زنی که برای خرید مایحتاج صبحانهاش بیرون رفته بود، هنگام بازگشت به خانه متوجه شد که سگش نمیتواند نفس بکشد و در حال خفه شدن است. با عجله سگش را پیش دامپزشک میبرد و همان جا میگذارد تا درمان شود.
وقتی زن به خانهاش برمیگردد، تلفن در حال زنگ خوردن است. پشت خط دامپزشک است که فریاد میزند: «همین الآن از خونهت برو بیرون!»
او میپرسد: «موضوع چیه؟»
و دامپزشک جواب میدهد: «فقط همون کاری رو بکن که گفتم! برو خونهی یکی از همسایهها. من سریع خودم رو میرسونم.»
زن که از لحن صدای دامپزشک به وحشت افتاده، همان کاری را میکند که به او گفته شده و به خانهی یکی از همسایههایش میرود.
چند دقیقه بعد، چهار ماشین پلیس آژیرکشان مقابل خانهاش توقف میکند. پلیسها با اسلحههای آماده به شلیک وارد خانهاش میشوند. زن وحشتزده خودش را به آنجا میرساند تا از موضوع سر در بیاورد.
دقایقی بعد دامپزشک نیز سر میرسد و جریان را توضیح میدهد. او میگوید وقتی گلوی سگ را معاینه میکرده، دو انگشت انسان را در آن یافته و متوجه شده که سگ، دزدی را غافلگیر کرده است.
پلیس هم مرد شوکهشدهای را مییابد که خودش را در کمد پنهان کرده و دست خونآلودش را محکم گرفته است.
- سگی که داشت خفه میشد
افسانهای مدرن در کشورهای انگلیسی زبان
[Area 52]
وقتی زن به خانهاش برمیگردد، تلفن در حال زنگ خوردن است. پشت خط دامپزشک است که فریاد میزند: «همین الآن از خونهت برو بیرون!»
او میپرسد: «موضوع چیه؟»
و دامپزشک جواب میدهد: «فقط همون کاری رو بکن که گفتم! برو خونهی یکی از همسایهها. من سریع خودم رو میرسونم.»
زن که از لحن صدای دامپزشک به وحشت افتاده، همان کاری را میکند که به او گفته شده و به خانهی یکی از همسایههایش میرود.
چند دقیقه بعد، چهار ماشین پلیس آژیرکشان مقابل خانهاش توقف میکند. پلیسها با اسلحههای آماده به شلیک وارد خانهاش میشوند. زن وحشتزده خودش را به آنجا میرساند تا از موضوع سر در بیاورد.
دقایقی بعد دامپزشک نیز سر میرسد و جریان را توضیح میدهد. او میگوید وقتی گلوی سگ را معاینه میکرده، دو انگشت انسان را در آن یافته و متوجه شده که سگ، دزدی را غافلگیر کرده است.
پلیس هم مرد شوکهشدهای را مییابد که خودش را در کمد پنهان کرده و دست خونآلودش را محکم گرفته است.
- سگی که داشت خفه میشد
افسانهای مدرن در کشورهای انگلیسی زبان
[Area 52]
Post Urban
Magogaio
افسانهی شهری (که به آن افسانهی مدرن، افسانهی معاصر یا فولکلور شهری هم میگویند) نوعی داستان عامیانه است که در دنیای امروز و در بستر شهرها و جوامع مدرن روایت میشود. ویژگیهای اصلی آن باورپذیری در دید عوام، تطبیقپذیری با محیط و گمنامی نویسنده است. فولکلورهای شهری عموماً نویسندهی واحد ندارند و با پَر گرفتن شایعات و تعریفشدنهای مکرر با روایت افراد مختلف است که هستی مییابند. این افسانهها عموماً نسخههای مختلف و موازی در کشورهای مختلف دارند که جزئیاتشان بهواسطهی تغییر محیط عوض میشود. هستهی اصلی این داستانکها را باورپذیری عوام و چرخش دور سوژهای شکل میدهد که عوام نسبت به آن کنجکاویِ همراه با ترس دارند.
[Area 52]
[Area 52]
Computer Wound
Wishing
هرجا که بری مجبور خواهی بود کاری اشتباه بکنی. این شرط بنیادی زندگییه، تو باید هویتت را منکر بشی. گاهی هر مخلوقی که زندگی میکنه، مجبوره چنین کنه. این سایهی غایییه، پیروزی خلقت؛ اینجاست که نفرین در کاره، نفرینی که از کل حیات تغذیه میکنه. تو کل کائنات.- بلیدرانر یا آیا اندروئیدها خواب گوسفندهای الکتریکی میبینند؟
فیلیپ کی.دیک
ترجمهی شهریار وقفیپور
[Area 52]
سال ۱۹۸۸ شاهزاده جفری، برادر سلطان برونئی، تصمیم گرفت یه ماشین سوپر اسپورت اختصاصی داشته باشه. به حدی اختصاصی که مطمئن باشه دیگه ازشون وجود نخواهد داشت. در نتیجه با شرکت پنینفارینا تماس میگیره. شرکتی که مسئول طراحی انبوهی از خودروهای ایتالیایی منجمله فراری، آلفارومئو و لامبورگینیه. قراردادی عجیب امضا میکنه: بدنهای جدید و خاص روی شاسی فراری تستاروسا سوار کنید و خود شرکت فراری اصلاً و ابداً نباید از این موضوع بویی ببره.
پنینفارینا با تیمی این ماشین رو میسازه و مخفیانه هم برای شاهزاده جفری ارسالشون میکنه. اسمش هم میشه فراری F90. فقط شش دستگاه از این خودرو به شش رنگ مختلف برای شش عضو خانوادهی شاهزاده جفری تولید میشه. بدنهی F90 برای زمان خودش بسیار مدرن بوده. هر شش خودروی تولیدشده از موتورهای ۱۲ سیلندر با ۳۹۰ اسب بخار برخوردار بودند.
۱۸ سال بعد، یعنی سال ۲۰۰۶، خبرنگاری در حوزهی خودرو در حال بررسی کلکسیون شاهزاده جفری بوده که با F90 روبهرو میشه و وجودش رو عمومی میکنه. تازه اون زمانه که خود فراری میفهمه این ماشینها وجود دارند و واقعی بودنشون رو تایید میکنه.
[Area 52]
پنینفارینا با تیمی این ماشین رو میسازه و مخفیانه هم برای شاهزاده جفری ارسالشون میکنه. اسمش هم میشه فراری F90. فقط شش دستگاه از این خودرو به شش رنگ مختلف برای شش عضو خانوادهی شاهزاده جفری تولید میشه. بدنهی F90 برای زمان خودش بسیار مدرن بوده. هر شش خودروی تولیدشده از موتورهای ۱۲ سیلندر با ۳۹۰ اسب بخار برخوردار بودند.
۱۸ سال بعد، یعنی سال ۲۰۰۶، خبرنگاری در حوزهی خودرو در حال بررسی کلکسیون شاهزاده جفری بوده که با F90 روبهرو میشه و وجودش رو عمومی میکنه. تازه اون زمانه که خود فراری میفهمه این ماشینها وجود دارند و واقعی بودنشون رو تایید میکنه.
[Area 52]