Agora
27 subscribers
215 photos
30 videos
40 links
Download Telegram
همیشه وقتی ذهنم شلوغه مینویسم اما این بار نمیدونم از کجا شروع کنم
Agora
همیشه وقتی ذهنم شلوغه مینویسم اما این بار نمیدونم از کجا شروع کنم
من فقط یک من نیستم، هیچوقت نبودم. صداهای توی سرم سال هاست که مثل رِمی من رو به شکل یک سرآشپز از موهام می‌کشن و روی صحنهٔ زندگی به حرکت درمی‌آرن. حساب هیچ کدوم از حرکاتم هم از دستشون در نمی‌ره.
بعد از چند وقت سکوت و آروم بودن چند روزی هست که دوباره به جون هم (به جون من) افتادن و این بار این جدل بین شخصیت های اصلی ذهن منه؛ یعنی منی که این شخصیت رو ساخته و حفظ میکنه، و منی که سعی داره اون رو سرپا نگه داره.
من معتقده دروغ، خیانت، تحقیر، تنفر و هر حس منفی ای و در مقابل هر حس مثبتی وجود خارجی ندارن، یعنی در واقع خارج از ما نیستن. اون معتقده یک عابر پیاده بدون یافتن یک حس حقارت در‌ وجود من نمی‌تونه یک نگاه تحقیر آمیز به سر تا پام بندازه، اون هیچ تقصیری نداره چون فقط این حس رو از اعماق وجود من بیرون کشیده و دوباره جلوی چشم های من اون رو به نمایش در می‌آره پس این منم که این حقارت رو حمل می‌کنه و هیچ ایرادی نمی‌تونه بر اون شخص وارد باشه. اون معتقده کسی نمی‌تونه من رو گول بزنه و بهم دروغ بگه، اون میگه آدم ها نقششون رو کاملا واضح بازی می‌کنن و این منم که به اختیار و اراده خودم تصمیم می‌گیرم اون رو بپذیرم یا نه، در واقع میگه هیچکس نمی‌تونه از اعتماد من سوءاستفاده کنه بدون اینکه من خودم به اون شخص اعتماد کرده باشم. اون در مقابل به خوب بودن آدم ها هم باوری نداره و بیراه هم نمی‌گه، چون چطور دیگران می‌تونن به من احترام بگذارن وقتی من شخص محترمی نیستم؟ میبینی؟ همه چیز کاملا ساده‌است.
اون من اما از این حرف ها بدش می‌آد. از این من و کشفیاتش برای سخت تر کردن زندگیمون متنفره! بنظرش اون مرده هارو از قبر بیرون می‌آره و یک جایی روی زمین رها می‌کنه به نظرش همه چیز برای اون زیادی ساده‌است. می‌گه اون بلده عزیزی داشته باشه، این رو هم بلده که بدرقه‌اش بکنه اما چیزی که حتی دوست نداره بهش فکر کنه، این هست که تا خود فرودگاه رفتن به چه شهامتی نیاز داره. اون زخمی می‌شه، در اولین فرصت زخمش رو پانسمان هم می‌کنه، اما هیچوقت قرار نیست درد ضد عفونی کردن همون زخم رو حتی به روی خودش بیاره. اون بلده آسیب ببینه، اما در مقابل فقط یاد گرفته پاش رو مستقیم روی پله‌ی پذیرش بذاره و دیگه هیچوقت درباره‌ی‌ بقیه پله های اون راه‌پله با کسی صحبت نکنه.
این من می‌گه ما باید بیشتر تلاش کنیم، باید مسیر خونه تا فرودگاه رو حفظ بشیم، باید هر روز و هر روز این زخم رو به منظور تمیز کردن باز کنیم، باید تک تک این پله هارو طی بکشیم تا بتونیم این کسی که میخوایم باشیم باقی بمونیم. می‌گه بدون گذر از این راه تموم راه هایی که فکر می‌کنیم رفتیم، حتی شروع هم نشدن و یا در بهترین حالت نا تمومن.
می‌بینید؟ معمولا توی این دعوا ها من بی طرفم اما الان بنظرم خیلی هم اشتباه نمی‌گه و خب امشب باز هم من یک تماشاچی‌ام، رو در رو با این سقف خاکستری رنگ بدون شیب اتاقم.
گرلز نایت به بخش حساس رسید
اصلا اتفاق خوبی نیوفتاد😂😂😂😂😂😂
😭4
متاسفانه دروغ گفتن به خودت جزو کارهایی هست هر چقدر هم خواستنِ تو توش قوی باشه فعل توانستن هیچ وقت قرار نیست به انجام برسه
چرا، اتفاقا دروغ بگو، به هر کسی که دلت میخواد
اما حقیقت رو یادت نمیره، نه؟
Agora
Dua Lipa – Training Season
I need someone to hold me close, deeper than I've ever known
Whose love feels like a rodeo, knows just how to take control
When I'm vulnerable, he's straight talking to my soul
Conversation overload, got me feeling vertigo🙏🏻
💘1
Narcissistic final boss
Agora
Narcissistic
نه البته
از تکست هایی که در طول روز با افکار رندومم برای شمینا میفرستم میشه راحت چندین مقاله و مانیفست و متن سخنرانی نوشت
کاش میشد از طرز فکرم پول در بیارم
یعنی یه موضوع بهم بگن در موردش فکر کنم نظرمو بگم و بهم پول بدن در مقابل
👍4