تلویزیون روسیه، شش ماه پیش:
چون داریم جنگ رو میبریم باید اوکراین رو یه جوری بکوبیم که هیچی ازش باقی نمونه.
تلویزیون روسیه، الان:
چون داریم جنگ رو میبازیم باید اوکراین رو یه جوری بکوبیم که هیچی ازش باقی نمونه.
#گاو_خارجی
چون داریم جنگ رو میبریم باید اوکراین رو یه جوری بکوبیم که هیچی ازش باقی نمونه.
تلویزیون روسیه، الان:
چون داریم جنگ رو میبازیم باید اوکراین رو یه جوری بکوبیم که هیچی ازش باقی نمونه.
#گاو_خارجی
😁178🤬34👍17🤮3😐1
اقوال الانعام
تلویزیون روسیه، شش ماه پیش: چون داریم جنگ رو میبریم باید اوکراین رو یه جوری بکوبیم که هیچی ازش باقی نمونه. تلویزیون روسیه، الان: چون داریم جنگ رو میبازیم باید اوکراین رو یه جوری بکوبیم که هیچی ازش باقی نمونه. #گاو_خارجی
در مورد روسها نباید از کلمه گاو استفاده کرد. اون حیوون در برابر اینها یک موجود مقدس به حساب میاد. ولی نمیخوام یه هشتگ جداگانه خرجشون کنم.
👍187😁27🤬5🤮3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فتبارکالله، چه استالینی
🤮212🤬39😁20🤯7👍6
اقوال الانعام
فتبارکالله، چه استالینی
معلمه ازون پشت اشاره میکنه: بچهها البته بافت خایه با بافت پوستر کمی متفاوته، بعدن تو کلاس توضیح میدم.
😁160🤮21🤬13👍6🤯4
وحیدی: در حال رایزنی با مراجع هستیم تا کل سال را به عنوان ایام اربعین تعیین کنند تا زائران در طول دوازده ماه مشرف شوند و مشکل ازدحام ایجاد نشود.
😁162👍12🤬8🤮7
مدیر عامل رجا: امام رضا نیمی از واگنهای خود را در اختیار امام حسین قرار دادند.
😁184🤮11👍8
اقوال الانعام
اگر رهبری اخیرا شورتش را به ما نشان داد، ما هم آستین خود را نشانشان میدهیم.
ولی رهبر بعدی باید قول بده به سنت دو خلیفه قبلی عمل کنه.
🤮119😁67👍14🤬4🔥3
اژهای: باید شرایطی فراهم کنیم که حتی اگر حمله شیمیایی رخ دهد کارگاههای تولیدی به کار خود ادامه دهند، مگر اینکه لازم باشد برای صرفهجویی برقشان قطع شود.
🤬77😁58👍9
یه مدت به دلایل سیاسی زندان بوده، میگه نمیتونم بمونم کانالت، نمیتونم تحمل کنم که به این حیوونا میخندی، هیچچیز خندهداری وجود نداره!
حله، فقط بذار یه چیز کوچولو تعریف کنم بعد لفت بده. یکی بود که پلیس اشتباهی گرفته بودش. برده بودن تو بازداشتگاه تا جایی که امام زمان اجازه میده زده بودنش. جوری که اونجا میزنن یه جوریه که میگی کاش تو خیابون باتوم و ساچمه میخورد بم ولی اینجا نمیاومدم. تو همون وضعیت به خودش قول میده افسری که اونجا بود رو یه روز گیر بیاره و جلوی زن و بچهش بکشدش. تعجب نکنید، شما هم باشید همین قول رو به خودتون میدید. این تازه خوب بود، بعضیا به خودشون قول میدن بچههاش رو هم بکشن. اومد که بیرون برنامهش رو تنظیم کرد که یه روز بیفته دنبالش و درست جلوی در خونهش چاقو بزنه تو گردنش. منتظر شد جلو پاسگاه تا بیاد بیرون. برای ساعت پنج منتظرش بود، یارو ساعت چهار اومد. تا آخر راه دنبالش کرد و دید پیاده شده داره یه پیرمردی رو سوار میکنه. و پیرمرده ازینایی که باید از پنج نقطه بگیرن تا بتونند سوار یا پیاده بشن. نگو یه ساعت زودتر از سر کار اومده که باباش رو ببره دکتر. دیده بود وضعیت اینجوریه، دلش سوخته بود و برنامه رو کنسل کرده بود، و خودش رو اینطور قانع میکرد که به خاطر اون پیرمرده منصرف شدم. برام که تعریف کرد با خنده گفتم دیوونه چرا نزدی؟ یه فرصت به زنش میدادی یه آلت دیگه با سایز مناسبتر پیدا کنه! گفت باورم نمیشه همچین چیزی رو هم به شوخی میگیری. گفتم من نفرتم سرجاشه اما تو تا اون سر شهر رفتی و برگشتی و دلت نرم شد. اینکه بخندم ولی ولوم نفرتم رو ثابت نگه دارم بهتر ازین نیست که نخندم اما مثل تو نسبت بشون دچار رقت قلب بشم؟ این پاسخ رو که دریافت کرد بدون به همراه بردن آب معدنی، سر به بیابان نهاد.
حالا گود بای عزیزم.
حله، فقط بذار یه چیز کوچولو تعریف کنم بعد لفت بده. یکی بود که پلیس اشتباهی گرفته بودش. برده بودن تو بازداشتگاه تا جایی که امام زمان اجازه میده زده بودنش. جوری که اونجا میزنن یه جوریه که میگی کاش تو خیابون باتوم و ساچمه میخورد بم ولی اینجا نمیاومدم. تو همون وضعیت به خودش قول میده افسری که اونجا بود رو یه روز گیر بیاره و جلوی زن و بچهش بکشدش. تعجب نکنید، شما هم باشید همین قول رو به خودتون میدید. این تازه خوب بود، بعضیا به خودشون قول میدن بچههاش رو هم بکشن. اومد که بیرون برنامهش رو تنظیم کرد که یه روز بیفته دنبالش و درست جلوی در خونهش چاقو بزنه تو گردنش. منتظر شد جلو پاسگاه تا بیاد بیرون. برای ساعت پنج منتظرش بود، یارو ساعت چهار اومد. تا آخر راه دنبالش کرد و دید پیاده شده داره یه پیرمردی رو سوار میکنه. و پیرمرده ازینایی که باید از پنج نقطه بگیرن تا بتونند سوار یا پیاده بشن. نگو یه ساعت زودتر از سر کار اومده که باباش رو ببره دکتر. دیده بود وضعیت اینجوریه، دلش سوخته بود و برنامه رو کنسل کرده بود، و خودش رو اینطور قانع میکرد که به خاطر اون پیرمرده منصرف شدم. برام که تعریف کرد با خنده گفتم دیوونه چرا نزدی؟ یه فرصت به زنش میدادی یه آلت دیگه با سایز مناسبتر پیدا کنه! گفت باورم نمیشه همچین چیزی رو هم به شوخی میگیری. گفتم من نفرتم سرجاشه اما تو تا اون سر شهر رفتی و برگشتی و دلت نرم شد. اینکه بخندم ولی ولوم نفرتم رو ثابت نگه دارم بهتر ازین نیست که نخندم اما مثل تو نسبت بشون دچار رقت قلب بشم؟ این پاسخ رو که دریافت کرد بدون به همراه بردن آب معدنی، سر به بیابان نهاد.
حالا گود بای عزیزم.
👍335😁33🤯16🔥12🤮12🤬3🤣2