احساس گناه، بیشتر از اینکه دربارهی اشتباه باشه، دربارهی تصویر ما از خودمونه.
پوزیدون وقتی اشتباه میکنه بهجای تحلیل یا سکوت معمولاً با موجی از واکنشهای عاطفی پاسخ میده. ممکنه عصبی بشه، خودش رو قربانی ببینه یا حتی واکنش شدیدتری نشون بده چون نمیتونه بهراحتی احساس گناه رو تحمل کنه و نمیدونه چطور باید اونو مدیریت کنه و درونش پر از تناقضه. از یکطرف واقعاً پشیمونه و از طرف دیگه نمیتونه با آرامش به اشتباهش نگاه کنه. گاهی از شدت احساسات موضوع رو به کل پس میزنه یا سعی میکنه با قهر، سکوت یا تغییر موضوع از زیر بارش در بره. اما اگه از کسی آسیب دیده باشه که براش مهمه، دیر یا زود خودش به سمت بازسازی رابطه برمیگرده.
برای پوزیدون، کنار اومدن با اشتباه یعنی رسیدن به جایی که بتونه بدون انفجار عاطفی بپذیره که اشتباه کرده و به جای واکنش، مسئولیت رو بهصورت ملموس نشون بده. معمولاً از طریق توجه بیشتر، تلاش برای جبران یا حتی سکوتی سنگین که خودش نشونهی پذیرشه، نشون میده که هنوز براش اهمیت داره.
› #Poseidon
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
WRONG
Chris Grey
🎧 Oh, it hurts until it don't
I can't stay away for long
I don't know how to get you off my mind
You make Hell our paradise
Loving you is suicide
And I do it every night
› #Demeter
› #Music
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرس: پارت اول
۱. وقتی نمیدونه فرق بین آسیبپذیری و ضعف چیه
آرس از درون یه آدم احساسیه ولی وقتی این احساسات پیچیده میشن یا حالت آسیبپذیر پیدا میکنن، سریع اونها رو به یه حالت دفاعی تبدیل میکنه.
یعنی بهجای گفتن «الان ناراحتم» یا «میترسم»، یهو ممکنه بگه «تو چرا اینجوری میکنی؟» یا با لحن تند واکنش نشون بده چون توی ذهنش، «آسیبپذیر بودن» مساوی با «ضعیف بودن» تعریف شده.
درنتیجه حتی توی رابطههایی که بهش اهمیت میده هم نمیتونه احساسات عمیقتر خودش رو نشون بده.
› #Ares
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت ششم؛ آرتمیس و پوزیدون
آرتمیس برای خودش مرزهای سخت داره؛ با دقت انتخاب میکنه کی بهش نزدیک بشه و توی رابطهها همواره دنبال استقلال، فضا و احترام متقابله. ولی پوزیدون موجودیه با انرژی عاطفی بالا، نیازمند اتصال هیجانی و سبک واکنشی. اون وقتی درگیر میشه معمولاً فوری، پرقدرت و گاهی بدون حفظ مرزهای روانی وارد میشه و اینجا دقیقاً همونجاست که درگیری شروع میشه.
پوزیدون ممکنه حس کنه آرتمیس بیش از حد سرده، فاصله میگیره و توی لحظههای احساسی مهم «غایبه». از اونطرف آرتمیس احساس میکنه پوزیدون زیادی واکنشی، غیرقابلپیشبینی و گاهی متجاوز به حریم شخصیه.
وقتی پوزیدون دچار احساسات شدید میشه نیاز داره که دیده و شنیده بشه ولی سبک آرتمیس در مواجهه با فشار اینه که عقبنشینی کنه، تنها باشه، فکر کنه و خودش رو بازیابی کنه. این دو سبک بهجای تعامل وارد فاز برخورد و گریز میشن.
در سطح بالای خودآگاهی، این دو میتونن نقاط ضعف همدیگه رو کامل کنن. آرتمیس میتونه به پوزیدون یاد بده که احساسات باید از درون عبور کنن نه فقط فوران کنن. پوزیدون هم میتونه به آرتمیس نشون بده که نزدیک بودن لزوماً به معنی از دست دادن آزادی نیست.
اما این فقط زمانی اتفاق میافته که پوزیدون خویشتنداری یاد بگیره و آرتمیس فاصله عاطفی رو با بیتفاوتی اشتباه نگیره.
پویایی این رابطه معمولاً بین دو قطب در نوسانه: یا کشمکش دائمی بر سر حفظ مرزها، یا فاصله گرفتن کامل به دلیل خستگی روانی.
اگر گفتوگو بدون پیشداوری شکل نگیره، آرتمیس پوزیدون رو مثل موجی میبینه که تهدیدش میکنه و پوزیدون آرتمیس رو مثل دیواری که دسترسی به احساس رو میبنده.
در نهایت، اگر بلد نباشن بین «نیاز به فضا» و «نیاز به پیوند» پل بزنن، این رابطه بیشتر از اینکه ساخته بشه، فرسوده میشه.
› #Artemis #Poseidon
› #Relationship #Conflict
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت دوم: رنج از نادیدهگرفتهشدن
دیمیتر هرکاری رو از روی عشق انجام میده. حواسش هست، وقت میذاره، میپرسه، میفهمه.
ولی وقتی کسی همون اندازه حواسش به اون نیست، سکوت میکنه چون نمیخواد "طلبکار" یا "منتگذار" بهنظر برسه اما ته دلش پر از گلایهست.
چیزی که انکار میکنه اینه که از بیتوجهی عمیقاً دلخور میشه، حتی اگه نشونش نده.
› #Demeter
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرس وقتی توی یه رابطهی ناسالم گیر میافته، معمولاً اونقدر غرق در شدت احساساتشه که متوجه نمیشه رابطه از کنترل خارج شده. چون برای آرس رابطهای که توش هیجان و درگیری و آشتیهای پرشور نباشه خیلی زود بیمزه و مرده میشه. وقتی دعوا پیش میاد ممکنه به جای دیدن مشکل، حس کنه این همون شعله رابطه» باشه. اما مشکل از جایی شروع میشه که این شدت بالا، جاشو به خستگی و خشم میده بدون اینکه چیزی واقعاً حل شه. آرس واکنشمحوره؛ سریع از کوره درمیره، سریع پشیمون میشه و سریع هم دوباره برمیگرده. توی چنین چرخهای، رابطه پر از انرژیه ولی تعادل و آرامش نداره. گاهی ممکنه خودش هم تبدیل به عامل تنش شه فقط برای اینکه یه واکنش ببینه و مطمئن شه هنوز چیزی بینشونه. ولی واقعیت اینه که وقتی رابطه فقط روی تنش و قهر و آشتی میچرخه، آرس نه فقط طرف مقابل، بلکه خودشم رو از پا درمیاره.
› #Ares
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
گناه، بیشتر از اینکه دربارهی اشتباه باشه، دربارهی تصویر ما از خودمونه.
آپولو وقتی اشتباهی میکنه سریع به دنبال شفافسازی و اصلاح موقعیت میره. ذهنش تحمل ابهام نداره؛ میخواد بدونه دقیقاً چی اشتباه بوده، چرا و چطور میشه درستش کرد. ولی اگر متوجه بشه اشتباهش باعث آسیب شده، بهخصوص آسیب احساسی، احساس میکنه کنترل روانی اوضاع از دستش خارج شده و این براش آزاردهندهتر از خود اشتباهه.
واکنش اولش معمولاً منطقی و ساختارمند بهنظر میرسه: توضیح، تحلیل، راهحل. اما پشت این ظاهر، فشاری هست برای حفظ تصویری از خود که همیشه منظم، مسئول و باثباته. اگر دیگران واکنش احساسی نشون بدن، ممکنه اولش سرد برخورد کنه یا حتی خودش رو کنار بکشه چون نمیدونه چطور باید با چیزی مواجه بشه که نمیشه با منطق توضیحش داد.
برای آپولو، کنار اومدن با اشتباه یعنی بازسازی نظم ذهنی. وقتی بتونه موقعیت رو از نو تحلیل کنه و رفتارش رو در قالب یک روند اصلاحی ببینه به خودش برمیگرده و اگر حس کنه که هنوز هم میتونه مفید، روشن و مؤثر باشه فشار احساس گناه براش قابلتحملتر میشه.
› #Apollo
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرمس: پارت اول
۱. وقتی از عمق فرار میکنه
هرمس بلده حرف بزنه، گوش بده و فضا رو بچرخونه ولی وقتی یه رابطه از سطح رد میشه، یه جایی ته دلش هشدار میده و یه ترس مبهم از گیر افتادن، از محدود شدن، از دست دادن آزادیای که همیشه ازش محافظت کرده احساس میکنه.
برای همین وقتی یه نفر ازش انتظار صمیمیت واقعی داره، ممکنه با شوخی یا تغییر موضوع فرار کنه چون بلد نیست چطور توی یه رابطه عمیق بمونه و همزمان خودش باشه.
› #Hermes
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from آرکیتایپ | Archetype
چنل ناشناس جدیدمونو داشته باشید🦇
اینجا درمورد آرکیتایپا و روابطشون حرف میزنیم و بازی میکنیم😌
https://t.me/archenons
اینجا درمورد آرکیتایپا و روابطشون حرف میزنیم و بازی میکنیم
https://t.me/archenons
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
Archenons 💌
@ArchetypesGraphy ‘s Q,A
Test: @ArchetypeTestBot
Test: @ArchetypeTestBot
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت هفتم؛ آتنا و دیونوسوس
آتنا ساختار ذهنی داره. یعنی به تجربهها از دید منطقی، قابلتحلیل و قابلمدیریت نگاه میکنه. برنامهریزی، کنترل، چارچوبهای روشن و نتیجهگرایی از اصول روانی او هستن. ولی دیونوسوس دقیقاً در طرف مقابل قرار میگیره: پذیرندهی آشوب درونی، درگیر تجربههای متضاد، احساسات شدید، و میل به فرار از هر نوع ساختار مشخص.
تو چنین رابطهای، آتنا خیلی زود احساس میکنه که دیونوسوس غیرقابل پیشبینیه، بدون ثبات فکری و احساسی و به شدت آسیبپذیر در برابر هیجاناتیه که خودش هم نمیفهمه از کجا اومدن. از اون طرف، دیونوسوس آتنا رو موجودی بسته، خشک، بیشازحد کنترلگر و جداشده از واقعیتهای درونی انسان میبینه.
یکی تلاش میکنه نظم ایجاد کنه و یکی تلاش میکنه مرزها رو بشکنه و هر دو در عمیقترین لایه وجودشون حس میکنن که «واقعیت» طرف مقابل براشون غیرقابل درکه.
در یک سناریوی رشدیافته، آتنا میتونه از دیونوسوس، پذیرش احساسات درونی، انعطاف روانی و زیباییِ ناکامل بودن رو یاد بگیره. دیونوسوس هم از آتنا میتونه بیاموزه که تجربهی احساسات، وقتی با ساختار و آگاهی ترکیب بشه تبدیل به بینش پایدار میشه، نه آشوب.
اما برای رسیدن به این مرحله دیونوسوس باید از بازی در مرز هویت بیرون بیاد و آتنا باید بپذیره که کنترل کامل همیشه به معنای سلامت روان نیست.
این رابطه بیشتر از هر چیزی شبیه یه گفتوگوی بین ناخودآگاه و خودآگاهه؛ اگر شنیده نشه به درگیری میرسه و اگر درک بشه، به ادغام.
در حالت ناسالم، آتنا مدام میخواد دیونوسوس رو «نجات» بده و دیونوسوس آتنا رو «بشکنه». ولی در حالت سالم آتنا میتونه ناظر دقیقی برای جهان درون دیونوسوس باشه و دیونوسوس میتونه رنگ، عمق و رهایی رو به ذهن منطقی آتنا وارد کنه.
با این حال، احتمال اینکه این دو نفر واقعاً بتونن تا آخر راه با هم پیش برن بسیار پایینه، مگر اینکه هردو در سطح بسیار بالای خودآگاهی باشن.
› #Athena #Dionysus
› #Relationship #Conflict
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آپولو تو رابطه دنبال تعادل و عقلانی بودنه و عاشقی که از کنترل خارج بشه نیست. اون دوست داره بدون احساسات شدید هم بتونه به طرف مقابلش نزدیک بشه ولی گاهی همین میل به نظم و کنترل باعث میشه نتونه اونجور که باید، عمیق و واقعی درگیر بشه.
تو ذهن آپولو رابطه باید قاعدهمند باشه و مسیر مشخص و چارچوبی داشته باشه. ولی وقتی پای احساسات بیبرنامه یا رفتارهای غیرقابلپیشبینی وسط بیاد ذهنش بسته میشه و اینجاست که یهسری رفتار تکراری تو روابطش دیده میشن.
پارت اول: اگه نتونم منطقی نگهش دارم ولش میکنم
آپولو وقتی احساس کنه طرف مقابلش خیلی احساسی، غیرقابلپیشبینی یا بیثباته ناخودآگاه شروع میکنه به فاصله گرفتن. چون ذهنش دنبال رابطهایه که بتونه روش حساب کنه و قابل اعتماد باشه نه رابطهای که هر روز یه رنگ داشته باشه.
اگه آپولو نتونه بفهمه دقیقاً چی داره اتفاق میافته یا نتونه رفتارهای طرف مقابل رو پیشبینی کنه، حس میکنه کنترلی روی وضعیت نداره و وقتی این حس بیاد بیشتر از قبل منطقی و بیاحساس بهنظر میرسه حتی اگه هنوز علاقه داشته باشه.
› #Apollo
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت دوم: ترس از صمیمیت
آرتمیس مرز داره ولی این مرز همیشه از قدرت نمیاد و گاهی از ترسه. ترس از اینکه کسی خیلی نزدیک شه و بعد آسیب بزنه.
برای همین بیشتر رابطهها رو تو محدودهی امن نگه میداره حتی اگه دلش بخواد عمیقتر شن.
وقتی یکی زیادی نزدیک میشه، ممکنه عقب بکشه، سرد بشه یا حتی بدون دلیل قطع ارتباط کنه ولی خودش این رفتار رو آزادیطلبی یا خستگی اجتماعی تعبیر میکنه. درحالی که در واقع داره فرار میکنه اما به خودش نمیگه که میترسه.
› #Artemis
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM