه تکذیب میشود، رفته رفته باعث بی اعتمادی مردم به داستانهای معتبر و واقعی خواهد شد، جدای از آنکه خود داستانهای غیرمعتبر کرامات و تشرفات و... که ایشان نقل میکنند در برخی موارد، ممکن است موجبات شبهه در برخی عقاید مردم بشود. لذا امیدواریم در نقل کلام بزرگان توسط ایشان، دقت جدی و اصلاح صورت بگیرد.
@Arefane