🔎انواع مختلف آرکیتایپ آفرودیت؛
1️⃣نوع اول؛
-سرکش، به راحتی فرمانبرداری نمیکنه
-دقیق و منظم، به جزئیات دقت میکنه
-الهام بخش
-طبیعت دوست
2️⃣نوع دوم؛
-پرورش دهنده
-حساس
-صمیمی و دوستانه رفتار میکنه، دوستای زیادی داره
-مهربون و بخشندهست
3️⃣نوع سوم؛
-خلاقه
-ولخرج، مدیریت مالی ضعیفی داره
-تنوع طلب، به سختی متعهد میشه
-خیلی لجبازه
شما جزء کدوم دسته هستین؟
› #Aphrodite
› #Fact
1️⃣نوع اول؛
-سرکش، به راحتی فرمانبرداری نمیکنه
-دقیق و منظم، به جزئیات دقت میکنه
-الهام بخش
-طبیعت دوست
2️⃣نوع دوم؛
-پرورش دهنده
-حساس
-صمیمی و دوستانه رفتار میکنه، دوستای زیادی داره
-مهربون و بخشندهست
3️⃣نوع سوم؛
-خلاقه
-ولخرج، مدیریت مالی ضعیفی داره
-تنوع طلب، به سختی متعهد میشه
-خیلی لجبازه
شما جزء کدوم دسته هستین؟
› #Aphrodite
› #Fact
مشکلات روانشناسی که آرکیتایپ دیمیتر به همراه داره:
پارت دوم↜غریزه مادری؛
اگه دیمیتر تایپ غالب یک شخص باشه، اون نمیتونه دربرابر مادر شدن مقاومت کنه. اون ممکنه بطور ناخودآگاه روزهایی که احتمال بارداری بالاست رو فراموش کنه یا درمورد کنترل بارداری بیتوجه باشه؛ درنتیجه ممکنه دقیقا زمانی که شرایط نامناسبه باردار بشه.
اون باید بتونه انتخاب کنه چه زمانی و توسط چه کسی باردار بشه و باید با حساس بودن روی کنترل این مسئله در برابر دیمیتر درونش مقاومت کنه.
فرسودگی، سردرد، دردهای قاعدگی، زخم معده، فشار خون و کمردرد برای دیمیتری که توانایی نه گفتن و بروز خشمش رو نداره عادیه. اون باید متوجه باشه که بدنش خستهست و تحت فشاره نباید بیش از حد از خودش کار بکشه. این علائم همچنین نشونهی افسردگی مزمن و خفیفن که زمانی که شخص نمیتونه بطور موثر مخالفت کنه یا خشمش رو سرکوب کنه و از شرایطی که دیمیتر درونش واسش ایجاد کرده متنفره، بروز پیدا میکنه.
› #Demeter
› #Fact
پارت دوم↜غریزه مادری؛
اگه دیمیتر تایپ غالب یک شخص باشه، اون نمیتونه دربرابر مادر شدن مقاومت کنه. اون ممکنه بطور ناخودآگاه روزهایی که احتمال بارداری بالاست رو فراموش کنه یا درمورد کنترل بارداری بیتوجه باشه؛ درنتیجه ممکنه دقیقا زمانی که شرایط نامناسبه باردار بشه.
اون باید بتونه انتخاب کنه چه زمانی و توسط چه کسی باردار بشه و باید با حساس بودن روی کنترل این مسئله در برابر دیمیتر درونش مقاومت کنه.
فرسودگی، سردرد، دردهای قاعدگی، زخم معده، فشار خون و کمردرد برای دیمیتری که توانایی نه گفتن و بروز خشمش رو نداره عادیه. اون باید متوجه باشه که بدنش خستهست و تحت فشاره نباید بیش از حد از خودش کار بکشه. این علائم همچنین نشونهی افسردگی مزمن و خفیفن که زمانی که شخص نمیتونه بطور موثر مخالفت کنه یا خشمش رو سرکوب کنه و از شرایطی که دیمیتر درونش واسش ایجاد کرده متنفره، بروز پیدا میکنه.
› #Demeter
› #Fact
زئوس، خدای خدایان، یک بار دیگه رابطهای خارج از ازدواجش داشت. این بار هدف شهوتش، سِمِله، دختر پادشاه تِبِس بود.
زئوس پنهانی به زمین میاومد تا با سِمِله رابطه برقرار کنه. زئوس به شکل اصلی خودش پیش سِمِله ظاهر نمیشد، اما خودش رو به عنوان زئوس به سِمِله معرفی کرده بود. سِمِله هم هیچ دلیلی برای بیاعتمادی به زئوس نداشت، چون فقط یک خدا میتونست چنین لذتی رو براش فراهم کنه.
یک روز وقتی سِمِله از خواب بیدار شد، گرمای زئوس رو روی رختخوابش احساس میکرد و با خودش فکر کرد زئوس احتمالاً چند لحظه قبل از بیدار شدنش رفته. اون در حالی که با یادآوری شب گذشته لبخند میزد، از رختخواب بلند شد و خدمتکارش بایرو رو صدا زد.
خدمتکار پیر اومد تا به سِمِله کمک کنه لباس بپوشه. تمام مدت سِمِله داشت از شب فوقالعادهای که سپری کرده صحبت میکرد. اما اون نمیدونست بایرو در واقع هراست که خودش رو به شکل خدمتکار درآورده.
هرا با اینکه از اینکه زئوس دوباره بهش خیانت کرده خشمگین بود، جلوی خودش رو گرفت. اون سعی کرد کاری کنه سِمِله به زئوس شک کنه؛ برای همین بهش گفت: "تو از کجا مطمئنی معشوقت زئوسه؟ ممکنه اون یه مرد معمولی باشه و خودش رو زئوس معرفی کرده باشه. مطمئناً اون به شکلی که پیش خدایان ظاهر میشه پیش تو ظاهر نمیشه!"
سِمِله که کمکم داشت شک میکرد، از خدمتکارش پرسید باید چیکار کنه؟
› #MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرا گفت: "یه راه ساده وجود داره، و اونم اینه که از معشوقش بخواد خود واقعیش رو نشون بده." سِمِله با خودش فکر کرد این ایده فوقالعادهایه.
عصر، وقتی زئوس برگشت، سِمِله بهش گفت ازش یه درخواستی داره. زئوس گفت اون میتونه هر چیزی ازش بخواد. سِمِله، خوشحال از اینکه زئوس قول داده، ازش خواست خود واقعیش رو نشون بده. زئوس از شنیدن درخواست سِمِله دلش شکست، ولی از اونجایی که قول داده بود، مجبور شد به قولش عمل کنه.
زئوس خود واقعیاش رو نشون داد. سِمِله از درخشش زئوس شگفتزده شده بود، اما رفتهرفته روشنایی و حرارتی که از زئوس سرچشمه میگرفت بیشتر و بیشتر میشد و سِمِله رو میسوزوند. سِمِله در حال سوختن، تازه متوجه حماقتش شد. اون بعد از مدتی به مشتی خاکستر تبدیل شد.
در بین خاکسترها، زئوس متوجه موجود زندهای شد. اون موجود زنده نوزادی بود که هنوز به طور کامل شکل نگرفته بود. زئوس روی ران پاش شکافی ایجاد کرد و جنین رو توی پاش قرار داد. اون که قبلاً آتنا رو به دنیا آورده بود، با خودش فکر کرد از پس به دنیا آوردن این بچه هم برمیاد.
مدتی بعد بچه به دنیا اومد. برای جلوگیری از خشم هرا، زئوس از هرمس خواست تا کودک رو مخفیانه به عموش، پادشاه بوتیا تحویل بده تا ازش نگهداری کنه.
اون کودک کسی نبود جز دیونوسوس، خدای شراب و مستی.
› #MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تمرینات عملی برای تقویت آرکیتایپ هفائستوس؛ پارت دوم
• هوش تجسمی خودت رو افزایش بده.
هفائستوس شهود بالایی داره و زمان زیادی رو برای رویاپردازی های منطقی و تصور چیزهای مختلف صرف میکنه. اون توی ذهنش به جزییات چیزهای مختلف دقت میکنه و سعی میکنه اون ها رو به خاطر بسپره تا بعدا بتونه ازشون استفاده کنه.
پارت قبل؛
› #Hephaestus
› #Fact
• هوش تجسمی خودت رو افزایش بده.
هفائستوس شهود بالایی داره و زمان زیادی رو برای رویاپردازی های منطقی و تصور چیزهای مختلف صرف میکنه. اون توی ذهنش به جزییات چیزهای مختلف دقت میکنه و سعی میکنه اون ها رو به خاطر بسپره تا بعدا بتونه ازشون استفاده کنه.
پارت قبل؛
› #Hephaestus
› #Fact
هرتایپ از شنیدن چه چیزایی خوشش میاد؟
پارت دهم؛ هرمس
- تو خفنترین آدمی هستی که دیدم.
- امروز بهتر از همیشه بنظر میای.
- خاطرهانگیزترین و جالبترین اتفاقات زندگیم با تو بوده.
- مهم نیست چه کاریه، همراهیت میکنم.
- همیشه میدونی منظورم چیه، انگار میتونی ذهن آدمارو بخونی.
- همراهی قوی با لاسهاش
› #Hermes
› #Fact
پارت دهم؛ هرمس
- تو خفنترین آدمی هستی که دیدم.
- امروز بهتر از همیشه بنظر میای.
- خاطرهانگیزترین و جالبترین اتفاقات زندگیم با تو بوده.
- مهم نیست چه کاریه، همراهیت میکنم.
- همیشه میدونی منظورم چیه، انگار میتونی ذهن آدمارو بخونی.
- همراهی قوی با لاسهاش
› #Hermes
› #Fact
• هر تایپ به عنوان والد
پارت یازدهم، آتنا؛
آتنا در جایگاه والد، به سختی میتونه صبر کنه تا بچهها بزرگ شن و با اونها حرف بزنه، کار انجام بده و بهشون چیزهایی که خودش میبینه رو نشون بده. اون برخلاف یک دیمیتریه که به طور غریزی خواهان والد بودن و نگهداری از نوزاده و آرزو میکنه که کاش هیچوقت بچههاش بزرگ نمیشدن. در مقابل آتنا به محض اینکه امکان استفاده از رحم اجارهای پیش بیاد و مطمئن باشه در ارتباط با سرپرستی بچه مشکلی پیش نمیاد، از اون استفاده میکنه. اون همچنین پرستار بچه و خانهدار برای نگهداری از فرزندانش استخدام میکنه. آتنا اگر صاحب فرزندی رقابتجو، برونگرا و باهوش شه، خوشحال میشه. این فرزندان قهرمانهای کوچک در حال رشدی هستن که توانایی والدشون در زمینهی آموزش، راهنمایی، الهام بخشیدن و تشویق به برتر شدن رو به کار میگیرن. اون رفتارهای کلیشهای مردانه رو خیلی زود با گفتن جملاتی مثل "مرد که گریه نمیکنه!" در فرزندانش تقویت میکنه. آتنا همچنین با فرزندانی که مثل خودش مستقل هستن و رویکردهای منطقیش نسبت به مسائل رو دنبال میکنن، خیلی خوب کنار میاد. چنین والدی الگوی فرزندانی هست که میخوان مثل اون باشن. هرچند برخی آتناها فرزندانی دارن که اصلا شبیه خودشون نیستن. چنین فرزندانی برای مثال ممکنه بیشتر به احساسات انسانی علاقه داشته باشن تا شیوه کارکرد اشیا یا شاید چندان قاطع یا باهوش نباشن. برای آتنا سر و کله زدن با فرزندانی که خیلی سریع تحت تاثیر عواطف قرار میگیرن، کار دشواریه. این شرایط مسلما برای بچهها سختتره. اگر بچهها استاندارهای والد آتنا رو بپذیرند، با این احساس بیارزشی نسبت به خودشون بزرگ میشن که در کودکی بچهای اهل گریه و زاری و در بزرگسالی زیادی احساساتی هستند. همچنین ذهن عملگرای آتنا اصلا تحمل کودکان خیالپرداز رو نداره. یک والد آتنایی از بچههاش انتظار داره که از پس وقایعی که احساسات رو برمیانگیزه، به خوبی بربیاند و مثل خودش "سربازان خوبی" باشن.
› #Athena
› #Fact
پارت یازدهم، آتنا؛
آتنا در جایگاه والد، به سختی میتونه صبر کنه تا بچهها بزرگ شن و با اونها حرف بزنه، کار انجام بده و بهشون چیزهایی که خودش میبینه رو نشون بده. اون برخلاف یک دیمیتریه که به طور غریزی خواهان والد بودن و نگهداری از نوزاده و آرزو میکنه که کاش هیچوقت بچههاش بزرگ نمیشدن. در مقابل آتنا به محض اینکه امکان استفاده از رحم اجارهای پیش بیاد و مطمئن باشه در ارتباط با سرپرستی بچه مشکلی پیش نمیاد، از اون استفاده میکنه. اون همچنین پرستار بچه و خانهدار برای نگهداری از فرزندانش استخدام میکنه. آتنا اگر صاحب فرزندی رقابتجو، برونگرا و باهوش شه، خوشحال میشه. این فرزندان قهرمانهای کوچک در حال رشدی هستن که توانایی والدشون در زمینهی آموزش، راهنمایی، الهام بخشیدن و تشویق به برتر شدن رو به کار میگیرن. اون رفتارهای کلیشهای مردانه رو خیلی زود با گفتن جملاتی مثل "مرد که گریه نمیکنه!" در فرزندانش تقویت میکنه. آتنا همچنین با فرزندانی که مثل خودش مستقل هستن و رویکردهای منطقیش نسبت به مسائل رو دنبال میکنن، خیلی خوب کنار میاد. چنین والدی الگوی فرزندانی هست که میخوان مثل اون باشن. هرچند برخی آتناها فرزندانی دارن که اصلا شبیه خودشون نیستن. چنین فرزندانی برای مثال ممکنه بیشتر به احساسات انسانی علاقه داشته باشن تا شیوه کارکرد اشیا یا شاید چندان قاطع یا باهوش نباشن. برای آتنا سر و کله زدن با فرزندانی که خیلی سریع تحت تاثیر عواطف قرار میگیرن، کار دشواریه. این شرایط مسلما برای بچهها سختتره. اگر بچهها استاندارهای والد آتنا رو بپذیرند، با این احساس بیارزشی نسبت به خودشون بزرگ میشن که در کودکی بچهای اهل گریه و زاری و در بزرگسالی زیادی احساساتی هستند. همچنین ذهن عملگرای آتنا اصلا تحمل کودکان خیالپرداز رو نداره. یک والد آتنایی از بچههاش انتظار داره که از پس وقایعی که احساسات رو برمیانگیزه، به خوبی بربیاند و مثل خودش "سربازان خوبی" باشن.
› #Athena
› #Fact