نویسنده‌ بیکار.
21 subscribers
53 photos
468 links
اقایون داداشام. واقعا بیکار نیستم بصبرید!!
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝐌𝒐𝒓𝒊𝒂𝒓𝒕𝒚’𝒔 𝐖𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓🖋️ (-𝓗.𝓜𝓸𝓻𝓽𝓲𝓶𝓮𝓻)
این پیام رو فور کنید از بین 1 تا 112 یک عدد بگسن از داخل پلی لیستم طبق اون عدد براتون موزیک‌ بزارم.
فقط ده چنل.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝐌𝒐𝒓𝒊𝒂𝒓𝒕𝒚’𝒔 𝐖𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓🖋️ (-𝓗.𝓜𝓸𝓻𝓽𝓲𝓶𝓮𝓻)
چالش بزرگ
این پیام رو فور کنید. از قسمت مورد علاقه اتاقتون عکس بدید
«مثلا کمد لباساتون-داخل کشو اکسسوری هاتون-کتابخونه اتون
و....»
تا بگم اگر شرلوک مهمان شما بود چه تحلیل شخصیتی ای
راجع به شما میکنه. و مطمئن باشید جیم هم همراهش هست.
پ.ن: من نه اندازه شرلوک هلمز باهوش هستم و نه اندازه
جیمز موریارتی خرابکار! پس ممکنه تحلیل ها کاملا دقیق در نیان!
جوین باش سیب قشنگم
https://t.me/Iseethingsthatnobodyelsesees/2086?single
وقتی در را باز کردی و اقای هلمز را به درون اتاقت دعوت مرده ای اول متوجه فرد پشت سرش نشدی.‌ موریارتی را چرا همراه خودش اورده بود؟ هلمز روی تختت مینشیند و سیگاری روشن میکند: به نظر میاد با خانم جوانی رو به رو هستیم که علایقش زیادی متفاوته.
پس از زدن پکی به سیگار نیمه سوخته به طبقات اشارع میکند: گلدان زیباییست. البته بهتر است کمتر بهش اب بدی، ممکنه برگاش زرد بشه. و به نظرت خانم جوان، عروسک ها برای سن شما زیادی بچه گانه اند.
موریارتی کنار طبفات می‌ایستد و با کمی خم شدن نگاهی به انها میاندازد: شرلوک! به انها میگن ماکت! نه عروسک!
-حال هرچی!
هلمز پک دیگری زد: مهم اینه که این دختر انقدر از زندگی اش خستست که خودش را در کتاب ها غرق میکند.
موریارتی یکی از ماکت هارا برداشت: شاید هم درون کتاب ها دنبال زندگی اش میگرده.
وقتی جیم با نگاه بی خوصله هلمز مواجه شد به طرف تو برگشت. دستش را دور شانه هایت انداخت: اون باهوشه شرلی، ازش خوشم میاد.
همزمان با این حرف با دستش شانه ات را فشرد: اون هم خودش رو لای فندوم گم کرده و حال مدام دنبال خودشه.
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM