🔹در زندگی عارف بزرگی چون علامه طباطبایی نیز، دوره های پر فراز و نشیب و حتی دوره «خسارت روحی» وجود داشته است، پس هیچگاه از فراز و نشیب در زندگی خود، ترسیده و محزون و ناامید نشویم...
جالب آنجاست که این دوره، پس از ارتباطات سلوکی علامه طباطبایی با عارف کبیر مرحوم قاضی می باشد.
🆔 @Arefane
جالب آنجاست که این دوره، پس از ارتباطات سلوکی علامه طباطبایی با عارف کبیر مرحوم قاضی می باشد.
🆔 @Arefane
🍷سخنان تکان دهنده امام خمینی درباره چگونگی استفاده از قرآن (۱)
اکنون که مقاصد و مطالب این صحیفۀ الهیه را دانستی، یک مطلب مهمّی را باید در نظر بگیری که با توجه به آن راه استفاده از کتاب شریف بر تو باز شود و ابواب معارف و حِکَم بر قلبت مفتوح گردد. و آن، آن است که به کتاب شریف الهی نظر تعلیم داشته باشی و آن را کتاب تعلیم و افاده بدانی، و خود را موظف به تعلّم و استفاده بدانی. و مقصود ما از تعلیم و تعلّم و افاده و استفاده آن نیست که جهات ادبیّت و نحو و صرف را از آن تعلیم بگیری، یا حیث فصاحت و بلاغت و نکات بیانیّه و بدیعیّه از آن فراگیری، یا در قصص و حکایات آن به نظر تاریخی و اطّلاع بر امم سالفه بنگری؛ هیچ یک از اینها داخل در مقاصد قرآن نیست و از منظور اصلی کتاب الهی به مراحلی دور است.
این که استفادۀ ما از این کتاب بزرگ بسیار کم است، برای همین است که یا به آن نظر تعلیم و تعلم نداریم ـ چنانچه غالباً این طوریم ـ فقط قرائت قرآن می کنیم برای ثواب و اجر، و لهذا جز به جهت تجوید آن اعتنائی نداریم. می خواهیم قرآن را صحیح بخوانیم که ثواب به ما عنایت شود، و در همین حد واقف می شویم و به همین امر قناعت می کنیم؛ و لهذا چهل سال قرآن شریف را می خوانیم و به هیچ وجه از آن استفاده ای حاصل نشود جز اجر و ثواب قرائت. و یا اگر نظر تعلیم و تعلّم داشته باشیم، با نکات بدیعیّه و بیانیّه و وجوه اعجاز آن، و قدری بالاتر، جهات تاریخی و سبب نزول آیات، و اوقات نزول، و مکّی و مدنی بودن آیات و سور، و اختلاف قرائات و اختلاف مفسرین از عامّه و خاصه، و دیگر امور عرضیّۀ خارج از مقصد که خود آنها موجب احتجاب از قرآن و غفلت از ذکر الهی است، سر و کار داریم. بلکه مفسرین بزرگ ما نیز عمدۀ همّ خود را صرف در یکی از این جهات یا بیشتر کرده و باب تعلیمات را به روی مردم مفتوح نکرده اند.
به عقیدۀ نویسنده تاکنون تفسیر برای کتاب خدا نوشته نشده. به طور کلّی معنی «تفسیر» کتاب آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید؛ و نظر مهم به آن، بیان منظور صاحب کتاب باشد. این کتاب شریف، که به شهادت خدای تعالی کتاب هدایت و تعلیم است و نور طریق سلوک انسانیّت است، باید مفسِّر در هر قصه از قصص آن، بلکه هر آیه از آیات آن، جهت اهتداء به عالم غیب و حیث راه نمایی به طرق سعادت و سلوک طریق معرفت و انسانیّت را به متعلّم بفهماند. مفسِّر وقتی «مقصد» از نزول را بما فهماند مفسر است، نه «سبب» نزول به آن طور که در تفاسیر وارد است. در همین قصۀ آدم و حوا و قضایای آنها با ابلیس از اوّل خلقت آنها تا ورود آنها در ارض، که حق تعالی مکرّر در کتاب خود ذکر فرموده، چقدر معارف و مواعظ مذکور و مرموز است و ما را به چقدر از معایب نفس و اخلاق ابلیسی و کمالات آن و معارف آدمی آشنا می کند و ما از آن غافل هستیم.
بالجمله، کتاب خدا کتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و کمال است؛ کتاب تفسیر نیز باید کتاب عرفانی اخلاقی و مبیّن جهات عرفانی و اخلاقی و دیگر جهات دعوت به سعادت آن باشد. مفسِّری که از این جهت غفلت کرده یا صرف نظر نموده یا اهمّیّت به آن نداده، از مقصود قرآن و منظور اصلی انزال کتب و ارسال رسل غفلت ورزیده. و این یک خطائی است که قرنها است این ملت را از استفاده از قرآن شریف محروم نموده و راه هدایت را به روی مردم مسدود کرده.
🆔 @Arefane
اکنون که مقاصد و مطالب این صحیفۀ الهیه را دانستی، یک مطلب مهمّی را باید در نظر بگیری که با توجه به آن راه استفاده از کتاب شریف بر تو باز شود و ابواب معارف و حِکَم بر قلبت مفتوح گردد. و آن، آن است که به کتاب شریف الهی نظر تعلیم داشته باشی و آن را کتاب تعلیم و افاده بدانی، و خود را موظف به تعلّم و استفاده بدانی. و مقصود ما از تعلیم و تعلّم و افاده و استفاده آن نیست که جهات ادبیّت و نحو و صرف را از آن تعلیم بگیری، یا حیث فصاحت و بلاغت و نکات بیانیّه و بدیعیّه از آن فراگیری، یا در قصص و حکایات آن به نظر تاریخی و اطّلاع بر امم سالفه بنگری؛ هیچ یک از اینها داخل در مقاصد قرآن نیست و از منظور اصلی کتاب الهی به مراحلی دور است.
این که استفادۀ ما از این کتاب بزرگ بسیار کم است، برای همین است که یا به آن نظر تعلیم و تعلم نداریم ـ چنانچه غالباً این طوریم ـ فقط قرائت قرآن می کنیم برای ثواب و اجر، و لهذا جز به جهت تجوید آن اعتنائی نداریم. می خواهیم قرآن را صحیح بخوانیم که ثواب به ما عنایت شود، و در همین حد واقف می شویم و به همین امر قناعت می کنیم؛ و لهذا چهل سال قرآن شریف را می خوانیم و به هیچ وجه از آن استفاده ای حاصل نشود جز اجر و ثواب قرائت. و یا اگر نظر تعلیم و تعلّم داشته باشیم، با نکات بدیعیّه و بیانیّه و وجوه اعجاز آن، و قدری بالاتر، جهات تاریخی و سبب نزول آیات، و اوقات نزول، و مکّی و مدنی بودن آیات و سور، و اختلاف قرائات و اختلاف مفسرین از عامّه و خاصه، و دیگر امور عرضیّۀ خارج از مقصد که خود آنها موجب احتجاب از قرآن و غفلت از ذکر الهی است، سر و کار داریم. بلکه مفسرین بزرگ ما نیز عمدۀ همّ خود را صرف در یکی از این جهات یا بیشتر کرده و باب تعلیمات را به روی مردم مفتوح نکرده اند.
به عقیدۀ نویسنده تاکنون تفسیر برای کتاب خدا نوشته نشده. به طور کلّی معنی «تفسیر» کتاب آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید؛ و نظر مهم به آن، بیان منظور صاحب کتاب باشد. این کتاب شریف، که به شهادت خدای تعالی کتاب هدایت و تعلیم است و نور طریق سلوک انسانیّت است، باید مفسِّر در هر قصه از قصص آن، بلکه هر آیه از آیات آن، جهت اهتداء به عالم غیب و حیث راه نمایی به طرق سعادت و سلوک طریق معرفت و انسانیّت را به متعلّم بفهماند. مفسِّر وقتی «مقصد» از نزول را بما فهماند مفسر است، نه «سبب» نزول به آن طور که در تفاسیر وارد است. در همین قصۀ آدم و حوا و قضایای آنها با ابلیس از اوّل خلقت آنها تا ورود آنها در ارض، که حق تعالی مکرّر در کتاب خود ذکر فرموده، چقدر معارف و مواعظ مذکور و مرموز است و ما را به چقدر از معایب نفس و اخلاق ابلیسی و کمالات آن و معارف آدمی آشنا می کند و ما از آن غافل هستیم.
بالجمله، کتاب خدا کتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و کمال است؛ کتاب تفسیر نیز باید کتاب عرفانی اخلاقی و مبیّن جهات عرفانی و اخلاقی و دیگر جهات دعوت به سعادت آن باشد. مفسِّری که از این جهت غفلت کرده یا صرف نظر نموده یا اهمّیّت به آن نداده، از مقصود قرآن و منظور اصلی انزال کتب و ارسال رسل غفلت ورزیده. و این یک خطائی است که قرنها است این ملت را از استفاده از قرآن شریف محروم نموده و راه هدایت را به روی مردم مسدود کرده.
🆔 @Arefane
🍷سخنان تکان دهنده امام خمینی درباره چگونگی استفاده از قرآن (۲)
ما باید مقصود از تنزیل این کتاب را قطع نظر از جهات عقلی برهانی، که خود به ما مقصد را می فهماند، از خود کتاب خدا اخذ کنیم. مصنّف کتاب مقصد خود را بهتر می داند. اکنون به فرموده های این مصنّف راجع به شئون قرآن نظر کنیم، می بینیم خود می فرماید: ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلمُتَّقین. این کتاب را کتاب هدایت خوانده. می بینیم در یک سورۀ کوچک چندین مرتبه می فرماید: وَلَقَدْ یَسَّرْنا القُرآنَ لِلذّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر. می بینیم می فرماید: وَاَنْزَلْنا اِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون. می فرماید: کِتابٌ اَنْزَلناهُ اِلیْک مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ اُولوا الاَْلْبٰاب. الی غیر ذلک از آیات شریفه که ذکرش به طول انجامد.
بالجمله، مقصود ما از این بیان نه انتقاد در اطراف تفاسیر است، چه که هر یک از مفسِّرین زحمتهای فراوان کشیده و رنجهای بی پایان برده تا کتابی شریف فراهم آورده فَلِلّهِ دَرُّهُمْ وَ عَلَی اللّه اَجْرُهُم، بلکه مقصود ما آن است که راه استفاده از این کتاب شریف را، که تنها کتاب سلوک الی اللّه و یکتا کتاب تهذیب نفوس و آداب و سنن الهیّه است و بزرگتر وسیلۀ رابطه بین خالق و خلق و عروة الوثقی و حبل المتین تمسّک به عزّ ربوبیّت است، باید به روی مردم مفتوح نمود. علماء و مفسِّرینْ تفاسیر فارسی و عربی بنویسند و مقصود آنها بیان تعالیم و دستورات عرفانی و اخلاقی و بیان کیفیّت ربط مخلوق به خالق و بیان هجرت از دار الغرور به دار السّرور و الخلود باشد، به طوری که در این کتاب شریف به ودیعت گذاشته شده. صاحب این کتاب سکّاکی و شیخ نیست که مقصدش جهات بلاغت و فصاحت باشد؛ سیبویه و خلیل نیست تا منظورش جهات نحو و صرف باشد؛ مسعودی و ابن خلّکان نیست تا در اطراف تاریخ عالم بحث کند؛ این کتاب چون عصای موسی و ید بیضای آن سرور، یا دمِ عیسی که احیاء اموات می کرد نیست که فقط برای اعجاز و دلالت بر صدق نبیّ اکرم آمده باشد؛ بلکه این صحیفۀ الهیّه کتاب احیاء قلوب به حیوة ابدی علم و معارف الهیّه است؛ این کتاب خدا است و به شئون الهیّه جلّ و علا دعوت می کند. مفسِّر باید شئون الهیّه را به مردم تعلیم کند، و مردم باید برای تعلّم شئون الهیّه به آن رجوع کنند تا استفادت از آن حاصل شود ـ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظّالِمینَ اِلاّ خَسٰاراً. چه خسارتی بالاتر از این که سی ـ چهل سال کتاب الهی را قرائت کنیم و به تفاسیر رجوع کنیم و از مقاصد آن باز مانیم. رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَ اِنْ لَمْ تَغْفِرْلَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکونَنَّ مِنَ الْخاسِرین.
