This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 «آه»، اسمی از اسماء خداوند...
پایِ شکسته گرچه به جایی نمیرسد؛
آهِ شکستگان، به اثر زود میرسد...
(صائب تبریزی)
🆔 @Arefane
پایِ شکسته گرچه به جایی نمیرسد؛
آهِ شکستگان، به اثر زود میرسد...
(صائب تبریزی)
🆔 @Arefane
🔰عامل اصلی نزاع ها: تعلقات، دلبستگیها و حب نفس
🔹عارف بالله حضرت امام خمینی: در فطرت اصليه كه رنگ تعلقى نيست، نزاع [هم] نيست. اگر همان طورى كه حضرت موسى بی تعلق بود، فرعون هم بی تعلق بود، دعوا نمیشد. اگر در همه عالم، انبيا جمع بودند، هيچ وقت دعوا نمیشد؛ و اين دعوا سر تعلقات است. همه دعواهايى كه در عالم واقع مىشود، سر اين تعلقات است. «بی رنگى اسير رنگ شد»، يعنى اين فطرتى كه رنگ نداشت، تعلق نداشت، وقتى اسير تعلق شد، اينها دعوايشان میشود. اگر اين رنگ برداشته بشود، موسى و فرعون هم آشتى میكنند...
📚 تفسیر سوره حمد امام خمینی، جلسه پنجم
🆔 @Arefane
🔹عارف بالله حضرت امام خمینی: در فطرت اصليه كه رنگ تعلقى نيست، نزاع [هم] نيست. اگر همان طورى كه حضرت موسى بی تعلق بود، فرعون هم بی تعلق بود، دعوا نمیشد. اگر در همه عالم، انبيا جمع بودند، هيچ وقت دعوا نمیشد؛ و اين دعوا سر تعلقات است. همه دعواهايى كه در عالم واقع مىشود، سر اين تعلقات است. «بی رنگى اسير رنگ شد»، يعنى اين فطرتى كه رنگ نداشت، تعلق نداشت، وقتى اسير تعلق شد، اينها دعوايشان میشود. اگر اين رنگ برداشته بشود، موسى و فرعون هم آشتى میكنند...
📚 تفسیر سوره حمد امام خمینی، جلسه پنجم
🆔 @Arefane
🔰زخم زمانه...
ز مردم تا گران جانی بدیدم؛
به القائات سبوحی رسیدم...
هر آن زخمی که دیدم از زمانه؛
برای فیض حق بودی بهانه...
ز ادبار و ز اقبال خلایق؛
ندیدم جز محبت های خالق...
هر آن چیزی تو را کز آن گزند است؛
برای اهل دل آن دل پسند است...
بَدان را هست بر ما حق بسیار؛
چو حق مردم پاکیزه کردار...
عارف دلسوخته، حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله
🆔 @Arefane
ز مردم تا گران جانی بدیدم؛
به القائات سبوحی رسیدم...
هر آن زخمی که دیدم از زمانه؛
برای فیض حق بودی بهانه...
ز ادبار و ز اقبال خلایق؛
ندیدم جز محبت های خالق...
هر آن چیزی تو را کز آن گزند است؛
برای اهل دل آن دل پسند است...
بَدان را هست بر ما حق بسیار؛
چو حق مردم پاکیزه کردار...
عارف دلسوخته، حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله
🆔 @Arefane
🔹مطالب سابق کانال شراب توحید، به این کانال منتقل میشود، و ادامه فعالیت کانال شراب توحید در این کانال ادامه می یابد. ⬇️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔶 گیفِ بسیار زیبا از عبارت عارفانه ی عارف سبحانی علامه حسن زاده آملی:
الهی؛
عمری کوکو می گفتم؛
و حال هوهو می گویم...
🍀«هو»🍀
☑️ @arefane
الهی؛
عمری کوکو می گفتم؛
و حال هوهو می گویم...
🍀«هو»🍀
☑️ @arefane
هو
عارف بالله سید هاشم حداد، در موسم حج، با یکی از علما مواجه میشوند که به دلیل دقت در نجاست و طهارت خانه خدا، سخت مضطرب بوده اند.
در این هنگام این عارف بزرگ، جملاتی تند خطاب به آن عالِم بیان میکنند که حقیقتا الهامات رحمانی بر لسان مطهرشان جاری شده است. و بنظر حقیر، کُدها و رمزهایی که ایشان بیان میکنند راهنما و هدایت گر هر شخصی با هر نوع وسواس و حساسیتی می باشد.
بیانات نورانی ایشان با قدری تلخیص:
« شخصی به حضور بزرگی رفت. بزرگ از او پرسيد كه استادتان به شما چه چيز ياد داده است؟ جواب داد: اينكه به طاعات خداوندی ملتزم باشيم و گناهان را ترك نمائيم.
بزرگ در مقام جواب گفت: اينكه مجوسي گري است! او چرا شما را به اين امر نكرده است كه يكسره به سوي خدا برويد وتوجه تان به جنابش باشد؟! چرا به شما نگفته است كه غير خدا را دور ريخته و فراموش كنيد؟
آقا جان من! چرا دين خدا را عوض مي كنيد؟ چرا شريعت را وارد پيچ وخم مي نمائيد؟ چرا مردم را از خدا بريده و به اعمالشان سوق مي دهيد؟ مگر دين رسول الله دين آساني و راحتي نيست؟ مگر حضرت نفرمود: من بر شريعتی بدون گير و بند و قابل اغماض و گذشت و آسان مبعوث گشته ام؟ چرا مردم را با پيغمبرشان و اين دين سهل و سمحه آزاد نمي گذاريد؟! چرا راه توجه و انقطاع به خدا را مي بنديد؟ چرا روي دري كه باز است، قفل مي زنيد؟
اعمال را كه نبايد استقلالي ديد. درست است كه در طواف و نماز و.. تكاليفي متوجه انسان است، ولي تمام اين اعمال بايد به منظور توجه به خدا باشد نه صحت و بطلان عمل. اين همان مجوسيت محضه است كه خداوند واحد را پنهان نموده، دو خداي "عمل خوب و عمل بد" را به جاي آن نشانده است.
هيچ يك از اين ها در شريعت نيامده است. تمام اين قبيل احتياط هايي كه در اين موارد اعمال می شود و مستلزم توجه به نفسِ عمل و نتيجتاً غفلت از خداست، بدون استثناء غلط است.
كجا در زمان رسول الله اين احتياط هاي عسر و حَرَج ساز بود؟ اصل اولی، عدم عسر وحرج است. اصل اولي قرآن كريم "تبتّل" است: يك سره به خدا روی آوردن و از همه بريدن.
منظور از احتياطي كه استاد ما مرحوم قاضي به شاگردانشان توصيه مي كردند، اين است كه انسان راهي به خدا باز كند، نه اينكه احتياط موجب سدّ طريق شده، راه توجه و ابتهال نفس را ببندد. مقصود از احتياط اين است كه يقين توليد كند و ايمان مومن را مستحكم كند، نه اينكه وي را متزلزل و مشوش نمايد و اعمال عبادی را برايش به سان عقوبتي سنگين مجسم كند!
اين همان مجوسيت محضه است...
☑️ @arefane
عارف بالله سید هاشم حداد، در موسم حج، با یکی از علما مواجه میشوند که به دلیل دقت در نجاست و طهارت خانه خدا، سخت مضطرب بوده اند.
در این هنگام این عارف بزرگ، جملاتی تند خطاب به آن عالِم بیان میکنند که حقیقتا الهامات رحمانی بر لسان مطهرشان جاری شده است. و بنظر حقیر، کُدها و رمزهایی که ایشان بیان میکنند راهنما و هدایت گر هر شخصی با هر نوع وسواس و حساسیتی می باشد.
بیانات نورانی ایشان با قدری تلخیص:
« شخصی به حضور بزرگی رفت. بزرگ از او پرسيد كه استادتان به شما چه چيز ياد داده است؟ جواب داد: اينكه به طاعات خداوندی ملتزم باشيم و گناهان را ترك نمائيم.
بزرگ در مقام جواب گفت: اينكه مجوسي گري است! او چرا شما را به اين امر نكرده است كه يكسره به سوي خدا برويد وتوجه تان به جنابش باشد؟! چرا به شما نگفته است كه غير خدا را دور ريخته و فراموش كنيد؟
آقا جان من! چرا دين خدا را عوض مي كنيد؟ چرا شريعت را وارد پيچ وخم مي نمائيد؟ چرا مردم را از خدا بريده و به اعمالشان سوق مي دهيد؟ مگر دين رسول الله دين آساني و راحتي نيست؟ مگر حضرت نفرمود: من بر شريعتی بدون گير و بند و قابل اغماض و گذشت و آسان مبعوث گشته ام؟ چرا مردم را با پيغمبرشان و اين دين سهل و سمحه آزاد نمي گذاريد؟! چرا راه توجه و انقطاع به خدا را مي بنديد؟ چرا روي دري كه باز است، قفل مي زنيد؟
اعمال را كه نبايد استقلالي ديد. درست است كه در طواف و نماز و.. تكاليفي متوجه انسان است، ولي تمام اين اعمال بايد به منظور توجه به خدا باشد نه صحت و بطلان عمل. اين همان مجوسيت محضه است كه خداوند واحد را پنهان نموده، دو خداي "عمل خوب و عمل بد" را به جاي آن نشانده است.
هيچ يك از اين ها در شريعت نيامده است. تمام اين قبيل احتياط هايي كه در اين موارد اعمال می شود و مستلزم توجه به نفسِ عمل و نتيجتاً غفلت از خداست، بدون استثناء غلط است.
كجا در زمان رسول الله اين احتياط هاي عسر و حَرَج ساز بود؟ اصل اولی، عدم عسر وحرج است. اصل اولي قرآن كريم "تبتّل" است: يك سره به خدا روی آوردن و از همه بريدن.
منظور از احتياطي كه استاد ما مرحوم قاضي به شاگردانشان توصيه مي كردند، اين است كه انسان راهي به خدا باز كند، نه اينكه احتياط موجب سدّ طريق شده، راه توجه و ابتهال نفس را ببندد. مقصود از احتياط اين است كه يقين توليد كند و ايمان مومن را مستحكم كند، نه اينكه وي را متزلزل و مشوش نمايد و اعمال عبادی را برايش به سان عقوبتي سنگين مجسم كند!
اين همان مجوسيت محضه است...
☑️ @arefane
هو
در أوانِ نوجوانی که با مناجات هاے عاشقانه و عارفانه ے خمس عشرة - پانزده گانه - آشنا شدم، آن ترتیبِ پانزده گانه را موافقِ ذوق و فطرتِ سلیم نمی یافتم؛ چرا که ترتیب کنونی آن در کتب ادعیه - از جمله مفاتیح الجنان - بدین صورت می باشد:
مناجات التائبین؛ الشاکین؛ الخائفین؛ الراجین؛ الراغبین؛ الشاکرین؛ المطیعین لله؛ المریدین؛ المحبین؛ المتوسلین؛ المفتقرین؛ العارفین؛ الذاکرین؛ المعتصمین؛ الزاهدین.
چنانچه ملاحظه می فرمایید مناجات "زاهدین" در آخرین مرتبه ذکر شده است؛ حال آنکه مقام "محبین" و "عارفین" بسی شریف تر از مقام زاهدین است.
تا آنکه حق متعال، در همان سالهاے شور و اشتیاق، پاسخ این معمّا را در حین تورّقِ کتاب "مراحل اخلاق" - اثر حکیم ربّانی آیت الله جوادے - روزیِ این حقیر کرد.
ایشان نظم تدوینیِ برخی ادعیه را قابل تأمل دانسته و می فرمایند: «اگر این پانزده مناجات، پانزده مرحله یا منزلت باشد، مناجات زاهدان، در ردیف مناجاتهاے اوّلیه است، نه آخرین مناجات؛ یعنی انسان، نخست توبه میکند، و زهد می ورزد، و از رذایل می رهد، و سپس به فضایل بار می یابد، که عالیترین فضیلت، "حبّ لقاء الله" و بالاتر از آن، "حبّ الله" است». ایشان سپس بر عهده عالمان اخلاق و عرفان میداند که درجات سیر و سلوک را از ادعیه و مناجاتها استنباط کنند، و ادعیه و اذکار را سامان دهند.
؛.؛ در پایان عرض می شود که عارفان کوے دوست، قرائت و تأمل در این مناجات ها، خصوصا مناجات المحبّین و مناجات العارفین را به مشتاقان و عاشقان سفارش می نمایند؛
تا نچشی ندانی...
