چه چیزی هر تایپ رو عصبی میکنه؟
پارت سوم؛ پرسفون
• دروغ شنیدن.
پرسفون خیلی صادقه و براش سخته که دروغ بگه؛ حتی اگه در بدترین حالت باشه. به همین دلیل، وقتی که کسی بهش دروغ میگه اگر که متوجه دروغ بودن اون حرف بشه، به شدت عصبی و میشه و حتی یک دروغ کوچک باعث میشه پرسفون تمام اعتمادش رو نسبت به اون شخص از دست بده.
› #Persephone
› #Fact
پارت سوم؛ پرسفون
• دروغ شنیدن.
پرسفون خیلی صادقه و براش سخته که دروغ بگه؛ حتی اگه در بدترین حالت باشه. به همین دلیل، وقتی که کسی بهش دروغ میگه اگر که متوجه دروغ بودن اون حرف بشه، به شدت عصبی و میشه و حتی یک دروغ کوچک باعث میشه پرسفون تمام اعتمادش رو نسبت به اون شخص از دست بده.
› #Persephone
› #Fact
• هر تایپ به عنوان والد
پارت دوم، آپولو؛
آپولو یا پدر خوبی هست و یا کاملا بیتفاوته. اون رفتارهای خنثی داره و بر اساس استانداردهایی که تعیین کرده با فرزندان خودش رفتار میکنه. فاصله با فرزند بزرگترین مشکل اونهاست. آپولو انقدر غرق کار میشه که قلمروی خانواده و فرزند رو کاملا به همسرش میسپاره؛ مگر اینکه همسر از اون بخواد که در این موارد دخالت کنه. آپولو هرگز فرزندش رو نوازش نمیکنه؛ اگر زمانی به شکل اتفاقی متوجه شه که فرزندش رو در اغوش گرفته و از اون لذت میبره، این همسر بوده که فرزند رو در بغل اون گذاشته.
اگر فرزند آپولو، علایقی شبیه به اون داشته باشه و یا کاری رو با هم انجام بدن، میتونن رابطه خوب و نزدیکی برقرار کنن. اگر فرزند اونها، احساسات پنهان شده داشته باشه که در سطحی قابل درک نباشه، هرگز از این احساسات باخبر نمیشن. همچنین اگر فرزند از آپولو توقع داشته باشه که حالش رو درک کنه، از این توقع ناامید میشه. در مقابل آپولوها به راحتی درک میکنن و متوجه میشن که فرزندشون درحال چه کاری هست.
› #Apollo
› #Fact
پارت دوم، آپولو؛
آپولو یا پدر خوبی هست و یا کاملا بیتفاوته. اون رفتارهای خنثی داره و بر اساس استانداردهایی که تعیین کرده با فرزندان خودش رفتار میکنه. فاصله با فرزند بزرگترین مشکل اونهاست. آپولو انقدر غرق کار میشه که قلمروی خانواده و فرزند رو کاملا به همسرش میسپاره؛ مگر اینکه همسر از اون بخواد که در این موارد دخالت کنه. آپولو هرگز فرزندش رو نوازش نمیکنه؛ اگر زمانی به شکل اتفاقی متوجه شه که فرزندش رو در اغوش گرفته و از اون لذت میبره، این همسر بوده که فرزند رو در بغل اون گذاشته.
اگر فرزند آپولو، علایقی شبیه به اون داشته باشه و یا کاری رو با هم انجام بدن، میتونن رابطه خوب و نزدیکی برقرار کنن. اگر فرزند اونها، احساسات پنهان شده داشته باشه که در سطحی قابل درک نباشه، هرگز از این احساسات باخبر نمیشن. همچنین اگر فرزند از آپولو توقع داشته باشه که حالش رو درک کنه، از این توقع ناامید میشه. در مقابل آپولوها به راحتی درک میکنن و متوجه میشن که فرزندشون درحال چه کاری هست.
› #Apollo
› #Fact
ترکیب آفرودیت-آتنا:
~نکات مثبت؛
• بلده چطوری هم کار و هم تفریح کنه
• اعتماد به نفس خوبی داره
• همزمان به احساسات و منطقش توجه میکنه
• سلیقهی خیلی خوبی تو همه چیز داره
~نکات منفی؛
• زیادی خودمحور
• ممکنه خودخواه بهنظر بیاد
• به خاطر وجود آتنا و آفرودیت کنار هم، دچار کشمکش درونی بین انجام دادن یا ندادن کارها میشه
• آدما رو زود از زندگیش حذف میکنه
› #Aphrodite #Athena
› #Fact
~نکات مثبت؛
• بلده چطوری هم کار و هم تفریح کنه
• اعتماد به نفس خوبی داره
• همزمان به احساسات و منطقش توجه میکنه
• سلیقهی خیلی خوبی تو همه چیز داره
~نکات منفی؛
• زیادی خودمحور
• ممکنه خودخواه بهنظر بیاد
• به خاطر وجود آتنا و آفرودیت کنار هم، دچار کشمکش درونی بین انجام دادن یا ندادن کارها میشه
• آدما رو زود از زندگیش حذف میکنه
› #Aphrodite #Athena
› #Fact
هرتایپ از تجربهی چه احساسی متنفره؟
پارت پانزدهم؛ هرا
• پذیرفته نشدن.
اگه هرا بخواد چیزی رو بدست بیاره، دوست داره هرطور شده بهش برسه. اگه اون به کسی که ازش خوشش اومده، پیشنهاد بده و اون قبولش نکنه، احساس میکنه به اندازهی کافی مورد مقبولیت نبوده یا یه چیزی مشکل داشته و تا مدتها ذهنش مشغول این موضوع باقی میمونه.
› #Hera
› #Fact
پارت پانزدهم؛ هرا
• پذیرفته نشدن.
اگه هرا بخواد چیزی رو بدست بیاره، دوست داره هرطور شده بهش برسه. اگه اون به کسی که ازش خوشش اومده، پیشنهاد بده و اون قبولش نکنه، احساس میکنه به اندازهی کافی مورد مقبولیت نبوده یا یه چیزی مشکل داشته و تا مدتها ذهنش مشغول این موضوع باقی میمونه.
› #Hera
› #Fact
چرا باید با دیمیتر قرار بذاری؟
- ازت مراقبت میکنه و حواسش بهت هست.
- همیشه بهت توجه میکنه.
- هرکاری از دستش برمیاد میکنه که احساس خوبی داشته باشی.
- توی کارات بهت کمک میکنه.
- واست آشپزی میکنه.
- نمیذاره احساس تنهایی پیدا کنی.
- فقط کافیه لبخند بزنی تا خوشحال بشه.
- وقتی به مشکل برمیخوری بیشتر از خودت درگیر و نگرانه.
- کلی نوازشت میکنه.
› #Demeter
› #Fact
- ازت مراقبت میکنه و حواسش بهت هست.
- همیشه بهت توجه میکنه.
- هرکاری از دستش برمیاد میکنه که احساس خوبی داشته باشی.
- توی کارات بهت کمک میکنه.
- واست آشپزی میکنه.
- نمیذاره احساس تنهایی پیدا کنی.
- فقط کافیه لبخند بزنی تا خوشحال بشه.
- وقتی به مشکل برمیخوری بیشتر از خودت درگیر و نگرانه.
- کلی نوازشت میکنه.
› #Demeter
› #Fact
در آغاز زمان، زمین توسط تایتانها اداره میشد؛ موجودات قدرتمندی که فرزندان خدایان اولیه بودن. پرومتئوس یکی از اونها بود.