📚 آداب الصلوه، امام خمینی، ص ۱۹۰
🆔 @Arefane
ما باید مقصود از تنزیل این کتاب را قطع نظر از جهات عقلی برهانی، که خود به ما مقصد را می فهماند، از خود کتاب خدا اخذ کنیم. مصنّف کتاب مقصد خود را بهتر می داند. اکنون به فرموده های این مصنّف راجع به شئون قرآن نظر کنیم، می بینیم خود می فرماید: ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلمُتَّقین. این کتاب را کتاب هدایت خوانده. می بینیم در یک سورۀ کوچک چندین مرتبه می فرماید: وَلَقَدْ یَسَّرْنا القُرآنَ لِلذّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِر. می بینیم می فرماید: وَاَنْزَلْنا اِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون. می فرماید: کِتابٌ اَنْزَلناهُ اِلیْک مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ اُولوا الاَْلْبٰاب. الی غیر ذلک از آیات شریفه که ذکرش به طول انجامد.
بالجمله، مقصود ما از این بیان نه انتقاد در اطراف تفاسیر است، چه که هر یک از مفسِّرین زحمتهای فراوان کشیده و رنجهای بی پایان برده تا کتابی شریف فراهم آورده فَلِلّهِ دَرُّهُمْ وَ عَلَی اللّه اَجْرُهُم، بلکه مقصود ما آن است که راه استفاده از این کتاب شریف را، که تنها کتاب سلوک الی اللّه و یکتا کتاب تهذیب نفوس و آداب و سنن الهیّه است و بزرگتر وسیلۀ رابطه بین خالق و خلق و عروة الوثقی و حبل المتین تمسّک به عزّ ربوبیّت است، باید به روی مردم مفتوح نمود. علماء و مفسِّرینْ تفاسیر فارسی و عربی بنویسند و مقصود آنها بیان تعالیم و دستورات عرفانی و اخلاقی و بیان کیفیّت ربط مخلوق به خالق و بیان هجرت از دار الغرور به دار السّرور و الخلود باشد، به طوری که در این کتاب شریف به ودیعت گذاشته شده. صاحب این کتاب سکّاکی و شیخ نیست که مقصدش جهات بلاغت و فصاحت باشد؛ سیبویه و خلیل نیست تا منظورش جهات نحو و صرف باشد؛ مسعودی و ابن خلّکان نیست تا در اطراف تاریخ عالم بحث کند؛ این کتاب چون عصای موسی و ید بیضای آن سرور، یا دمِ عیسی که احیاء اموات می کرد نیست که فقط برای اعجاز و دلالت بر صدق نبیّ اکرم آمده باشد؛ بلکه این صحیفۀ الهیّه کتاب احیاء قلوب به حیوة ابدی علم و معارف الهیّه است؛ این کتاب خدا است و به شئون الهیّه جلّ و علا دعوت می کند. مفسِّر باید شئون الهیّه را به مردم تعلیم کند، و مردم باید برای تعلّم شئون الهیّه به آن رجوع کنند تا استفادت از آن حاصل شود ـ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظّالِمینَ اِلاّ خَسٰاراً. چه خسارتی بالاتر از این که سی ـ چهل سال کتاب الهی را قرائت کنیم و به تفاسیر رجوع کنیم و از مقاصد آن باز مانیم. رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَ اِنْ لَمْ تَغْفِرْلَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکونَنَّ مِنَ الْخاسِرین.
📚 آداب الصلوه، امام خمینی، ص ۱۹۰
🆔 @Arefane
🍷حتما بخوانید| سخنان تکان دهنده امام خمینی درباره چگونگی استفاده از قرآن
🔹بخش اول:
🆔 https://t.me/Arefane/3361
🔹بخش دوم:
🆔 https://t.me/Arefane/3362
🔹بخش اول:
🆔 https://t.me/Arefane/3361
🔹بخش دوم:
🆔 https://t.me/Arefane/3362
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیت الله جوادی آملی: من به حوزه خیلی ارادتمندم، اما حوزهی امروز دلّال علم است نه تولید کننده علم...
🆔 @Arefane
🆔 @Arefane
🔹توضیحی پیرامون سخنان آیت الله جوادی درباره آخوند خراسانی و افغانی خواندن او
متاسفانه در فضای مجازی، شاهد بدفهمی نسبت به سخنان آیت الله جوادی آملی هستیم.
چند نکته را عرض می کنیم:
اولا آخوند خراسانی یا کفایه، جزء مقدسات ما نیستند.
ثانیا آیت الله جوادی می فرمایند: یک طلبه افغانی (آخوند خراسانی) یک قرن دارد ما را به دنبال خودش می کشاند. این ننگ نیست؟
بدفهمی اینجاست که کلام ایشان را اینجور فهمیده اند که: دنبال طلبه افغانی راه افتادن ننگ است! درحالیکه ایشان کلامش این است که یک قرن مقلد بودن و نوآوری علمی نداشتن ننگ است. (افغانی بودن یا نبودن هیچ نقشی در مقصود کلام ایشان ندارد)
ثالثا آیت الله جوادی لفظ «افغانی» را دقیقا برای عظمت و مدح قوم افغان به کار می برند نه مذمت افغانی ها! ایشان می گوید افغان ها، نخبه پرورند که آخوند خراسانی و ابن سینا و مولوی و خواجه عبدالله انصاری هم از این قوم افغان برخاسته اند.
جهت اطمینان سخنان دیگر ایشان را در مطلب بعدی ارائه می کنیم که برای انسان منصف و بی غرض کافی است.
🆔 @Arefane
متاسفانه در فضای مجازی، شاهد بدفهمی نسبت به سخنان آیت الله جوادی آملی هستیم.
چند نکته را عرض می کنیم:
اولا آخوند خراسانی یا کفایه، جزء مقدسات ما نیستند.
ثانیا آیت الله جوادی می فرمایند: یک طلبه افغانی (آخوند خراسانی) یک قرن دارد ما را به دنبال خودش می کشاند. این ننگ نیست؟
بدفهمی اینجاست که کلام ایشان را اینجور فهمیده اند که: دنبال طلبه افغانی راه افتادن ننگ است! درحالیکه ایشان کلامش این است که یک قرن مقلد بودن و نوآوری علمی نداشتن ننگ است. (افغانی بودن یا نبودن هیچ نقشی در مقصود کلام ایشان ندارد)
ثالثا آیت الله جوادی لفظ «افغانی» را دقیقا برای عظمت و مدح قوم افغان به کار می برند نه مذمت افغانی ها! ایشان می گوید افغان ها، نخبه پرورند که آخوند خراسانی و ابن سینا و مولوی و خواجه عبدالله انصاری هم از این قوم افغان برخاسته اند.
جهت اطمینان سخنان دیگر ایشان را در مطلب بعدی ارائه می کنیم که برای انسان منصف و بی غرض کافی است.
🆔 @Arefane
🔹آیا تعبیر آیت الله جوادی از آخوند خراسانی به «طلبه افغانی»، نشان از مذمت دارد یا مدح افغان ها؟!
📚 سخنان آیت الله جوادی آملی در دیدار اعضای کنگره بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی:
شما علما و فضلاي افغانستان را راه بدهيد، براي اينكه مرحوم آخوند افغاني بود. اين خراسان متأسفانه ارباً اربا شد، خراسان غربي را به ما دادند، شرقي كه آن هم براي ما بود گرفتند، وقتي افغانستان و پاكستان و اينها جزء خراسان شرقي بود، مرحوم بوعلي از همين جاست، مولوي از همين جاست، بلخ و بخارا از همين جاست، اين افغانستان يعني شرق خراسان، مهد تمدّن بود. امروز به اين روز سياه در آمد. خب ميدانيد بلخ از بلخ چه كسي برخاست؟ در طيّ اين هزار سال شما بخواهيد بگویيد ابنسينا، بايد زمان بگرداني پنج شش بار بگرداني تا بگوييد مثلاً ابوريحان و ديگري دومي به زبانتان نميآيد، كسي فحل هزار سال است كه نه استاد دارد نه شاگرد
...اينها براي افغان بودند براي بلخ بودند ديگر. مولوي كه دوست و دشمن به عظمت علمي او اعتراف كرده... اگر در بخش عرفان است خواجه عبدالله انصاري آن الهينامههايش، منازل السائرين نوشته ...اين فلات را شما حيف است كه منهاي علماي افغان اداره كنيد، چند مقاله از آنها بخواهيد از آنها دعوت كنيد، آنها قدري جان بگيرند. اين افغان بيچاره كه الآن بيش از سي سال است كه در رنج و صعوبت و سختي دارد زندگي ميكند، اين استعدادهاي درخشان را شناسايي كنيد.
بالأخره درست است مرحوم شيخ انصاري ميتوانست حوزه را اداره كند، اما خصوصيت مرحوم آخوند آن رشد عقلانياش بود كه همه شاگردانش جزء مراجع ممتاز شدند، قبل از مرحوم آقاي بروجردي، مرحوم آقا سيّد ابوالحسن، بعد از مرحوم آقا سيّد ابوالحسن مرحوم حاج حسين قمي بود، در مشهد بعد از مرحوم حاج حسين قمي، حاج حسين طباطبايي بود در قم يعني بروجردي، همه اينها جزء مراجع بودند.
ما در آمل قوانين را نزد مرحوم آقاي غروي ميخوانديم من خردمندي مثل او كم ديدنم كمحرف، گزيدهگو، رفتار و گفتارش هم آموزنده. با اينكه چندين سال ايشان متاركه شده بود مثل كف دستش بود، قوانين را خدمت ايشان خواندم. ايشان در شرح حالش ميگويد كه من بعد از رحلت مرحوم آخوند ديدم كسي در نجف نيست بتوانم درس بخوانم، هر كس را اين شخص پروارند خردمند و عقلمدار پروراند. بنابراين و حضورش در صحنه مشروطه و سياست هم كه مشخص بود. از علماي افغان، فضلاي افغان حداكثر بهره را برده بشود، كه افغانستان هم اينجا زنده بشود اين هراتي بود، هروي بود، براي هرات بود، آنجا مهد تشيّع بود.
🆔 @Arefane
📚 سخنان آیت الله جوادی آملی در دیدار اعضای کنگره بزرگداشت مرحوم آخوند خراسانی:
شما علما و فضلاي افغانستان را راه بدهيد، براي اينكه مرحوم آخوند افغاني بود. اين خراسان متأسفانه ارباً اربا شد، خراسان غربي را به ما دادند، شرقي كه آن هم براي ما بود گرفتند، وقتي افغانستان و پاكستان و اينها جزء خراسان شرقي بود، مرحوم بوعلي از همين جاست، مولوي از همين جاست، بلخ و بخارا از همين جاست، اين افغانستان يعني شرق خراسان، مهد تمدّن بود. امروز به اين روز سياه در آمد. خب ميدانيد بلخ از بلخ چه كسي برخاست؟ در طيّ اين هزار سال شما بخواهيد بگویيد ابنسينا، بايد زمان بگرداني پنج شش بار بگرداني تا بگوييد مثلاً ابوريحان و ديگري دومي به زبانتان نميآيد، كسي فحل هزار سال است كه نه استاد دارد نه شاگرد
...اينها براي افغان بودند براي بلخ بودند ديگر. مولوي كه دوست و دشمن به عظمت علمي او اعتراف كرده... اگر در بخش عرفان است خواجه عبدالله انصاري آن الهينامههايش، منازل السائرين نوشته ...اين فلات را شما حيف است كه منهاي علماي افغان اداره كنيد، چند مقاله از آنها بخواهيد از آنها دعوت كنيد، آنها قدري جان بگيرند. اين افغان بيچاره كه الآن بيش از سي سال است كه در رنج و صعوبت و سختي دارد زندگي ميكند، اين استعدادهاي درخشان را شناسايي كنيد.