(ر-ص)
☑️ @arefane
در أوانِ نوجوانی که با مناجات هاے عاشقانه و عارفانه ے خمس عشرة - پانزده گانه - آشنا شدم، آن ترتیبِ پانزده گانه را موافقِ ذوق و فطرتِ سلیم نمی یافتم؛ چرا که ترتیب کنونی آن در کتب ادعیه - از جمله مفاتیح الجنان - بدین صورت می باشد:
مناجات التائبین؛ الشاکین؛ الخائفین؛ الراجین؛ الراغبین؛ الشاکرین؛ المطیعین لله؛ المریدین؛ المحبین؛ المتوسلین؛ المفتقرین؛ العارفین؛ الذاکرین؛ المعتصمین؛ الزاهدین.
چنانچه ملاحظه می فرمایید مناجات "زاهدین" در آخرین مرتبه ذکر شده است؛ حال آنکه مقام "محبین" و "عارفین" بسی شریف تر از مقام زاهدین است.
تا آنکه حق متعال، در همان سالهاے شور و اشتیاق، پاسخ این معمّا را در حین تورّقِ کتاب "مراحل اخلاق" - اثر حکیم ربّانی آیت الله جوادے - روزیِ این حقیر کرد.
ایشان نظم تدوینیِ برخی ادعیه را قابل تأمل دانسته و می فرمایند: «اگر این پانزده مناجات، پانزده مرحله یا منزلت باشد، مناجات زاهدان، در ردیف مناجاتهاے اوّلیه است، نه آخرین مناجات؛ یعنی انسان، نخست توبه میکند، و زهد می ورزد، و از رذایل می رهد، و سپس به فضایل بار می یابد، که عالیترین فضیلت، "حبّ لقاء الله" و بالاتر از آن، "حبّ الله" است». ایشان سپس بر عهده عالمان اخلاق و عرفان میداند که درجات سیر و سلوک را از ادعیه و مناجاتها استنباط کنند، و ادعیه و اذکار را سامان دهند.
؛.؛ در پایان عرض می شود که عارفان کوے دوست، قرائت و تأمل در این مناجات ها، خصوصا مناجات المحبّین و مناجات العارفین را به مشتاقان و عاشقان سفارش می نمایند؛
تا نچشی ندانی...
(ر-ص)
☑️ @arefane
هو
#سال_خروس
در بعضی از روایات نقل شده است که خروس، با این ذکر، خداوند را یاد می کند:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَ الرُّوح؛ اذکروا اللّه یا غافلین؛
پاک و منزه است پروردگارِ فرشتگان و روح. خدا را یاد کنید اے غافلان...
عارف بزرگ علامه حسن حسن زاده آملی چه زیبا می فرمایند:
خروس در سحر، به ذکر "سُبّوحٌ قُدّوس" در خروش است؛ کم از خروس مباش...
الھی؛ خروس را سحر باشد، و حَسَن را نباشد...؟
حضرت لقمان به فرزندش می فرماید:
«فرزندم! مبادا خروس از تو عاقل تر باشد و توجّهش به نماز بیش از تو باشد، آیا نمی بینی که در مواقع نماز و در سحرها بانگ می زند و حال آنکه تو خواب هستی...»
هنگام سپیده دم خروسِ سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آینه ے صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری...
(ر-ص)
☑️ @arefane
#سال_خروس
در بعضی از روایات نقل شده است که خروس، با این ذکر، خداوند را یاد می کند:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَ الرُّوح؛ اذکروا اللّه یا غافلین؛
پاک و منزه است پروردگارِ فرشتگان و روح. خدا را یاد کنید اے غافلان...
عارف بزرگ علامه حسن حسن زاده آملی چه زیبا می فرمایند:
خروس در سحر، به ذکر "سُبّوحٌ قُدّوس" در خروش است؛ کم از خروس مباش...
الھی؛ خروس را سحر باشد، و حَسَن را نباشد...؟
حضرت لقمان به فرزندش می فرماید:
«فرزندم! مبادا خروس از تو عاقل تر باشد و توجّهش به نماز بیش از تو باشد، آیا نمی بینی که در مواقع نماز و در سحرها بانگ می زند و حال آنکه تو خواب هستی...»
هنگام سپیده دم خروسِ سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آینه ے صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری...
(ر-ص)
☑️ @arefane