یه خانمی رو دیدم یه کیسه دستش بود
بی اغراق ۳۰ تا کنسرو لوبیا خریده بود
حتی اگه آمریکا نزنه ایشون قطعاً میزنه
هوا بهاری شده و گربهها حتی یک لحظه رو هم از دست نمیدن صبح و شب مشغول اغواگریاند بی خیال مذاکره و جنگ.
بابام رفته واسه جنگ سه کیلو آلو خشک خریده. میگم این به چه درد میخوره میگه حداقل یبس نباشیم.
اینهمه بیدار موندیم تا پنج صبح اینا تو ساعت اداری و کارمندی جنگ رو شروع کردن.
این کولهی من بیشتر کولهی صلحه تا کولهی جنگ. توش کتاب و بیسکوییت و نوافنه.