https://t.me/thevoidinmychest
سالها سکوت کرده بود، تا جایی که حرفهای نگفته در سینهاش شکل سنگ گرفته بودند.
سالها سکوت کرده بود، تا جایی که حرفهای نگفته در سینهاش شکل سنگ گرفته بودند.
❤2
https://t.me/Messywordsin
بعضی زخمها پوست را نمیشکافند؛ فقط آدم را از درون، آرامآرام غریبه میکنند.
بعضی زخمها پوست را نمیشکافند؛ فقط آدم را از درون، آرامآرام غریبه میکنند.
❤2
https://t.me/SaraWinchesterDiary019D
هر بار که صدایی بلند میشد، بدنش پیش از خودش میترسید؛ انگار خاطرهها هنوز نگهبان خانه بودند.
هر بار که صدایی بلند میشد، بدنش پیش از خودش میترسید؛ انگار خاطرهها هنوز نگهبان خانه بودند.
❤1
https://t.me/Iseethingsthatnobodyelsesees
آنقدر نادیده گرفته شده بود که بعدها حتی هنگام درد کشیدن هم عذرخواهی میکرد.
آنقدر نادیده گرفته شده بود که بعدها حتی هنگام درد کشیدن هم عذرخواهی میکرد.
❤2
https://t.me/TheLierOne
کودکیاش را کسی یکباره از او نگرفت؛ هر روز تکهای از آن را برداشتند، تا روزی که چیزی برای پس گرفتن نماند.
کودکیاش را کسی یکباره از او نگرفت؛ هر روز تکهای از آن را برداشتند، تا روزی که چیزی برای پس گرفتن نماند.
❤1
https://t.me/Catwomanburton
درونش اتاقی بود با پنجرههای بسته؛ سالها گذشته بود، اما هوای آن روز هنوز بیرون نرفته بود.
درونش اتاقی بود با پنجرههای بسته؛ سالها گذشته بود، اما هوای آن روز هنوز بیرون نرفته بود.
❤1
https://t.me/yok4io
یاد گرفته بود لبخند بزند، درست در همان لحظهای که چیزی درونش فرو میریخت.
یاد گرفته بود لبخند بزند، درست در همان لحظهای که چیزی درونش فرو میریخت.
❤2
https://t.me/Aelissamaris
دردناکترین خاطرهها همیشه بلندترین صدا را ندارند؛ بعضیهایشان فقط با یک بوی آشنا، یک جمله یا صدای بسته شدن یک در برمیگردند.
دردناکترین خاطرهها همیشه بلندترین صدا را ندارند؛ بعضیهایشان فقط با یک بوی آشنا، یک جمله یا صدای بسته شدن یک در برمیگردند.
❤2
https://t.me/noctures_r
درونش کودکی نشسته بود که هنوز منتظر شنیدن جملهای بود که هیچوقت گفته نشد: «تقصیر تو نبود.»
درونش کودکی نشسته بود که هنوز منتظر شنیدن جملهای بود که هیچوقت گفته نشد: «تقصیر تو نبود.»
❤1
https://t.me/WineIllusions
خستگیاش از آن نوعی نبود که با خواب برطرف شود؛ خستگیِ کسی بود که مدتهاست خودش را از درون جمعوجور میکند.
خستگیاش از آن نوعی نبود که با خواب برطرف شود؛ خستگیِ کسی بود که مدتهاست خودش را از درون جمعوجور میکند.
❤2
https://t.me/lXTheFoolXl
درونش پر از جملههایی بود که سالها پیش باید گفته میشدند و حالا دیگر هیچکدام نمیدانستند به چه کسی تعلق دارند
درونش پر از جملههایی بود که سالها پیش باید گفته میشدند و حالا دیگر هیچکدام نمیدانستند به چه کسی تعلق دارند
❤2