انواع گسل:
براساس حرکت گسلها نسبت به یکدیگر، مکانیزمهای مختلفی بوجود میآید. معمولترین این مکانیزمها با توجه به شکل زیر در زیر شرح داده شده است:
گسلهای شیب لغز : در این گسل یک بلوک حرکتی قائم نسبت به دیگری دارد. به بلوک قرار گرفته در زیر صفحه گسل فوتوال و به قسمت قرار گرفته در بالا، هنگینگوال گویند. در صورتی که فوتوال به سمت بالا حرکت کند گسل نرمال یا عادی ایجاد میشود که در اثر گسیختگی برشی تولید نیروهای کششی میکند. اکثر گسلهای نرمال در طول مرز صفحات تکتونیکی واگرا ایجاد میشوند. همچنین در صورتی که هنگینگوال به صورت نسبی به سمت بالا حرکتی داشته باشد، گسل معکوس پدید میآید. پشتههای اقیانوسی عموماً از گسلهای نرمال ایجاد شدهاند. زلزله سانفراندو در سال1971 در کالیفرنیا به علت یک گسل با مکانیزم معکوس ایجاد شد. اکثر گسلهای معکوس در محل تصادم صفحات همگرا ایجاد میشوند.
@AlirezaeiChannel
گسلهای امتداد لغز : در این حالت دو بلوک گسل به صورت افقی و در مجاور یکدیگر دچار لغزش میشوند. گسلهای امتداد لغز بسته به نوع حرکت به دو صورت چپگرد و راستگرد وجود دارند. یک نمونه از زلزلههای ناشی از گسلهای امتداد لغز، زلزله سانفرانسیسکو در سال 1906 میباشد که به علت گسل ساناندرس ایجاد شد.
@AlirezaeiChannel
براساس حرکت گسلها نسبت به یکدیگر، مکانیزمهای مختلفی بوجود میآید. معمولترین این مکانیزمها با توجه به شکل زیر در زیر شرح داده شده است:
گسلهای شیب لغز : در این گسل یک بلوک حرکتی قائم نسبت به دیگری دارد. به بلوک قرار گرفته در زیر صفحه گسل فوتوال و به قسمت قرار گرفته در بالا، هنگینگوال گویند. در صورتی که فوتوال به سمت بالا حرکت کند گسل نرمال یا عادی ایجاد میشود که در اثر گسیختگی برشی تولید نیروهای کششی میکند. اکثر گسلهای نرمال در طول مرز صفحات تکتونیکی واگرا ایجاد میشوند. همچنین در صورتی که هنگینگوال به صورت نسبی به سمت بالا حرکتی داشته باشد، گسل معکوس پدید میآید. پشتههای اقیانوسی عموماً از گسلهای نرمال ایجاد شدهاند. زلزله سانفراندو در سال1971 در کالیفرنیا به علت یک گسل با مکانیزم معکوس ایجاد شد. اکثر گسلهای معکوس در محل تصادم صفحات همگرا ایجاد میشوند.
@AlirezaeiChannel
گسلهای امتداد لغز : در این حالت دو بلوک گسل به صورت افقی و در مجاور یکدیگر دچار لغزش میشوند. گسلهای امتداد لغز بسته به نوع حرکت به دو صورت چپگرد و راستگرد وجود دارند. یک نمونه از زلزلههای ناشی از گسلهای امتداد لغز، زلزله سانفرانسیسکو در سال 1906 میباشد که به علت گسل ساناندرس ایجاد شد.
@AlirezaeiChannel
بزرگی زلزله براساس حداکثر دامنه امواج حجمی یا سطحی اندازه گیری میشود و کمیتی است که با استفاده از آن میتوان اندازه زلزله و ابعاد گسل را اندازهگیری نمود. هر چه گسل دارای ابعاد بیشتری باشد، قادر به ایجاد زلزله بزرگتری خواهد بود. اندازهگیری زلزله بر اساس بزرگی آن یک مقیاس دستگاهی میباشد. اولین کوششها برای ساختن این مقیاس در ژاپن توسط واداتی و در ایالت کالیفرنیا توسط ریشتر در سال 1930 به انجام رسید.
مقیاس محلی یا ریشتر : (ML) برابر با لگاریتم حداکثر دامنه ثبت شده توسط یک دستگاه لرزهنگار استاندارد ووداندرسن بر حسب میکرون در فاصله 100 کیلومتری از مرکز زلزله توسط دستگاه استاندارد ووداندرسن که دارای دوره تناوب 0.8 ثانیه، نسبت میرایی بحرانی 0.8 و ضریب بزرگنمایی2800 میباشد. به علت دوره تناوب پایین فقط زلزلههای محلی با بزرگی کم را ثبت میکند.
@AlirezaeiChannel
مقیاس محلی یا ریشتر : (ML) برابر با لگاریتم حداکثر دامنه ثبت شده توسط یک دستگاه لرزهنگار استاندارد ووداندرسن بر حسب میکرون در فاصله 100 کیلومتری از مرکز زلزله توسط دستگاه استاندارد ووداندرسن که دارای دوره تناوب 0.8 ثانیه، نسبت میرایی بحرانی 0.8 و ضریب بزرگنمایی2800 میباشد. به علت دوره تناوب پایین فقط زلزلههای محلی با بزرگی کم را ثبت میکند.
@AlirezaeiChannel
تراز پایه
در مثال شکل زیر سه حالت برای #تراز پایه نشان داده شده است. فارغ از شرایط خاک کوبیده اطراف دیوار حائل، شرایط دیگری نیز باید برای بالا آوردن تراز پایه احراز شود. در سازه a تراز پایه بالا نیست.
در سازه b ضخامت #دیافراگم اول مناسب بوده و خاک اطراف سازه کوبیده شده است. در حالی که در سازه c ضخامت #دیافراگم اول مناسب نبوده و قادر نیست کل نیروهای #مهاربندهای بالا را به پایین منتقل نماید.
@AlirezaeiChannel
در مثال شکل زیر سه حالت برای #تراز پایه نشان داده شده است. فارغ از شرایط خاک کوبیده اطراف دیوار حائل، شرایط دیگری نیز باید برای بالا آوردن تراز پایه احراز شود. در سازه a تراز پایه بالا نیست.
در سازه b ضخامت #دیافراگم اول مناسب بوده و خاک اطراف سازه کوبیده شده است. در حالی که در سازه c ضخامت #دیافراگم اول مناسب نبوده و قادر نیست کل نیروهای #مهاربندهای بالا را به پایین منتقل نماید.
@AlirezaeiChannel
DBE & MCE.pdf
623.8 KB
سطوح خطر زلزله جهت طراحی سازهها
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
✏️ پاسخ سوال بالا:
اصولاً مهندسین طراح، تجربه استفاده از شاخه اول طیف را هیچگاه ندارند! بدین معنی که هیچگاه از این شاخه برای تعیین مقدار B استفاده نمیشود. در واقع دوره تناوب هیچ سازهای کمتر از T0 نیست که این قسمت از طیف قابل استفاده باشد. در آییننامه UBC94 نیز طیف دارای دو شاخه بود. لیکن در UBC97 تعداد شاخهها طیف به سه عدد افزایش داده شد. ویرایش دوم 2800 نیز به مانند UBC94 دارای دو شاخه بود. لیکن ویرایش سوم و چهارم دارای 3 شاخه هستند. دلیل اضافه نمودن شاخه اول، استفاده روزافزون از تحلیلهای دینامیکی است. شاخه اول طیف اگر چه در تحلیلهای استاتیکی مورد استفاده قرار نمیگیرد، لیکن در تحلیلهای دینامیکی (در مودهای ارتعاشی بالا که دوره تناوب پایینی دارند) این شاخه استفاده شده و در صورتی که شاخه اول در نظر گرفته نشود، منجر به نتایج محافظه کارانه و افزایش بازتابهای مودهای بالای سازه خواهد شد.
@AlirezaeiChannel
اصولاً مهندسین طراح، تجربه استفاده از شاخه اول طیف را هیچگاه ندارند! بدین معنی که هیچگاه از این شاخه برای تعیین مقدار B استفاده نمیشود. در واقع دوره تناوب هیچ سازهای کمتر از T0 نیست که این قسمت از طیف قابل استفاده باشد. در آییننامه UBC94 نیز طیف دارای دو شاخه بود. لیکن در UBC97 تعداد شاخهها طیف به سه عدد افزایش داده شد. ویرایش دوم 2800 نیز به مانند UBC94 دارای دو شاخه بود. لیکن ویرایش سوم و چهارم دارای 3 شاخه هستند. دلیل اضافه نمودن شاخه اول، استفاده روزافزون از تحلیلهای دینامیکی است. شاخه اول طیف اگر چه در تحلیلهای استاتیکی مورد استفاده قرار نمیگیرد، لیکن در تحلیلهای دینامیکی (در مودهای ارتعاشی بالا که دوره تناوب پایینی دارند) این شاخه استفاده شده و در صورتی که شاخه اول در نظر گرفته نشود، منجر به نتایج محافظه کارانه و افزایش بازتابهای مودهای بالای سازه خواهد شد.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Z
سلام مجدد.اقای دکتر در بند 10-3-8-1-ب مبحث 10مربوز به سیستم قاب خمشی متوسط صراحتا گفته شده ، استفاده از ستون های با مقطع متشکل از چند نیمرخ بست دار مجاز هست ،مشروط به اینکه خمش در ستون حول محور با مصالح باشد.یعنی نمی توان از اینگونه ستونها در سیستم دو جهت قاب خمشی استفاده کرد؟اما یک جهت قاب خمشی یک جهت مهاربند منعی وجود نداره؟بعدش معمولااز مقاطع نیمرخ مرکب در ستون سیستم قاب خمشی متوسط استفاده نمیشه.این بخاطر ارضا نشدن شرایط فشردگی مقطع هست ؟این الزامه یا توصیه هست؟تشکر
Forwarded from Mehdi Alirezaei
این بندی که شما اشاره کردین با بند 10-3-13 (مفاد این بند) در تناقض است. اگر بخواهید از اتصالات از پیش تایید شده مبحث دهم (که کپی برداری از AISC358 هستند) استفاده نمایید.
اگرچه بیشتر تحقیقات انجام شده بر روی ستونهای با مقطع H متمرکز بوده است لیکن چهار مقطع ستون ساخته شده با ورق در اتصالات از پیش تایید شده قابل استفاده هستند. در شکل زیر این مقاطع نشان داده شده است. بنابراین در عمل نمیتوان از ستون با بست موازی استفاده نمود.
@AlirezaeiChannel
اگرچه بیشتر تحقیقات انجام شده بر روی ستونهای با مقطع H متمرکز بوده است لیکن چهار مقطع ستون ساخته شده با ورق در اتصالات از پیش تایید شده قابل استفاده هستند. در شکل زیر این مقاطع نشان داده شده است. بنابراین در عمل نمیتوان از ستون با بست موازی استفاده نمود.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
شکلهای مجاز مختلف ستون که در آنها آماده سازی ورقها و جوشها نشان داده نشده است.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from B.B
با سلام و عرض ادب خدمت آقای دکتر علیرضایی
چند سوال داشتم که علاقه مندم جنابعالی بصورت مفهومی و روان پاسخ آنرا بفرمایید :
1.معنی و مفهوم کلمات مقاومت ، سختی ، شکل پذیری و خزش
2.تفاوت بین مقاومت و سختی یک جسم
3.تفاوت بین مرکز سطح پلاستیک و الاستیک
4.بنده همیشه تصور میکردم که یک جسم فقط در صورتی که تحت نیروی کششی قرار گیرد دچار تغییر شکل پلاستیک ( گلویی شدن ) و یا مفصل پلاستیک میشود..در ستونها و تیرها که تحت تاثیر نیروی فشاری هستند مفصل پلاستیک چگونه ایجاد میگردد.
5.به چه دلیل نیازمندیم که سازه در یک جهت بصورت مفصلی عمل نماید.؟ آیا با رفتار مفصلی تغییر شکل اجزاء سازه بیش از حد نشده ( بدلیل آزادی زیاد ) و تاثیر روانی بر بهره برداران سازه ندارد ؟؟؟
6.آیا به هنگام زلزله حتما فقط بایستی عناصر جانبی سازه باید پاسخگو باشند و اگر دیگر اجزا از جمله دیوار و ستون و تیر هم کمک نمایند بهتر نیست و نیروی زلزله کاهش نمی یابد ؟؟؟
ممنونم از کتاب و کانال خوبتان و پاسخگویی های خلاصه و مفید و مفهومی جنابعالی
چند سوال داشتم که علاقه مندم جنابعالی بصورت مفهومی و روان پاسخ آنرا بفرمایید :
1.معنی و مفهوم کلمات مقاومت ، سختی ، شکل پذیری و خزش
2.تفاوت بین مقاومت و سختی یک جسم
3.تفاوت بین مرکز سطح پلاستیک و الاستیک
4.بنده همیشه تصور میکردم که یک جسم فقط در صورتی که تحت نیروی کششی قرار گیرد دچار تغییر شکل پلاستیک ( گلویی شدن ) و یا مفصل پلاستیک میشود..در ستونها و تیرها که تحت تاثیر نیروی فشاری هستند مفصل پلاستیک چگونه ایجاد میگردد.
5.به چه دلیل نیازمندیم که سازه در یک جهت بصورت مفصلی عمل نماید.؟ آیا با رفتار مفصلی تغییر شکل اجزاء سازه بیش از حد نشده ( بدلیل آزادی زیاد ) و تاثیر روانی بر بهره برداران سازه ندارد ؟؟؟
6.آیا به هنگام زلزله حتما فقط بایستی عناصر جانبی سازه باید پاسخگو باشند و اگر دیگر اجزا از جمله دیوار و ستون و تیر هم کمک نمایند بهتر نیست و نیروی زلزله کاهش نمی یابد ؟؟؟
ممنونم از کتاب و کانال خوبتان و پاسخگویی های خلاصه و مفید و مفهومی جنابعالی
Forwarded from Mehdi Alirezaei
با سلام
1- سه پارامتر اساسی در تعیین پاسخ سازهها در برابر زلزله وجود دارد که عبارتند از: سختی، مقاومت و شکلپذیری. هر سه عامل یاد شده بایستی تواماً در یک سازه حضور داشته باشند. در صورتی که مقدار هر یک از این عوامل در سازه کم باشد، بایستی دو پارامترهای بعدی کمبود عامل دیگر را جبران کنند. در برابر زلزلههای سطح بهرهبرداری، که تعداد آنها در طول عمر مفید سازه زیاد بوده و سازه بایستی بدون هیچ خسارات مالی و جانی در برابر زلزله باقی بماند، سختی پارامتر حاکم و تعیین کننده میباشد. لیکن در برابر زلزلههای متوسط، برای کنترل رفتار غیرخطی و حدود خرابی سازه، مقاومت عامل تعیین کننده میباشد. در نهایت برای جلوگیری از خرابی و ناپایداری سازه در حین زلزلههای شدید، #شکلپذیری عامل تعیین کننده است. مواد و مصالح، مقاطع، اتصالات و مشخصات سیستم سازهای بایستی قادر به تامین هر سه عامل سختی، مقاومت و شکلپذیری در سازه باشند.
#سختی: به توانایی یک عضو یا ترکیبی از اعضا، برای ایستادگی در برابر تغییرشکلها سختی گفته میشود. با توجه به شکل زیر، نرخ تغییرشکل سازه در برابر بار اعمال شده، میزان سختی سازه را مشخص میکند. بنابراین سختی یک کمیت ثابت نیست. سختی Ki برابر با میزان سختی عضو متناظر با تغییر شکل Deltai سیستم است که منجر به ایجاد برش پایه Vi میشود. در صورتی که شیب منحنی برای تعیین سختی در نظر گرفته شود، به آن، سختی مماسی و در صورتی که بار و جابجایی کلی برای تعیین سختی در نظر گرفته شود، به آن سختی سکانتی گفته میشود.
@AlirezaeiChannel
#مقاومت: به ظرفیت عضو یا ترکیبی از اعضا، برای مقاومت در برابر بارهای اعمال شده گفته میشود. مقاومت نیز دارای مقدار ثابتی نیست. با توجه به شکل زیر، Vj و Vk ظرفیت سازه متناظر با تغییر شکلهای Deltaj و Deltak هستند.
شکل پذیری: به توانایی عضو یا اعضای موجود در سیستم، برای پذیرش جابجایی، در خارج از محدوده ارتجاعی، میباشد. شکلپذیری به صورت نسبت بین حداکثر مقدار تغییرشکل Delta_u به تغییرشکل متناظر با جابجایی تسلیم Delta_y گفته شده و با حرف miu نمایش داده میشود.
خزش: عبارتست از تغییر شکل آهسته و پیوسته جامد تحت تنش ثابت با زمان. بطور کلی خزش تابعی پیچیده از #تنش، زمان، دما، اندازه و شکل دانه، ریزساختار، کسر حجمی و ویسکوزیته فاز شیشهای در مرز دانهها، تحرک نابجاییها و ... میباشد.
2- مقاومت از جنس نیرو (یا لنگر) است در حالی که #سختی دارای واحد نیرو بر طول (یا لنگر بر رادیان) است. در شکل زیر اگر بخواهیم مقاومت نهایی این دیوار برشی را بگویم چقدر است باید مثلاً به مقادیر نیروی نزدیک Vj اشاره کنیم ولی اگر از شما سختی این دیوار #برشی را بخواهند شما باید بگویید منظور سختی الاستیک است یا سختی در فاز #غیرارتجاعی. سختی را باید از مماس بر منحنی ظرفیتی آن بدست آورید که هر جایی مماس بزنید شیب فرق میکند.
@AlirezaeiChannel
1- سه پارامتر اساسی در تعیین پاسخ سازهها در برابر زلزله وجود دارد که عبارتند از: سختی، مقاومت و شکلپذیری. هر سه عامل یاد شده بایستی تواماً در یک سازه حضور داشته باشند. در صورتی که مقدار هر یک از این عوامل در سازه کم باشد، بایستی دو پارامترهای بعدی کمبود عامل دیگر را جبران کنند. در برابر زلزلههای سطح بهرهبرداری، که تعداد آنها در طول عمر مفید سازه زیاد بوده و سازه بایستی بدون هیچ خسارات مالی و جانی در برابر زلزله باقی بماند، سختی پارامتر حاکم و تعیین کننده میباشد. لیکن در برابر زلزلههای متوسط، برای کنترل رفتار غیرخطی و حدود خرابی سازه، مقاومت عامل تعیین کننده میباشد. در نهایت برای جلوگیری از خرابی و ناپایداری سازه در حین زلزلههای شدید، #شکلپذیری عامل تعیین کننده است. مواد و مصالح، مقاطع، اتصالات و مشخصات سیستم سازهای بایستی قادر به تامین هر سه عامل سختی، مقاومت و شکلپذیری در سازه باشند.
#سختی: به توانایی یک عضو یا ترکیبی از اعضا، برای ایستادگی در برابر تغییرشکلها سختی گفته میشود. با توجه به شکل زیر، نرخ تغییرشکل سازه در برابر بار اعمال شده، میزان سختی سازه را مشخص میکند. بنابراین سختی یک کمیت ثابت نیست. سختی Ki برابر با میزان سختی عضو متناظر با تغییر شکل Deltai سیستم است که منجر به ایجاد برش پایه Vi میشود. در صورتی که شیب منحنی برای تعیین سختی در نظر گرفته شود، به آن، سختی مماسی و در صورتی که بار و جابجایی کلی برای تعیین سختی در نظر گرفته شود، به آن سختی سکانتی گفته میشود.
@AlirezaeiChannel
#مقاومت: به ظرفیت عضو یا ترکیبی از اعضا، برای مقاومت در برابر بارهای اعمال شده گفته میشود. مقاومت نیز دارای مقدار ثابتی نیست. با توجه به شکل زیر، Vj و Vk ظرفیت سازه متناظر با تغییر شکلهای Deltaj و Deltak هستند.
شکل پذیری: به توانایی عضو یا اعضای موجود در سیستم، برای پذیرش جابجایی، در خارج از محدوده ارتجاعی، میباشد. شکلپذیری به صورت نسبت بین حداکثر مقدار تغییرشکل Delta_u به تغییرشکل متناظر با جابجایی تسلیم Delta_y گفته شده و با حرف miu نمایش داده میشود.
خزش: عبارتست از تغییر شکل آهسته و پیوسته جامد تحت تنش ثابت با زمان. بطور کلی خزش تابعی پیچیده از #تنش، زمان، دما، اندازه و شکل دانه، ریزساختار، کسر حجمی و ویسکوزیته فاز شیشهای در مرز دانهها، تحرک نابجاییها و ... میباشد.
2- مقاومت از جنس نیرو (یا لنگر) است در حالی که #سختی دارای واحد نیرو بر طول (یا لنگر بر رادیان) است. در شکل زیر اگر بخواهیم مقاومت نهایی این دیوار برشی را بگویم چقدر است باید مثلاً به مقادیر نیروی نزدیک Vj اشاره کنیم ولی اگر از شما سختی این دیوار #برشی را بخواهند شما باید بگویید منظور سختی الاستیک است یا سختی در فاز #غیرارتجاعی. سختی را باید از مماس بر منحنی ظرفیتی آن بدست آورید که هر جایی مماس بزنید شیب فرق میکند.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
3- مرکز سطح الاستیک جایی است که ممان اول سطح دو طرف محور مار بر مرکز سطح، در بالا و پایین آن با هم برابر شوند. ممان اول سطح همان سطح ضربدر فاصله مرکز سطح آن جزء تا محور خنثی است. اما مرکز سطح پلاستیک جایی است که نیروها در بالا و پایین آن در حالت نهایی با هم برابر میشود. در صورتی مقطع دارای تقارن دوبل باشد، (مثل مقاطع مستطیلی) مرکز سطح الاستیک و پلاستیک آن با هم در یک نقطه قرار میگیرد ولی برای مقاطع با یک محور تقارن مثل مقاطع T مرکز سطح الاستیک و پلاستیک با هم روی یک نقطه قرار نمیگیرند. مطابق شکل زیر در حالت نهایی بایستی برآیند نیروهای ایجاد شده در بالا و پایین مرکز سطح پلاستیک یعنی نیروی T و C با هم برابر شود.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
یک مدل الاستوپلاستیک، برای یک مقطع دلخواه با تقارن دوبل
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
4- در مفصل پلاستیک باید ببینید که چه تلاشی از عضو بسیج شده تا آن را به حیطه غیرارتجاعی ببرد. مثلاً اگر نیروی محوری کششی باشد که خوب تکلیف مشخصه. مقطع لاغر شده و مفصل تشکیل میشه. اگر نیروی محوری فشاری باشد و در آن لنگر نداشته باشید (مثل مهاربندها) دو حالت ممکن است رخ دهد. یا مقطع شما خیلی لاغر است (مثل میلگرد) که در این حالت اصولاً مقطع تجربه تغییرشکل های فرا ارتجاعی را نخواهد داشت و بصورت #الاستیک کمانش میکند. اگر چاق باشد (مثلاً مقطع دوبل ناودانی با یک طول نچندان زیاد) مقطع کمانش کرده و در وسط آن مفصل #پلاستیک ایجاد میشود. تجربه ای که میتوان با یک خط کش T انجام داد. اگر مقطع دارای لنگر هم باشد و علاوه بر آن نیروی #فشاری هم تجربه کند، وجود نیروی محوری باعث کاهش ظرفیت خمشی آن خواهد شد.
@AlirezaeiChannel
5- متوجه منظور نشدم. هیچگاه اجباری وجود ندارد که سازه در یک جهت مفصلی باشد. اگر منظور شما قاب های ساختمانی است باید عرض کنم که شما باید در هر دو جهت برای سازه خود یک سیستم لرزه بر قرار دهید. گیردار کردن اتصالات یک روش است. میتوانید اتصالات تیر به ستون را مفصل در نظر بگیرید ولیکن از یک سیستم مقاوم دیگر مثل دیوار برشی استفاده شود.
6- در حین زلزله همه اجزایی که در آنها نیروی ایجاد میشود بایستی در نظر گرفته شوند، حتی اجزای غیرسازه ای. در عمل یک سری #فیوز سازه ای در نظر گرفته میشود که جاری شده و با جاری شدن، نیروی زلزله مستهلک شود. مثل تیر پیوند در قابهای #مهاربندی شده و یا تیرها در قاب های #خمشی.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
5- متوجه منظور نشدم. هیچگاه اجباری وجود ندارد که سازه در یک جهت مفصلی باشد. اگر منظور شما قاب های ساختمانی است باید عرض کنم که شما باید در هر دو جهت برای سازه خود یک سیستم لرزه بر قرار دهید. گیردار کردن اتصالات یک روش است. میتوانید اتصالات تیر به ستون را مفصل در نظر بگیرید ولیکن از یک سیستم مقاوم دیگر مثل دیوار برشی استفاده شود.
6- در حین زلزله همه اجزایی که در آنها نیروی ایجاد میشود بایستی در نظر گرفته شوند، حتی اجزای غیرسازه ای. در عمل یک سری #فیوز سازه ای در نظر گرفته میشود که جاری شده و با جاری شدن، نیروی زلزله مستهلک شود. مثل تیر پیوند در قابهای #مهاربندی شده و یا تیرها در قاب های #خمشی.
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Mehdi Alirezaei
ضریب رفتارR: که در برگیرنده آثار و عواملی از قبیل شکلپذیری، درجه نامعینی و اضافه مقاومت موجود در سازه است. این ضریب در آییننامه بر حسب سیستم باربر تعیین میشود. در واقع چون از تحلیل خطی برای طراحی استفاده مینماییم و در عمل میدانیم که سازه رفتاری غیرارتجاعی خواهد داشت، نیروها را در تحلیل کاهش میدهیم و این کاهش نیرو توسط ضریب رفتار صورت میگیرد. حال در عمل وقتی سازه برای نیروی کمتری طراحی شده باشد، به واسطه بارهای زیادی که در عمل تجربه میکند، وارد فاز غیرارتجاعی شده و انرژی ورودی مستهلک میشود. هر چه میزان شکلپذیری بیشتر باشد، استهلاک انرژی هم بیشتر خواهد بود. بنابراین میتوان نیرو را در تحلیل خطی بیشتر کاهش داد. همانطور که از شکل زیر پیداست، در صورتی که بخواهیم سازه در حوزه ارتجاعی باقی بماند بایستی بتواند به میزان Helastic نیرو را تحمل نماید. این سطح نیروی تحمل شده توسط سازه برابر با میزان جابجایی برابر Delta_max است. حال به هر علتی ظرفیت سازه کمتر از مقدار مورد نیاز برای باقی ماند در حوزه ارتجاعی باشد، به ناچار وارد حوزه خمیری میشود. با در نظر گرفتن همان جابجایی قبلی، در صورتی که میزان ظرفیت سازه را 0.75، 0.5 و 0.25 مقدار نیروی مورد نیاز برای باقی ماند در حوزه ارتجاعی در نظر بگیریم، دیده میشود که بایستی برای سازه شکلپذیری بالاتری را تامین نماییم و این شکلپذیری برای ظرفیتهای پایین افزایش مییابد. ایجاد شکلپذیری در سازه عمدتاً توسط دتایلهای اجرایی بدست میآید. لیکن پیکربندی سازه میتواند نقش قابل ملاحظهای در شکلپذیری سازه ایفا نماید. به عنوان یک نتیجهگیری میتوان گفت در صورتی که مقاومت نزول نماید، بایستی شکلپذیری زیاد شود.
@AlirezaeiChannel
@AlirezaeiChannel
Forwarded from Deleted Account
با سلام خدمت آقای دکتر و دوستان.
کسی میتونه راهنمایی کنه که چطور پلان معماری رو از cad به safe ببرم و تبدیل به پی کنم?
کسی میتونه راهنمایی کنه که چطور پلان معماری رو از cad به safe ببرم و تبدیل به پی کنم?