ما فقط برای چیزهایی که از دست دادیم سوگواری نمیکنیم، گاهی برای چیزهایی که هیچوقت نداشتیم هم عزادار میشیم، برای محبتی که نگرفتیم، امنیتی که حس نکردیم کلماتی که هیچوقت شنیده نشدن.
زخمهای عمیقی دارم که نالازم بودن، از مسئولیت پذیری بیش از حد بودن، تیمار کردن زخمی که دیگری زده بود نه من، خوب کردن حالی که من بد نکرده بودم، کمک به گذروندن تروماهایی که من مسبب نبودم، چیزهایی که انتخابم بودن نه وظیفه اما خودم رو زخمی کردن.
« ای روی دل افروزِ تو ماهِ همه خوبان
خوبان همه شاهند و تو شاهِ همه خوبان »
-شیرازی
خوبان همه شاهند و تو شاهِ همه خوبان »
-شیرازی
•اَلِفْ•
Photo
نصوح nasuh : نامیست پسرانه با ریشه عربی که خالص، راست و درست معنا میدهد.
نا امیدی اینجوریِ که ؛ تو برای خوب کردنِ زخمات به یکی پناه بردی بهش اعتماد کردی ولی همون آدم از جای همون زخما بدتر از همه زخمیت میکنه (:
« سرگذشتم بس که غمگین است حتی سنگها
اشک میریزند تا از خویش صحبت میکنم »
-سامانی
اشک میریزند تا از خویش صحبت میکنم »
-سامانی
معلومه تنهایی از پسش برمیام
من اون بچهام که درد دلش رو هیچوقت به پدر و مادرش نگفت.
همیشه تونستم، همیشه هم میتونم.
من اون بچهام که درد دلش رو هیچوقت به پدر و مادرش نگفت.
همیشه تونستم، همیشه هم میتونم.
1