زئوس به پرومتئوس و برادرش دستور داد تا زمین رو با متنوعترین حیوانات پر کنن. اون دو حجم عظیمی از مواد خام داشتن و موجودات رو با اونها قالبگیری میکردن. به هر حیوان استعدادی داده میشد و این استعدادها به طور مساوی بین موجودات توزیع شدن. پرومتئوس و برادرش تصمیم داشتن انسان رو برای آخر نگه داشتن، چون میخواستن بهش قدرت خاصی بدن؛ اما بعد از اینکه قالبگیری انسان رو انجام دادن، متوجه شدن تمام استعدادها قبلاً بین حیوانات تقسیم شده.
پرومتئوس رفت و کارش رو به آتنا ارائه داد. آتنا شگفتزده شد و با نفسش به انسان برکت داد، اما پرومتئوس از نتیجه راضی نبود. اون میخواست انسان از حیوانات متمایز باشه، اما در واقع فقط یه نوع میمون باهوشتر بود. توی غارها زندگی میکرد، از حیوانات دوری میکرد و از میوههایی که روی زمین میریخت تغذیه میکرد و از تاریکی هم میترسید. آتنا به پرومتئوس پیشنهاد داد که آتش رو به انسان معرفی کنه.
با غروب آفتاب، پرومتئوس مشعلی که قرار بود به بشریت داده بشه رو روشن کرد. با داشتن آتش، انسان به طبیعت تسلط پیدا کرد و پرومتئوس بالاخره راضی شد.
زئوس با دیدن رشد انسان، دستور داد انسانها با دادن قربانی، از خدایان تقدیر کنن؛ اما پرومتئوس قبول نکرد.
پرومتئوس باهوش بود و سعی کرد زئوس رو از طریق مردم فریب بده. اون ازشون خواست که یک گاو نر رو برای خدایان قربانی کنن.
#MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
قربانی رو به دو بخش تقسیم کردن. اولی کوچکتر بود، اما حاوی بهترین گوشتها بود که توسط پوست حیوان پوشیده شده بود. دومی بزرگتر بود و فقط استخوان بود؛ اما چون در چربی پیچیده شده بود، ظاهری جذاب داشت.
پرومتئوس میدونست که جاهطلبی زئوس، وادارش میکنه تکه بزرگتر رو انتخاب کنه و تکه بهتر به انسانها برسه؛ و حق با اون بود. زئوس وقتی فهمید فریب خورده، عصبانی شد و آتش رو از انسانها گرفت.
بدون آتش، بشر پسرفت کرد. اونها دوباره در تاریکی و سرما گیر افتاده بودن و نمیتونستم غذای خودشونو بپزن.
پرومتئوسِ خشمگین، تصمیم گرفت آتش رو بدزده و اون رو به انسان برگردونه. در طول شب، به المپ رفت و از شعلههای که هفائستوس برای آهنگری استفاده میکرد دزدید و اون رو به انسان داد.
بشر دوباره در حال شکوفایی بود، اما شعلههای آتش در طول شب توجه زئوس رو به خودشون جلب کردن. زئوس، خشمگینتر از قبل، فکر کرد که پرومتئوس باید مجازات بشه؛ بنابراین اون رو به صخرهای در قفقاز با زنجیر بست. اما زندانی شدن تنها مجازات پرومتئوس نبود. زئوس یک پرنده رو مامور کرده بود برای بلعیدن جگر پرومتئوس. از اونجایی که پرومتئوس تایتانی جاودانه بود، هر دفعه پرنده اون رو پاره میکرد، بدنش دوباره بازسازی میشد و روز بعد دوباره مورد حمله پرنده قرار میگرفت.
سالها بعد زئوس به زمین اومد و به پرومتئوس گفت اگر آتش رو دوباره از انسان بگیره، اون رو آزاد میکنه؛ اما پرومتئوس قبول نکرد و تصمیم گرفت خودش رو فدای انسان کنه.
#MythStory
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
جالبه بدونید که آرکیتایپهای پرسفون و آرتمیس تو خانوادهی کنترلگر رشد میکنن و سیستمشون طوریه که پرسفون تسلیم میشه و آرتمیس مقابله میکنه.
› #Artemis #Persephone
› #Fact
› #Artemis #Persephone
› #Fact