Forwarded from 𝐌𝒐𝒓𝒊𝒂𝒓𝒕𝒚’𝒔 𝐖𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓🖋️ (-𝓗.𝓜𝓸𝓻𝓽𝓲𝓶𝓮𝓻)
این پیام رو فور کنید،بگم توی زندگی دیگه کی و کجا بودین.
جوین باشید سیب های قشنگم
https://t.me/TheCrrazyWritter
تورا میبینم، شاید در زمان و مکان دیگری. شاید در زندگی دیگری. تو زن جوانی هستی، بدنی نرم همانند گلبرگ های لاله. شاید کمی کمالگرا، شاید کمی درونگرا. پوسته دورت درست مثل استخوان سخت است. شغلت؟ میبینم که هروز با ماشینی که به تازگی خریدی به سمت دادگاه ها میروری و حوانان را از بی عدالتی نجات میدهی. کشورت را دوست داری. خیابان های فرانسه همیشه تمیز بودند و هستند. هرگز خواهان پارتنر نبوده ای، البتع نه بعد از ان تجربه شانزده سالگی ات. حال با چند سگ نگهبان در خانه ای ارام میان شلوغی فرانسه روز هایت را میگذرانی و ارامشی همچو درخشش بال های پروانه در چشمانت دیده میشود...
تورا میبینم، شاید در زمان و مکان دیگری. شاید در زندگی دیگری. تو زن جوانی هستی، بدنی نرم همانند گلبرگ های لاله. شاید کمی کمالگرا، شاید کمی درونگرا. پوسته دورت درست مثل استخوان سخت است. شغلت؟ میبینم که هروز با ماشینی که به تازگی خریدی به سمت دادگاه ها میروری و حوانان را از بی عدالتی نجات میدهی. کشورت را دوست داری. خیابان های فرانسه همیشه تمیز بودند و هستند. هرگز خواهان پارتنر نبوده ای، البتع نه بعد از ان تجربه شانزده سالگی ات. حال با چند سگ نگهبان در خانه ای ارام میان شلوغی فرانسه روز هایت را میگذرانی و ارامشی همچو درخشش بال های پروانه در چشمانت دیده میشود...
https://t.me/vivieaew
میتوانم تورا حوالی کشور پرتقال بیابم. از نگاهن شادی میبارد، حرف زدنت زیباست و کلماتت همانند کره نرم است. تو دختر حوانی هستی که به تازگی فارغالتحصیل شده. شاید کمی در انتخواب شغلت دو دل باشی. اما حال حتی بار کار های نیمه وقت خانه ای داری. تو شاد به نظر میایی.
میتوانم تورا حوالی کشور پرتقال بیابم. از نگاهن شادی میبارد، حرف زدنت زیباست و کلماتت همانند کره نرم است. تو دختر حوانی هستی که به تازگی فارغالتحصیل شده. شاید کمی در انتخواب شغلت دو دل باشی. اما حال حتی بار کار های نیمه وقت خانه ای داری. تو شاد به نظر میایی.
❤1
https://t.me/Literaryhex
میبینم روزی لی لی کنان از خیابان های مسکو رد میشوی. برق چشمانت بازگشته است. تو زن جوانی هستی. چند سالی میشود که با پارتنرت زندگی میکنی. کارگاه طراحی لباست به خوبی میچرخد. در استانه سی سالگی بسیار پخته به نظر میایی. کمی تازه تر به نظر میایی. به تازگی از درمان یکتروما بیرون امده ای. و حال شاید میخواهی به مادر شدن فکر کنی...
میبینم روزی لی لی کنان از خیابان های مسکو رد میشوی. برق چشمانت بازگشته است. تو زن جوانی هستی. چند سالی میشود که با پارتنرت زندگی میکنی. کارگاه طراحی لباست به خوبی میچرخد. در استانه سی سالگی بسیار پخته به نظر میایی. کمی تازه تر به نظر میایی. به تازگی از درمان یکتروما بیرون امده ای. و حال شاید میخواهی به مادر شدن فکر کنی...
❤1
https://t.me/supernatural_ir_2026
پسری جوان در آپارتمان کوچکی در میانه رو های خیابان های امریکا. در درس پزشکی ات خوب پیش میروی و با پارتنر جدیدت حسابی تفاهم داری...سینه ات از امید پر شده است و دوستانت هوایت را دارند.اما چه میشود کرد که مادرت تو و پدرت را ترک کرده، با این خال زندگی ات خوب پیش میرود.
پسری جوان در آپارتمان کوچکی در میانه رو های خیابان های امریکا. در درس پزشکی ات خوب پیش میروی و با پارتنر جدیدت حسابی تفاهم داری...سینه ات از امید پر شده است و دوستانت هوایت را دارند.اما چه میشود کرد که مادرت تو و پدرت را ترک کرده، با این خال زندگی ات خوب پیش میرود.