🍷مکاشفه علامه طباطبایی از توصیه مرحوم سید علی آقای قاضی
🔹علامه طباطبایی: روز گذشته وقت نماز صبح، [در مکاشفه] استاد مرحوم آقای قاضی را دیدم. وقت رفتن به من فرمود: «هرکس به جایی رسیده، از یَد یا أیدی رسیده است.»
پس از آن به نظرم رسید که شاید منظور، آیه شریفه «واذکُر عبادَنا ابراهیمَ و اسحاقَ و یعقوبَ اُولی الاَیدی و الاَبصار» باشد. منظور آیه شریفه، این است که ایشان صاحب گذشت و عبرت بوده اند.
📚 ثمرات حیات، ص ۲۵۷
🔹پن: علامه در المیزان ذیل این آیه مینویسد: «اينكه خداوند فرمود: ابراهيم و اسحاق و يعقوب داراى دست و چشم بودند، در حقيقت خواسته است به كنايه بفهماند نامبردگان در طاعت خدا و رساندن خير به خلق، و نيز در بينايى شان در تشخيص اعتقاد و عمل حق، بسيار قوى بوده اند.»
🆔 @Arefane
🔹علامه طباطبایی: روز گذشته وقت نماز صبح، [در مکاشفه] استاد مرحوم آقای قاضی را دیدم. وقت رفتن به من فرمود: «هرکس به جایی رسیده، از یَد یا أیدی رسیده است.»
پس از آن به نظرم رسید که شاید منظور، آیه شریفه «واذکُر عبادَنا ابراهیمَ و اسحاقَ و یعقوبَ اُولی الاَیدی و الاَبصار» باشد. منظور آیه شریفه، این است که ایشان صاحب گذشت و عبرت بوده اند.
📚 ثمرات حیات، ص ۲۵۷
🔹پن: علامه در المیزان ذیل این آیه مینویسد: «اينكه خداوند فرمود: ابراهيم و اسحاق و يعقوب داراى دست و چشم بودند، در حقيقت خواسته است به كنايه بفهماند نامبردگان در طاعت خدا و رساندن خير به خلق، و نيز در بينايى شان در تشخيص اعتقاد و عمل حق، بسيار قوى بوده اند.»
🆔 @Arefane
🔷 تعدد واسطه در نجاسات
اگر شیئی به وسیله عین نجس، نجس شد، به آن متنجس اول میگویند. مثلا اگر لباس، آلوده به بول شود، این لباس را متنجس اول میگویند. این متنجس قطعا نجس است و باید آب کشیده شود.
حال اگر عین نجس(بول) از لباس، ازاله شد، آیا این لباس(متنجس اول) در برخورد با اشیاء دیگر، نجس کننده است یا نه؟ مثلا اگر دست خیس ما به این لباس(که عین نجسش برطرف شده) بخورد یا این لباس خیس باشد و دست ما به آن بخورد، آیا دست ما نجس میشود یا خیر؟
به عبارت دیگر، هر شیئی(لباس، زمین، بدن و..) که متنجس باشد ولی عین نجس در آن نباشد، آیا در برخورد با اشیاء دیگر، نجس کننده است یا نه؟
بنابراین اگر مثلا دست خیس ما به هر شیئی بخورد که عین نجس در آن نیست، آیا دست ما نجس میشود یا نه؟
باید عرض کنیم بر خلاف نظر مشهور که میگویند متنجس اول، نجس کننده است، نظر بعضی از فقها مانند فیض کاشانی این است که متنجس، منجّس(نجس کننده) نیست. آیت الله مظاهری هم میگویند که هر شخصی که وسواس دارد، فتوای من برای او این است که متنجس، نجس کننده نیست. البته آیت الله مظاهری از نظر ادله، میگویند هیچ دلیلی نداریم که متنجس اول، نجس کننده باشد و این قول را، به امام خمینی و آیت الله خویی نیز نسبت میدهند؛ منتها میگویند مرحوم امام و آیت الله خویی در مقام فتوای عمومی، احتیاط کرده و میفرمودند متنجس، تا واسطه سوم نجس کننده است، لکن ظاهرا فتوای اصلیشان این نبوده است.
لازم به ذکر است بنابر فتوای مشهور که متنجس را نجس کننده میداند نیز چند نظر وجود دارد: یکی نظر علمایی چون آیت الله بهجت و آیت الله شبیری زنجانی است که هر چه تعداد واسطه ها در متنجس اضافه شود -ولو صد واسطه-، نجاست نیز سرایت میکند.
اما طبق نظر برخی دیگر مانند آیت الله سیستانی، آیت الله خامنه ای، آیت الله مکارم و..، متنجس ها فقط تا واسطه سوم نجس میشوند و واسطه چهارم نجس نمیشود. برخی نیز تا واسطه دوم را نجس میدانند و واسطه سوم را پاک میدانند.
آیت الله مظاهری از یکی از اساتید خود نقل میکند: یا فقها باید بگویند که متنجس، نجس کننده نیست، و یا اگر میگویند متنجس، منجّس است، باید بگوییم همه عالَم به مرور زمان نجس شده است.
🔹دلایلی که بزرگان برای این قول (متنجس، نجس کننده نیست) آورده اند از این قبیل است:
🔸بعضی از روایات
🔸اگر متنجس، نجس کننده باشد، تمام عالم نجس است
🔸عدم وضع چنین تکلیفی به دلیل لزوم عسر و حرج
🔸سیره
🔸اختلال در نظام زندگی
🔸لغویت جعل؛ یعنی اگر شارع، متنجس را نجس کننده بداند، این جعل، لغو است چون مردم به آن عمل نمیکند.
در ادامه عبارت مرحوم فیض کاشانی در این زمینه را مشاهده میکنید. نکته جالب آن است که مرحوم فیض کاشانی میگوید قبول این فتوای ما(که متنجس، نجس کننده نیست) برای کسانی که اهل تقلید و وسواس هستند، سخت است، چون اینها رحمت واسعه خدا را نادیده گرفته و خود را به ضیق و مشقتِ بیهوده انداخته اند.
«مفتاح [عدم تنجیس المتنجس]
انما یجب غسل ما لاقی عین النجاسه. و أما ما لاقی الملاقی لها بعد ما أزیل عنه العین بالتمسح و نحوه، بحیث لا یبقی فیه شی ء منها فلا یجب غسله، کما یستفاد من المعتبره. علی أنا لا نحتاج الی دلیل فی ذلک، فان عدم الدلیل علی وجوب الغسل دلیل علی عدم الوجوب، إذ لا تکلیف الا بعد البیان، و لا حکم الا بالبرهان. الا أن هذا الحکم مما یکبر فی صدور الذین غلب علیهم التقلید من أصحاب الوسواس الذین یکفرون بنعمه اللّه و لا یشکرون سعه رحمه اللّه.
و فی الحدیث «ان الخوارج ضیقوا علی أنفسهم بجهالتهم، و ان الدین أوسع من ذلک».
به هر حال این مساله، مساله مشکلی است که حل آن میتواند کمک بسیار زیادی به مساله نجاست و طهارت کند، هدانا الله الی الحق انشاءالله.
✍ روح الله صادقی
🆔 @Arefane
اگر شیئی به وسیله عین نجس، نجس شد، به آن متنجس اول میگویند. مثلا اگر لباس، آلوده به بول شود، این لباس را متنجس اول میگویند. این متنجس قطعا نجس است و باید آب کشیده شود.
حال اگر عین نجس(بول) از لباس، ازاله شد، آیا این لباس(متنجس اول) در برخورد با اشیاء دیگر، نجس کننده است یا نه؟ مثلا اگر دست خیس ما به این لباس(که عین نجسش برطرف شده) بخورد یا این لباس خیس باشد و دست ما به آن بخورد، آیا دست ما نجس میشود یا خیر؟
به عبارت دیگر، هر شیئی(لباس، زمین، بدن و..) که متنجس باشد ولی عین نجس در آن نباشد، آیا در برخورد با اشیاء دیگر، نجس کننده است یا نه؟
بنابراین اگر مثلا دست خیس ما به هر شیئی بخورد که عین نجس در آن نیست، آیا دست ما نجس میشود یا نه؟
باید عرض کنیم بر خلاف نظر مشهور که میگویند متنجس اول، نجس کننده است، نظر بعضی از فقها مانند فیض کاشانی این است که متنجس، منجّس(نجس کننده) نیست. آیت الله مظاهری هم میگویند که هر شخصی که وسواس دارد، فتوای من برای او این است که متنجس، نجس کننده نیست. البته آیت الله مظاهری از نظر ادله، میگویند هیچ دلیلی نداریم که متنجس اول، نجس کننده باشد و این قول را، به امام خمینی و آیت الله خویی نیز نسبت میدهند؛ منتها میگویند مرحوم امام و آیت الله خویی در مقام فتوای عمومی، احتیاط کرده و میفرمودند متنجس، تا واسطه سوم نجس کننده است، لکن ظاهرا فتوای اصلیشان این نبوده است.
لازم به ذکر است بنابر فتوای مشهور که متنجس را نجس کننده میداند نیز چند نظر وجود دارد: یکی نظر علمایی چون آیت الله بهجت و آیت الله شبیری زنجانی است که هر چه تعداد واسطه ها در متنجس اضافه شود -ولو صد واسطه-، نجاست نیز سرایت میکند.
اما طبق نظر برخی دیگر مانند آیت الله سیستانی، آیت الله خامنه ای، آیت الله مکارم و..، متنجس ها فقط تا واسطه سوم نجس میشوند و واسطه چهارم نجس نمیشود. برخی نیز تا واسطه دوم را نجس میدانند و واسطه سوم را پاک میدانند.
آیت الله مظاهری از یکی از اساتید خود نقل میکند: یا فقها باید بگویند که متنجس، نجس کننده نیست، و یا اگر میگویند متنجس، منجّس است، باید بگوییم همه عالَم به مرور زمان نجس شده است.
🔹دلایلی که بزرگان برای این قول (متنجس، نجس کننده نیست) آورده اند از این قبیل است:
🔸بعضی از روایات
🔸اگر متنجس، نجس کننده باشد، تمام عالم نجس است
🔸عدم وضع چنین تکلیفی به دلیل لزوم عسر و حرج
🔸سیره
🔸اختلال در نظام زندگی
🔸لغویت جعل؛ یعنی اگر شارع، متنجس را نجس کننده بداند، این جعل، لغو است چون مردم به آن عمل نمیکند.
در ادامه عبارت مرحوم فیض کاشانی در این زمینه را مشاهده میکنید. نکته جالب آن است که مرحوم فیض کاشانی میگوید قبول این فتوای ما(که متنجس، نجس کننده نیست) برای کسانی که اهل تقلید و وسواس هستند، سخت است، چون اینها رحمت واسعه خدا را نادیده گرفته و خود را به ضیق و مشقتِ بیهوده انداخته اند.
«مفتاح [عدم تنجیس المتنجس]
انما یجب غسل ما لاقی عین النجاسه. و أما ما لاقی الملاقی لها بعد ما أزیل عنه العین بالتمسح و نحوه، بحیث لا یبقی فیه شی ء منها فلا یجب غسله، کما یستفاد من المعتبره. علی أنا لا نحتاج الی دلیل فی ذلک، فان عدم الدلیل علی وجوب الغسل دلیل علی عدم الوجوب، إذ لا تکلیف الا بعد البیان، و لا حکم الا بالبرهان. الا أن هذا الحکم مما یکبر فی صدور الذین غلب علیهم التقلید من أصحاب الوسواس الذین یکفرون بنعمه اللّه و لا یشکرون سعه رحمه اللّه.
و فی الحدیث «ان الخوارج ضیقوا علی أنفسهم بجهالتهم، و ان الدین أوسع من ذلک».
به هر حال این مساله، مساله مشکلی است که حل آن میتواند کمک بسیار زیادی به مساله نجاست و طهارت کند، هدانا الله الی الحق انشاءالله.
✍ روح الله صادقی
🆔 @Arefane
🍷چقدر خداوند مهربان است؛ خودش در آخر حدیث قرب نوافل میفرماید: ما تردّدتُ فی شیء أنا فاعلُه کتردّدی فی موت مؤمنٍ یکرهُ المَوت و أنا أکره مَسائته؛ من در هیچ چیزی که میخواستم به جای آورم متردد نشدم به اندازه تردّدم در مرگ مومنی که اراده داشتم او را بمیرانم، او مرگ را ناگوار میدانست، و من آزار و اذیت او را ناگوار میداشتم...
🆔 @Arefane
🆔 @Arefane
🍷ذهن شما آلوده است...
🔹پیشفرضهای ذهنی که از کودکی با آنها بزرگ شده ایم و از پدر و مادر یا دوست و معلم و استاد، در ذهن خود تثبیت کرده ایم، میتواند تاثیر منفی در پذیرش باورهای فطری و توحیدی بگذارد.
🔹در کتاب ثمرات حیات ص ۸۵ از علامه طباطبایی نقل شده است:
«در زمان میرزای قمی، عالِمی مقلّد و معتقد [به] وی بود. گویا درس فلسفه نیز میگفت. روزی میرزا به وی میگوید: برای من وحدت وجود را بیان کن. آن عالِم إبا میکند.
میرزا میگوید: ممکن است شاگردانت حرفهایت را بفهمند؛ ولی من از شاگردهایت پستترم؟ آن عالِم در جواب میگوید: آنها ذهنشان آلوده نیست، مطلب را خوب درک میکنند؛ ولی ذهن شما آلوده است».
🆔 @Arefane
🔹پیشفرضهای ذهنی که از کودکی با آنها بزرگ شده ایم و از پدر و مادر یا دوست و معلم و استاد، در ذهن خود تثبیت کرده ایم، میتواند تاثیر منفی در پذیرش باورهای فطری و توحیدی بگذارد.
🔹در کتاب ثمرات حیات ص ۸۵ از علامه طباطبایی نقل شده است:
«در زمان میرزای قمی، عالِمی مقلّد و معتقد [به] وی بود. گویا درس فلسفه نیز میگفت. روزی میرزا به وی میگوید: برای من وحدت وجود را بیان کن. آن عالِم إبا میکند.
میرزا میگوید: ممکن است شاگردانت حرفهایت را بفهمند؛ ولی من از شاگردهایت پستترم؟ آن عالِم در جواب میگوید: آنها ذهنشان آلوده نیست، مطلب را خوب درک میکنند؛ ولی ذهن شما آلوده است».
🆔 @Arefane
🍷اگر گنهکاری، اگر سردرگمی، اگر بی انگیزه ای، در هرحالی که هستی، بدترین تصمیم، ناامیدی و توقف است؛ باید در همین آشفته حالی نیز گریان و نالان به سمت محبوب رفت و او را طلب کرده و از او استمداد نمود. همین توبه ناقص و حرکت لنگان لنگان، بهتر از توقف و ناامیدی است.
🔹یکبار از یکی از اساتید عرفان پرسیدم: اگر چهله بگیریم و احیانا در چهله مرتکب گناه شویم، آیا بهتر است چنین چهله ای نگیریم؟
ایشان فرمودند: همین چهله با این وضعیت، بهتر از این است که انسان بدون برنامه و رها و آشفته باشد.
سپس این بیت مولوی را خواندند:
لنگ و لوک و خفتهشکل و بیادب؛
سوی او میغیژ و او را میطلب...
*غیژیدن: خیزیدنِ طفلان و مردمانِ شَل
🆔 @Arefane
🔹یکبار از یکی از اساتید عرفان پرسیدم: اگر چهله بگیریم و احیانا در چهله مرتکب گناه شویم، آیا بهتر است چنین چهله ای نگیریم؟
ایشان فرمودند: همین چهله با این وضعیت، بهتر از این است که انسان بدون برنامه و رها و آشفته باشد.
