قرص هارو یکی یکی میخورد
آخری هایش به زور از حلقش پایین میرفتند به زور آخری را هم خورد
دیگر نه نا داشت و نه توانش تیغ را از بلندای میزش برداشت و محکم کشید..
دخترک به دست دیگر کسی کشته شد اما در همه روزنامه ها نوشتند دخترک خودکشی کرد..
آخری هایش به زور از حلقش پایین میرفتند به زور آخری را هم خورد
دیگر نه نا داشت و نه توانش تیغ را از بلندای میزش برداشت و محکم کشید..
دخترک به دست دیگر کسی کشته شد اما در همه روزنامه ها نوشتند دخترک خودکشی کرد..
#آخرین_یادداشت
تنها و خستهام، برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک؟ من غلام خانههای روشنم."
آخرین یادداشت غزاله علیزاده پیش از خودکشی تلخ، واقعی و تکاندهندست.
تنها و خستهام، برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک؟ من غلام خانههای روشنم."
آخرین یادداشت غزاله علیزاده پیش از خودکشی تلخ، واقعی و تکاندهندست.
﮼نیمهدیگرتو﮼
قرص هارو یکی یکی میخورد آخری هایش به زور از حلقش پایین میرفتند به زور آخری را هم خورد دیگر نه نا داشت و نه توانش تیغ را از بلندای میزش برداشت و محکم کشید.. دخترک به دست دیگر کسی کشته شد اما در همه روزنامه ها نوشتند دخترک خودکشی کرد..
چقدر تباه شده بود
چقدر تمام شده بود
چقدر افتاده شده بود
و چقدر در نوجوانی پیر شده بود
صدایش کردم ترسید
اثرات همان روز هاست از چیز هایه کوچک هم میترسد
متوجه شد منم
نفسی از سر اسودگی کشید
از شب ها متنفر بود
تصمیم گرفت بار دیگر خودش را بکشد اما نشد..
چقدر تمام شده بود
چقدر افتاده شده بود
و چقدر در نوجوانی پیر شده بود
صدایش کردم ترسید
اثرات همان روز هاست از چیز هایه کوچک هم میترسد
متوجه شد منم
نفسی از سر اسودگی کشید
از شب ها متنفر بود
تصمیم گرفت بار دیگر خودش را بکشد اما نشد..
﮼نیمهدیگرتو﮼
ولی این شبا خیلی طولانیه:)
ولی امشب حرفی ندارم،قبول میکنم که لگد شدهام..!
﮼نیمهدیگرتو﮼
#آخرین_یادداشت تنها و خستهام، برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک؟ من غلام خانههای روشنم." آخرین یادداشت غزاله علیزاده پیش از خودکشی تلخ، واقعی و تکاندهندست.
#آخرین_یادداشت
نه حوصله شکایت دارم و نه میتوانم خود را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم فقط یک جور محکومیت است که در محیط گند بی شرم باید طی کنم همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست
– بخشی از نامه صادق هدایت به جمالزاده
نه حوصله شکایت دارم و نه میتوانم خود را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم فقط یک جور محکومیت است که در محیط گند بی شرم باید طی کنم همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست
– بخشی از نامه صادق هدایت به جمالزاده
﮼نیمهدیگرتو﮼
ولی امشب حرفی ندارم،قبول میکنم که لگد شدهام..!
ولی چرا هیچکی باور نمیکنه خوب نیستم
چون میخندم؟
چون میخندم؟
﮼نیمهدیگرتو﮼
-میگویم میخوابم اما تو بخوان تا دم دمایه صبح بیدارم-
-مینویسم خوبم تو بخوان در غمگین ترین حالت ممکنم-