Forwarded from ناشناسِ حــنان📩
خواستم این عکسه دلداده خاکستری هم تو کالکشن آخرالزمان باشه؛ اگه نبود حیف میشد
❤🔥18
Forwarded from TAJ
Apocalypse - Season 2
برف میبارید، رد نازکِ آفتاب ظهر روی زمین جا خوش کرده بود، سروصدای سوختن چوب و باز و بسته شدن در ماشین، زمزمههایی که از چادر خارج میشد همه برای یک لحظه از مقابل چشم هردو پسر کنار رفتن. تیغه و نخ سیگار، میون انگشتهاشون فراموش شد و ضربانِ بلند قلبهاشون، روی شقیقه کوبید. این چیزی فراتر از شیفتگی و دلتنگی بود... این اوجِ جنون دوری، خشم، انتقام و حسِ فروکش شدهی مردانگی مردی بود که نتونسته بود به قولش عمل کنه.
#Apocalypse
برف میبارید، رد نازکِ آفتاب ظهر روی زمین جا خوش کرده بود، سروصدای سوختن چوب و باز و بسته شدن در ماشین، زمزمههایی که از چادر خارج میشد همه برای یک لحظه از مقابل چشم هردو پسر کنار رفتن. تیغه و نخ سیگار، میون انگشتهاشون فراموش شد و ضربانِ بلند قلبهاشون، روی شقیقه کوبید. این چیزی فراتر از شیفتگی و دلتنگی بود... این اوجِ جنون دوری، خشم، انتقام و حسِ فروکش شدهی مردانگی مردی بود که نتونسته بود به قولش عمل کنه.
#Apocalypse
❤🔥4