Forwarded from Mehdi Alirezaei
طبق فلسفه طراحی لرزهای سازهها، فیوزهای یک سازه (مکانهایی که قرار است جاری شده و انرژی ورودی زلزله را مستهلک کنند) بایستی ضعیفترین جزء قاب باشند تا بتوانند وظیفه خود را بخوبی انجام دهند. لیکن به دلایل فراوان تمایلی به ایجاد مفصل خمیری در ستونها، اتصالات و برخی نقاط دیگر سازه وجود نداریم. برای در امان ماندن ستونها از جاری شدن (در صورت ایجاد مفصل خمیری در ستونها به سبب نیروی محوری زیادی که دارند احتمال ناپایداری سازه و شکست ترد وجود دارد) بایستی ستونها قویتر از بقیه اجزا طراحی شوند. بدین منظور آییننامهها بجای طراحی ستونها در سطح نیروی Cs یا Cw، آنها را برای سطح نیروی Cy طراحی مینمایند (البته با شرایطی که بعداً ذکر خواهد شد). بنابراین به جای ترکیب بارهای معمولی از ترکیب بارهای تشدید یافته که نیروی زلزله آنها در یک امگا صفر ضرب شدهاند، استفاده میشود. در حالت تشدید یافته بایستی لنگرها صفر در نظر گرفته شده و فقط نسبت نیروی محوری تشدید یافته به ظرفیت محوری عضو ملاک قرار گیرد. اینکه همیشه و در تمام ستون ها ترکیب بار تشدید یافته حاکم بر طرح ستون ها باشد، حرف درستی نیست و ممکن است تحت شرایطی خاص، ترکیب بارهای معمولی حاکم شوند.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Deleted Account
در ضمن یه سوال؛
محتوای فرکانسی که از مبدا زلزله ناشی میشه چه مفومی داره و مستقیما با نوع خاک در ارتباطه یا با pga یا پارامترهای دیگه هم ارتباط داره؟ ممنون میشم توضیح بدید🙏🌹
محتوای فرکانسی که از مبدا زلزله ناشی میشه چه مفومی داره و مستقیما با نوع خاک در ارتباطه یا با pga یا پارامترهای دیگه هم ارتباط داره؟ ممنون میشم توضیح بدید🙏🌹
Forwarded from Mehdi Alirezaei
در مهندسی زلزله، برخی از خصوصیات جنبش زمین از اهمیت بیشتری برخوردار است که به صورت خلاصه در زیر آورده شده است:
*بیشینه جنبش زمین (بیشینه شتاب زمین، بیشینه سرعت زمین و بیشینه جابجایی زمین)
*مدت زمان تکان قوی
*محتوای فرکانسی
هر یک از پارامترهای فوق در پاسخ لرزهای سازه تاثیر گذار میباشند. بیشینه جنبش زمین به دامنه حرکت زمین مربوط میشود که در نواحی مختلف دارای مقادیر متفاوتی میباشد و هر چه از مرکز زلزله دور شویم، از آن کاسته خواهد شد. همچنین مدت زمان تکان قوی تاثیر قابل توجهی بر میزان خسارات سازهای خواهد داشت. یک زلزله با بیشینه شتاب متوسط و مدت زمان طولانی، از یک زلزله با بیشینه شتاب زیاد، ولی با مدت زمان کوتاهتر میتواند خسارات بیشتری را ایجاد نماید. محتوای فرکانسی به میزان زیادی بر پاسخ سازه اثر میگذارد این اثر در هنگامی که محتوای فرکانسی جنبش زمین با فرکانسهای طبیعی سازه به یکدیگر نزدیک باشند، بیشتر ظاهر میشود. در این حالت پدیده همگامی ایجاد میشود.
محتوای فرکانسی تکان زمین را میتوان با تبدیل متغییر حرکت (شتاب) از حوزه زمان به حوزه فرکانس به وسیله تبدیل متناهی فوریه بررسی کرد. از طیف دامنه فوریه (Fourier Amplitude Spectrum) که از جنس سرعت است و چگالی طیفی توان (Power spectral density) که مبتنی بر این تبدیل میباشند، میتوان برای توصیف محتوای فرکانس استفاده کرد. به عنوان مثال شکل زیر طیف دامنه فوریه برای مولفه S00E السنترو در زلزله امپریالولی در 18 می 1940 میلادی نشان داده شده است. با توجه به شکل دیده میشود که بیشتر انرژی در شتابنگاشت در فرکانسهای 0.1 تا 10 هرتز بوده و میزان بیشترین دامنه در فرکانس 1.5 هرتز (حدوداً یک سازه 5 تا 6 طبق) رخ داده است. یعنی اینکه اگر سازه ای داشته باشید که فرکانس غالب آن در این حدود باشد، احتمال ایجاد پدیده تشدید برای آن زیاد میشود.
@AlirezaeiChannel
*بیشینه جنبش زمین (بیشینه شتاب زمین، بیشینه سرعت زمین و بیشینه جابجایی زمین)
*مدت زمان تکان قوی
*محتوای فرکانسی
هر یک از پارامترهای فوق در پاسخ لرزهای سازه تاثیر گذار میباشند. بیشینه جنبش زمین به دامنه حرکت زمین مربوط میشود که در نواحی مختلف دارای مقادیر متفاوتی میباشد و هر چه از مرکز زلزله دور شویم، از آن کاسته خواهد شد. همچنین مدت زمان تکان قوی تاثیر قابل توجهی بر میزان خسارات سازهای خواهد داشت. یک زلزله با بیشینه شتاب متوسط و مدت زمان طولانی، از یک زلزله با بیشینه شتاب زیاد، ولی با مدت زمان کوتاهتر میتواند خسارات بیشتری را ایجاد نماید. محتوای فرکانسی به میزان زیادی بر پاسخ سازه اثر میگذارد این اثر در هنگامی که محتوای فرکانسی جنبش زمین با فرکانسهای طبیعی سازه به یکدیگر نزدیک باشند، بیشتر ظاهر میشود. در این حالت پدیده همگامی ایجاد میشود.
محتوای فرکانسی تکان زمین را میتوان با تبدیل متغییر حرکت (شتاب) از حوزه زمان به حوزه فرکانس به وسیله تبدیل متناهی فوریه بررسی کرد. از طیف دامنه فوریه (Fourier Amplitude Spectrum) که از جنس سرعت است و چگالی طیفی توان (Power spectral density) که مبتنی بر این تبدیل میباشند، میتوان برای توصیف محتوای فرکانس استفاده کرد. به عنوان مثال شکل زیر طیف دامنه فوریه برای مولفه S00E السنترو در زلزله امپریالولی در 18 می 1940 میلادی نشان داده شده است. با توجه به شکل دیده میشود که بیشتر انرژی در شتابنگاشت در فرکانسهای 0.1 تا 10 هرتز بوده و میزان بیشترین دامنه در فرکانس 1.5 هرتز (حدوداً یک سازه 5 تا 6 طبق) رخ داده است. یعنی اینکه اگر سازه ای داشته باشید که فرکانس غالب آن در این حدود باشد، احتمال ایجاد پدیده تشدید برای آن زیاد میشود.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Ahmad
آقای دکتر ما یه سازه داریم بطول 70 متر که از وسط جدا کردیم به دو سازه در روی یک سطح شیبدار کد ارتفاعی یک سر +1.50 و سر دیگر +0.85 می باشد
Forwarded from Mehdi Alirezaei
RampColumn-ETABS 2015.wmv
1.2 MB
مدلسازی ستونهای دارای ارتفاع مختلف در برنامه ETABS 2015
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from hamid mirzaee
سلام اقای دکتر می تونین راهنمایی کنین برای کارهای تحقیقاتی انتخاب شتاب نگاشن زلزله چطور باید صورت بگیره؟براساس pga دوری یا نزدیکی از مرکز زمین لرزه مدت زمان تکانه قوی و... ممنون میشم راهنمایی کتین
Forwarded from Mehdi Alirezaei
با سلام. برای انتخاب شتابنگاشت ها جهت کارهای مهندسی و تحقیقاتی، خواندن fema_p695 را به شما توصیه میکنم. در این استاندارد، نکات خوبی در ارتباط با انتخاب شتاب نگاشتها ذکر شده است. بسته به نوع مطالعه شما انتخاب نگاشتها نیز متفاوت میشود. فاکتورهایی که میتوان در نظر گرفت، آنقدر زیاد است که وقتی بخواهیم به همه آنها عمل کنید میبینید که تعداد شتاب نگاشت هایی که برایتان جهت انتخاب باقی میماند از تعداد انگشتان دست کمتر است. در کل میتوان شتاب نگاشت ها را به دو دسته نگاشت های دور و نزدیک گسل تقسیم نمود. نگاشت های نزدیک نیز به دو دسته دارای حالت پالس گونه و بدون حالت پالس گونه تقسیم میشوند. مطالعات نشان داده است که این پالسها میتوانند نیازهای طیفی الاستیک برای سازههای با پریودهای نزدیک به پریود پالس سرعت را افزایش دهند و همچنین به نیازهای غیرالاستیک شدید بر روی سازههای چند طبقه منجر گردند. این مشاهدات، اهمیت مطالعه¬ی پاسخ سازه ها تحت حرکات Forward directivity زمین را آشکار میسازند. عموماً طراحیِ لرزهایِ سازهها، اجازه میدهد که تغییرشکل های غیرالاستیک المانهای سازهای تحت نیازهای لرزهای سطح طراحی رخ دهد. طراحی مناسب سازهها نیازمند محدودیت تغییرشکلهای غیرالاستیک برای تعیین سطوح قابل قبول شکل پذیری و دیریفت میباشد. در انتخاب نگاشتها باید دقت شود که نگاشتها همه متعلق به یک نوع خاک باشند تا مقایسه نتایج امکان پذیر باشد. استفاده از نگاشتهای با بزرگی تقریباً نزدیک به هم باعث افزایش دقت خواهد شد ولی در هر حال پاسخ سازه به تمام نگاشتها کاملا مختلف بوده و از یک نگاشت به نگاشت دیگر متفاوت است. محتوای فرکانسی هر زلزله با زلزله دیگر متفاوت است. تا حد امکان سعی میشود نگاشتهای موجود در یک دسته دارای حداکثر شتابهای نزدیکی باشند. اگر چه این مورد در نهایت با مقیاس نمودن نگاشتها چندان اهمیتی ندارد.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
مطابق شکل زیر، حداکثر ظرفیت عضو محوری (روش حالات حدی) در فشار برابر 1.14 برابر حداکثر ظرفیت محوری (Pn) و یا 30% این مقدار در نظر گرفته میشود. جهت طراحی برخی قابها از نیروی پسماند مهاربند که برابر 30% ظرفیت فشاری آن است، استفاده میشود. در طراحی به روش تنش مجاز نیروی پسماند برابر 30% تنش مجاز محوری در سطح مقطع در نظر گرفته میشود. عدد 1.14 عکس ضریب 0.877 در رابطه 10-2-4-3 مبحث دهم میباشد. در واقع عدد 1.14 برای خنثی نمودن ضریب 0.877 در رابطه ذکر شده است. جزئیات بیشتر را در کتاب "تحلیل و طراحی سازه های فولادی" و در فصل شانزدهم تشریح نموده ام.
برنامه ETABS این ضابطه را فعلا کنترل نمیکند. نحوه کنترل آن در برنامه باید با ملاحظاتی صورت گیرد که در اسرع وقت بصورت کلیپ آماده و در کانال قرار خواهم داد.
@AlirezaeiChannel
برنامه ETABS این ضابطه را فعلا کنترل نمیکند. نحوه کنترل آن در برنامه باید با ملاحظاتی صورت گیرد که در اسرع وقت بصورت کلیپ آماده و در کانال قرار خواهم داد.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
در حین زلزله سه مولفه انتقالی آن به ثبت میرسد که دو مولفه افقی و یک مولفه قائم میباشد. با استفاده از هر یک از این مولفهها، میتوان طیف آن را ترسیم نمود. طیف پاسخ، نموداری از حداکثر پاسخهای (شتاب، سرعت و یا جابجایی) یک سری سیستم یک درجه آزادی با دورههای تناوب مختلف، و میرایی مشخص در برابر یک رکورد زلزله میباشد. در واقع یک رکورد موجود به یک سیستم یک درجه آزادی زده شده و مقدار حداکثر پاسخ سیستم محاسبه میشود. دوباره با ثابت نگه داشتن مقدار میرایی و تغییر دوره تناوب سیستم، این آزمایش تکرار میشود تا طیفی از حداکثر پاسخها بدست آید. از بهم پیوستن این نقاط، نمودار طیف پاسخ حاصل میشود. برای بدست آوردن طیف پاسخ ارتجاعی، معمولاً از انتگرال دیوهامل استفاده میشود. انتگرال دیوهامل روش عمومی برای محاسبه پاسخ سیستم یک درجه آزادی خطی به نیروی دینامیکی دلخواه است.
@AlirezaeiChannel
حال آییننامهها برای راحتی طیفی را ارائه میدهند که بدون حالت دندانه بوده و به طیف طرح مشهور است. این طیف، طیف ارتجاعی است. زیرا از حداکثر پاسخ سیستمهای یک درجه آزادی بدست آمده که هیچگاه غیر ارتجاعی نشدهاند، بنابراین پاسخ آنها نیز ارتجاعی است. این طیف طبق 2800، همان AB است. مقدار نیروی بدست آمده از این طیف برای طراحی خیلی زیاد است. از طرف دیگر، دوره بازگشت زمین لرزه هایی که آنقدر قوی باشند تا بتوانند چنین نیرویی را در یک سازه ارتجاعی ایجاد کنند، بسیار طولانی است. از این رو، طرح سازه ها برای چنین نیرویی انجام نمی شود، مگر در سازه های بسیار مهم مانند نیروگاه های هسته ای. در حالت معمول فرض می شود که سازه بتواند جابجایی را فراتر از حد الاستیک خود تحمل کند، بدون اینکه فرو بریزد. در چنین سازه-ای، به دنبال زلزله های قوی، تغییر شکل های ماندگاری به وجود می آید که می تواند چندین برابر تغییر شکل تسلیم آن باشد، یعنی با آنکه سازه در طول زلزله پایدار مانده است، نیاز به تعمیرات اساسی یا حتی بازسازی دارد. با فرض اینکه سیستم در طول زلزله می تواند وارد حالت غیرارتجاعی شود، دیگر لازم نیست برای برش پایه الاستیک طراحی شود. اگر این طیف را کاهش دهیم، سازه برای نیروی کمتری طرح شده و در زلزله واقعی انتظار رفتار غیر ارتجاعی از آن داریم. به این طیف کاهش داده شده، طیف غیر ارتجاعی میگویند که طبق 2800 خودمان، همان AB/R است.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
حال آییننامهها برای راحتی طیفی را ارائه میدهند که بدون حالت دندانه بوده و به طیف طرح مشهور است. این طیف، طیف ارتجاعی است. زیرا از حداکثر پاسخ سیستمهای یک درجه آزادی بدست آمده که هیچگاه غیر ارتجاعی نشدهاند، بنابراین پاسخ آنها نیز ارتجاعی است. این طیف طبق 2800، همان AB است. مقدار نیروی بدست آمده از این طیف برای طراحی خیلی زیاد است. از طرف دیگر، دوره بازگشت زمین لرزه هایی که آنقدر قوی باشند تا بتوانند چنین نیرویی را در یک سازه ارتجاعی ایجاد کنند، بسیار طولانی است. از این رو، طرح سازه ها برای چنین نیرویی انجام نمی شود، مگر در سازه های بسیار مهم مانند نیروگاه های هسته ای. در حالت معمول فرض می شود که سازه بتواند جابجایی را فراتر از حد الاستیک خود تحمل کند، بدون اینکه فرو بریزد. در چنین سازه-ای، به دنبال زلزله های قوی، تغییر شکل های ماندگاری به وجود می آید که می تواند چندین برابر تغییر شکل تسلیم آن باشد، یعنی با آنکه سازه در طول زلزله پایدار مانده است، نیاز به تعمیرات اساسی یا حتی بازسازی دارد. با فرض اینکه سیستم در طول زلزله می تواند وارد حالت غیرارتجاعی شود، دیگر لازم نیست برای برش پایه الاستیک طراحی شود. اگر این طیف را کاهش دهیم، سازه برای نیروی کمتری طرح شده و در زلزله واقعی انتظار رفتار غیر ارتجاعی از آن داریم. به این طیف کاهش داده شده، طیف غیر ارتجاعی میگویند که طبق 2800 خودمان، همان AB/R است.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
مطابق شکل زیر، حداکثر ظرفیت عضو محوری (روش حالات حدی) در فشار برابر 1.14 برابر حداکثر ظرفیت محوری (Pn) و یا 30% این مقدار در نظر گرفته میشود. جهت طراحی برخی قابها از نیروی پسماند مهاربند که برابر 30% ظرفیت فشاری آن است، استفاده میشود. در طراحی به روش تنش مجاز نیروی پسماند برابر 30% تنش مجاز محوری در سطح مقطع در نظر گرفته میشود. عدد 1.14 عکس ضریب 0.877 در رابطه 10-2-4-3 مبحث دهم میباشد. در واقع عدد 1.14 برای خنثی نمودن ضریب 0.877 در رابطه ذکر شده است. جزئیات بیشتر را در کتاب "تحلیل و طراحی سازه های فولادی" و در فصل شانزدهم تشریح نموده ام.
برنامه ETABS این ضابطه را فعلا کنترل نمیکند. نحوه کنترل آن در برنامه باید با ملاحظاتی صورت گیرد که در اسرع وقت بصورت کلیپ آماده و در کانال قرار خواهم داد.
@AlirezaeiChannel
برنامه ETABS این ضابطه را فعلا کنترل نمیکند. نحوه کنترل آن در برنامه باید با ملاحظاتی صورت گیرد که در اسرع وقت بصورت کلیپ آماده و در کانال قرار خواهم داد.
@AlirezaeiChannel