سپس این بیت مولوی را خواندند:
لنگ و لوک و خفتهشکل و بیادب؛
سوی او میغیژ و او را میطلب...
*غیژیدن: خیزیدنِ طفلان و مردمانِ شَل
🆔 @Arefane
🔹آیت الله خامنه ای: «نباید اینجور باشد که اگر کسی یک رتبهای از فقه را - ولو نه رتبه اعلی را - پیدا کرد، او در جامعه محترم باشد؛ اما اگر کسی رتبه اعلای فلسفه را پیدا کرد، به قدر او احترام نداشته باشد. اینجوری نیست؛ علم است، [فلسفه] علم اسلامی است، مورد نیاز حوزه است. یکی از کارهای مهم همین است که ما علوم را طبقهبندی کنیم - که بعضی از آقایان هم گفتند - اولویت بندی کنیم، رتبهبندی کنیم، ارزشگذاری کنیم، با نیازها بسنجیم. اگر با نیازهای امروز سنجیده شود، من میترسم نتیجه جور دیگری در بیاید!». ۱۳۸۹/۰۸/۰۲
🍷پن: شرافت عالِم به علم اوست؛ و علم حکمت و عرفان نظری که مربوط به معارف و اعتقادات است، شرافت بیشتری از علم فقه و اصول دارد که مربوط به احکام ظاهری است. به عبارت دیگر، حکمت و عرفان، فقه اکبر است، و فقه و اصول، فقه اصغر. بنابراین اگر بخواهد حقیقت و انصاف رعایت شود، حکیم و عارف باید بیش از فقیه محترم شمرده شود.
البته این مطلب مربوط به علوم نظری و حصولی است. اما در رابطه با علوم شهودی، شرافت عارف بالله و فانی فی الله، از همه عالِمان دیگر(که مشغول علوم حصولی و نظری اند) بالاتر است؛ اللهم ارزقنا.
🆔 @Arefane
🍷پن: شرافت عالِم به علم اوست؛ و علم حکمت و عرفان نظری که مربوط به معارف و اعتقادات است، شرافت بیشتری از علم فقه و اصول دارد که مربوط به احکام ظاهری است. به عبارت دیگر، حکمت و عرفان، فقه اکبر است، و فقه و اصول، فقه اصغر. بنابراین اگر بخواهد حقیقت و انصاف رعایت شود، حکیم و عارف باید بیش از فقیه محترم شمرده شود.
البته این مطلب مربوط به علوم نظری و حصولی است. اما در رابطه با علوم شهودی، شرافت عارف بالله و فانی فی الله، از همه عالِمان دیگر(که مشغول علوم حصولی و نظری اند) بالاتر است؛ اللهم ارزقنا.
🆔 @Arefane
🔹شهریه ای که به طلاب تعلق میگیرد، از حداقل حقوق یک کارگر هم به مراتب پایینتر است. اگر طلبه ای وضع مالی خوبی دارد، از راهی غیر از شهریه (مانند کمک خانواده، شغل و..) تامین شده است.
یکی از ذهنیتهای اشتباه بعضی از مردم نسبت به طلاب این است که آنها فقط درس میخوانند و کار نمیکنند، لذا شهریه ای که میگیرند نوعی مفت خوری است.
سوال این است که مگر درس دین خواندن و تبلیغ دین کردن، کار نیست؟! چه فرقی میکند انسان در طول روز، مشغول شغلی باشد یا مشغول درس گرفتن و درس دادن و تحقیق علمی و تبلیغ دین باشد؟ چرا مردم، اولی را کار میدانند و دومی را کار نمیدانند؟! با این گستردگی علوم و تخصصهای دینی، آیا طلبه میتواند همزمان مشغول علم و کار باشد؟ اگر طلبه ای بخواهد به صورت قوی علوم مختلف را تحصیل و تحقیق و تبلیغ کند، فرصت شغلی برای او باقی نمیماند. آنگاه، کمک هزینه زندگی او باید از چه طریقی تامین شود؟
البته طلبه در عوض امور واجب دینی و معنوی، خود را مستحق اخذ مال نمیداند، اما اگر هزینه های او از راههای مربوطه تامین نشود، او برای تامین هزینه ها ناچار به ترک طلبگی و وظایف مرتبط خواهد شد.
🔹آیت الله خامنه ای در یکی از بیاناتشان میگویند:
«در زمان رضاخان برای این که روحانیت را از چشمها بیندازد، میگفت: روحانیت مُفتخور است؛ یعنی مثلاً عملگی و یا کار اداری نمیکند، در عین حال به زندگی خود ادامه میدهد. او با آن عقل ناقص خودش خیال میکرد که اگر کسی در بازار، داد و ستد نکرد و یا مثلاً بیل نزد و به اداره نرفت و شغلی نیافت، نباید نان بخورد و اگر خورد، مفتخوری کرده است! او چون به رسالت دین معقتد نبود، این حرفها را میزد و کار عالِم دین را باور نداشت». ۱۳۷۴/۰۴/۱۶
🆔 @Arefane
یکی از ذهنیتهای اشتباه بعضی از مردم نسبت به طلاب این است که آنها فقط درس میخوانند و کار نمیکنند، لذا شهریه ای که میگیرند نوعی مفت خوری است.
سوال این است که مگر درس دین خواندن و تبلیغ دین کردن، کار نیست؟! چه فرقی میکند انسان در طول روز، مشغول شغلی باشد یا مشغول درس گرفتن و درس دادن و تحقیق علمی و تبلیغ دین باشد؟ چرا مردم، اولی را کار میدانند و دومی را کار نمیدانند؟! با این گستردگی علوم و تخصصهای دینی، آیا طلبه میتواند همزمان مشغول علم و کار باشد؟ اگر طلبه ای بخواهد به صورت قوی علوم مختلف را تحصیل و تحقیق و تبلیغ کند، فرصت شغلی برای او باقی نمیماند. آنگاه، کمک هزینه زندگی او باید از چه طریقی تامین شود؟
البته طلبه در عوض امور واجب دینی و معنوی، خود را مستحق اخذ مال نمیداند، اما اگر هزینه های او از راههای مربوطه تامین نشود، او برای تامین هزینه ها ناچار به ترک طلبگی و وظایف مرتبط خواهد شد.
🔹آیت الله خامنه ای در یکی از بیاناتشان میگویند:
«در زمان رضاخان برای این که روحانیت را از چشمها بیندازد، میگفت: روحانیت مُفتخور است؛ یعنی مثلاً عملگی و یا کار اداری نمیکند، در عین حال به زندگی خود ادامه میدهد. او با آن عقل ناقص خودش خیال میکرد که اگر کسی در بازار، داد و ستد نکرد و یا مثلاً بیل نزد و به اداره نرفت و شغلی نیافت، نباید نان بخورد و اگر خورد، مفتخوری کرده است! او چون به رسالت دین معقتد نبود، این حرفها را میزد و کار عالِم دین را باور نداشت». ۱۳۷۴/۰۴/۱۶
🆔 @Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹سرنوشت همسر لبنانی دکتر چمران بعد از شهادتش چه شد؟
🍷مصطفی میگفت من «شمع» هستم و تو بعد از من به «شمس» میرسی (که یکی از اولیاءالله است)
📜بخشی از نامه عاشقانه و عارفانه شهید چمران که پس از 37 سال برای اولین بار منتشر می شود.
🍷شرح ماجرای ملاقات همسر شهید چمران با علامه طهرانی (صوت بانو)
@mhva_ir
🆔 @Arefane
🍷مصطفی میگفت من «شمع» هستم و تو بعد از من به «شمس» میرسی (که یکی از اولیاءالله است)
📜بخشی از نامه عاشقانه و عارفانه شهید چمران که پس از 37 سال برای اولین بار منتشر می شود.
🍷شرح ماجرای ملاقات همسر شهید چمران با علامه طهرانی (صوت بانو)
@mhva_ir
🆔 @Arefane
🔹حکیمی را پرسیدند:
چندین درخت نامور که خدای عزوجلّ آفریده است و برومند، هیچ یک را «آزاد» نخوانده اند مگر «سرو» را که ثمره ای ندارد؛ در این چه حکمت است؟
🔹گفت: هر درختی را ثمره ای معین است، که به وقتی معلوم، به وجود آن[ثمره] تازه آید، و گاهی به عدم آن پژمرده شود. و سرو را هیچ از این نیست و همه وقت خوش است؛ و این است صفت آزادگان...
📚 گلستان سعدی
🆔 @Arefane
چندین درخت نامور که خدای عزوجلّ آفریده است و برومند، هیچ یک را «آزاد» نخوانده اند مگر «سرو» را که ثمره ای ندارد؛ در این چه حکمت است؟
🔹گفت: هر درختی را ثمره ای معین است، که به وقتی معلوم، به وجود آن[ثمره] تازه آید، و گاهی به عدم آن پژمرده شود. و سرو را هیچ از این نیست و همه وقت خوش است؛ و این است صفت آزادگان...
📚 گلستان سعدی
🆔 @Arefane
🍷دو بیت شعری که آیت الله سید علی قاضی، در پایان نامهشان به سید محمدحسن الهی طباطبایی، خطاب به ایشان و برادرشان(علامه طباطبایی) سروده اند و شدت علاقه و جایگاه این دو برادر نزد مرحوم قاضی را نشان میدهد:
🔹فَدَیتُک لو عَرَضتُ علیک شوقی
🔹یَمِلّ السَّمعُ مِن طول الکلامِ
🔹فإنّی بَعد بُعدِکما، کشمسٍ
🔹لَقَد کُسِفَت و صارت فی ظَلامِ
🔸فدایت شوم؛ هرگاه بخواهم مراتب علاقه خود را به تو توضیح دهم، همانا از درازی سخن، گوش به ملال میآید. من بدون شما دو نفر(علامه طباطبایی و برادرش سیدمحمدحسن الهی) مانند آفتابی هستم که به علت کسوف، در تاریکی قرار گرفته است.
✍ منبع شعر: آیت الحق، ص ۲۱۱
🆔 @Arefane
🔹فَدَیتُک لو عَرَضتُ علیک شوقی
🔹یَمِلّ السَّمعُ مِن طول الکلامِ
🔹فإنّی بَعد بُعدِکما، کشمسٍ
🔹لَقَد کُسِفَت و صارت فی ظَلامِ
🔸فدایت شوم؛ هرگاه بخواهم مراتب علاقه خود را به تو توضیح دهم، همانا از درازی سخن، گوش به ملال میآید. من بدون شما دو نفر(علامه طباطبایی و برادرش سیدمحمدحسن الهی) مانند آفتابی هستم که به علت کسوف، در تاریکی قرار گرفته است.
✍ منبع شعر: آیت الحق، ص ۲۱۱
🆔 @Arefane
🔹امام صادق علیه السلام: «لَيْسَ اَلْعِلْمُ بِكَثْرَةِ اَلتَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقَعُ فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اَللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ فَإِذَا أَرَدْتَ اَلْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلاً فِي نَفْسِكَ حَقِيقَةَ اَلْعُبُودِيَّةِ وَ اُطْلُبِ اَلْعِلْمَ بِاسْتِعْمَالِهِ وَ اِسْتَفْهِمِ اَللَّهَ يُفَهِّمْكَ»
🔹علم، به زیاد آموختن نیست، بلکه علم، نوری است که در دل هرکس که خداوند اراده کند او را هدایت نماید، قرار میگیرد. پس اگر خواهان علم هستی، نخست حقیقت بندگی را در خودت طلب کن، و به کمک بندگی کردن، علم را طلب کن، و از خداوند طلب فهم کن تا خداوند علم را به تو بفهماند.
🔸پن: در ادامه این حدیث، عنوان بصری از حضرت صادق میپرسد که «حقیقت بندگی» چیست که حضرت سه امر را معرفی میکند، که خلاصه اش این است:
بدانی مالکیت حقیقیِ همه چیز از آنِ خداست، بدانی تدبیر حقیقی همه چیز تحت اراده خداست، و همهی وقتِ خود را مشغول اطاعت حق باشی.
🆔 @Arefane
🔹علم، به زیاد آموختن نیست، بلکه علم، نوری است که در دل هرکس که خداوند اراده کند او را هدایت نماید، قرار میگیرد. پس اگر خواهان علم هستی، نخست حقیقت بندگی را در خودت طلب کن، و به کمک بندگی کردن، علم را طلب کن، و از خداوند طلب فهم کن تا خداوند علم را به تو بفهماند.
🔸پن: در ادامه این حدیث، عنوان بصری از حضرت صادق میپرسد که «حقیقت بندگی» چیست که حضرت سه امر را معرفی میکند، که خلاصه اش این است:
بدانی مالکیت حقیقیِ همه چیز از آنِ خداست، بدانی تدبیر حقیقی همه چیز تحت اراده خداست، و همهی وقتِ خود را مشغول اطاعت حق باشی.
🆔 @Arefane
در صورت اختلال در تلگرام، مطالب ما را از پیام رسان ایتا و پیج اینستاگرام و وبلاگ دنبال کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹آیت الله جوادی آملی: جناب حُرّ، اگر در بهشت یادش باشد که با پسر پیامبر(ع) چه کرد، بهشت برایش جهنم میشود. اصلا در بهشت یادش نیست و خداوند خطایش را از یادش میبَرَد تا در بهشت هیچ اندوهی به او نرسد. بقیه خطاکاران هم چنینند. این خداست...
🆔 @Arefane
🆔 @Arefane
🍷منقول است که حضرت امیرالمومنین علی علیه السّلام فرموده اند: «العِلمُ نُقطةٌ کَثّرَها الجاهلون؛ علم، تنها یک نقطه است که جاهلان آن را زیاد و تکثیر کردهاند».
🔹پن۱: در روایت دیگری از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: تمام آنچه در «قرآن» است، در «سوره حمد» است، و آنچه در «سوره حمد» است، در «بسم الله الرحمن الرحيم» است، و آنچه در «بسم الله الرحمن الرحیم» است، در «باء بسم الله» است و آنچه در «باء بسم الله» است در «نقطهی باء» است و «من نقطه زیر باء بسم الله ام».
🔹پن۲: برگشت همه علوم، به توحید و وحدت حق متعال است؛ و تمام تکثّراتِ علوم، به همین نقطهی توحید بر میگردد. ولایت هم منشعب از توحید است. باید به دنبال توحید بود، چون که صد آمد نود هم پیش ماست...
🔹پن۳: در کتاب آیت الحق، در یکی از نامه های عارف بالله آیت الله سید علی قاضی طباطبایی اینچنین آمده است: «تمام طُرُق، توسل به ائمه اطهار و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ماست...».
🆔 @Arefane
🔹پن۱: در روایت دیگری از حضرت علی علیه السلام نقل شده است: تمام آنچه در «قرآن» است، در «سوره حمد» است، و آنچه در «سوره حمد» است، در «بسم الله الرحمن الرحيم» است، و آنچه در «بسم الله الرحمن الرحیم» است، در «باء بسم الله» است و آنچه در «باء بسم الله» است در «نقطهی باء» است و «من نقطه زیر باء بسم الله ام».
🔹پن۲: برگشت همه علوم، به توحید و وحدت حق متعال است؛ و تمام تکثّراتِ علوم، به همین نقطهی توحید بر میگردد. ولایت هم منشعب از توحید است. باید به دنبال توحید بود، چون که صد آمد نود هم پیش ماست...
🔹پن۳: در کتاب آیت الحق، در یکی از نامه های عارف بالله آیت الله سید علی قاضی طباطبایی اینچنین آمده است: «تمام طُرُق، توسل به ائمه اطهار و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ماست...».
🆔 @Arefane
🍷شرح ملاقات آیت الله خامنه ای با آیت الله سید محمد صادق طهرانی، نهم فروردین ۱۳۹۷، مشهد مقدس
🆔 @Arefane
🔸در فایل صوتی که اخیرا از حجت الاسلام شیخ عبدالحمید واسطی منتشر شده است، ایشان در این فایل، در دقیقه ۱۷:۴۰ میگوید: جلسه ای با حضور آیت الله خامنه ای، آیت الله سید محمد صادق طهرانی(فرزند ارشد علامه طهرانی) و حجت الاسلام مروی(تولیت فعلی آستان قدس) تشکیل شده بود. آیت الله خامنه ای خطاب به آیت الله طهرانی(مولف کتاب نور مجرد) میگوید:
🔹«من از تهران نیت کرده بودم شما را ببینم. کتاب نور مجرد را که نوشته اید، مطالعه کردم؛ بسیار کتاب خوبی است. جای این کتاب خالی بود، من از شما تشکر میکنم. آقای [علامه] طهرانی با کتاب روح مجرد، مرحوم حداد را که کسی غیر از خواص نمیشناخت، به عالَم معرفی کرد. و حقیقتا در امتداد آن کتاب، جای این کتاب نور مجرد که شما مرحوم والدتان را معرفی کردید، خالی بود. امر تهذیب، امر مهمی است؛ خواندن کتابهایی همچون روح مجرد، نور مجرد، مهر تابان، که روشهای زندگی بزرگان را نشان میدهد، برای طلاب بسیار موثر و راهگشاست. نه تنها طلاب، بلکه غیر طلاب هم باید به سمت تهذیب بروند، مخصوصا جوانان. خدا شما را حفظ کند و جوانان از شما منتفع شوند، نه فقط انتفاع علمی؛ بلکه طلاب را در جهت تهذیب به سطح اعلا ارتقا دهید. مرحوم شهید مطهری حدود چهارسال به انقلاب مانده، روزی به من گفتند: آقا سید محمد حسین طهرانی را میشناسی؟ این سید خیلی نازنین است؛ پیشنهاد میکنم با ایشان ارتباط برقرار کنید و از ایشان استفاده کنید. در زمان ریاست جمهور نشد خدمتشان برسم، ولی در زمان رهبری ملاقاتهای مکرری داشتیم. ایشان به من انگشتری دادند که من بعدها آن را به سید حسن نصرالله دادم. آقا سید محمد حسین در علوم مختلف هم ورود داشت؛ پدیده ای بود».
🔹همچنین استاد واسطی در دقیقه ۱۵:۲۰ این فایل میگوید:
در قسمتی از این جلسه، آیت الله خامنه ای از مواجهه فضای مشهد با بیت علامه طهرانی سوال فرمودند. آیت الله طهرانی بیان کردند: «عده ای والد ما را ضد انقلاب میدانند». آیت الله خامنه ای فرمودند: «غلط میکنند».
🔹فایل صوتی استاد واسطی را در این لینک بشنوید: t.me/erfanvahekmat_com/798
🆔 @Arefane
🆔 @Arefane
🔸در فایل صوتی که اخیرا از حجت الاسلام شیخ عبدالحمید واسطی منتشر شده است، ایشان در این فایل، در دقیقه ۱۷:۴۰ میگوید: جلسه ای با حضور آیت الله خامنه ای، آیت الله سید محمد صادق طهرانی(فرزند ارشد علامه طهرانی) و حجت الاسلام مروی(تولیت فعلی آستان قدس) تشکیل شده بود. آیت الله خامنه ای خطاب به آیت الله طهرانی(مولف کتاب نور مجرد) میگوید:
🔹«من از تهران نیت کرده بودم شما را ببینم. کتاب نور مجرد را که نوشته اید، مطالعه کردم؛ بسیار کتاب خوبی است. جای این کتاب خالی بود، من از شما تشکر میکنم. آقای [علامه] طهرانی با کتاب روح مجرد، مرحوم حداد را که کسی غیر از خواص نمیشناخت، به عالَم معرفی کرد. و حقیقتا در امتداد آن کتاب، جای این کتاب نور مجرد که شما مرحوم والدتان را معرفی کردید، خالی بود. امر تهذیب، امر مهمی است؛ خواندن کتابهایی همچون روح مجرد، نور مجرد، مهر تابان، که روشهای زندگی بزرگان را نشان میدهد، برای طلاب بسیار موثر و راهگشاست. نه تنها طلاب، بلکه غیر طلاب هم باید به سمت تهذیب بروند، مخصوصا جوانان. خدا شما را حفظ کند و جوانان از شما منتفع شوند، نه فقط انتفاع علمی؛ بلکه طلاب را در جهت تهذیب به سطح اعلا ارتقا دهید. مرحوم شهید مطهری حدود چهارسال به انقلاب مانده، روزی به من گفتند: آقا سید محمد حسین طهرانی را میشناسی؟ این سید خیلی نازنین است؛ پیشنهاد میکنم با ایشان ارتباط برقرار کنید و از ایشان استفاده کنید. در زمان ریاست جمهور نشد خدمتشان برسم، ولی در زمان رهبری ملاقاتهای مکرری داشتیم. ایشان به من انگشتری دادند که من بعدها آن را به سید حسن نصرالله دادم. آقا سید محمد حسین در علوم مختلف هم ورود داشت؛ پدیده ای بود».
🔹همچنین استاد واسطی در دقیقه ۱۵:۲۰ این فایل میگوید:
در قسمتی از این جلسه، آیت الله خامنه ای از مواجهه فضای مشهد با بیت علامه طهرانی سوال فرمودند. آیت الله طهرانی بیان کردند: «عده ای والد ما را ضد انقلاب میدانند». آیت الله خامنه ای فرمودند: «غلط میکنند».
🔹فایل صوتی استاد واسطی را در این لینک بشنوید: t.me/erfanvahekmat_com/798
🆔 @Arefane
🔹شیخ محمد تقی آملی میگفتند یکبار از ایشان (مرحوم آیت الله قاضی) سوال کردم: «ما خوانده یا شنیده ایم که دیگران هرگاه قرآن تلاوت می کنند، اُفُقهای عالم در برابر دید ایشان باز میشود، ولی هنگامی که ما قرآن میخوانیم، اثری از این امور مشاهده نمینماییم».
🍷ایشان نگاهی به صورت من انداختند و گفتند: «آری! ایشان در شرایط خاصی قرآن میخوانند؛ آنان، ایستاده، و رو به قبله قرآن میخوانند، سر خود را لخت میکنند و با دو دست خود قرآن را بالا میگیرند! و با همه وجود به آنچه میخوانند توجه دارند، و توجه دارند که در برابر چه کسی ایستاده اند. ولی شما قرآن را میخوانید در حالیکه زیر کرسی رفته، تا نزدیک چانه لحاف را بر روی خود کشیده و قرآن را روی زمین نهاده و آن را نگاه میکنی».
🔹جناب آملی ادامه دادند: «آری! به همین صورت قرآن را میخواندم و بسیار هم میخواندم؛ گویی ایشان در کنار من بوده و مراقب اعمال من بودند. دیگر از آن روز با تمام وجود قرآن میخواندم و در مجالس او حاضر میشدم».
✍ آیت الحق، ص ۲۲۱
🆔 @Arefane
🍷ایشان نگاهی به صورت من انداختند و گفتند: «آری! ایشان در شرایط خاصی قرآن میخوانند؛ آنان، ایستاده، و رو به قبله قرآن میخوانند، سر خود را لخت میکنند و با دو دست خود قرآن را بالا میگیرند! و با همه وجود به آنچه میخوانند توجه دارند، و توجه دارند که در برابر چه کسی ایستاده اند. ولی شما قرآن را میخوانید در حالیکه زیر کرسی رفته، تا نزدیک چانه لحاف را بر روی خود کشیده و قرآن را روی زمین نهاده و آن را نگاه میکنی».
🔹جناب آملی ادامه دادند: «آری! به همین صورت قرآن را میخواندم و بسیار هم میخواندم؛ گویی ایشان در کنار من بوده و مراقب اعمال من بودند. دیگر از آن روز با تمام وجود قرآن میخواندم و در مجالس او حاضر میشدم».
✍ آیت الحق، ص ۲۲۱
🆔 @Arefane
🍷سرّ همراهی تحمید و تسبیح (سبحان ربّی الاعلی و بحمده)
🔹آیت الله جوادی آملی: ما كسی را تسبیح میكنیم كه از او كمك میخواهیم. كسی كه میتواند مشكل ما را حل كند، باید مشكل نداشته باشد. كسی كه بینیازی ما را تأمین میكند، باید بینیاز باشد.
1⃣ ما چون خودمان نیازمندیم، تنزیه میكنیم كسی را كه مشكل ما را حل میكند؛ این میشود «تسبیح» [سبحان الله].
2⃣ چون مشكل ما را حل میكند و نیاز ما را برطرف میكند، حقشناسی میكنیم و او را شكر میكنیم، این میشود «تحمید» [و بحمده].
🆔 @Arefane
🔹آیت الله جوادی آملی: ما كسی را تسبیح میكنیم كه از او كمك میخواهیم. كسی كه میتواند مشكل ما را حل كند، باید مشكل نداشته باشد. كسی كه بینیازی ما را تأمین میكند، باید بینیاز باشد.
1⃣ ما چون خودمان نیازمندیم، تنزیه میكنیم كسی را كه مشكل ما را حل میكند؛ این میشود «تسبیح» [سبحان الله].
2⃣ چون مشكل ما را حل میكند و نیاز ما را برطرف میكند، حقشناسی میكنیم و او را شكر میكنیم، این میشود «تحمید» [و بحمده].
🆔 @Arefane
🔹محمد حسن قاضی: هرگاه نام او(آیت الله سید احمد کربلایی) نزد پدر (آیت الله سید علی قاضی) -قدّس سرّه- برده میشد، به او حالتی از سکون و سراسیمگی و تأمل دست میداد. سپس به حالت طبیعی برگشته و شروع به ادامه سخن با همنشینان مینمود. و چه بسیار از او سخن میگفت.
✍ آیت الحق، ج۱، ص ۲۸۱
🆔 @Arefane
✍ آیت الحق، ج۱، ص ۲۸۱
🆔 @Arefane