بالأخره درست است مرحوم شيخ انصاري ميتوانست حوزه را اداره كند، اما خصوصيت مرحوم آخوند آن رشد عقلانياش بود كه همه شاگردانش جزء مراجع ممتاز شدند، قبل از مرحوم آقاي بروجردي، مرحوم آقا سيّد ابوالحسن، بعد از مرحوم آقا سيّد ابوالحسن مرحوم حاج حسين قمي بود، در مشهد بعد از مرحوم حاج حسين قمي، حاج حسين طباطبايي بود در قم يعني بروجردي، همه اينها جزء مراجع بودند.
ما در آمل قوانين را نزد مرحوم آقاي غروي ميخوانديم من خردمندي مثل او كم ديدنم كمحرف، گزيدهگو، رفتار و گفتارش هم آموزنده. با اينكه چندين سال ايشان متاركه شده بود مثل كف دستش بود، قوانين را خدمت ايشان خواندم. ايشان در شرح حالش ميگويد كه من بعد از رحلت مرحوم آخوند ديدم كسي در نجف نيست بتوانم درس بخوانم، هر كس را اين شخص پروارند خردمند و عقلمدار پروراند. بنابراين و حضورش در صحنه مشروطه و سياست هم كه مشخص بود. از علماي افغان، فضلاي افغان حداكثر بهره را برده بشود، كه افغانستان هم اينجا زنده بشود اين هراتي بود، هروي بود، براي هرات بود، آنجا مهد تشيّع بود.
🆔 @Arefane
♨️ ماجرای عدم اجازه ۶۳ ساله آیتالله جوادی آملی برای چاپ کتاب «تحریر الاصول»، تقریرات درس خارج اصول امام خمینی
🔹آیت الله جوادی آملی در مراسم رونمایی از کتاب «تحریر الاصول»:
این کتاب که تقریر درس خارج اصول حضرت امام خمینی(ره) است متعلق به ۶۳ سال پیش میباشد که تا امروز اجازه چاپ آن را نمیدادیم، چون نگران بودیم که معاذالله ما را درگیر القاب و اوصاف و خیال کند، اما اینک که در پایان عمر هستیم و هیچ نگرانی از این بابت نداریم، اجازه چاپ این اثر را دادیم.
اگر میبینیم حرف یک روحانی مانند حضرت امام(ره) اینچنین در جامعه اثر داشت و حرف دیگران نه، به همان دلیل است که وقتی مادر کودک از دست داده ناله میزند، ناله او بیش از هر مداح دیگری در همه اثر میگذارد و همه را به گریه میاندازد چون این مادر، داغ دیده است و از اعماق دل ناله میزند.
📚 دیماه ۱۳۹۷
🆔 @Arefane
🔹آیت الله جوادی آملی در مراسم رونمایی از کتاب «تحریر الاصول»:
این کتاب که تقریر درس خارج اصول حضرت امام خمینی(ره) است متعلق به ۶۳ سال پیش میباشد که تا امروز اجازه چاپ آن را نمیدادیم، چون نگران بودیم که معاذالله ما را درگیر القاب و اوصاف و خیال کند، اما اینک که در پایان عمر هستیم و هیچ نگرانی از این بابت نداریم، اجازه چاپ این اثر را دادیم.
اگر میبینیم حرف یک روحانی مانند حضرت امام(ره) اینچنین در جامعه اثر داشت و حرف دیگران نه، به همان دلیل است که وقتی مادر کودک از دست داده ناله میزند، ناله او بیش از هر مداح دیگری در همه اثر میگذارد و همه را به گریه میاندازد چون این مادر، داغ دیده است و از اعماق دل ناله میزند.
📚 دیماه ۱۳۹۷
🆔 @Arefane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰پاسخ مبسوط حضرت آیت الله جوادی آملی به حاشیه های اخیر در تجلیل از شخصیت آخوند خراسانی و عظمت دیار افغانستان
🔹درس خارج فقه؛ ۱۳۹۷.۱۰.۱۵
🆔 @Arefane
🔹درس خارج فقه؛ ۱۳۹۷.۱۰.۱۵
🆔 @Arefane
🍷استاد شیخ جعفر ناصری می فرمودند (نقل به مضمون): هر کلام و موعظه ای که از دهان انسان خارج می شود -ولو کلام صحیحی باشد-، اگر با حالات درونی متکلم منطبق نباشد، این شخص در بیان آن کلام، «صادق» محسوب نمی شود و کلامش تاثیر خاصی نیز بر مخاطب نخواهد گذاشت.
🔹پن۱: یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون، کبرا مقتا عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون (صف، ۲و۳)؛
ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزی را می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا، بسیار مورد خشم است که چیزی را بگویید که عمل نمی کنید.
🔹پن۲: ترجمهی عبارت تصویر:
در زمانهای قدیم، حرف نمیزدند و عمل میکردند؛ سپس اینچنین شدند که حرف میزدند و عمل هم میکردند؛ سپس اینچنین شدند که حرف میزنند و عمل نمیکنند.
🔹پن۳: باید کمتر حرف بزنیم و بیشتر عمل کنیم...
🆔 @Arefane
🔹پن۱: یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون، کبرا مقتا عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون (صف، ۲و۳)؛
ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزی را می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا، بسیار مورد خشم است که چیزی را بگویید که عمل نمی کنید.
🔹پن۲: ترجمهی عبارت تصویر:
در زمانهای قدیم، حرف نمیزدند و عمل میکردند؛ سپس اینچنین شدند که حرف میزدند و عمل هم میکردند؛ سپس اینچنین شدند که حرف میزنند و عمل نمیکنند.
🔹پن۳: باید کمتر حرف بزنیم و بیشتر عمل کنیم...
🆔 @Arefane
عارفانه
🍷اولین جلد از مجموعه چهارجلدی «ثمرات حیات» منتشر شد؛ تقریر جلسات خصوصی علامه طباطبایی(ره) با شاگردان خاص الخاص سلوکی به قلم آیتالله سعادتپرور(ره)👇👇 yon.ir/kdXbz 🔹این کتاب برای اولین بار در مراسم سالگرد آیت الله سعادت پرور (پنجشنبه ۸ آذر، بعد از نماز عشا،…
🍷نکته: عارف بالله علامه طباطبایی، بخشی از جلسات خاص عرفانی شان، در رابطه با «رساله سیر و سلوک علامه بحرالعلوم» بوده است.
اینطور به نظر میرسد که در این جلسات، هم «مرحوم علامه طهرانی» و هم «مرحوم آیت الله سعادت پرور» شرکت داشته اند و هر دو این جلسات را تقریر کرده اند.
«رساله لب اللباب» حاصل تقریر علامه طهرانی از این جلسات است، و بخشی از کتاب «ثمرات حیات» حاصل تقریر آیت الله سعادت پرور از این جلسات است. لذا مشابهت های فراوانی بین مطالب رساله لب اللباب و کتاب ثمرات حیات (جلد اول) مشاهده میشود.
والله العالم
🆔 @Arefane
اینطور به نظر میرسد که در این جلسات، هم «مرحوم علامه طهرانی» و هم «مرحوم آیت الله سعادت پرور» شرکت داشته اند و هر دو این جلسات را تقریر کرده اند.
«رساله لب اللباب» حاصل تقریر علامه طهرانی از این جلسات است، و بخشی از کتاب «ثمرات حیات» حاصل تقریر آیت الله سعادت پرور از این جلسات است. لذا مشابهت های فراوانی بین مطالب رساله لب اللباب و کتاب ثمرات حیات (جلد اول) مشاهده میشود.
والله العالم
🆔 @Arefane