🌈 شبنویس 🏴
پیشرفت یه همچین شکلیه... تو تصویر رپتور ورژن ۱ (سمت چپ) ورژن ۲ (وسط) و ورژن ۳ (سمت راست) رو میبینید. رپتور ورژن ۳ اخیراً رونمایی شده و با پیچیدگی بسیار کمتر، بسیار قدرتمندتر، سبکتر و ساخت اون بسیار سریعتر و راحتتر شده، از این موتور قدرتمند در نسلهای…
برای اینکه تفاوتها رو بهتر درک کنید، تصویر واقعی از رپتور ها.
🔥6
🌈 شبنویس 🏴
پیشرفت یه همچین شکلیه... تو تصویر رپتور ورژن ۱ (سمت چپ) ورژن ۲ (وسط) و ورژن ۳ (سمت راست) رو میبینید. رپتور ورژن ۳ اخیراً رونمایی شده و با پیچیدگی بسیار کمتر، بسیار قدرتمندتر، سبکتر و ساخت اون بسیار سریعتر و راحتتر شده، از این موتور قدرتمند در نسلهای…
با کم شدن هزینه و زمان ساخت رپتور ها، آزمایشهای استارشیپ سریعتر از قبل پیش میره و در نهایت هزینه نهایی ساخت اون هم کاهش پیدا میکنه که نهایتاً منجر به توسعه سریعتر اینترنت ماهوارهای و دستیابی راحتتر بشر به فضا، ماه و مریخ و فراتر از اون خواهد شد.
❤3👍3
چرا شبنویس؟ چرا اصلاً شبخوانی نه؟
از اونجایی که در ساعات پایانی شب، افکار مثل خوره به جون آدم میفتن، چند روزیه دارم فکر میکنم به خوندن پناه ببرم، با خودم گفتم خب اگر چیز جالبی در این چند دقیقه شبخوانی به چشمم خورد، چه اشکالی داره بیام اینجا افکارم رو خالی کنم؟
لذا زینپس علاوه برنوشخوار خبری نامنظم، گهگداری از چیز هایی که میخونم و خوشم میاد اینجا مینویسم 🤷♂️
فقط اینکه اونایی که منو از نزدیکتر میشناسن میدونن که من رندومترین حالت ممکن میخونم، یعنی ممکنه الآن یه متن روانشناسی بخونم فردا بیام درمورد زیست زر بزنم :))
پس ⚠️ خطر تَرَک خوردن
از اونجایی که در ساعات پایانی شب، افکار مثل خوره به جون آدم میفتن، چند روزیه دارم فکر میکنم به خوندن پناه ببرم، با خودم گفتم خب اگر چیز جالبی در این چند دقیقه شبخوانی به چشمم خورد، چه اشکالی داره بیام اینجا افکارم رو خالی کنم؟
لذا زینپس علاوه برنوشخوار خبری نامنظم، گهگداری از چیز هایی که میخونم و خوشم میاد اینجا مینویسم 🤷♂️
فقط اینکه اونایی که منو از نزدیکتر میشناسن میدونن که من رندومترین حالت ممکن میخونم، یعنی ممکنه الآن یه متن روانشناسی بخونم فردا بیام درمورد زیست زر بزنم :))
پس ⚠️ خطر تَرَک خوردن
❤8❤🔥3👍3
🌈 شبنویس 🏴
چرا شبنویس؟ چرا اصلاً شبخوانی نه؟ از اونجایی که در ساعات پایانی شب، افکار مثل خوره به جون آدم میفتن، چند روزیه دارم فکر میکنم به خوندن پناه ببرم، با خودم گفتم خب اگر چیز جالبی در این چند دقیقه شبخوانی به چشمم خورد، چه اشکالی داره بیام اینجا افکارم رو خالی…
قرعه امشب اما به نام کتابی افتاد که 2 سالی هست کنار خونه داره خاک میخوره، هنر رِندانه به تخم گرفتن! تفألی زدیم به این کتاب مارک منسون که شاید بتوانیم دنیا را بیشتر به 🥚 مبارک بگیریم!
