I don't know about him but I sure am sir.
🥰2
لوکی من رو مرگ بده یه جوری با هر دیالوگش سرخ میشدم و گیگل میکردم که انگار نه انگار پلات اصلی فیلم عاقبت پشت عاقبته.
🥰2
میشه در مورد این صحبت کنم که در حین جذاب بودن تا حد مرگ مغز هم نداره؟
لیترالیبا یه تفنگ و چندتا بمب میخواست با هالک و جین فاکینگ گری بجنگه.
لیترالی
🥰2
کاش آتیش بگیرم فرانک کسل BND دقیقاً مثل باکیِ thunderboltsعه؛ خسته از بچهداری و کار و بشریت ولی مجبور به ادامه دادن.
❤1
قلبم کشش نداره که در مورد بروس بنر توی این فیلم صحبت کنم.
مارول لیترالی استاد دانشگاه پیر و مهربون و دوستداشتنی من رو آورد تا فقط دست روی تروماها و زخمهاش بذاره و بعد هم در نهایت و با کلی ترومای جدید بفرستتش تیمارستان.
وای مارول ازت متنفرم و همزمان عاشقتم و این مارولیترین چیز دنیاست.
وای مارول ازت متنفرم و همزمان عاشقتم و این مارولیترین چیز دنیاست.
❤2
میشه در مورد اینکه یلنا بلووا لیترالی فنفیکشنها و فنآرتهای اونجرز رو دنبال میکنه صحبت کنیم؟
❤4
❤3
❤2
❤2
Forwarded from . lonely is the muse .
bnd spoilers
❤1
پسر من جدی پلات اصلی فیلم رو ول کردم چسبیدم به اون ده دقیقهای که شخصیت موردعلاقهام و یه پیرمرد معتاد به کافئین بیاعصاب توش بهم بای پنیک دادن.
❤2
وای خندهام میایه سر اون صحنهی بوسهی امجی و پیتر که کار جین گری بود من هی میگفتم چنین چیزی امکان نداره که امجی واقعاً یادش بیاد بعد داداش کوچیکم با بغض میگفت این قدرت بوسهی عشق حقیقیه تو چرا درک نمیکنی؟
هرگز قیافهاش رو موقع فهمیدن این موضوع که قدرت جین گری از قدرت بوسهی عشق حقیقی قویتره فراموش نمیکنم.
هرگز قیافهاش رو موقع فهمیدن این موضوع که قدرت جین گری از قدرت بوسهی عشق حقیقی قویتره فراموش نمیکنم.
😭5
"I have no one." "You have me."
Spiderman BND Spoiler
❤1
"امروز بهترین نصفهشب عمرمه."
امیر، ساعت ۱:۱۵ دقیقهی ۱۰ مرداد بعد از به اتمام رسیدن تیتراژ BND
امیر، ساعت ۱:۱۵ دقیقهی ۱۰ مرداد بعد از به اتمام رسیدن تیتراژ BND
جاجمون نکنید ما چند ساله محتوای جدید از اسپایدرمن نداشتیم بخاطر اونه.💔
😭4
در همین حال و موقع زدن تو سر همدیگه از شدت هیجان من متوجه شدم قدرتهای جین گری توی اکت آخر فیلم و موقع عصبانیت شبیه به سیث پاور آناکین توی ROTS شده.
لیترالی طرف رو با دستش کشید توی هوا فقط کم مونده بود مرتیکه رو چوکش کنه.
لیترالی طرف رو با دستش کشید توی هوا فقط کم مونده بود مرتیکه رو چوکش کنه.
Forwarded from 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾 𝖣𝗈𝗈𝗆 '𝖣𝗈𝗈𝗆𝗌𝖽𝖺𝗒'
توجه کردید که پیتر وقتی تو اینفنیتیوار داشت بلیپ میشد گفت I don't wanna go چون از مرگ میترسید چون نمیخواست بمیره ولی وقتی تیر خورد فقط گفت it's okay چون که دیگه دنیایی نمونده بود براش که بخواد زندگی کنه.
BND major spoiler 🚨