Forwarded from Vistra (archived)
سوئرزا suerza /soo-wair-zuh/
اسم. حسی از شگفتی مختصر از این که اساساً در این جهان وجود دارید؛ احساس قدردانی از این که حتی به این دنیا قدم گذاشته اید، که با وجود بخت اندک به نوعی از تمام مراحل و موانع زنده بیرون آمده و نفس می کشید، گویی در رشته ای ناگسستنی از بخت آزمایی های زایشی از ابتدای زندگی تاکنون پیروز شده اید. برگرفته از کلمه ی اسپانیایی سوئرته /suerte/، بخت، شانس + فوئرزا /fuerza/، زور، نیرو.
•تَسکینـ•
اسم. حسی از شگفتی مختصر از این که اساساً در این جهان وجود دارید؛ احساس قدردانی از این که حتی به این دنیا قدم گذاشته اید، که با وجود بخت اندک به نوعی از تمام مراحل و موانع زنده بیرون آمده و نفس می کشید، گویی در رشته ای ناگسستنی از بخت آزمایی های زایشی از ابتدای زندگی تاکنون پیروز شده اید. برگرفته از کلمه ی اسپانیایی سوئرته /suerte/، بخت، شانس + فوئرزا /fuerza/، زور، نیرو.
•تَسکینـ•
Forwarded from Vistra (archived)
٫endzoned ٫end-zownd اندزوند
اسم این احساس پوچ و تو خالی که دقیقاً چیزی را که فکر می کردید میخواهید به دست آورده اید، اما اکنون به این واقعیت پی برده اید که دستیابی به آن شما را خوشحال نمی کند. در ورزش محوطه ی اِندزون (پایان زمین) هدف نهایی است، درست انتهای خط؛ اما در یک نقطه ی معین سرانجام باید توپ را رها کنید.
پناهگاه
اسم این احساس پوچ و تو خالی که دقیقاً چیزی را که فکر می کردید میخواهید به دست آورده اید، اما اکنون به این واقعیت پی برده اید که دستیابی به آن شما را خوشحال نمی کند. در ورزش محوطه ی اِندزون (پایان زمین) هدف نهایی است، درست انتهای خط؛ اما در یک نقطه ی معین سرانجام باید توپ را رها کنید.
پناهگاه
Forwarded from .آبیِپرازرنج.
اندوه که از حد بگذرد، جایش را میدهد به یک بیاعتناییِ مزمن؛ دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن.
آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناکِ حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
_صادقهدایت.
از خانوم آبی تقدیم به | vistera.💙
آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناکِ حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
_صادقهدایت.
از خانوم آبی تقدیم به | vistera.💙
Forwarded from ‹ اَریحـٰا ›
Forwarded from ‹ اَریحـٰا ›
Forwarded from •| ایشیق آی|• (خودمم.)
یک عدد افسرده درونگرای برونگرا که بسیار دلتنگ یاره
https://t.me/hermaenn
https://t.me/hermaenn
Forwarded from Vistra (archived)
Forwarded from Vistra (archived)
او که همدردم شده،گویا خودش هم درد بود،
او خودش زخمِ همان مرهم که می آورد بود…
• سعید صاحب علم
برایِ ترنج خاتونِ عزیز.
او خودش زخمِ همان مرهم که می آورد بود…
• سعید صاحب علم
برایِ ترنج خاتونِ عزیز.
Forwarded from Vistra (archived)
با وجود اینهمه غم، شاد و خرسندیم ما
با درون پر ز خون در حال لبخندیم ما
• فرخی یزدی
برایِ دنیایِ یک دخترکِ عزیز.
با درون پر ز خون در حال لبخندیم ما
• فرخی یزدی
برایِ دنیایِ یک دخترکِ عزیز.
Forwarded from Vistra (archived)
Forwarded from Vistra (archived)
تو در خوبی و زیبایی چنان امروز یکتایی
که خورشید اَر به خود بندی، به زیبایی نیفزایی!
• قاآنی
برایِ خونهٔ آفتابیِ سانِ عزیز.
که خورشید اَر به خود بندی، به زیبایی نیفزایی!
• قاآنی
برایِ خونهٔ آفتابیِ سانِ عزیز.
Forwarded from Vistra (archived)
نه ریشهی ماندن داریم، نه پای رفتن. ایستادهایم. بلاتکلیف، خسته، غمانگیز.
• کیمیا رجبی
برایِ اریحایِ عزیز.
• کیمیا رجبی
برایِ اریحایِ عزیز.
Forwarded from Vistra (archived)
🍓1
Forwarded from Vistra (archived)
گهی گریان، گهی خندان، گهی چون ابر سرگردان
گهی عاقلتر از عاقل، گهی نادانتر از نادان...
• امیر خسرو دهلوی
برایِ علی خانمِ عزیز.
گهی عاقلتر از عاقل، گهی نادانتر از نادان...
• امیر خسرو دهلوی
برایِ علی خانمِ عزیز.