از اونجایی که کمی مونده به 3 شروع کردم به خوندن و خب برعکس تصورات دوستان، من هم آدمم و شبها میخوابم :))، 6 صفحهای فعلاً بیشتر نتونستم بخونم، ادبیات کتاب، ادبیات تند و تیزیه که خب اگر از اسمش این موضوع رو متوجه نشده باشید نیازی به تست آیکیو ندارید چون مشخصاً صفره. (ادبیات کتاب روم تأثیر گذاشته شما به بزرگی خودتون ببخشید)
شروع کتاب با روایتی متفاوت از اونچه در کتابهای دیگه میخونیم، از زندگی چارلز بوکوفسکی شروع میشه، نویسنده، از زندگی فلاکتبار بوکوفسکی میگه و موفقیت شانسی اما دیر به هنگام اون. (اگر نمیدونید، بوکوفسکی یکی از نویسندهها و شاعر های مشهور معاصره)
نویسنده کتاب هنر رندانه به تخم گرفتن، میگه زندگی بوکوفسکی احتمالاً میتونه الهامبخش کلی فیلم و رمان موفقیت باشه، مردی زنباره، الکلی و قمارباز که به یکباره در 50 سالگی بعد از 30 سال تلاش و کوشش مداوم و شکست و دوباره پاشدن، زندگیش از این رو به اون رو میشه اما نه، اشتباه نکنید؛ اگر روزی به بوکوفسکی که الآن زیر خرمنها خاک تشریف داره سر بزنید، روی سنگ قبرش جمله Don't try سیلیی خواهد بود به گوش شما، درواقع مارک منسون معتقده موفقیت دیرهنگام بوکوفسکی نه از روی تلاش برای پیروزی بلکه با کنار اومدن با شکست به دست اومده، به گفته منسون (نویسنده کتاب) بوکوفسکی برای پیدا کردن یه ورژن بهتر از خودش تلاش نکرد، بلکه چون با ورژن بازنده حشریِ (منسون گفته به من چه!) قماربازِ بدبخت خودش کنار اومد تونست به موفقیت دست پیدا کنه، اون حتی بعد از شهرت هم تغییر نکرد و سعی نکرد به چیزی تبدیل بشه که قبلاً نبوده، حتی به گفته منسون چنان به سوءاستفاده از موقعیت و شهرت خودش ادامه داد که حتی به سوراخ دیوار هم رحم نکرد!
حالا منسون همه اینا رو گفت تا برسه به این نتیجه که با خودتون کنار بیاید! با چیزی که هستید! فریب این همه دوره موفقیت و تبلیغات رو که دست میذارن روی نقطه ضعفهاتون نخورید، اگر هر روز جلوی آینه میایستید و به خودتون میگید تو خیلی زیبایی، دلیلش اینکه معتقدید زشتید، اگر کتاب موفقیت میخونید به خاطر اینکه احساس میکنید به اندازه کافی موفق نیستید، یا مثل الآن که مد شده شکرگزاری میکنن تا کائنات و انرژیها و کارما بهشون چیزی برگردونه، همه اینا به این دلیله که شما احساس شادی نمیکنید از آنچه هستید و از قضا تمام اینها یادآوری آنچه هست که شما «نیستید»
در نهایت و خلاصه، همه و همه، دارن تلاش میکنن برای اینکه به شما حس ناکافی بودن بدن، چرا؟ چون نفع خودشون یا صنعتشون تو فرو کردن این افکار به شماست، اگرچه پیشرفت چیز بدی نیست اما یادآوری مکرر این کافی نبودنها، باعث آسیبهای روانی جدی در طول زمان میشه.
