همه ميتونن كثيفى هاى وجود ديگران رو ببينن. تو اونى باش كه طلاى وجودشون رو پيدا ميكنى 🌸🌸
@mlienglish
@Archline1
@mlienglish
@Archline1
🍃🍃🍃
پنج گنج از #مایستر_اکهارت
یک. چشمی که من با آن خدا را می بینم، همان چشمی ست که خدا با آن مرا می بیند.
دو. دقیقاً همان کاری را انجام بده که اگر تضمین کامل آن را داشتی انجام می دادی.
سه. هزینه ی بی عملی بس عظیم تر از اشتباه نکردن است.
چهار. آنچه که در خاک مراقبه (عبادت) می کاریم، بایست که در مزرع عمل برداشت کنیم.
پنج. اگر تنها عبادتی که در تمام عمر خود کرده اید گفتن "متشکّرم" بوده است، همان بسنده است.
برگرفته از: khamushan.blog.ir
@Archline1
پنج گنج از #مایستر_اکهارت
یک. چشمی که من با آن خدا را می بینم، همان چشمی ست که خدا با آن مرا می بیند.
دو. دقیقاً همان کاری را انجام بده که اگر تضمین کامل آن را داشتی انجام می دادی.
سه. هزینه ی بی عملی بس عظیم تر از اشتباه نکردن است.
چهار. آنچه که در خاک مراقبه (عبادت) می کاریم، بایست که در مزرع عمل برداشت کنیم.
پنج. اگر تنها عبادتی که در تمام عمر خود کرده اید گفتن "متشکّرم" بوده است، همان بسنده است.
برگرفته از: khamushan.blog.ir
@Archline1
هر آن کس که بهشت این دنیا را برایت جهنم کرده مجبور است متقاعدت کند که بهشت جای دیگری است!
#كارل_پوپر
@Archline1
#كارل_پوپر
@Archline1
خانم پرفسور مجتهدزاده پس از سالها خدمت صادقانه درپانسیون ویژه اساتید بازنشسته شهرسوربون فرانسه درگذشت.
این بخش از زندگینامه ی ایشان است:
من در سال ۱۳۰۳ در تهران در خانواده ای با وضع مالی نسبتا خوب به دنیا آمدم
تا ۱۵ سالگی علاقه به ادامه تحصیل در موسیقی بودم
۱۵ ساله بودم که یک شب به عزیز گفتم : عزیز جون من بزرگ شده ام و شبها نمیترسم تنها بخوابم شما باید در اتاق پدر بخوابید
در قدیم اعیان به مادرشان عزیز میگفتند و افراد پایین شهر ننه میگفتند.
شب بعد عزیز یک صندلی گرفت و کنارم نشست و دستم را گرفت و به صورتش چسباند و گفت فری جان من افتخار میکنم که عزیز تو باشم ولی مادر تو هنگامیکه دو ماهه بودی مرد و من کلفت شما هستم و تو را مانند دختر خودم بزرگ کرده ام
آن شب من و عزیز شکوه خانم خیلی گریه کردیم و تصمیم گرفتم طب بانوان بخوانم و خانم ها را معالجه کنم تا هیچ کودکی بی مادر بزرگ نشود
در سیکل دوم طبیعی خواندم و دیپلم گرفتم و یکسال آلیانس رفتم و زبان فرانسه آموختم
در سال ۱۳۲۲ به دستور شاه به فرانسه اعزام شدم تا بعد به کشورم برگردم و خدمت کنم.
پسرها برای تحصیل در مهندسی به اتریش می رفتند و دختران برای طب به فرانسه می رفتند .
۷ سال طب عمومی خواندم و طب تخصصی زنان را در سه سال پاس کردم و در سوربون تحصیلات فوق تخصصی نازایی را دو ساله به معدل ++Aتمام کرده و رزیدنت سینیوریتا انکولوژی شدم
سه سال بعد دیپلم پروفسوری سرطان شناسی بانوان را اخذ کردم و همزمان تدریس در بخش انکولوژی بیمارستان دانشگاه را بعهده گرفتم
پدرم نظام بود و کلنل عالیرتبه ای بودو سخت بیمار شده بود مجبور شدم به تهران برگردم و او را در مریضخانه ملک تاج خانم نجم السلطنه بستری کنم
پدرم به دلیل عوارض ناشی از مصرف الکل ، فوت نمود و در گورستان ظهیرالدوله دفن شد .
من ماندم و عزیز که دیگر خیلی پیرشده بود و از عهده کارهای منزل بر نمی آمد. یک خانمی را استخدام کردم
من به استخدام وزارت علوم درآمدم و سی سال در دانشگاه تهران تدریس کردم و چهل سال هم طبابت کردم
عزیز شکوه که به رحمت خدا رفت من به حدی تنها شدم که هیچ چیز خوشحالم نمیکرد.
مطب من پس از بازنشستگی در جوادیه بود و اغلب زن های ولگرد که بیماریهای مقاربتی داشتند به من مراجعه میکردند
منزل ما یک باغ بزرگ در سلطنت آباد بود
طبقه پایین را سی تا تخت خواب گذاشتم که شبها زنهای ولگرد می آمدند که اغلب بیمار هم بودند
چون من هرگز ازدواج نکردم و تنها فرزند بودم و از طرفی خانواده پدری ام که روحانی بودند و نان ما را به دلیل نظامی بودن پدرم و بی حجابی و .... حرام میدانستند ، هرگز با من رفت و آمد نمی کردند
تنهایی آنقدر به من فشار آورد که اوایل دهه ۷۰ منزلمان را وقف کردم و اسمش را گذاشتم بنیادنیکوکاری دکتر مجتهدی و یک میلیون دلار که همه دارایی من بود را به بنیاد دادم و از ایران رفتم.
در ابتدا در بیمارستان به عنوان پروفسور ارشد مشغول بکار شدم و وظیفه آموزش پزشکان متخصص که کورس انکولوژی را میگذراندند بعهده گرفتم و عضو پیوسته دپارتمان سرطان شناسی فرانسه شدم
در سال ۲۰۰۰ از عهده تست های بدنی اتاق عمل بر نیامدم و از جراحی معاف شدم
و از آن تاریخ پرونده های مهم که بعضا تقاضای اتانازی یا تشریح و یا اهدای عضو دارند را بررسی میکنم و عضو گروه ۷ نفره هستم
امروز که نگاهی به گذشته میکنم ، عمیقا از خدا تشکر میکنم که به من افتخار خدمت به انسانیت را داد و از صمیم قلب خوشحال میشوم که خانمی را معالجه کنم تا به آغوش خانواده اش برگردد و کودکان دوست داشتنی اش را بزرگ کند
امیدوارم هیچ کودکی چون من بی مادر بزرگ نشود
امروزدر پانسیون لاوارنیه که مخصوص اساتید بازنشسته سوربون است زندگی میکنم و روزی یکی دو ساعت پرونده هایی که به من ارجاع میشود بررسی میکنم .
زندگی پر بار و با ارزشی داشتم و دیگر هیچ آرزویی ندارم جز مرگی آرام و راحت
او اولین متخصص زنان و فوق تخصص سرطان های زنان بود.عرض تسلیت به جامعه پزشکان و تمام بانوان قدرتمند و مستقل ایران زمین. روحش شاد، نامش تا ابد ماندگار
✅ @SajadiPsychology
@Archline1
این بخش از زندگینامه ی ایشان است:
من در سال ۱۳۰۳ در تهران در خانواده ای با وضع مالی نسبتا خوب به دنیا آمدم
تا ۱۵ سالگی علاقه به ادامه تحصیل در موسیقی بودم
۱۵ ساله بودم که یک شب به عزیز گفتم : عزیز جون من بزرگ شده ام و شبها نمیترسم تنها بخوابم شما باید در اتاق پدر بخوابید
در قدیم اعیان به مادرشان عزیز میگفتند و افراد پایین شهر ننه میگفتند.
شب بعد عزیز یک صندلی گرفت و کنارم نشست و دستم را گرفت و به صورتش چسباند و گفت فری جان من افتخار میکنم که عزیز تو باشم ولی مادر تو هنگامیکه دو ماهه بودی مرد و من کلفت شما هستم و تو را مانند دختر خودم بزرگ کرده ام
آن شب من و عزیز شکوه خانم خیلی گریه کردیم و تصمیم گرفتم طب بانوان بخوانم و خانم ها را معالجه کنم تا هیچ کودکی بی مادر بزرگ نشود
در سیکل دوم طبیعی خواندم و دیپلم گرفتم و یکسال آلیانس رفتم و زبان فرانسه آموختم
در سال ۱۳۲۲ به دستور شاه به فرانسه اعزام شدم تا بعد به کشورم برگردم و خدمت کنم.
پسرها برای تحصیل در مهندسی به اتریش می رفتند و دختران برای طب به فرانسه می رفتند .
۷ سال طب عمومی خواندم و طب تخصصی زنان را در سه سال پاس کردم و در سوربون تحصیلات فوق تخصصی نازایی را دو ساله به معدل ++Aتمام کرده و رزیدنت سینیوریتا انکولوژی شدم
سه سال بعد دیپلم پروفسوری سرطان شناسی بانوان را اخذ کردم و همزمان تدریس در بخش انکولوژی بیمارستان دانشگاه را بعهده گرفتم
پدرم نظام بود و کلنل عالیرتبه ای بودو سخت بیمار شده بود مجبور شدم به تهران برگردم و او را در مریضخانه ملک تاج خانم نجم السلطنه بستری کنم
پدرم به دلیل عوارض ناشی از مصرف الکل ، فوت نمود و در گورستان ظهیرالدوله دفن شد .
من ماندم و عزیز که دیگر خیلی پیرشده بود و از عهده کارهای منزل بر نمی آمد. یک خانمی را استخدام کردم
من به استخدام وزارت علوم درآمدم و سی سال در دانشگاه تهران تدریس کردم و چهل سال هم طبابت کردم
عزیز شکوه که به رحمت خدا رفت من به حدی تنها شدم که هیچ چیز خوشحالم نمیکرد.
مطب من پس از بازنشستگی در جوادیه بود و اغلب زن های ولگرد که بیماریهای مقاربتی داشتند به من مراجعه میکردند
منزل ما یک باغ بزرگ در سلطنت آباد بود
طبقه پایین را سی تا تخت خواب گذاشتم که شبها زنهای ولگرد می آمدند که اغلب بیمار هم بودند
چون من هرگز ازدواج نکردم و تنها فرزند بودم و از طرفی خانواده پدری ام که روحانی بودند و نان ما را به دلیل نظامی بودن پدرم و بی حجابی و .... حرام میدانستند ، هرگز با من رفت و آمد نمی کردند
تنهایی آنقدر به من فشار آورد که اوایل دهه ۷۰ منزلمان را وقف کردم و اسمش را گذاشتم بنیادنیکوکاری دکتر مجتهدی و یک میلیون دلار که همه دارایی من بود را به بنیاد دادم و از ایران رفتم.
در ابتدا در بیمارستان به عنوان پروفسور ارشد مشغول بکار شدم و وظیفه آموزش پزشکان متخصص که کورس انکولوژی را میگذراندند بعهده گرفتم و عضو پیوسته دپارتمان سرطان شناسی فرانسه شدم
در سال ۲۰۰۰ از عهده تست های بدنی اتاق عمل بر نیامدم و از جراحی معاف شدم
و از آن تاریخ پرونده های مهم که بعضا تقاضای اتانازی یا تشریح و یا اهدای عضو دارند را بررسی میکنم و عضو گروه ۷ نفره هستم
امروز که نگاهی به گذشته میکنم ، عمیقا از خدا تشکر میکنم که به من افتخار خدمت به انسانیت را داد و از صمیم قلب خوشحال میشوم که خانمی را معالجه کنم تا به آغوش خانواده اش برگردد و کودکان دوست داشتنی اش را بزرگ کند
امیدوارم هیچ کودکی چون من بی مادر بزرگ نشود
امروزدر پانسیون لاوارنیه که مخصوص اساتید بازنشسته سوربون است زندگی میکنم و روزی یکی دو ساعت پرونده هایی که به من ارجاع میشود بررسی میکنم .
زندگی پر بار و با ارزشی داشتم و دیگر هیچ آرزویی ندارم جز مرگی آرام و راحت
او اولین متخصص زنان و فوق تخصص سرطان های زنان بود.عرض تسلیت به جامعه پزشکان و تمام بانوان قدرتمند و مستقل ایران زمین. روحش شاد، نامش تا ابد ماندگار
✅ @SajadiPsychology
@Archline1
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
خیام❤️
@Archline1
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
خیام❤️
@Archline1
شما نمی توانید خدا را بشناسید مگر آن که این باور را که از پـیش خـدا را مـی شـناختید،
متوقف سازید، شما نمی توانید خدا را بشنوید مگر این فکر را که از پیش خدا را مـی شـنیدید،
متوقف سازید.
خداوند حقیقت را به تو نمی فهماند مگر آن که تو دیگر به حقیقتی که بـه آن معتقـد هسـتی
فکر نکنی.
به احساساتت گوش بده، به متعالی ترین افکارت گوش بده، به تجربه ات گوش بده. هر گاه هر کدام از این برداشتها متفاوت بود از چیزي که معلمانت به تو گفته اند، یا در کتابها خوانده اي، کلمات را فراموش کن، کلمات نامطمئن ترین منبع دریافت حقیقت هستند.
📚بخشی از کتاب #گفتگو_با_خدا
#نیل_دونالد_والش
@Archline1
متوقف سازید، شما نمی توانید خدا را بشنوید مگر این فکر را که از پیش خدا را مـی شـنیدید،
متوقف سازید.
خداوند حقیقت را به تو نمی فهماند مگر آن که تو دیگر به حقیقتی که بـه آن معتقـد هسـتی
فکر نکنی.
به احساساتت گوش بده، به متعالی ترین افکارت گوش بده، به تجربه ات گوش بده. هر گاه هر کدام از این برداشتها متفاوت بود از چیزي که معلمانت به تو گفته اند، یا در کتابها خوانده اي، کلمات را فراموش کن، کلمات نامطمئن ترین منبع دریافت حقیقت هستند.
📚بخشی از کتاب #گفتگو_با_خدا
#نیل_دونالد_والش
@Archline1
Forwarded from عکس نگار
💜هفتم آبان سالروز ورود کوروش بزرگ به بابل🕊🕊
حضرت کوروش ، پدر ، بزرگوار...
کاش به این ویرانه پا می نهادی ، کار مردمانت از بردگی گذشت
کجایی پدر
که حتی شرم داریم از بیاد آوری افتخار وجودت ... چه رسد به سردادنِ فریادِ زنده بادت ...که یادت را کشتیم و نامت را بر سرِ بی تاجِ خود نهادیم. کاش بودی و این بار فرزندانِ دیارِ به تاراج رفته ی خود را می رهاندی.
یادت سبز ، نامت سبز ، اما نگاه نکن ، دردِ دیارت حتی تو بزرگ مرد را ذوب میکند.
#بیگدلی
@Archline1
حضرت کوروش ، پدر ، بزرگوار...
کاش به این ویرانه پا می نهادی ، کار مردمانت از بردگی گذشت
کجایی پدر
که حتی شرم داریم از بیاد آوری افتخار وجودت ... چه رسد به سردادنِ فریادِ زنده بادت ...که یادت را کشتیم و نامت را بر سرِ بی تاجِ خود نهادیم. کاش بودی و این بار فرزندانِ دیارِ به تاراج رفته ی خود را می رهاندی.
یادت سبز ، نامت سبز ، اما نگاه نکن ، دردِ دیارت حتی تو بزرگ مرد را ذوب میکند.
#بیگدلی
@Archline1
Forwarded from SUPERNOOVA™
مغز انسان فراتر از شگفتی است. برخي از افرادی که مخدر مصرف میکنند معتقدند میتوانند برای مدتی حقیقت واقعی جهان را ببینند. اما همین حقیقت هم مشخص نیست که واقعی باشد یا یک توهم! به گفتهی الون ماسک: تنها یک در یک میلیون احتمال دارد که ما در واقعیت زندگی کنیم!
@SuperNoova
@SuperNoova
Forwarded from واحه ای در لحظه (☆★☆ ℳaryaℳ ცaŋo ★☆★)
❤️
عاشق زنی مشو که میخواند؛
که زیاد گوش میدهد
زنی که مینویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر ، وهمآگین ، دیوانه
عاشق زنی مشو که میاندیشد
که میداند که داناست ، که توانِ پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن میخندد یا میگرید !
که قادر است جسمش را به روح بدل کند
و از آن بیشتر عاشق شعر است
( اینان خطرناکترینها هستند )
و یا زنی که میتواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد !
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد
عاشق زنی مشو که دوستدار سیاست است
مفرح ، هشیار ، نافرمان و جوابده است
و زنی سرکش که بی عدالتی را به طور ترسناکی می فهمد
و بینندۀ تلویزیون نیست
و چنین زنی زیباست ..
و از رد پای زمان بر پیکرش و چهره اش بیم ندارد !
که پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی
که با تو بماند یا نه
که عاشق تو باشد یا نه ؟!
اینگونه زن ، بازگشت ناپذیر است ...
#مارتا_ریورا_گاریدو
❤️
@vaheiidarlahze
عاشق زنی مشو که میخواند؛
که زیاد گوش میدهد
زنی که مینویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر ، وهمآگین ، دیوانه
عاشق زنی مشو که میاندیشد
که میداند که داناست ، که توانِ پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن میخندد یا میگرید !
که قادر است جسمش را به روح بدل کند
و از آن بیشتر عاشق شعر است
( اینان خطرناکترینها هستند )
و یا زنی که میتواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد !
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد
عاشق زنی مشو که دوستدار سیاست است
مفرح ، هشیار ، نافرمان و جوابده است
و زنی سرکش که بی عدالتی را به طور ترسناکی می فهمد
و بینندۀ تلویزیون نیست
و چنین زنی زیباست ..
و از رد پای زمان بر پیکرش و چهره اش بیم ندارد !
که پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی
که با تو بماند یا نه
که عاشق تو باشد یا نه ؟!
اینگونه زن ، بازگشت ناپذیر است ...
#مارتا_ریورا_گاریدو
❤️
@vaheiidarlahze
Forwarded from بايكوت
از گذرگاه زمین رقص کنان خواهم رفت
ز تبار پدران تا به کران خواهم رفت
گر نجویند چه سریست میان منو دوست
من ز اندوه عزیزان نگران خواهم رفت
@baycot
#سالار_افتخاری
ز تبار پدران تا به کران خواهم رفت
گر نجویند چه سریست میان منو دوست
من ز اندوه عزیزان نگران خواهم رفت
@baycot
#سالار_افتخاری
انجام پروژه معماری و پایان نامه🌺اتوکد.تری دی.شیت بندی
تدریس مکس و رویت
🌺طراحی واجرای نمای ساختمان و داخلی.
@Archline1
@Arch_line پیام
تدریس مکس و رویت
🌺طراحی واجرای نمای ساختمان و داخلی.
@Archline1
@Arch_line پیام
Forwarded from آرک لاین بیگدلیARCHLINE