Forwarded from Deleted Account
سلام آقای دکتر علیرضایی. در مورد ضوابط طراحی لرزه ای بادبندهای CBF با حد شکلپذیری ویژه سوالی داشتم. همانطور که مطلع هستید این سیستم باید مطابق ضابطه بند 10-3-11-2 بعد از حذف بادبندها و جایگزینی نیروهای معادل با ظرفیت آنها و جایگزینی تکیه گاه جانبی به جای بادبندها مورد کنترل قرار گیرد. در این زمینه چند نکته مبهم پیش می آید : 1- اگر ستونهای متصل به بادبند در سمت متعامد نیز جزوی از سیستم مقاوم جانبی باشند آیا لازم است اثر زلزله متعامد هم در طرح آن ستون به طور همزمان با نیروی متناظر با ظرفیت بادبند دیده شود ؟ به طور مثال نیروهای بیان شده در قسمت الف و ب بند 10-3-11-2 همزمان با 30 درصد تلاشهای ناشی از زلزله جهت متعامد دیده شوند ؟ 2- اگر سیستم سازه ای در هر دو جهت قاب با مهاربند همگرای ویژه باشد و برخی از ستونها از دو سمت به بادبند متصل باشند کنترل این ستونها برای بارهای ناشی از بندهای الف و ب بند 10-3-11-2 چگونه باید باشد؟ به طور همزمان باید این نیروها اعمال شود ؟ یا با ترکیب 100-30 ؟ یا هر کدام به صورت مستقل ؟ 3- اگر سیستم سازه ای به صورت ترکیب قاب خمشی و مهاربند همگرای ویژه به صورت سیستم دوگانه باشد به گونه ای که در یک جهت همزمان قاب خمشی و مهاربند داشته باشیم کنترل این ستونها چگونه انجام میشود ؟ با توجه به اینکه ستونها همزمان به جز بادبند به تیرهای گیردار نیز متصل هستند ایا لازم است علاوه بر نیروهای بیان شده در بند 10-3-11-2 نیروهای منتقل شده از اتصالات گیردار تیرها نیز به ستون مورد نظر دیده شود؟ و اگر لازم است این نیروها چگونه باید دیده شود ؛ چون باد حذف بادبند و ایجاد تکیه گاه جانبی عملاً نیروهای زلزله به داخل این تکیه گاه ها میرود و عملای نیروی اضافه ای جز آنچه در بند 10-3-11-2 بیان شده است ایجاد نمیشود که به ستون منتقل گردد.
با سلام. با توجه به اینکه نیروهای ظرفیتی مهاربندها (چه ظرفیت فشاری و چه ظرفیت کششی مهاربند) به نوعی بارهای لرزهای معادل برای به ظرفیت رسیدن مهاربندها را نمایندگی میکنند، بنابراین باید چه در ترکیب بارها و چه در بقیه روابط طراحی به مانند بارهای زلزله بدست آمده از آییننامه طراحی، با آنها برخورد شود. البته طراحی براساس ظرفیت با فرض اینکه تمام مهاربندها به طور همزمان به ظرفیت خود رسیدهاند و ما بیاییم اثر ظرفیت آنها را بر روی ستون قرار دهید تا حدود زیادی محافظهکارانه است. زیرا در عمل تمام مهاربندها جاری نمیشوند و تمام فیوزهای سازه کار نمیکند. این مورد به سبب عواملی زیادی از جمله تیپبندی مقاطع و محتوای فرکانسی زلزلهها ممکن است ایجاد شود. ولی بهرحال استفاده از روش طرح ظرفیتی، یک روش مطمئن برای طراحی اعضایی است که نمیخواهیم وارد فاز غیرارتجاعی شوند (مثل اتصالات و ستونها). در ارتباط با موارد مندرج در سوال نظر شخصی خود را بیان میکنم.
@AlirezaeiChannel
1- بله در این حالت بایستی اثر تلاش حاصل از به ظرفیت رسیدن مهاربندها در یک جهت با 30% تلاش حاصل از به ظرفیت رسیدن مهاربندها در سمت دیگر، ملاک طراحی ستون قرار گیرد. مطابق شکل (1) که در ادامه آورده شده است، چهار حالت طراحی مستقل ایجاد میشود.
2- در شکل (1) که در ادامه آورده شده است، نحوه کنترل حداکثر فشار در ستون قرار گرفته در تقاطع دو مهاربند عمود بر هم در دو شکل بالا و حداکثر کشش ایجاد شده در ستون موجود در تقاطع دو صفحه مهاربند در دو شکل پایین نشان داده شده است.
3- به نظرم در این حالت با توجه به اینکه قاب خمشی به عنوان یک سیستم رزرو بوده (اگرچه بصورت موازی با مهاربند وارد عمل میشود) لیکن مهاربندها در جابجاییهای کمتر از قاب خمشی وارد عمل شده و تغییرشکلهای فراارتجاعی را تجربه میکنند، اعمال ظرفیت مهاربندها و تیرهای قاب خمشی بر روی ستون اندکی دور از ذهن است و نیازی نیست که اثر همزمان هر دو سیستم دیده شود. در صورتی که طراح بخواهد خیلی محافظه کارانه هم برخورد کند بایستی نیروهای تشدید یافته حاصل از قاب خمشی ملاک باشد.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
1- بله در این حالت بایستی اثر تلاش حاصل از به ظرفیت رسیدن مهاربندها در یک جهت با 30% تلاش حاصل از به ظرفیت رسیدن مهاربندها در سمت دیگر، ملاک طراحی ستون قرار گیرد. مطابق شکل (1) که در ادامه آورده شده است، چهار حالت طراحی مستقل ایجاد میشود.
2- در شکل (1) که در ادامه آورده شده است، نحوه کنترل حداکثر فشار در ستون قرار گرفته در تقاطع دو مهاربند عمود بر هم در دو شکل بالا و حداکثر کشش ایجاد شده در ستون موجود در تقاطع دو صفحه مهاربند در دو شکل پایین نشان داده شده است.
3- به نظرم در این حالت با توجه به اینکه قاب خمشی به عنوان یک سیستم رزرو بوده (اگرچه بصورت موازی با مهاربند وارد عمل میشود) لیکن مهاربندها در جابجاییهای کمتر از قاب خمشی وارد عمل شده و تغییرشکلهای فراارتجاعی را تجربه میکنند، اعمال ظرفیت مهاربندها و تیرهای قاب خمشی بر روی ستون اندکی دور از ذهن است و نیازی نیست که اثر همزمان هر دو سیستم دیده شود. در صورتی که طراح بخواهد خیلی محافظه کارانه هم برخورد کند بایستی نیروهای تشدید یافته حاصل از قاب خمشی ملاک باشد.
@AlirezaeiChannel
پیکربندهای های مختلف برای حالت طراحی ظرفیت مهاربندهای همگرا با در نظر گرفتن اثرات متعامد زلزله.پیکان های آبی بیانگر نیروی کششی و پیکان های قرمز بیانگر نیروهای فشاری هستند
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from M
سلام جناب آقای دکتر علیرضایی باتوجه به تغییر منوی etabs2015 نسیت به ورژن 9.7.4 چگونه باید رمپ رو مدل کرد،با تشکر
Forwarded from AMSH936
سلام جناب مهندس.ممنون از زحمات بی دریغ شما.چند سوال داشتم ممنون میشم پاسخ فرمایید
1- اگر مقدور هست نحوه تنظیم spxy تحلیل دینامیکی در دوجهت همزمان و ترکیب بارهای آن را در etabs2015 توضیح دهید
2- در صورت استفاده از روش1، user load کردن spxy به چه صورت میباشد
3- چنانچه در فایل از ExALLو EyALL در ترکیب بارها استفاده شده باشد ،مثل خیلی از فایلهای مراجع و اساتید،نحوه اعمال Aj در آنها چگونه است؟آیا روش EALL دادن در ترکیبات بار باعث اعمال بار پیچشی بیشتر به سازه نمیشود؟آیا باید از بین 3 نیرو درEALL ها Aj حداکثر را لحاظ نمود؟
4- چنانچه برای حضرتعالی مقدور هست یک فایل main از Etabs2015 که ترکیب بارهای کامل از فولادی بتنی دیوارحائل دیوار برشی کنترل ابعادپی(تنش زیرخاک) و حرارتی براساس استاتیکی و دینامیکی با معرفی spxو spyو spxyو spزاویه دار معرفی نمایید.
1- اگر مقدور هست نحوه تنظیم spxy تحلیل دینامیکی در دوجهت همزمان و ترکیب بارهای آن را در etabs2015 توضیح دهید
2- در صورت استفاده از روش1، user load کردن spxy به چه صورت میباشد
3- چنانچه در فایل از ExALLو EyALL در ترکیب بارها استفاده شده باشد ،مثل خیلی از فایلهای مراجع و اساتید،نحوه اعمال Aj در آنها چگونه است؟آیا روش EALL دادن در ترکیبات بار باعث اعمال بار پیچشی بیشتر به سازه نمیشود؟آیا باید از بین 3 نیرو درEALL ها Aj حداکثر را لحاظ نمود؟
4- چنانچه برای حضرتعالی مقدور هست یک فایل main از Etabs2015 که ترکیب بارهای کامل از فولادی بتنی دیوارحائل دیوار برشی کنترل ابعادپی(تنش زیرخاک) و حرارتی براساس استاتیکی و دینامیکی با معرفی spxو spyو spxyو spزاویه دار معرفی نمایید.
Orthogonal loading effects_SRSS or ABS_ETABS 2016.mp4
20.5 MB
نحوه اعمال اثر متعامد بارهاي زلزله طيفي با استفاده از يك حالت بار در نرم افزار ETABS 2016
كانال تلگرام
@AlirezaeiChannel
كانال تلگرام
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Deleted Account
با سلام واحترام.اقای دکتر برای رعایت فاصله ۲t در بادبندها.باتوجه ب اینکه در نقشه ها طول جوش بادبند ۸ فرضا۲۵ سانت هست.از ورقها بارتفاع ۹۰ باید استفاده شود تا طول جوش و هم ۲t رعایت شود.در حالیکه در نقشه ها ابعاد ۶۰ هست.راهکارتون رو میفرمایید.با سپاس
سلام. برای رعایت این فاصله خیلی عوامل بایستی در نظر گرفته شود، نمیتوان گفت در تمام حالات طول ورق 90 سانتیمتر میشود. در شکل زیر پارامترهای مورد نیاز برای ارائه جزئیات و همچنین پارامترهای مورد نیاز برای تعیین ابعاد ورق اتصال نشان داده شده است. مطابق این شکل، برای تعیین و ترسیم جزئیات مناسب جهت برش ورق نیاز به تعریف هشت پارامتر مختلف در ورق میباشد. پارامترهای مورد نیاز برای طراحی ورق اتصال عبارتند از: A و B و L1 تا L6 (هشت لبه). لذا این ابعاد به متغییرهای مختلفی از جمله زاویه مهاربند، عمق تیر و عمق ستون بستگی دارد. برای دیدن جزئیات بیشتر میتوانید به فصل 16 کتاب اینجانب تحت عنوان تحلیل و طراحی سازههای فولادی مراجعه نمایید که در آن نحوه تعیین این پارامترها تشریح شده است.
راهکارهای دیگر برای پرهیز از این جزئیات (نگه داشتن فاصله 2t از انتهای مهاربند در خط فرض خمش) میتوان از راهکارهای دیگری استفاده نمود. از جمله: 1- ایجاد شرایط کمانش داخل صفحه برای مهاربند که این مورد کمتر امکان پذیر است. زیرا باید از مقاطع خاصی مثل دوبل نبشی با بال های نامساوی که از بال کوچکتر به هم متصل هستند، استفاده شود و باید کنترل شود که لاغری خارج از صفحه به لاغری داخل صفحه مهاربند کمتر از 0.65 باشد. 2- ارائه جزئیات برای گیردار کردن اتصال مهاربند که در این حالت بایستی شرایط گیرداری برای اتصال فراهم شود. در این مورد بایستی اتصال برای ظرفیت خمیری مورد انتظار مهاربندها به میزان 1.1xRyxZxFy طراحی شود. طراحی یک تک ورق برای این مورد نیز تقریباً امکان پذیر نبوده و بایستی از جزئیات خاصتری مثل استفاده از دو ورق با فاصله از یکدیگر برای اتصال استفاده شود.
3- استفاده از الکترود E70 با بعد جوش بیشتر برای کاهش طول خط جوش مورد نیاز.
@AlirezaeiChannel
راهکارهای دیگر برای پرهیز از این جزئیات (نگه داشتن فاصله 2t از انتهای مهاربند در خط فرض خمش) میتوان از راهکارهای دیگری استفاده نمود. از جمله: 1- ایجاد شرایط کمانش داخل صفحه برای مهاربند که این مورد کمتر امکان پذیر است. زیرا باید از مقاطع خاصی مثل دوبل نبشی با بال های نامساوی که از بال کوچکتر به هم متصل هستند، استفاده شود و باید کنترل شود که لاغری خارج از صفحه به لاغری داخل صفحه مهاربند کمتر از 0.65 باشد. 2- ارائه جزئیات برای گیردار کردن اتصال مهاربند که در این حالت بایستی شرایط گیرداری برای اتصال فراهم شود. در این مورد بایستی اتصال برای ظرفیت خمیری مورد انتظار مهاربندها به میزان 1.1xRyxZxFy طراحی شود. طراحی یک تک ورق برای این مورد نیز تقریباً امکان پذیر نبوده و بایستی از جزئیات خاصتری مثل استفاده از دو ورق با فاصله از یکدیگر برای اتصال استفاده شود.
3- استفاده از الکترود E70 با بعد جوش بیشتر برای کاهش طول خط جوش مورد نیاز.
@AlirezaeiChannel
پارامترهای مورد نیاز برای ارائه جزئیات برش ورق و پارامترهای مورد نیاز برای محاسبه ابعاد ورق
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
یک نمونه از جزئیات داده شده برای حالتی که کمانش مهاربند داخل صفحه باشد. در این حالت نیاز به نگه داشتن فاصله 2t نیست
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
دوره دو روزه طراحي سازه هاي فولادي به روش حالات حدي با تاكيد بر طراحي لرزه اي- پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from NAGHSHANDISH
با عرض سلام وتشکر فراوان بابت زحمات ارزشمندتان،خواهشمندم در صورت امکان به سوالات زیر پاسخ دهید.1)درکنترل بند3-3-7-4 درهمه طبقات باید خروج از مرکزیت از5% کمتر باشد تا بتوان پیچش اتفاقی را در نظر نگرفت؟2)برای محاسبه ضریب بزرگنمایی ،باید برای کنترل دریفت از زلزله با خروج از مرکزیت استفاده شود یا بدون خروج از مرکزیت؟3)آیا درست است که بگوییم برای محاسبه ضریب بزرگ نمایی از تغییر مکان های مطلق دو انتهای ساختمان استفاده میشود وبرای کنترل نامنظمی پیچشی از تغییر مکان های نسبی دو انتهای ساختمان؟
خروج از مرکزیت تصادفی در تراز هر طبقه، به منظور در نظر گرفتن احتمال تغییرات اتفاقی توزیع جرم و سختی از یک سو و نیروی ناشی از مولفه پیچشی زلزله از سوی دیگر، در نظر گرفته میشود. این خروج از مرکزیت باید در هر دو جهت و حداقل برابر با 5% بعد ساختمان در امتداد عمود بر نیروی جانبی، اختیار شود. برای کنترل بند 3-3-7-4 تمام طبقات بایستی شرط آن را اقناع نمایند. برای کنترل جابجایی سازه بایستی سازه را با زلزلههای با خروج از مرکزیت کنترل نمود. در مواردی که ساختمان نامنظم در پلان باشد، خروج از مرکزیت تصادفی حداقل باید در ضریب بزرگنمایی Ax، طبق شکل زیر ضرب شود. حتما بایستی برای تعیین Ax طبقه، تغییر مکانهای مطلق در نظر گرفته شوند و برای کنترل نامنظمی تغییر مکانهای نسبی ملاک باشد. یعنی در شکل زیر، dmax و dave تغییرشکلهای مطلق پلان هستند.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
تعیین ضریب بزرگنمایی پیچشی با استفاده از تغییرمکان های مطلق طبقه
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Hossein Alinouri
سلام دکتر جان. یه مرجع قابل دسترس اگه دارید بفرستید یا معرفی کنید که تنظیمات مربوط به AISC-LRFD 05 رو در ETABS9.7.4 کامل توضیح داده باشه. خیلی ممنون
AlirezaeiChannel_Note06.pdf
568.8 KB
تنظيمات AISC360-05 در ETABS9
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehrdad Saber
سلام آقای دکتر سوالی داشتم.
نحوه کنترل ضابطه 30 و 70 کشش برای بادبندهای ویژه در ایتبس چگونه است ؟
ممنون.
نحوه کنترل ضابطه 30 و 70 کشش برای بادبندهای ویژه در ایتبس چگونه است ؟
ممنون.
طبق ضوابط آيين نامه حداقل ٣٠٪ و حداكثر ٧٠٪ مهاربندهاي همگراي ويژه در يك امتداد بايستي در كشش كار كنند. اين ضابطه در حال حاضر توسط برنامه ETABS كنترل نميشود و كنترل آن بر عهده طراح است. بررسي اين موضوع هم كار سختي نيست، ميزان جذب نيرو بين مهاربندها به نسبت سختي آنها است، همچنين فشاري و يا كششي بودن مهاربند نيز به جهت اعمال نيرو و مهاربند بستگي دارد. شکل زیر دو پیکربندی مختلف از مهاربندهای همگاری قطری را نشان میدهد. در شکل بالا، در هر بارگذاری 100% مهاربندها به کشش و در برگشت بعدی 100% به فشار کار میکنند. شکل پایین مورد قبول است
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel