Forwarded from Mehdi Alirezaei
در اتصال گیردار جوشی به کمک ورقهای روسری و زیرسری (WFP) ورقهای بالایی و پایینی اتصال توسط جوش به بالهای ستون جوش شده و از طرف دیگر به بالهای تیر توسط جوش متصل میشوند. اتصال ورق به بال ستون توسط جوش نفوذی کامل (CJP) و به بال تیر توسط جوش گوشه صورت میگیرد. اتصال جان تیر به بال ستون توسط یک یا دو ورق که از یک طرف به جان تیر جوش و از طرف دیگر به بال ستون جوش شده ایجاد میشود. این اتصال را میتوان فقط در قاب خمشی با شکلپذیری متوسط استفاده نمود. در کل استفاده از این اتصال به اعتقاد بسیاری از اساتید فن نهی شده است. این اتصال در AISC وجود ندارد و الزامات آن توسط مبحث دهم داده شده است. محدودیتهای این اتصال بصورت زیر میباشند.
محدودیتهای مربوط به تیر
✏️ در دو انتهای تیر تعبیه سوراخ دسترسی برای انجام جوشکاری مجاز نمیباشد.
✏️ در دو انتهای تیر، ناحیه حفاظت شده باید برابر فاصله از بر ستون تا انتهای ورقهای روسری و زیرسری (هر کدام که بزرگتر است) بعلاوه نصف عمق تیر بعد از آن، در نظر گرفته شود.
✏️ محل مفصل پلاستیک (Sh) در روی تیر باید در محل انتهای ورقهای روسری و زیرسری (هر کدام که بزرگتر است)، در نظر گرفته شود.
✏️ عمق مقطع تیر نباید از 90 سانتیمتر تجاوز نماید.
✏️ ضخامت بال تیر نبایستی از 30 میلیمتر تجاوز نماید.
✏️ نسبت دهانه آزاد تیر به عمق مقطع آن نباید از 5 کمتر در نظر گرفته شود.
استفاده از پیشنهاد شما، (استفاده از ورق فوقانی در زیر بال) خلاف چیزی است که در پیکربندی مورد تایید آیین نامه به آن اشاره شده است و نمیتوان پیکربندی یک اتصال از پیش تایید شده ای را تغییر داد. البته این موردی که شما فرمودین میتواند مشکلات اجرایی از جمله جوش سربالا برای اتصال ورق به زیر بال تیر را نیز به همراه داشته باشد. در صورتی که بخواهید یک پیکربندی جدید را به عنوان اتصال در قاب خمشی استفاده کنید، باید توسط آزمایش تجربی عملکرد آن اثبات شود.
@AlirezaeiChannel
محدودیتهای مربوط به تیر
✏️ در دو انتهای تیر تعبیه سوراخ دسترسی برای انجام جوشکاری مجاز نمیباشد.
✏️ در دو انتهای تیر، ناحیه حفاظت شده باید برابر فاصله از بر ستون تا انتهای ورقهای روسری و زیرسری (هر کدام که بزرگتر است) بعلاوه نصف عمق تیر بعد از آن، در نظر گرفته شود.
✏️ محل مفصل پلاستیک (Sh) در روی تیر باید در محل انتهای ورقهای روسری و زیرسری (هر کدام که بزرگتر است)، در نظر گرفته شود.
✏️ عمق مقطع تیر نباید از 90 سانتیمتر تجاوز نماید.
✏️ ضخامت بال تیر نبایستی از 30 میلیمتر تجاوز نماید.
✏️ نسبت دهانه آزاد تیر به عمق مقطع آن نباید از 5 کمتر در نظر گرفته شود.
استفاده از پیشنهاد شما، (استفاده از ورق فوقانی در زیر بال) خلاف چیزی است که در پیکربندی مورد تایید آیین نامه به آن اشاره شده است و نمیتوان پیکربندی یک اتصال از پیش تایید شده ای را تغییر داد. البته این موردی که شما فرمودین میتواند مشکلات اجرایی از جمله جوش سربالا برای اتصال ورق به زیر بال تیر را نیز به همراه داشته باشد. در صورتی که بخواهید یک پیکربندی جدید را به عنوان اتصال در قاب خمشی استفاده کنید، باید توسط آزمایش تجربی عملکرد آن اثبات شود.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Amin
با سلام و خسته نباشید جناب دکتر با توجه به اینکه ضریب رفتار در مهاربندهای واگرای ویژه با توجه به رفتار برشی یا خمشی تیر پیوند مشخص میشود بعد ازتحلیل سازه در نرمافزاری مثل ایتبس چگونه و به کدام بند مبحث دهم مقررات ملی ساختمان میتوان استناد کرد که رفتار تیر پیوند خمشی یا برشی است؟ با تشکر
Forwarded from Mehdi Alirezaei
با سلام، جواب سوال شما در فایل پی دی اف ادامه و کلیپ تهیه شده، قرار داده ام
Forwarded from Mehdi Alirezaei
AlirezaeiChannel_Note04.pdf
1.1 MB
چگونگی کنترل عملکرد برشی و یا خمشی تیر پیوند بصورت دستی و یا با استفاده از نرم افزار ETABS 2015
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
Short Link or No- ETABS2015.wmv
2.8 MB
چگونگی کنترل عملکرد برشی و یا خمشی تیر پیوند بصورت دستی و یا با استفاده از نرم افزار ETABS 2015
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Z
سلام.آقای دکتر ،من در خیلی ساختمان ها ی منظم(قاب خمشی بتنی )وقتی آنالیز دینامیکی می کنم و همپایه سازی رو با 85درصد انجام میدم،مقدار میلگردهای ستون کمتری نسبت به حالت استاتیکی بدست میارم.اما در پروژه اخیرم ،با وجود همپایه سازی با 85درصد،تفاوت آنچنانی در نتایج میلگرد ستون نسبت به حالت استاتیکی نمی بینم.به نظر شما این قضیه طبیعیه؟من همیشه تصورم بود تو انالیز دینامیکی مخصوصا تو ساختمان های منظم،نتایج خروجی میلگردمون سبک تر میشه.
Forwarded from Mehdi Alirezaei
سلام طراحی ساختمانهای نامنظم پیجیدهتر از سازههای منظم است. طراحی سازههای منظم بر دو پایه استوار است. یکی اینکه تغییرات خطی نیروی جانبی به صورت محافظهکارانه میباشد، دوم اینکه تغییرشکلهای غیرارتجاعی را میتوان به صورت یکنواختی در نظر گرفت. در حالت کلی وقتی سازه شما منظم باشد و تحلیل دینامیکی برای آن انجام دهید، سازه شما سبکتر بدست خواهد آمد ولی این مورد ممکن است در تمام موارد صادق نباشد. ولی در کل بصورت تجربی این برقرار است
Forwarded from Mehdi Alirezaei
سلام. اصولا در تحلیل استاتیکی بار اعمال نمیکنیم. بله جابجایی اعمال میکنیم. در تحلیل استاتیکی غیرخطی یا همان پوشآور، مجهول مسئله برش پایه (نیرو) بوده و جابجایی سازه جزو معلومات است (اگرچه میتوان نیرو را نیز به عنوان معلوم وارد نمود و جابجایی را گرفت). برای اینکه ببینیم چقدر سازه را باید هل دهیم (پوش دهیم) بایستی جابجایی هدف را برای سازه تعیین نمایید که به آن Delta Target گفته میشود. تعیین این جابجایی هدف با استفاده از روشهای مختلفی انجام پذیر است. در نشریه360 (که براساس FEMA356 و ATC40 نوشته شده است) دو روش برای تعیین این جابجایی هدف بیان شده است. یکی استفاده از روش طیف ظرفیت و یکی هم استفاده از روش ضرایب تغییرمکان.
روش طيف ظرفيت، اولين بار توسط Freeman ارائه شد. اين روش مبتني بر يك روش گرافيكي جهت مقايسه ظرفيت يك سازه با تقاضاي زلزله در سازه ميباشد. به دليل گرافيكي بودن اين روش، ارزيابي عيني از نوع عملكرد سازه تحت اثر زلزله ممكن ميباشد. در اين روش با تعريف نقطه عملكرد، ظرفيت سازه و تقاضاي زلزله با هم مقايسه ميشوند نقطه عملكرد محل تلاقي منحني ظرفيت سازه و منحني تقاضاي زلزله ميباشد. به ديگر سخن، نقطه عملكرد روي منحني ظرفيت، در جايي است كه، تقاضاي شكلپذيري تغيير مكان تحريك با تقاضاي شكلپذيري تغيير مكان سازه برابر است. منحني ظرفيت (نيرو - تغيير مكان) سازه از تحليل Pushover با فرض غالب بودن مد اول حاصل ميشود. تقاضاي زلزله نيز توسط طيف پاسخ، Sa بر حسب Sd تعريف ميشود .
روش ضرائب تغيير مكان، روش استفاده شده در FEMA 273 (1997) ودستورالعمل بهسازي ميباشد. در اين روش تقاضاي تغيير مكان به صورت مستقيم به دست آورده ميشود. همچنين لازم نيست كه منحني ظرفيت به شكل ADRS تبديل گردد. تغيير مكان هدف در اين روش مشابه نقطه عملكرد روش طيف ظرفيت استفاده شده در ATC40 ميباشد. ولی بطور کلی اگر هدف شما ترسیم منحنی ظرفیت سازه باشد، مقدار جابجایی هدف چندان مهم نیست و بطور تجربی بین 4% تا 5% ارتفاع سازه را میتوان به عنوان جابجایی نهایی برای ترسیم منحنی ظرفیت در نظر گرفت.
@AlirezaeiChannel
روش طيف ظرفيت، اولين بار توسط Freeman ارائه شد. اين روش مبتني بر يك روش گرافيكي جهت مقايسه ظرفيت يك سازه با تقاضاي زلزله در سازه ميباشد. به دليل گرافيكي بودن اين روش، ارزيابي عيني از نوع عملكرد سازه تحت اثر زلزله ممكن ميباشد. در اين روش با تعريف نقطه عملكرد، ظرفيت سازه و تقاضاي زلزله با هم مقايسه ميشوند نقطه عملكرد محل تلاقي منحني ظرفيت سازه و منحني تقاضاي زلزله ميباشد. به ديگر سخن، نقطه عملكرد روي منحني ظرفيت، در جايي است كه، تقاضاي شكلپذيري تغيير مكان تحريك با تقاضاي شكلپذيري تغيير مكان سازه برابر است. منحني ظرفيت (نيرو - تغيير مكان) سازه از تحليل Pushover با فرض غالب بودن مد اول حاصل ميشود. تقاضاي زلزله نيز توسط طيف پاسخ، Sa بر حسب Sd تعريف ميشود .
روش ضرائب تغيير مكان، روش استفاده شده در FEMA 273 (1997) ودستورالعمل بهسازي ميباشد. در اين روش تقاضاي تغيير مكان به صورت مستقيم به دست آورده ميشود. همچنين لازم نيست كه منحني ظرفيت به شكل ADRS تبديل گردد. تغيير مكان هدف در اين روش مشابه نقطه عملكرد روش طيف ظرفيت استفاده شده در ATC40 ميباشد. ولی بطور کلی اگر هدف شما ترسیم منحنی ظرفیت سازه باشد، مقدار جابجایی هدف چندان مهم نیست و بطور تجربی بین 4% تا 5% ارتفاع سازه را میتوان به عنوان جابجایی نهایی برای ترسیم منحنی ظرفیت در نظر گرفت.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Deleted Account
سلام آقای دکتر..وقتتون بخیر...ببخشید من یه راهنمایی میخواستم ..میخوام به صورت حرفه ای Etabs & Safe رو یاد بگیرم چون میخوام واسه نظام طراحی هم آماده بشم
در کناره تحلیل دستی کار با نرم افزار رو هم کامل یاد بگیرم....شما چه ورژن این دو نرم افزار رو معرفی میکنید که کامل تر و قوی تر باشه و تحلیل درست تری به ما بده(من با ایتبس 9.7 و سیف 8.5 کار کردم)
بعد اگه جزوه یا کتاب یا سی دی آموزشی هم واسه این دو نرم افزار میشناسید ممنون میشم معرفی کنید...سپاس
در کناره تحلیل دستی کار با نرم افزار رو هم کامل یاد بگیرم....شما چه ورژن این دو نرم افزار رو معرفی میکنید که کامل تر و قوی تر باشه و تحلیل درست تری به ما بده(من با ایتبس 9.7 و سیف 8.5 کار کردم)
بعد اگه جزوه یا کتاب یا سی دی آموزشی هم واسه این دو نرم افزار میشناسید ممنون میشم معرفی کنید...سپاس
Forwarded from Mehdi Alirezaei
سلام، با توجه به تغييرات مبحث دهم و با توجه به اينكه اين مبحث منطبق بر ويرايش سال ٢٠١٠ آيين نامه AISC است و همچنين ويرايش جديد مبحث نهم كه بزودي ابلاغ خواهد شد منطبق بر ويرايش سال ٢٠١٤ آيين نامه ACI است، استفاده از ETABS2015 يا نسخه بالاتر اجتناب ناپذير است. زيرا ETABS9 اين دو آيين نامه را پشتيباني نميكند، البته در ETABS9 اگر بخواهيد سازه فولادي طراحي كنيد ميتوانيد با اندكي تغييرات از AISC360-05 استفاده كنيد كه تا حدود زيادي به مبحث دهم نزديك است ولي AISC360-10 كه در ETABS2015 قرار دارد با مبحث دهم انطباق بيشتري دارد.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from M.Koolivand
سلام استاد وقت بخير خوب هستين؟
شرمنده مزاحم ميشم
خواستم بدونم بين برنامه هاي روش اجزاي محدود كه قراره براي پايان نامه و مدلسازي هامونم ازشون استفاده كنيم كدوم بهتره و كامل تره؟ و همچنين ارزش يادگيري رو داره كه ادم واسش قشنگ وقت بزاره؟
ممنون ميشم راهنمايي بفرماييد ببينم اباكوس خوبه يا سپ يا انسيس!
شرمنده مزاحم ميشم
خواستم بدونم بين برنامه هاي روش اجزاي محدود كه قراره براي پايان نامه و مدلسازي هامونم ازشون استفاده كنيم كدوم بهتره و كامل تره؟ و همچنين ارزش يادگيري رو داره كه ادم واسش قشنگ وقت بزاره؟
ممنون ميشم راهنمايي بفرماييد ببينم اباكوس خوبه يا سپ يا انسيس!
Forwarded from Mehdi Alirezaei
سلام. اینکه میخواهید نرم افزاری را برای کار پایان نامه انتخاب کنید اول از همه باید با نظر استاد راهنما باشد. دوم اینکه نرم افزار انتخابی شما به موضوع کار بستگی دارد. مثلا اگر بخواهید بر روی خرابی پیش رونده قاب های چند طبقه کار کنید، شاید استفاده از نرم افزار OpenSEES پیشنهاد شود. با مثلاً اگر بخواهید رفتار چرخه ای یک اتصال گیردار تیر به ستون را مطالعه کنید، استفاده از نرم افزار ABAQUS یا ANSYS پیشنهاد میشود. باید ببینید از چه المانهایی برای مدلسازی میخواهید استفاده کنید. آیا مدل شما مدل میکرو است (مثلاً یک اتصال است) یا یک مدل ماکرو (مثلاً یک قاب چند طبقه). استفاده از نرم افزارهایی مثل OpenSEES یا SAP یا Perform یا STAAD در جاهایی که شما مدلهای ماکرو دارد ارجع است. ولی وقتی میخواهید ریز مدلسازی کنید (مثلاً حتی میخواهید جوش یک اتصال را نیز مدل کنید) انگاه استفاده از نرم افزارهایی در خانواده ANSYS یا ABAQUS اجتناب ناپذیر است. نکته بعد در نوع تحلیل است. باید ببینید از چه تحلیل میخواهید استفاده کنید. مثلاً اگر بخواهید از تحلیل های فزاینده استفاده کنید بهترین گزینه ها استفاده از OpenSEES یا برنامه SeismoStruct است.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Hossein Ahmadi
سلام جناب دکتر ..خوبین انشالله؟ یه سوالی در خصوص محاسبه مقاومت جانبی طبقه داشتم..چجوریمیشه حسابش کرد؟
Forwarded from Mehdi Alirezaei
AlirezaeiChannel_Note05.pdf
959.6 KB
مقاومت جانبی طبقه را چگونه محاسبه کنیم؟ (با مثال)
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Sajad
آقای دکتر با عرض سلام و ادب و تشکر از وقتی که برای آموزش مجازی صرف می کنید .
اگر امکان داره در مورد خطای زیر و دلیل آن توضیح بفرمایید :
گاها دیده می شود که برای اعضا با طول های یکسان ولی شرایط قرارگیری متفاوت این خطا نمایش داده می شود و فقط تنها کاری که انجام می دهم ، افزایش مقطع می باشد ، با وجود اینکه تنش ها گاها بسیار مقادیر کوچکی هستند .
با تشكر
اگر امکان داره در مورد خطای زیر و دلیل آن توضیح بفرمایید :
گاها دیده می شود که برای اعضا با طول های یکسان ولی شرایط قرارگیری متفاوت این خطا نمایش داده می شود و فقط تنها کاری که انجام می دهم ، افزایش مقطع می باشد ، با وجود اینکه تنش ها گاها بسیار مقادیر کوچکی هستند .
با تشكر
Forwarded from Mehdi Alirezaei
سلام. این هشدار در حالتی که قاب خمشی شما با شکل پذیری متوسط باشد، رخ میدهد. علت آن هم عدم وجود مهار جانبی کافی برای تیر است. در حالتی که شکل پذیری قاب خمشی شما ویژه باشد، به جای عدد 0.17 عدد 0.086 نمایش داده میشود. در این شکل Lb فاصله بین مهارهای جانبی تیر و ry شعاع ژیراسیون تیر جول محور ضعیف است که نسبت Lb/ry در قاب های متوسط باید از 0.17E/Fy و در ویژه ها از 0.086E/Fy کمتر باشد. در قابهای خمشی ویژه، تیرها نقش اصلی تأمین شکلپذیری را از طریق ايجاد مفصل پلاستیک در دو سر خود ایفا مينمایند.
تیرها باید در هر دو بال خود دارای مهاربندی جانبی کافی باشند، به طوری که از هرگونه کمانش جانبی و پیچشي در خلال تغییرشکلهاي غیرارتجاعي جلوگیری شود.
@AlirezaeiChannel
برای اعمال مهارجانبی در برنامه ETABS بعد از انتخاب تیر مورد نظر، از مسیر Design menu > Steel Frame Design > Lateral Bracing اقدام به معرفی مهارهای جانبی کنید. در این حالت میتوانید مهارهای جانبی را بصورت نقطه ای یا گسترده تعریف نمایید.
تیرها باید در هر دو بال خود دارای مهاربندی جانبی کافی باشند، به طوری که از هرگونه کمانش جانبی و پیچشي در خلال تغییرشکلهاي غیرارتجاعي جلوگیری شود.
@AlirezaeiChannel
برای اعمال مهارجانبی در برنامه ETABS بعد از انتخاب تیر مورد نظر، از مسیر Design menu > Steel Frame Design > Lateral Bracing اقدام به معرفی مهارهای جانبی کنید. در این حالت میتوانید مهارهای جانبی را بصورت نقطه ای یا گسترده تعریف نمایید.
Forwarded from Mehdi Alirezaei
ضابطه مهار جانبی تیرها در قاب های خمشی ویژه و متوسط که توسط ETABS کنترل میشود.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel