https://t.me/DestinedToDeath
خون، یادگار زخمهایی است که دیدهایم؛ کفارهای برای اشتباهاتی که بخشیده نشدهاند، و ویولنی که در سکوت شب، داستان دردها را مینوازد.اما حتی غمانگیزترین نغمهها هم روزی تمام میشوند.
با مهر از طرف خانم مورتیمر
❤2
https://t.me/sadclownbtw
آسمان آبی بود، اما دلقکی با لبخندی رنگی زیر باران ایستاده بود؛ انگار میخواست غمهایش را پشت خنده پنهان کند. شاید همهی ما گاهی همان دلقکیم؛ خندان در ظاهر، و آرام در انتظار آفتابی که دوباره برگردد.
با مهر از طرف خانم مورتیمر
با مهر از طرف خانم مورتیمر
❤2
https://t.me/haj090jkkw
تاج همیشه نشانهی قدرت نیست؛ گاهی سنگینیِ مسئولیتی است که کسی جز صاحبش آن را حس نمیکند. حتی یک وارلاک، با تمام جادویش، نمیتواند از همهی نبردها فرار کند. اما در هر کنتریپ و هر نقشهای که سرنوشت میچیند، هنوز انتخاب با توست که تسلیم سایهها شوی یا راه خودت را بسازی.با قدرت.
با مهر از طرف خانم مورتیمر
با مهر از طرف خانم مورتیمر
❤1
https://t.me/IMPALA67_d
رز مشکی میان سکوت شکفت؛ گلی که زیباییاش را از تاریکی پنهان نمیکند. کلاغ روی شاخه نشست و شاهد قصهای شد که میان سایهها و ایمان نوشته میشد. شاید صلیب روی سینهات فقط نشانهی رنج نباشد؛ یادآوری باشد که حتی در سنگینترین شبها، چیزی برای باور کردن باقی میماند.
با مهر از طرف خانم مورتیمر
با مهر از طرف خانم مورتیمر
❤1
https://t.me/Messywordsin
وقار یعنی در میان طوفانها، آرام ماندن و خودت را گم نکردن. زمان بسیاری از زخمها را آرام میکند، اما این صبر است که به ما یاد میدهد چگونه تا رسیدن آن روز، محکم بایستیم .
با مهر از طرف خانم مورتیمر
با مهر از طرف خانم مورتیمر
❤2
Forwarded from 𝐌𝒐𝒓𝒊𝒂𝒓𝒕𝒚’𝒔 𝐖𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓🖋️ (-𝓗.𝓜𝓸𝓻𝓽𝓲𝓶𝓮𝓻)
به هیچ وجه هیچی رو پاک نکنید. چنل ها زیاده و نوشتنشون طول میکشه. به شدت صبور باشید سیبولی های من❤️
.این پیام رو فور کنید.تا نوع تنهایی و درد شمارو در قالب یک یا چند جمله توصیف و تشبیه کنم.
.
جوین باش سیب عزیزم🤏🍎
❤1
https://t.me/TheLadyofBakerStreet
روزهایی که نادیده گرفته می شد، سنگ ها یکی یکی در گلویش لانه ساختند؛ تا جایی که حتی سکوت هم برایش سنگین شد.
روزهایی که نادیده گرفته می شد، سنگ ها یکی یکی در گلویش لانه ساختند؛ تا جایی که حتی سکوت هم برایش سنگین شد.
❤1
https://t.me/IMPALA67_d
تروما خانه را ترک نمی کند؛ فقط لباسش را عوض می کند و سال ها بعد، از صدای خودت با تو حرف می زند.
تروما خانه را ترک نمی کند؛ فقط لباسش را عوض می کند و سال ها بعد، از صدای خودت با تو حرف می زند.
❤1
https://t.me/FirstKhaoIndream
بعضی زخم ها خون ندارند؛ فقط هر بار که کسی صدایش را بلند می کند، دوباره باز می شوند.
بعضی زخم ها خون ندارند؛ فقط هر بار که کسی صدایش را بلند می کند، دوباره باز می شوند.
❤2
https://t.me/werevamp
کودکی اش تمام شد، اما ترس هنوز هر شب کفش های همان کودک را می پوشد
کودکی اش تمام شد، اما ترس هنوز هر شب کفش های همان کودک را می پوشد
❤2
https://t.me/mattmurdockswife
در خانه ای بزرگ شد که عشق را با ترس اشتباه می گرفت؛ برای همین، قلبش همیشه پشت در می ایستاد و جرئت ورود نداشت.
در خانه ای بزرگ شد که عشق را با ترس اشتباه می گرفت؛ برای همین، قلبش همیشه پشت در می ایستاد و جرئت ورود نداشت.
❤1