عجیبه بعضیا فکر میکنن هر حرفی که میزنی دربارهی اوناست؛ آروم باش عزیزم، دنیا بزرگتر از قصهی توعه.
بعضی جداییها ناگهانی نیستند
هیچ رابطهای
در یک لحظه خراب نمیشود.
آدمها خیلی قبلتر از رفتن،
از هم دور شدهاند؛
وقتی حرفهاشان سطحی شده،
وقتی شوقِ گفتن کم شده،
وقتی «رسیدی؟» فقط یک عادت بوده
نه یک نگرانیِ واقعی.
جدایی،
معمولاً از در بسته وارد نمیشود؛
از پنجرههای کوچکی میآید
که مدتها باز ماندهاند:
بیتوجهی،
تکرار،
سردی،
و سکوت.
بعضی رفتنها
فقط اعلامِ رسمیِ یک نبودنِ قدیمیاند...
هیچ رابطهای
در یک لحظه خراب نمیشود.
آدمها خیلی قبلتر از رفتن،
از هم دور شدهاند؛
وقتی حرفهاشان سطحی شده،
وقتی شوقِ گفتن کم شده،
وقتی «رسیدی؟» فقط یک عادت بوده
نه یک نگرانیِ واقعی.
جدایی،
معمولاً از در بسته وارد نمیشود؛
از پنجرههای کوچکی میآید
که مدتها باز ماندهاند:
بیتوجهی،
تکرار،
سردی،
و سکوت.
بعضی رفتنها
فقط اعلامِ رسمیِ یک نبودنِ قدیمیاند...
«عليك أن تبني في نفسك شخصا لا يحتاج في اليوم الصعب إلى ملجأ.»
باید در خودت آدمی بسازی که در روزهای سخت محتاج پشت و پناه نباشد.
- غسان کنفانی؛ فارسیِ عذرا جوانمردی.
باید در خودت آدمی بسازی که در روزهای سخت محتاج پشت و پناه نباشد.
- غسان کنفانی؛ فارسیِ عذرا جوانمردی.
یک سال میشود چند سال و چند سال میشود یک عمر. یک روز صبح، بیدار میشوید و میبینید روزهای رفتهتان بیشتر از روزهای پیش رویتان است و نمیدانید چطور به اینجا رسیدهاید...
#فردریک_بکمن
#فردریک_بکمن
داستایوفسکی تو تسخیرشدگان نوشته؛
میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم...
میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم...
ما بیشتر از آنچه فکر میکنیم، شبیه همیم
شبیه هر آدمی
یکی جنگِ پنهان دارد
که دیگران از آن خبر ندارند.
یکی با خاطرهها میجنگد،
یکی با آینده،
یکی با ترسِ دوستداشتنی نبودن،
یکی با حسِ کافی نبودن.
ما از بیرون
خیلی معمولی به نظر میرسیم؛
راه میرویم، کار میکنیم، میخندیم، جواب میدهیم…
اما درونِ هرکداممان
اتفاقهایی در جریان است
که اگر دیگری میدانست،
شاید مهربانتر میشد.
آدمها را کمی آرامتر قضاوت کن؛
بیشترشان دارند
بیصدا
از چیزی جان سالم به در میبرند
شبیه هر آدمی
یکی جنگِ پنهان دارد
که دیگران از آن خبر ندارند.
یکی با خاطرهها میجنگد،
یکی با آینده،
یکی با ترسِ دوستداشتنی نبودن،
یکی با حسِ کافی نبودن.
ما از بیرون
خیلی معمولی به نظر میرسیم؛
راه میرویم، کار میکنیم، میخندیم، جواب میدهیم…
اما درونِ هرکداممان
اتفاقهایی در جریان است
که اگر دیگری میدانست،
شاید مهربانتر میشد.
آدمها را کمی آرامتر قضاوت کن؛
بیشترشان دارند
بیصدا
از چیزی جان سالم به در میبرند
فروغ فرخزاد شرح حال دقیقی از حال و اوضاع فعلی ما داشته گفته:
فعلاً میسازم؛
چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست...
فعلاً میسازم؛
چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست...
تو را نه عاشقانه، نه عاقلانه
و نه حتی عاجزانه
که تو را عادلانه در آغوش میکشم ...
عدل مگر نه آن است که
هر چیزی سر جای خودش باشد؟
سیمین بهبهانی
و نه حتی عاجزانه
که تو را عادلانه در آغوش میکشم ...
عدل مگر نه آن است که
هر چیزی سر جای خودش باشد؟
سیمین بهبهانی
بدترین بخش فاجعه، مرگ نیست؛ عادتکردن است.
ابتدا هر فقدان، جهان را متوقف میکند. بعد شمار قربانیان آنقدر زیاد میشود که اندوه نیز به آماری روزانه تبدیل میشود. انسان برای زندهماندن به هر چیزی عادت میکند؛ و همین استعداد شگفتانگیز، گاهی وحشتناکترین ویژگی اوست...
-آلبر کامو
ابتدا هر فقدان، جهان را متوقف میکند. بعد شمار قربانیان آنقدر زیاد میشود که اندوه نیز به آماری روزانه تبدیل میشود. انسان برای زندهماندن به هر چیزی عادت میکند؛ و همین استعداد شگفتانگیز، گاهی وحشتناکترین ویژگی اوست...
-آلبر کامو
گذشته چیزی نیست که مرده باشد و پشت سر ما آرام گرفته باشد. گذشته، گاهی در یک بو، یک خیابان، یک قطعه موسیقی یا نوری که عصر روی دیوار میافتد، ناگهان از کمین بیرون میآید.
آنوقت میفهمیم بعضی لحظهها تمام نشدهاند؛
فقط منتظر بودهاند دوباره کسی آنها را به یاد بیاورد...
آنوقت میفهمیم بعضی لحظهها تمام نشدهاند؛
فقط منتظر بودهاند دوباره کسی آنها را به یاد بیاورد...
واقعا رمز هر موفقیتی استمراره؛ میخوای زبان یاد بگیری؟ استمرار. هیکل قشنگ؟ استمرار. ساز جدید؟ استمرار. رزومه قوی؟ استمرار. خلاصه که سمج بودن جواب میده.
من همیشه نوشیدنی تکراری میگیرم ، چون هیچ وقت از چیزی که دوست دارم خسته نمیشم مثل آدم مورد علاقم .
"و آنچه مرا به انتخاب تو برمیانگیزد،
نیاز تن من نیست؛ یگانگی ارواح و اندیشههای ماست."
شاملو
نیاز تن من نیست؛ یگانگی ارواح و اندیشههای ماست."
شاملو
يه رابطه خوب بستگی به مَرد داره
چون زن چیزی كه مى بينه رو بزرگ مى كنه
اگه عشق ببينه عشق بيشترى ميده
اگه احترام ببينه احترام بيشترى ميذاره
اما اگه ناديده گرفته بشه ساكت ميشه
اگه احساس بى ارزشى بكنه دور ميشه
خلاصه كه زن آيینه مَرده ...
چون زن چیزی كه مى بينه رو بزرگ مى كنه
اگه عشق ببينه عشق بيشترى ميده
اگه احترام ببينه احترام بيشترى ميذاره
اما اگه ناديده گرفته بشه ساكت ميشه
اگه احساس بى ارزشى بكنه دور ميشه
خلاصه كه زن آيینه مَرده ...
Forwarded from Autophile ☁️🌚
مولانا:انسان چه چیزی را دیرتر از مى فهمد؟
شمس:اينكه روز هاى معمولى،همان روز هاى خوشبختى بودند،كه گذشت…
شمس:اينكه روز هاى معمولى،همان روز هاى خوشبختى بودند،كه گذشت…