https://t.me/vivieaew
میتوانم تورا حوالی کشور پرتقال بیابم. از نگاهن شادی میبارد، حرف زدنت زیباست و کلماتت همانند کره نرم است. تو دختر حوانی هستی که به تازگی فارغالتحصیل شده. شاید کمی در انتخواب شغلت دو دل باشی. اما حال حتی بار کار های نیمه وقت خانه ای داری. تو شاد به نظر میایی.
میتوانم تورا حوالی کشور پرتقال بیابم. از نگاهن شادی میبارد، حرف زدنت زیباست و کلماتت همانند کره نرم است. تو دختر حوانی هستی که به تازگی فارغالتحصیل شده. شاید کمی در انتخواب شغلت دو دل باشی. اما حال حتی بار کار های نیمه وقت خانه ای داری. تو شاد به نظر میایی.
❤1
https://t.me/Literaryhex
میبینم روزی لی لی کنان از خیابان های مسکو رد میشوی. برق چشمانت بازگشته است. تو زن جوانی هستی. چند سالی میشود که با پارتنرت زندگی میکنی. کارگاه طراحی لباست به خوبی میچرخد. در استانه سی سالگی بسیار پخته به نظر میایی. کمی تازه تر به نظر میایی. به تازگی از درمان یکتروما بیرون امده ای. و حال شاید میخواهی به مادر شدن فکر کنی...
میبینم روزی لی لی کنان از خیابان های مسکو رد میشوی. برق چشمانت بازگشته است. تو زن جوانی هستی. چند سالی میشود که با پارتنرت زندگی میکنی. کارگاه طراحی لباست به خوبی میچرخد. در استانه سی سالگی بسیار پخته به نظر میایی. کمی تازه تر به نظر میایی. به تازگی از درمان یکتروما بیرون امده ای. و حال شاید میخواهی به مادر شدن فکر کنی...
❤1
https://t.me/supernatural_ir_2026
پسری جوان در آپارتمان کوچکی در میانه رو های خیابان های امریکا. در درس پزشکی ات خوب پیش میروی و با پارتنر جدیدت حسابی تفاهم داری...سینه ات از امید پر شده است و دوستانت هوایت را دارند.اما چه میشود کرد که مادرت تو و پدرت را ترک کرده، با این خال زندگی ات خوب پیش میرود.
پسری جوان در آپارتمان کوچکی در میانه رو های خیابان های امریکا. در درس پزشکی ات خوب پیش میروی و با پارتنر جدیدت حسابی تفاهم داری...سینه ات از امید پر شده است و دوستانت هوایت را دارند.اما چه میشود کرد که مادرت تو و پدرت را ترک کرده، با این خال زندگی ات خوب پیش میرود.
https://t.me/textfa_17
یک خانم سی و دو ساله در کره شمالی. سالهاست که کتابفروشی ات را سرپا و پر رونق نگه داشته ای. و حال میخواهی کتابی بنویسی. همسرت به شدت مشتاق خواندن ان است و همین به تو انرژی میدهد.
یک خانم سی و دو ساله در کره شمالی. سالهاست که کتابفروشی ات را سرپا و پر رونق نگه داشته ای. و حال میخواهی کتابی بنویسی. همسرت به شدت مشتاق خواندن ان است و همین به تو انرژی میدهد.
https://t.me/Messywordsin
یک ویرمرد باغبان در کناره های جنوب ایران. درخت های گردو تنومندی پرورش میدهی و کشتریان وفاداری هم داری. همیشه با اردک هایت مهربانانه رفتار میکنی و روباه هارا از انخا دور نگه میداری. پس از فوت همسرت دکر ازدواج نکردی و این تورا بیشتر به اردک ها وابسته میکند.
یک ویرمرد باغبان در کناره های جنوب ایران. درخت های گردو تنومندی پرورش میدهی و کشتریان وفاداری هم داری. همیشه با اردک هایت مهربانانه رفتار میکنی و روباه هارا از انخا دور نگه میداری. پس از فوت همسرت دکر ازدواج نکردی و این تورا بیشتر به اردک ها وابسته میکند.
❤1
https://t.me/Iseethingsthatnobodyelsesees
مافیا خطرناکی در عمق سایه های روسیه. کسی اطراف تو پیدا نمیشود. از بچگی خودت را به انجا رسانده بودی. اما با این خال همیشه عاشق گلدان های داخل دفتر کارت هستی.
مافیا خطرناکی در عمق سایه های روسیه. کسی اطراف تو پیدا نمیشود. از بچگی خودت را به انجا رسانده بودی. اما با این خال همیشه عاشق گلدان های داخل دفتر کارت هستی.
❤1
https://t.me/thisismah3am212
زنی در قرون وسطا...پس از مرگ پدرت در نانوایی او مشغول به کار شدی و رونق خوبی به زندگی ات بخشیده ای! مادرت در مزرعه کندم پشت کلبه کار میکند و برادر کوچک ترت با دوستانش در اظراف شهر بازی میکنند. تو عاشق خانواده ات هستی اما نمیدانی چطور به انها بگویی که شوالیه جوان هربار که از حلوی نانوایی رژه میرود چشمانش را به تو میدوزد.
زنی در قرون وسطا...پس از مرگ پدرت در نانوایی او مشغول به کار شدی و رونق خوبی به زندگی ات بخشیده ای! مادرت در مزرعه کندم پشت کلبه کار میکند و برادر کوچک ترت با دوستانش در اظراف شهر بازی میکنند. تو عاشق خانواده ات هستی اما نمیدانی چطور به انها بگویی که شوالیه جوان هربار که از حلوی نانوایی رژه میرود چشمانش را به تو میدوزد.
https://t.me/SkyDancerredmoon
یک لرد انگلستانی در اواخر جنگ جهانی اول. پس از اینکه هیتلر به دنیا حمله کرد تو و دوستان اشراف زاده ات به شمال روسیه نقل مکان کردید. و انجا نفت کش هایی را افتتاح کردید.
یک لرد انگلستانی در اواخر جنگ جهانی اول. پس از اینکه هیتلر به دنیا حمله کرد تو و دوستان اشراف زاده ات به شمال روسیه نقل مکان کردید. و انجا نفت کش هایی را افتتاح کردید.
❤1
https://t.me/bano_haram
در گرمای جانسوز سوریه اسلحه برمیداری، هروز ساعت ها تمرین میکنی و میلیون ها داعش را به کشتن داده ای. مردی قوی هیکل اما با دلی مهربان هستی
در گرمای جانسوز سوریه اسلحه برمیداری، هروز ساعت ها تمرین میکنی و میلیون ها داعش را به کشتن داده ای. مردی قوی هیکل اما با دلی مهربان هستی
https://t.me/umbrixnox
در سال 1958 مافیا ایتالیایی پر نفوذی هستی. یک زن بلند قامت و با چشمانی ابی رنگ که دل هر مردی را میلرزاند و پوستشان را میسوزاند. هیچمردی در اطراف شبکه های عنکبوتی حریف تو نمیشود.
در سال 1958 مافیا ایتالیایی پر نفوذی هستی. یک زن بلند قامت و با چشمانی ابی رنگ که دل هر مردی را میلرزاند و پوستشان را میسوزاند. هیچمردی در اطراف شبکه های عنکبوتی حریف تو نمیشود.
❤1