https://t.me/Catwomanburton
درونش اتاقی بود با پنجرههای بسته؛ سالها گذشته بود، اما هوای آن روز هنوز بیرون نرفته بود.
درونش اتاقی بود با پنجرههای بسته؛ سالها گذشته بود، اما هوای آن روز هنوز بیرون نرفته بود.
❤1
https://t.me/yok4io
یاد گرفته بود لبخند بزند، درست در همان لحظهای که چیزی درونش فرو میریخت.
یاد گرفته بود لبخند بزند، درست در همان لحظهای که چیزی درونش فرو میریخت.
❤2
https://t.me/Aelissamaris
دردناکترین خاطرهها همیشه بلندترین صدا را ندارند؛ بعضیهایشان فقط با یک بوی آشنا، یک جمله یا صدای بسته شدن یک در برمیگردند.
دردناکترین خاطرهها همیشه بلندترین صدا را ندارند؛ بعضیهایشان فقط با یک بوی آشنا، یک جمله یا صدای بسته شدن یک در برمیگردند.
❤2
https://t.me/noctures_r
درونش کودکی نشسته بود که هنوز منتظر شنیدن جملهای بود که هیچوقت گفته نشد: «تقصیر تو نبود.»
درونش کودکی نشسته بود که هنوز منتظر شنیدن جملهای بود که هیچوقت گفته نشد: «تقصیر تو نبود.»
❤1
https://t.me/WineIllusions
خستگیاش از آن نوعی نبود که با خواب برطرف شود؛ خستگیِ کسی بود که مدتهاست خودش را از درون جمعوجور میکند.
خستگیاش از آن نوعی نبود که با خواب برطرف شود؛ خستگیِ کسی بود که مدتهاست خودش را از درون جمعوجور میکند.
❤2
https://t.me/lXTheFoolXl
درونش پر از جملههایی بود که سالها پیش باید گفته میشدند و حالا دیگر هیچکدام نمیدانستند به چه کسی تعلق دارند
درونش پر از جملههایی بود که سالها پیش باید گفته میشدند و حالا دیگر هیچکدام نمیدانستند به چه کسی تعلق دارند
❤2
https://t.me/viaxdr3am
ترس را آنقدر با خودش حمل کرده بود که دیگر نمیدانست کدام تصمیم را خودش گرفته و کدام را ترس برایش گرفته است.
ترس را آنقدر با خودش حمل کرده بود که دیگر نمیدانست کدام تصمیم را خودش گرفته و کدام را ترس برایش گرفته است.
❤2
https://t.me/klbferyj
او بخشیدن را یاد گرفته بود، اما بدنش هنوز بعضی خاطرهها را نبخشیده بود.
او بخشیدن را یاد گرفته بود، اما بدنش هنوز بعضی خاطرهها را نبخشیده بود.
❤2
https://t.me/sherlockholmes221br
در آینه به خودش نگاه کرد و برای اولین بار فهمید چقدر از زندگیاش را صرف توضیح دادنِ خودش به دیگران کرده است.
در آینه به خودش نگاه کرد و برای اولین بار فهمید چقدر از زندگیاش را صرف توضیح دادنِ خودش به دیگران کرده است.
❤2
https://t.me/somebodyschannel11
گاهی فقط یک لحن کافی بود تا تمام سالهای گذشته یکباره در بدنش بیدار شوند.
گاهی فقط یک لحن کافی بود تا تمام سالهای گذشته یکباره در بدنش بیدار شوند.
❤2