از اونجایی که کمی مونده به 3 شروع کردم به خوندن و خب برعکس تصورات دوستان، من هم آدمم و شبها میخوابم :))، 6 صفحهای فعلاً بیشتر نتونستم بخونم، ادبیات کتاب، ادبیات تند و تیزیه که خب اگر از اسمش این موضوع رو متوجه نشده باشید نیازی به تست آیکیو ندارید چون مشخصاً صفره. (ادبیات کتاب روم تأثیر گذاشته شما به بزرگی خودتون ببخشید)
شروع کتاب با روایتی متفاوت از اونچه در کتابهای دیگه میخونیم، از زندگی چارلز بوکوفسکی شروع میشه، نویسنده، از زندگی فلاکتبار بوکوفسکی میگه و موفقیت شانسی اما دیر به هنگام اون. (اگر نمیدونید، بوکوفسکی یکی از نویسندهها و شاعر های مشهور معاصره)
نویسنده کتاب هنر رندانه به تخم گرفتن، میگه زندگی بوکوفسکی احتمالاً میتونه الهامبخش کلی فیلم و رمان موفقیت باشه، مردی زنباره، الکلی و قمارباز که به یکباره در 50 سالگی بعد از 30 سال تلاش و کوشش مداوم و شکست و دوباره پاشدن، زندگیش از این رو به اون رو میشه اما نه، اشتباه نکنید؛ اگر روزی به بوکوفسکی که الآن زیر خرمنها خاک تشریف داره سر بزنید، روی سنگ قبرش جمله Don't try سیلیی خواهد بود به گوش شما، درواقع مارک منسون معتقده موفقیت دیرهنگام بوکوفسکی نه از روی تلاش برای پیروزی بلکه با کنار اومدن با شکست به دست اومده، به گفته منسون (نویسنده کتاب) بوکوفسکی برای پیدا کردن یه ورژن بهتر از خودش تلاش نکرد، بلکه چون با ورژن بازنده حشریِ (منسون گفته به من چه!) قماربازِ بدبخت خودش کنار اومد تونست به موفقیت دست پیدا کنه، اون حتی بعد از شهرت هم تغییر نکرد و سعی نکرد به چیزی تبدیل بشه که قبلاً نبوده، حتی به گفته منسون چنان به سوءاستفاده از موقعیت و شهرت خودش ادامه داد که حتی به سوراخ دیوار هم رحم نکرد!
حالا منسون همه اینا رو گفت تا برسه به این نتیجه که با خودتون کنار بیاید! با چیزی که هستید! فریب این همه دوره موفقیت و تبلیغات رو که دست میذارن روی نقطه ضعفهاتون نخورید، اگر هر روز جلوی آینه میایستید و به خودتون میگید تو خیلی زیبایی، دلیلش اینکه معتقدید زشتید، اگر کتاب موفقیت میخونید به خاطر اینکه احساس میکنید به اندازه کافی موفق نیستید، یا مثل الآن که مد شده شکرگزاری میکنن تا کائنات و انرژیها و کارما بهشون چیزی برگردونه، همه اینا به این دلیله که شما احساس شادی نمیکنید از آنچه هستید و از قضا تمام اینها یادآوری آنچه هست که شما «نیستید»
در نهایت و خلاصه، همه و همه، دارن تلاش میکنن برای اینکه به شما حس ناکافی بودن بدن، چرا؟ چون نفع خودشون یا صنعتشون تو فرو کردن این افکار به شماست، اگرچه پیشرفت چیز بدی نیست اما یادآوری مکرر این کافی نبودنها، باعث آسیبهای روانی جدی در طول زمان میشه.
❤🔥4👍4👏3❤1
#مخاطب_خاص
در راستای صحبتهای دیشب، الآن یاد یک حکایتی افتادم، یکی از حکایتهای زیبا که هممون این روزا باید به یاد داشته باشیم و بهش عمیقاً فکر کنیم رو از آنچه یادم هست با تعبیر و ادبیات خودم میگم:
در راستای صحبتهای دیشب، الآن یاد یک حکایتی افتادم، یکی از حکایتهای زیبا که هممون این روزا باید به یاد داشته باشیم و بهش عمیقاً فکر کنیم رو از آنچه یادم هست با تعبیر و ادبیات خودم میگم:
نقل است که شبی هارونالرشید خواب دید که تمام دندانهای او شکسته و ریخته است، خوابگزاری را به دربار فرا خواند و تعبیر خواب خویش از وی پرسید، مُعَبِّر گفت: اعلیحضرتا، تعبیر خواب تو چنین است که تمام خویشان و نزدیکانِ تو از تو زودتر بمیرند.ببینید عزیزان، هر ۲ تعبیرکننده خواب ۱ حرف رو زدن اما با دیدگاه و ادبیاتی متفاوت، یکی گفت همه عزیزان تو زودتر از تو میمیرند و یکی گفت تو از همه اطرافیانت بیشتر عمر میکنی، ببینید بار جمله چقدر فرق کرد... خیلی چیز ها تو این دنیا هست که میشه زیباتر ببینیمشون اگر نیمه پر لیوان رو ببینیم، اگر ذهن مثبتی در نگرش به اون موضوع داشته باشیم یا به قول سهراب سپهری، «چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید». این شعار نیست، لطفیه که اول از همه به خودمون و بعد به اطرافیانمون میکنیم.
هارونالرشید سخت رنجید و دستور داد معبّر را عذابی سخت دهند، پس خوابگزار دیگری را فراخواند، معبّر دوم که فردی رِند بود، چنین گفت: این خواب دلیل بر آن است که پروردگار مقدر ساخته که عمر خلیفه از همه خویشانش درازتر است. پس هارونالرشید خوشحال گشت و خوابگزار را پاداشی بزرگ داد.
❤7👎1
خب دیگه زیاد ادبیاتی نشید :))، بریم تغییرات نسخه بعدی تلگرام رو با هم ببینیم.
👍3😁2
تو #نسخه_آزمایشی #تلگرام #اندروید شاهد امکان تغییر نام نویسنده پست کانال در صورت فعال بودن sign messages هستیم که میتونن با نام خودشون یا کانالهایی که اونر اونها هستن پیام ارسال کنن
این امکان قبلاً در گروهها برای همه وجود داشت که بعداً محدود به کاربران پرمیوم شد
این امکان قبلاً در گروهها برای همه وجود داشت که بعداً محدود به کاربران پرمیوم شد
👍2
امکان بعدی که شاهدش هستیم، قابلیت نمایش یا عدم نمایش رسانههای 🔞 هست که کاربر میتونه انتخاب کنه این محتوا ها براش نمایش داده بشن یا از دیدش مخفی باشن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥3
و اما امکان مهمِ اشتراکی کردن عضویت در کانالهای تلگرامی به وسیله ارز داخلی اون یعنی stars
👍1
قبلاً مفصل درمورد stars صحبت کرده بودیم و ریاکشنی که قرار بود حالت donate مانند بشه به صاحب کانال استارز داد، گویا در نسخه بعدی این امکان فعال میشه.
با توجه به حجم تغییرات تلگرام و پیشرفتش سرمایهگذاری در TON کار عاقلانهایه.
با توجه به حجم تغییرات تلگرام و پیشرفتش سرمایهگذاری در TON کار عاقلانهایه.
👍2
🌈 شبنویس 🏴
قرعه امشب اما به نام کتابی افتاد که 2 سالی هست کنار خونه داره خاک میخوره، هنر رِندانه به تخم گرفتن! تفألی زدیم به این کتاب مارک منسون که شاید بتوانیم دنیا را بیشتر به 🥚 مبارک بگیریم! از اونجایی که کمی مونده به 3 شروع کردم به خوندن و خب برعکس تصورات دوستان،…
خب من امروز رو کلاً درگیر خوندن تو موضوع جذاب درک احساسات توسط هوش مصنوعی بودم و مغزم کشش خوندن متفرقه نداشت، از اونجایی که گفتم هر شب میام اینجا یه چیزی که خوندم و خوشم اومده رو بازگو میکنم و زشته که بعد از ۲ روز بزنم زیر حرفم، میخواستم براتون از Sentiment Analysis بگم که دیدم خیلی سطح بالاست و اکثریت نمیفهمن! (اصلاً هم به این ربط نداره که خودم چون دارم یاد میگیرم توانایی این رو ندارم که خوب توضیح بدم 😂 )
لذا آخرین تیکه پارههای مغزم رو جمع کردم و این ساعتی که میبینید نشستم ۲ صفحه از کتاب وزین و مؤدب هنر رندانه به🥚 گرفتن خوندم و چه خوب که خوندم! ۲ صفحه بود ولی برام خیلی آرامشبخش بود.
حالا نوشتههای من رو که خودمم به زور میخونم ولی اگر دارین این جمله رو میخونین پیشنهاد میکنم بخش The Feedback Loop from Hell فصل ۱ رو بخونید. فقط اینکه چون ادبیاتش دیگه خیلی بیادبیاته اونقدری که منم خجالت میکشم و اینجا هم خانواده نشسته من به زبان خودم میگم خلاصهاش رو.
آقای مارک منسونِ اسطورهٔ ادب در این بخش میفرمایند: میخوام شما رو با یک باگِ مسخره ذهن آشنا کنم که میتونه به راحتی شما رو به مرز جنون برسونه.
تا حالا شده در مواجهه با موضوعی در زندگیتون احساس اضطراب بکنید؟ و بعد تعجب کنید که خب الآن من چرا مضطربم و بابت این اضطرابی که دارید مضطرب بشید؟ و اضطرابتون ۲ تا بشه و این موضوع هی ادامه پیدا کنه؟
تا حالا شده سر چیزای مسخره مشکل عصبانیت داشته باشید؟ بعد سر اینکه سر همچین چیز مسخرهای عصبانی شدید، از دست خودتون عصبانی بشید؟ بعد وسط این عصبانیتتون متوجه بشید تبدیل به یک آدم عصبیِ داغون شدید و مجدد عصبی بشید؟ و هی این عصبانیت بیشتر بشه تا از کوره در برید؟
یا اصلاً تا حالا شده تو یه جمعی چون تنها و غریبید، توی خودتون غرق بشید و همین غرق شدنه باعث بشه تنهاتر و نچسبتر و غریبتر بشید نسبت به اون جمع؟
مطمئنم برای هممون پیش اومده، یعنی این موضوع اینقدر برای من پیش اومده که احساس میکنم جزو روتین زندگی آدماست اصلاً! شاید اصلاً همین الآن که دارین این جملات رو میخونید از دست خودتون عصبانی بشید که چرا اینقدر راحت عصبانی میشید و...
خب جیجیرینگ! (اینو مارک منسون نگفته خودم گفتم) به این میگن حلقه بازخورد! حلقه رو دیدین هرچقدر توش جلو میری به انتهاش نمیرسی؟ اینم همونه! ما تو برنامهنویسی بهش میگیم لوپ! یه چیزی که مدام تکرار میشه و تکرار میشه و تکرار میشه و تکرار میشه و...
تا اینجای کار بگید پشمام😱 چرا خودم متوجه نشده بودم تا ادامه کتابو براتون بگم. (بگیدا)
حالا باورتون بشه یا نه، این یکی از زیباییهای آدمه، اینکه میتونه درمورد افکارش فکر کنه و نسبت بهشون آگاه باشه، مثلاً یه پشه نمیتونه بگه بذار برم بعدی رو نیش بزنم شاید بعدی خوشمزهتر باشه، به بعدی برسه دوباره همین فکرو بکنه و اینقدر این کار رو تکرار بکنه که از گشنگی بمیره! پشه نیش میزنه میره، فکر نمیکنه.
خب خلاصهاش کنم، حالا مشکل این قضیه چیه؟ مشکل اینجاست که انسان نُوین وقتی وارد این لوپ میشه، دیگه بیرون اومدن ازش سخته، چرا؟ خلاصهاش: چون ارتباطات.
بازش کنم براتون، چون ما به تلویزیون، شبکههای اجتماعی، تبلیغات، مجلات و هزاران کوفت و زهر مار دیگه دسترسی داریم، ما وقتی دچار عصبانیت یا استرس میشیم، میشینیم پای گوشیمون و غبطه میخوریم به حال هزاران نفری که دارن آرزوی ما رو زندگی میکنن، اینستا رو باز میکنیم میبینیم صد نفر رفتن فلان رستوران لاکچری، فلانی ماشین خرید، فلانی عروسی کرد، فلانی فلان لباسا رو داره و اون یکی رفته مسافرت و و و و.... این میشه که هی بیشتر تو افکارمون غرق میشیم.
حالا اگر بابابزرگ من دچار حسّ شکست میشد تو زندگیش، میرفت گاوشو میدوشید و همسایهاش مش قمبرعلی رو میدید که پای گاوش شکسته! یعنی اوج موفقیت اون زمانا این بود که طرف خرشو متالیک کنه، چیزی برای حسرت خوردن وجود نداشت اما انسان امروزی مدام درمورد خودش احساس بد داره چون مدام خودشو با بقیه مقایسه میکنه و اصلاً تو خلاصهٔ قبلی خوندیم که صنعت میخواد شما این حس رو به خودتون داشته باشید.
راهحل این معضل بزرگ را، فرداشب از همین کانال بخوانید. (زر زدم نمیدونم راهحل داده بعدش یا نه، فکر کنم فقط نوشته فکر نکنین بهش😂 )
خلاصه که Don't Try (نام این فصل)
لذا آخرین تیکه پارههای مغزم رو جمع کردم و این ساعتی که میبینید نشستم ۲ صفحه از کتاب وزین و مؤدب هنر رندانه به
حالا نوشتههای من رو که خودمم به زور میخونم ولی اگر دارین این جمله رو میخونین پیشنهاد میکنم بخش The Feedback Loop from Hell فصل ۱ رو بخونید. فقط اینکه چون ادبیاتش دیگه خیلی بیادبیاته اونقدری که منم خجالت میکشم و اینجا هم خانواده نشسته من به زبان خودم میگم خلاصهاش رو.
آقای مارک منسونِ اسطورهٔ ادب در این بخش میفرمایند: میخوام شما رو با یک باگِ مسخره ذهن آشنا کنم که میتونه به راحتی شما رو به مرز جنون برسونه.
تا حالا شده در مواجهه با موضوعی در زندگیتون احساس اضطراب بکنید؟ و بعد تعجب کنید که خب الآن من چرا مضطربم و بابت این اضطرابی که دارید مضطرب بشید؟ و اضطرابتون ۲ تا بشه و این موضوع هی ادامه پیدا کنه؟
تا حالا شده سر چیزای مسخره مشکل عصبانیت داشته باشید؟ بعد سر اینکه سر همچین چیز مسخرهای عصبانی شدید، از دست خودتون عصبانی بشید؟ بعد وسط این عصبانیتتون متوجه بشید تبدیل به یک آدم عصبیِ داغون شدید و مجدد عصبی بشید؟ و هی این عصبانیت بیشتر بشه تا از کوره در برید؟
یا اصلاً تا حالا شده تو یه جمعی چون تنها و غریبید، توی خودتون غرق بشید و همین غرق شدنه باعث بشه تنهاتر و نچسبتر و غریبتر بشید نسبت به اون جمع؟
مطمئنم برای هممون پیش اومده، یعنی این موضوع اینقدر برای من پیش اومده که احساس میکنم جزو روتین زندگی آدماست اصلاً! شاید اصلاً همین الآن که دارین این جملات رو میخونید از دست خودتون عصبانی بشید که چرا اینقدر راحت عصبانی میشید و...
خب جیجیرینگ! (اینو مارک منسون نگفته خودم گفتم) به این میگن حلقه بازخورد! حلقه رو دیدین هرچقدر توش جلو میری به انتهاش نمیرسی؟ اینم همونه! ما تو برنامهنویسی بهش میگیم لوپ! یه چیزی که مدام تکرار میشه و تکرار میشه و تکرار میشه و تکرار میشه و...
تا اینجای کار بگید پشمام
حالا باورتون بشه یا نه، این یکی از زیباییهای آدمه، اینکه میتونه درمورد افکارش فکر کنه و نسبت بهشون آگاه باشه، مثلاً یه پشه نمیتونه بگه بذار برم بعدی رو نیش بزنم شاید بعدی خوشمزهتر باشه، به بعدی برسه دوباره همین فکرو بکنه و اینقدر این کار رو تکرار بکنه که از گشنگی بمیره! پشه نیش میزنه میره، فکر نمیکنه.
خب خلاصهاش کنم، حالا مشکل این قضیه چیه؟ مشکل اینجاست که انسان نُوین وقتی وارد این لوپ میشه، دیگه بیرون اومدن ازش سخته، چرا؟ خلاصهاش: چون ارتباطات.
بازش کنم براتون، چون ما به تلویزیون، شبکههای اجتماعی، تبلیغات، مجلات و هزاران کوفت و زهر مار دیگه دسترسی داریم، ما وقتی دچار عصبانیت یا استرس میشیم، میشینیم پای گوشیمون و غبطه میخوریم به حال هزاران نفری که دارن آرزوی ما رو زندگی میکنن، اینستا رو باز میکنیم میبینیم صد نفر رفتن فلان رستوران لاکچری، فلانی ماشین خرید، فلانی عروسی کرد، فلانی فلان لباسا رو داره و اون یکی رفته مسافرت و و و و.... این میشه که هی بیشتر تو افکارمون غرق میشیم.
حالا اگر بابابزرگ من دچار حسّ شکست میشد تو زندگیش، میرفت گاوشو میدوشید و همسایهاش مش قمبرعلی رو میدید که پای گاوش شکسته! یعنی اوج موفقیت اون زمانا این بود که طرف خرشو متالیک کنه، چیزی برای حسرت خوردن وجود نداشت اما انسان امروزی مدام درمورد خودش احساس بد داره چون مدام خودشو با بقیه مقایسه میکنه و اصلاً تو خلاصهٔ قبلی خوندیم که صنعت میخواد شما این حس رو به خودتون داشته باشید.
راهحل این معضل بزرگ را، فرداشب از همین کانال بخوانید. (زر زدم نمیدونم راهحل داده بعدش یا نه، فکر کنم فقط نوشته فکر نکنین بهش
خلاصه که Don't Try (نام این فصل)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏2❤1
تلگرام نسخه 11 منتشر شد، سوپر کانال ها و...
توضیحات رسمی تلگرام:
http://telegram.org/blog/superchannels-star-reactions-subscriptions/fa
توضیحات رسمی تلگرام:
http://telegram.org/blog/superchannels-star-reactions-subscriptions/fa
Telegram
سوپر کانالها، واکنشهای ستارهای و اشتراکها
امروز یازدهمین سالگرد تلگرام است. با واکنشهای ستارهای و اشتراکهای ستارهای آشنا شوید که به کاربران اجازه میدهد از تولیدکنندگان محتوا حمایت کنند، رسانههای پولی برای رباتها و حسابهای تجاری، و یک حالت جدید برای کانالهای تلگرام که به مدیران اجازه میدهد…
👍2
🌈 شبنویس 🏴
برای اینکه براتون سؤال پیش نیاد خر متالیک چیه همچین چیزیه دوستان
خب چون به خر متالیک خیلی علاقه داشتید، ادامه رو هم از این کتاب میرم فعلاً تا یکی دو شب آینده،
به اینجا رسیدیم که انسان امروزی، بیش از حدّ استانداردش میدونه و بیش از حدّ خودش چیزی جلوش هست برای دونستن و دیدن، اصلاً دقت کردید 24 ساعت شبانهروز، اینقدر کوتاه شده که انگار توی چند ساعت عبور میکنه و تموم میشه؟ قبلاً صبح زود بیدار میشدی همه کارای روزت رو میکردی نصف کارای فردات هم میکردی تازه 6 و نیم میشد، دیروز من 6 بیدار شدم یه دوش گرفتم دستشویی رفتم و صبحانه خوردم 12 شب بود و وقت خواب!!!🫠
حالا مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که ما تحت تأثیر قانونی هستیم که فیلسوف و نویسنده مشهور، Alan Watts اون رو قانون معکوس نامیده، یه بار دیگه مرور کنیم، ما هرچقدر به دنبال یک حس مثبت بریم، برعکس، احساس منفی بودن میکنیم، یه مثال بزنم که کامل متوجه بشید، تو جامعه ما الآن خیلی عمل زیبایی مرسومه، دیدید بعضیا سیری ناپذیرن؟ یعنی قیافه خودشون خیلی اوکی و خوبه ها ولی مدام دارن خودشون رو زیر تیغ جراحی و آرایشگری میبرن، مدام به دنبال زیبایین چون هرچقدر بیشتر دنبالش میرن بیشتر احساس زشتی میکنن.
ندیدید؟ خب اینو قطعاً دیگه دیدید که بعضیا خیلی خیلی پولدارن ولی به شدت حریصن و همش در حال کارن! به شکل افراطی که اصلاً به هیچ کار دیگهای جز کار نمیرسن؟ دقیقاً به همین دلیل که اونا چون دنبال پولن، مدام بیشتر احساس فقیری میکنن، اینم ندید؟ خدایی فکر کنم باید یه نگاهی تو آینه بندازید، احتمالاً خودتون یکی از این ۲ دستهاید و دارید حقیقت رو کتمان میکنید.🤭
یه فیلسوف دیگه به نام آلبرت کاموس میگه، شما هرگز خوشحال نخواهید بود اگر مدام به دنبال این باشید که خوشحالی از چی تشکیل شده، هرگز زندگی نخواهید کرد اگر مدام به دنبال معنای زندگانی باشید.
یا سادهترش رو بگیم: Don't try
حالا اینجا حتماً از خودتون میپرسید خب الآن که چی؟ یعنی دست از تلاش بردارم؟ یعنی دیگه دنبال پولدار شدن و خوشبخت شدن نباشم؟ حرفات خوشگلهها ولی به درد این میخوره که رو کاغذ با فونت خوشگل چاپ کنی شیاف کنی! (البته به منسون میگید وگرنه منو که بیشتر از این حرفا دوست دارین❤️ )
اینجا آقامون مارک منسون میگه میدونم درمورد چی حرف میزنید و نگرانیتون رو میفهمم و اینکه خب چطوری از این قانون به نفع خودمون استفاده کنیم رو میگه که ما همینجا stop میکنیم و ادامه کتاب رو من الآن تایپ میکنم که فردا شب برای کسایی که بچههای خوبی هستن و شب جمعه برنامه نمیکنن، ارسال شه بخونن😁 . تا درودی دیگر بدرود. ❤️
به اینجا رسیدیم که انسان امروزی، بیش از حدّ استانداردش میدونه و بیش از حدّ خودش چیزی جلوش هست برای دونستن و دیدن، اصلاً دقت کردید 24 ساعت شبانهروز، اینقدر کوتاه شده که انگار توی چند ساعت عبور میکنه و تموم میشه؟ قبلاً صبح زود بیدار میشدی همه کارای روزت رو میکردی نصف کارای فردات هم میکردی تازه 6 و نیم میشد، دیروز من 6 بیدار شدم یه دوش گرفتم دستشویی رفتم و صبحانه خوردم 12 شب بود و وقت خواب!!!
حالا مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که ما تحت تأثیر قانونی هستیم که فیلسوف و نویسنده مشهور، Alan Watts اون رو قانون معکوس نامیده، یه بار دیگه مرور کنیم، ما هرچقدر به دنبال یک حس مثبت بریم، برعکس، احساس منفی بودن میکنیم، یه مثال بزنم که کامل متوجه بشید، تو جامعه ما الآن خیلی عمل زیبایی مرسومه، دیدید بعضیا سیری ناپذیرن؟ یعنی قیافه خودشون خیلی اوکی و خوبه ها ولی مدام دارن خودشون رو زیر تیغ جراحی و آرایشگری میبرن، مدام به دنبال زیبایین چون هرچقدر بیشتر دنبالش میرن بیشتر احساس زشتی میکنن.
ندیدید؟ خب اینو قطعاً دیگه دیدید که بعضیا خیلی خیلی پولدارن ولی به شدت حریصن و همش در حال کارن! به شکل افراطی که اصلاً به هیچ کار دیگهای جز کار نمیرسن؟ دقیقاً به همین دلیل که اونا چون دنبال پولن، مدام بیشتر احساس فقیری میکنن، اینم ندید؟ خدایی فکر کنم باید یه نگاهی تو آینه بندازید، احتمالاً خودتون یکی از این ۲ دستهاید و دارید حقیقت رو کتمان میکنید.
یه فیلسوف دیگه به نام آلبرت کاموس میگه، شما هرگز خوشحال نخواهید بود اگر مدام به دنبال این باشید که خوشحالی از چی تشکیل شده، هرگز زندگی نخواهید کرد اگر مدام به دنبال معنای زندگانی باشید.
یا سادهترش رو بگیم: Don't try
حالا اینجا حتماً از خودتون میپرسید خب الآن که چی؟ یعنی دست از تلاش بردارم؟ یعنی دیگه دنبال پولدار شدن و خوشبخت شدن نباشم؟ حرفات خوشگلهها ولی به درد این میخوره که رو کاغذ با فونت خوشگل چاپ کنی شیاف کنی! (البته به منسون میگید وگرنه منو که بیشتر از این حرفا دوست دارین
اینجا آقامون مارک منسون میگه میدونم درمورد چی حرف میزنید و نگرانیتون رو میفهمم و اینکه خب چطوری از این قانون به نفع خودمون استفاده کنیم رو میگه که ما همینجا stop میکنیم و ادامه کتاب رو من الآن تایپ میکنم که فردا شب برای کسایی که بچههای خوبی هستن و شب جمعه برنامه نمیکنن، ارسال شه بخونن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥6🫡2❤1
🌈 شبنویس 🏴
دوستان امروز آخرین مهلت استفاده از استار های ایردراپ $DOGS هست، این ایردراپ جزو معتبرترین ایردراپهاست که البته هنوز نقشه راه خودش رو ترسیم نکرده، پیشنهاد میکنم استارتش کنید، کار دیگهای لازم نیست بکنید براساس سنّ اکانتتون بهتون توکن میده: https://t.me/do…
خب این ایردراپ مهلتش تموم شد، از معدود ایردراپهایی بود که ارزش وقت رو داشت به نظرم، ببینیم قیمتش چجوی خواهد بود،
یه نکتهای رو مجدد تکرار میکنم، اگر از tonkeeper یا هر کیف پول دیگهای استفاده میکنید، فراموش نکنید که از کلمات پشتیبانتون بکآپ تهیه کنید و یه جای اَمن نگه دارید، فراموشی اون کلید ها یا برداشتنشون توسط دیگران یعنی از دست رفتن کل داراییتون.
یه نکتهای رو مجدد تکرار میکنم، اگر از tonkeeper یا هر کیف پول دیگهای استفاده میکنید، فراموش نکنید که از کلمات پشتیبانتون بکآپ تهیه کنید و یه جای اَمن نگه دارید، فراموشی اون کلید ها یا برداشتنشون توسط دیگران یعنی از دست رفتن کل داراییتون.