تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.79K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
705 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
🕶مطالعات امریکا: از رتوریک تا واقعیت (سیاست خارجی ریگان و ایران)

سیاست خارجی دالانی تودرتو است که پیچیدگی‌های آن را فقط می‌توان در انتهای تونل زمان دید و نه در آینه‌ی وعده و وعیدها. سیاست خارجی دولت دوم ترامپ نیز از این قاعده مستثنی نیست. برخلاف هیاهوهای دوران تبلیغات انتخاباتی، قطار سیاست خارجی دولت دوم ترامپ نیز ـ خاصه درباره‌ی مسأله‌ی تعامل با ایران ـ کمابیش بر همان مسیر دولت‌های قبلی امریکا (من‌جمله دولت اول ترامپ) می‌رود. در اینجا برای اینکه نشان دهیم رتوریک‌ در برابر واقعیت اهمیت چندانی ندارد، بد نیست تاریخ را ورق بزنیم و به اواخر دوران جنگ سرد و اندکی پس از پیروزی انقلاب 57 برگردیم.
رونالد ریگان جمهوری‌‌خواه حکومت انقلابی ایران را ـ در کنار اتحاد جماهیر شوروی و لیبی ـ "کنفدارسیون دولتهای تروریست" خواند و از تحریم‌های اقتصادی شدید و انزوای دیپلماتیک استفاده کرد. نیز با آغاز جنگ 8ساله‌ی ایران و عراق، آمریکا با ارسال اطلاعات ماهواره‌ای، تسلیحات غیرمستقیم، و کمک‌های مالی به صدام حسین، و همچنین تحریم تسلیحاتی ایران ذیل عنوان "عملیات عزمِ جزم" (Operation Staunch) عملاً به طولانی‌تر شدن جنگ با عراق و تضعیف ایران کمک کرد. ریگان با در پیش گرفتن سیاست چرخش به سمت عراق (Tilt Toward Iraq) در سال 1982 سازمان سیا را برای خنثی‌سازی عملیات نظامی ایران روانه‌ی بغداد کرد. علاوه بر اینها، تیم ریگان در اواسط دهه80 بحث از تغییر حکومت در ایران را طرح کرده و تمام گزینه‌های ممکن را بررسی کردند[1]. با این وجود اما زمین سخت واقعیات، نهایتا سیاست خارجی ریگان را عملا وارد مسیر دیگری کرد.
ریگان بر خلاف رتوریک "ما با تروریست‌ها توافق یا مذاکره نمی‌کنیم و به آنها امتیاز نمی‌دهیم" در اواخر جنگ ایران و عراق، سیاست موازنه متقابل عراق و ایران را در پیش گرفت و در همین راستا، مذاکراتی را با دولت وقت ایران انجام داد که بعدا به ماجرای ایران‌کُنترا (1985تا1987) مشهور شد. در نتیجه‌ی همین مذاکرات بود که دولت امریکا در آن مقطع، عملا سیاست تحریم نظامی ایران را کنار گذاشت و اجازه‌ داد برخی اقلام نظامی (شامل انواعی از موشک‌های ضد تانک و قطعات و تسلیحات جنگنده‌های اف4 و اف14 تامکت) در اختیار ایران قرار بگیرد.
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. برای مثال نک. مصاحبه‌ی PBS با مک‌فارلین (مشاور امنیت ملی ریگان):
https://www.pbs.org/wgbh/pages/frontline/shows/target/interviews/mcfarlane.html

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
این دیدگاه که جنگ فی‌نفسه خیر است، دال بر رد و تکذیب تمایز میان جنگهای عادلانه و غیرعادلانه، بین جنگهای مبتنی بر دفاع و جنگهای مبتنی بر تجاوز است. این مآلاً با هیچ فکر ناظر بر قانون ملل، سازگار نیست. لئو اشتراوس، ریشه‌های آلمانی، ص110، ترجمه شروین مقیمی،…
علم مدرن به وعده ای که از آغاز ظهورش تا پایان سده ی نوزدهم داده بود، وفا نکرد. آن وعده این بود که سرشت حقیقی عالم و حقیقت انسان را بر ما مکشوف سازد... شما با این اظهار نظر قطعی آشنایید که ارزش‌داوری‌ها برای عالم به طور کلی و برای عالم اجتماعی به طور اخص، غیرقابل پذیرش است. این قطعاً بدین معناست که در حالی که علم به انحایی قدرت بشر را افزایش داده است که انسانهای پیشین در خواب هم نمی دیدند اما مطلقاً قادر نیست تا به انسانها بگوید که چطور از آن قدرت استفاده کنند. علم نمی تواند به او بگوید که آیا استفاده‌ی حکیمانه و خیرخواهانه از آن قدرت، حکیمانه تر است یا استفاده‌ی احمقانه و شیطانی. نتیجه این می‌شود که علم قادر نیست معنادار بودن خودش را به ثبوت برساند یا به این پرسش پاسخ دهد که علم چرا و به چه معنا خوب است. بدین ترتیب ما با یک دستگاه عظیم روبرو هستیم که هر آن بر سترگی‌اش افزوده می‌‎شود اما فی نفسه فاقد معناست.

لئو اشتراوس،
مقاله‌ی "اگزیستانسیالیسم" در: ریشه‌های آلمانی، ص128
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
کشور ما با کشورهای اروپایی قابل مقایسه نیست. ساختار آن خیلی پیچیده است و به علاوه گرفتار شورش و هرج و مرج نیـز می‌باشد. مسایل در اینجا باید با دقت کامل مورد بررسی قرار گیرد. در پاره ای از نقاط مملکت ما انسانهای وحشی زندگی می‌کنند که به حیات وحشیانه قرون وسطایی…
بدون تردید یکی از اصلی ترین حلقه های انتقال افکار و اندیشه های مدحت پاشـا بـه ایران، میرزا حسین خان سپهسالار بوده است. مشیرالدوله در حدود دوازده سال (۱۲۷۵ تا ۱۲۸۷ ق./۱۸۵۸ تا ۱۸۷۰ م.) در سفارت ایران در استانبول با سمتهای وزیر مختار و سفیر کبیر ایران به انجام وظیفه مشغول بوده است. در زمان ورود میرزا حسین خان به استانبول در حدود نوزده سال از صدور خط همایون گلخانه و آغاز دورهٔ تنظیمات و همچنین دو سال از صدور فرمان اصلاحات می‌گذشته است. او در این مدت رابطه دوستانه با بزرگانی مانند عالی پاشا، منیف پاشا، فؤاد پاشا و مدحت پاشا داشته و از نزدیک شاهد تلاش دیوان‌سالاران مذکور در انجام اصلاحات حکومتی بوده است. میرزا حسین خان در دورهٔ سفارت خود در استانبول، گزارشگر اصلاحات عثمانی بود و بدون تردید متأثر از آن تحولات. بنابراین اندیشه ترقی خواهی او که در ایران بعد از بازگشت از استانبول پیگیری شد تحت تأثیر اندیشه بزرگانی همچون فؤاد پاشا، عالی پاشا و مدحت پاشا بوده است. او در نامه های خود به دفاع از جریان اصلاحات در عثمانی می پرداخت. از تشکیل پارلمان و شکل گیری دولت مشروطه و استقرار قانون اساسی که شعار نوعثمانیان بود حمایت می کرد و به گونه ای دولت ایران را نیز برای خروج از بحرانهای موجود به انجام اصلاحات ترغیب می‌نمود.

حسن حضرتی،
مشروطه‌ی عثمانی،
صص283،284
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.


@AdnanFallahi
👍6
هیچ چیز بهتر از صهیونیسم نمی‌تواند بر سرشت نازیسم پرتو افکند. صهیونیسم، برای گروهی که در ابتدا فقط تعدادی از یهودیان بودند که به هوادارانِ "کاملا یهودی‌زدایی شده‌ی" ادغامِ یهودیان [در جوامع غربی] شدیدا می‌تاختند و آنها را به "انحطاط" و "خیانت به مردم خویش" متهم می‌کردند، یک آگاهی ملی و نژادی نوین را نمایندگی می‌کرد... مفری برای "تهدید به اختناق" و مرگ نژادی قریب الوقوع جستجو شد، و برغم کم توجهی به ساکنان عربش، فلسطین مورد توجه بسیار قرار گرفت. موسی هس [متفکر صهیونیست سوسیالیست آلمانی] قبلاً در سال 1863 گفته بود كه "نژاد" عامل اصلی در روند تاریخی است؛ در سال 1882 لئو پینسکر [متفکر صهیونیست روس] افزود که یهودیان یک عنصر غیر قابل ادغام‌ [در جوامع غربی] را نمایندگی می‌کنند. علائم انحطاط موجود در ادغام‌شدن، گاه و بی‌گاه در قالب اصطلاحاتی وصف می‌شد که اختلاف چندانی با اصطلاحات یهودستیزانه نداشت.
... نکته این است که علی‌ای‌حال هر چیزی که برای نازی‌ها تصورات برآمده از ترسِ آسیب‌شناسانه می‌نمود، برای یهودیان واقعیت بود: انقراض نژادی قریب‌الوقوع، فقدان
فضای حیاتیِ ملی، دشمنی یکسان از سوی تمام قدرتهای متخاصم. برغم [شباهت‌های بین نازیسم و صهیونیسم]، تفاوت‌های عمده‌ نیز وجود داشت که نمی‌توان در اینجا بدان ورود کرد؛ چنانکه نمی‌توان این پرسش را در انداخت که آیا مجاز است که ما درباره‌ی "فاشیسم یهودی" در صهیونیسم سخن بگوییم؟ خود این شباهت‌ها برای نشان دادن پوچی ایده‌ی مرکزی نازیسم کافیست...

Ernst Nolte,
Three Faces of Fascism,
P. 562,
Translated from the German by Leila Vennewitz,
New York: Mentor Books, 1969.


@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
عالِم اگر پیرو پیامبر (ص) باشد... بدین سان از رفت و آمد به درگاه کسانی که سزاوار نیستند مصون می‌ماند ـ مانند کاری که برخی مردم می‌کنند و سم مهلک است... بلکه آنها عملی بدتر و شنیع‌تر هم انجام می‌دهند و [در مقام توجیه] می‌گویند: همانا رفت و آمد ما به درگاه اینها…
امیر عزالدین نزد شیخ شاطبی فرستاد و او را به حضور نزد خود دعوت کرد. شیخ به اصحابش گفت که این ابیات را برای امیر بنویسند:
از جانب یک نصیحت‌گرِ زیرکِ آگاه/بگو به امیر قولى
هرگاه فقیه به درگاه شما وارد شد/نیست در او خیری


جلال الدین السیوطی،
ما رواه الأساطين في عدم المجيء إلى السلاطين،
ص69،
طنطا مصر: دار الصحابة للتراث، 1991.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت


@AdnanFallahi
👍7
خوشبختانه این کتاب گرانسنگ پروفسور رابرت هُیلند (متخصص و مورخ اسلام نخستین) به فارسی ترجمه شده و گویا در نمایشگاه کتاب هم در دسترس است. هیلند با استفاده از طیف وسیعی از منابع تاریخی جدید (شامل شواهد سخت باستانی و مصادر موازی با تراث مسلمین) اثری مهم را در این حوزه تالیف کرده است.
ما چند سال پیش گزارشی از این کتاب هیلند را در کانال منتشر کرده بودیم.


@AdnanFallahi
👍8
یهودیان غیرمذهبی زمانه ی ما، به دو طبقه تقسیم می‌شوند. آنهایی که آرزو می‌کنند کاش هرگز یهودی زاده نمی شدند، یعنی کسانی که خاستگاه یهودی‌شان را یک بداقبالی محسوب می‌کنند؛ و آنانی که آرزو نمی‌کنند که کاش یهودی به دنیا نمی آمدند و حتی شاید بابت یهودی به دنیا آمدنشان، خوشحال هم هستند. آنها یعنی این گروه دوم احساس می‌کنند که آنچه در آنان بهترین است، به خاطر خاستگاه یهودی آنهاست، یا به هر حال به نحوی ناگسستنی با آن در پیوند است. آنها هنوز به شیوه ای عجیب و غریب به نوعی به این عقیده باور دارند که یهودیان قوم برگزیده هستند. آنها در اروپای قاره ای مکرراً خود را با این واقعیت که یهودی هستند، و نه آلمانی، اتریشی و از این قبیل، ظاهر می‌سازند. فروید بدین معنا یک یهودی خوب بود. من فراتر می‌روم. من معتقدم که یهودیان نوع دوم هم بهتر و هم سعادتمندتر از یهودیان نوع اول اند... فرد نباید از وضع و جایگاه خویش، از تقدیر خویش بگریزد بلکه باید آن را بپذیرد و حتی بدان عشق بورزد و بزرگش دارد. قطعاً انسانها و به ویژه یهودیان، ممکن است در چنان وضع اسفباری به دنیا بیایند که کسی نتواند آنها را به خاطر فرار از جایگاه تولدشان سرزنش کند اما این چیزی نیست که بتوان به طرزی معقول در مورد یهودیان بماهو یهودیان گفت، یعنی گروهی از انسانها که به بیانی انسانی به برکت ایثارگری و تصمیم قهرمانانه‌ی بی همتای پیشینیان ما از سه هزار سال پیش تا کنون هنوز هم به بقای خود ادامه می‌دهند؛ ایثارگری و تصمیم قهرمانانه‌ی بی همتایی که از آن زمان تا کنون بارها و بارها تکرار شده است. از خودگذشتگی‌هایی چنین برجسته و ممتاز را هر نسلی از یهودیان می‌بایست به منصه ظهور بگذارند، به ویژه آنانی که تحقیرها و بی حرمتی های غیر قابل وصفی را متحمل شده اند. اما ما سرمان را بالا می‌گیریم؛ زیرا با گوشت و پوست و استخوانمان این را می‌دانیم که تنها آن کسی تحقیرشدنی است که احترام به خویشتن را منوط و وابسته به احترام دیگران کند.

لئو اشتراوس،
مقاله‌ی "فروید: درباره‌ی موسی و یکتاپرستی" در: ریشه‌های آلمانی، صص151،152
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
#امت‌گرایی_یهودی
#محافظه‌کاری_یهودی


@AdnanFallahi
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و همانا شرع از این رو از عهده‌دار شدن حاکمیت‌ها بازداشته است چراکه حاکمیت سیاسی مشتمل بر مفاسدِ پیش‌گفته است. خاصه شرع، افراد ضعیف و عاجز از تحمل بار سنگین حاکمیت‌ها و ستاندن داد مظلومان از ظالمان را از این کار بازداشته است. عز بن عبدالسلام (660ق)، قواعد…
و بدان که مصالح آخرت کامل نمی‌شود مگر با بخش بزرگی از مصالح دنیا مانند خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها و البسه و ازدواج و بسیاری دیگر از منافع.

عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/130،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
حدیث_گرایی_ابوحنیفه_نسخه_نهایی_چاپی.pdf
📖حدیث‌گرایی متخیل: ابن تیمیه و ابوحنیفه

ابن تیمیه نیز بر این شواهد صحه می‌‌گذارد که قاطبه‌‌ی محدثان ابوحنیفه را مورد طعن و انتقاد قرار داده‌‌اند. او حتی پا را فراتر گذاشته و دلیل عدم نقل چشمگیر حدیث از ابوحنیفه و اصحابش را همین موضوع می‌‌داند:
بیشتر اهل حدیث در ابوحنیفه رضی الله عنه و اصحابش طعن‌‌های مشهوری زده‌‌اند که کتاب‌‌ها پر از این طعن‌‌هاست و شدت این طعن‌‌ها به حدی بوده که اهل حدیث از ابوحنیفه و اصحابش چیزی در کتب حدیث نقل نکرده‌‌اند و هیچ ذکری از آنها در کتب صحیح بخاری و مسلم و نیز کتب سنن نیست" (ابن تیمیة،، الرد على السُّبكي في مسألة تعليق الطلاق، 2/837، مكة المكرمة: دار عالم الفوائد).

نتیجتاً ابن تیمیه نه تنها مدعی جعلی و موضوع بودن این طعن‌‌ها نیست بلکه فراوانی و وفور آنها را تأیید کرده و حتی غیبت معنادار ابوحنیفه و اصحابش از کتب معتبر حدیثی مثل صحیحین و... را ناشی از همین موضوع می‌‌داند. حتی ابن تیمیه در جای دیگری از کتابش تأیید می‌‌کند که اکثر اهل حدیث، وقعی به مخالفت ابوحنیفه با آرای خود نمی‌‌نهند و مخالفت ابوحنیفه را مخالفت به حساب نمی‌آورند (همان، 2/627). صدالبته ابن تیمیه‌ی حنبلی برخلاف سلفش ابن الجوزی حنبلی، می‌کوشد ابوحنیفه را معذور بداند و ناخواسته بسیاری از اهل حدیثِ منتقد ابوحنیفه را متهم می‌کند و می‌نویسد:
کسی که گمان کند ابوحنیفه یا سایر ائمه‌ی مسلمین، عمداً و به سبب گرایش به قیاس یا چیز دیگر، با حدیث صحیح مخالفت کرده‌اند، در مورد این ائمه دچار خطا شده و از روی ظن یا هوای نفس سخن گفته است" (ابن تیمیة، مجموع الفتاویٰ، 20/304، المدينة النبوية، مجمع الملك فهد).

این دوگانگی و تضاد ابن تیمیه که از یک سو اهل حدیث را مخالف شدید ابوحنیفه می‌داند، و از سویی مخالفان ابوحنیفه را به پیروی از ظن یا هوای نفس متهم می‌کند محصول دوگانگی‌ معرفتی‌ای است که امثال ابن تیمیه با آن روبرو بوده‌اند: آنها از یک سو ناچار بودند از منهج و رویکرد استنباطی و حدیث‌گرایی سلف خود و کسانی چون احمد حنبل پیروی کنند و از سویی خود را ملزم می‌دانستند که با خلق یک ابوحنیفه‌ی متخیلِ مطابق با میل اهل حدیث، بر انتقادات سلف حنابله و اهل حدیث بر ابوحنیفه سرپوش بگذارند. بنابراین یا باید این انتقادات را بالکل منکر شد و یا این انتقادات را توجیه کرد. در اینجا ابن تیمیه چون خود محدثی چیره‌دست بوده است، می‌داند که راهی به انکار این حجم از انتقادات محدثین قرون سوم و چهارم نیست فلذا این انتقادات را ناموجه و ناشی از ظن یا هوا و هوس برشمرده است؛ غافل از اینکه وی با این‌کار تلویحاً سلف خود یعنی احمد حنبل را به اتباع ظن یا هوس متهم می‌کند چراکه احمد حنبل گفته بود:
برغم اینکه اصحاب رأی، احادیث زیادی دارند، ما آنها را رها کردیم و چیزی از آنها ننوشتیم؛ چراکه آنها دشمن حدیث هستند و هیچ‌کدامشان رستگار نمی‌شوند" (ابن حنبل، مسائل الامام أحمد بن حنبل رواية ابن هانئ، صص437،497، ، القاهرة، دار الفاروق)؛

و نیز ابوبکر الأثرَم (273هـ) درباره‌ی استادش احمد حنبل می‌گوید:
بارها ابوعبدالله [= احمد حنبل] را دیدم که از ابوحنیفه و مذهب وی ایراد می‌گیرد و چیزی از سخنان ابوحنیفه را با حالت انکار و تعجب، نقل می‌کند" (الأثرم، سؤالات أبى بكر الأثرم لأحمد بن حنبل ويليه مرويات الأثرم عن الإمام أحمد، ص184، القاهرة، الفاروق الحديثة).

و خود ابن تیمیه در جای دیگری بر این حملات احمد حنبل بر «اهل رأی کوفه» صحه می‌گذارد و می‌نویسد:
اهل سنت و اهل حدیث، از دعوتگر به بدعت‌هایی مثل کلام یا رأی یا بدعت در عبادت، دوری می‌کنند و از این‌رو اهل سنت، از روایت کردن از دعوتگران به بدعت مانند اهل کلام مثل عمرو بن عبید [معتزلی] و دیگران، و نیز اهل رأی کوفه، اجتناب می‌کردند چنان‌که احمد حنبل با آنها چنین می‌کرد[1] و تفصیل این موضوع در جای دیگری بیان شده است" (ابن تیمیة، جامع المسائل (المجموعة الثامنة)، ص76، مكة، دار عالم الفوائد).

ــــــــ
ارجاعات:
[1]. گفتنی است بنا بر قولی که خطیب بغدادی از احمد حنبل روایت کرده است، احمد حنبل، ابوحنیفه را از عمرو بن عبید (143هـ) معتزلی هم خطرناک‌تر می‌پنداشت: «ابوحنیفه برای مسلمین از عمرو بن عبید هم خطرناک‌تر است چراکه ابوحنیفه، اصحاب دارد» (الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، 13/412). سند این روایت صحیح است و محدث سلفی معاصر مقبل بن هادی الوادعی آن را تصحیح کرده است (الوادعی، نشر الصحیفة، ص320).

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍8👎1
Nationalism

مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامه آنلاین فلسفی استنفورد (بر اساس نسخه‌ی آخرین بازنگری تا 2 سپتامبر 2020) در دست ترجمه است
مترجم: عدنان فلّاحی
ناشر: نشر مردم نگار

#ترجمه

@philobooks
👍12👎1
پیشگوی‌های صَفَنیا[ی نبی] حتی از پیشگویی‌های اشعیا جهان‌شمول‌ترند. از دید او عصر مسیحایی زمان اصلاح کل جهان است... وی تصویر وحشتناکی را از روز خدا ترسیم می‌کند و می‌گوید:
آن روز، روز غضب است، روز تنگی و اضطراب، روز خرابی و ویرانی، روز تاریکی و ظلمت، روز ابر و ظلمت غلیظ" (صفنیا ۱۵:۱)

آن روز بسیار نزدیک است و در آن آشور و اقوام دیگر حتی یهودا هلاک خواهند شد زیرا از مجازاتی که خدا برای دشمنان خود آماده کرده، پروا ننمودند و از بلایی که بر سر امتهای خطا کار فرود آمد، عبرت نگرفتند (۲: ۱۰ و ۷:۳).

ولی در این میان درستکارانی باقی خواهند ماند...

جولیوس گرینستون،
انتظار مسیحا در آیین یهود،
ص29،
ترجمه حسین توفیقی،
انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چـ2، 1387.


@AdnanFallahi
👍13
میرزا عباس معاون وزارت خارجه ایران میگفت:
در کشور ما سه شخص متنفذ وجود دارد، اول شاه دوم صدراعظم و بخصوص سوم وزير مختار دولت فرانسه.

در صورتیکه خدا بخواهد و این وضع همچنان دوام پیدا کند، چون هیچ چیز در این مملکت ثبات ندارد.


کنت دوگوبینو،
نامه‌های ایرانی،
ص27،
ترجمه د. عذرا غفاری،
کتابفروشی دهخدا: اردیبهشت 1341.


@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
«وحی» در منظومه‌ی فکری لئو اشتراوس دوستان ماهنامه‌ی رخ‌نگار، مطلبی را منتشر کرده‌اند که پروفسور لیورا باتنیتسکی (Leora Batnitzky) ـ استاد دپارتمان دین و مطالعات یهودیت در دانشگاه پرینستون ـ درباره‌ی جایگاه وحی در تفکرات لئو اشتراوس نگاشته است. این مطلب…
معمولاً واژۀ Persecution را در فارسی به شکنجه یا آزار ترجمه می­‌کنند که به­ ویژه در مورد نام این کتاب اشتراوس، ترجمۀ دقیقی نیست. شکنجه در زبان فارسی معادل با هرگونه رنج و عقوبت و آزار و اذیت است که شامل تعذیب مجرمان و گناهکاران نیز می­‌شود (نک: دهخدا، مدخل شکنجه). ولی Persecution در زبان انگلیسی به انواع آزارهایی اشاره دارد که شخص فقط به سبب داشتن باوری خاص یا تعلق به طبقه یا نژادی خاص، متحمل می­‌شود؛ چنان­که خود اشتراوس نیز می­‌نویسد:
اضطهاد نمی­‌تواند مانع تفکر مستقل شود، حتی نمی­‌تواند مانع بیان اندیشۀ مستقل شود (Persecution and the Art of Writing, pp.23,24 - University of Chicago Press edition 1988)

   اما معادل Persecution در زبان عربی معاصر «اضطهاد» است که معادل یکی از معانی پرکاربرد واژۀ «فتنه» در قرآن کریم و زبان عربی قدیم نیز هست: «فَمَا آمَنَ لِمُوسَی إِلَّا ذُرِّیَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَی خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن یَفْتِنَهُمْ: سرانجام کسی به موسی ایمان نیاورد مگر فرزندانی از قوم وی درحالی‌که بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سران آن‌ها ایشان را آزار رسانند» (یونس ۸۳، ترجمۀ محمد مهدی فولادوند) یا: «إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ: کسانی که مردان و زنان مؤمن را آزار کرده و بعد توبه نکرده‏اند ایشان را هست عذاب جهنم و ایشان را هست عذاب سوزان» (بروج ۱۰، ترجمۀ محمد مهدی فولادوند) و...
   بنابراین معادل دقیق Persecution همانا فتنه یا اضطهاد است که به سبب اینکه واژۀ فتنه، مشترکی لفظی و ذوالمعانی است، اضطهاد مناسب­‌تر و دقیق­‌تر است.


@AdnanFallahi
👍8
آنهایی که گفته اند تقدیری کور علت پیدایش تمام آثاری است که ما در جهان می‌بینیم و علتی که به معنای سرنوشت تعبیر می‌شود موجودات را به وجود آورده است حرفی بی معنی زده اند، زیرا چه حرفی بی معنی تر از این که «تقدیر کورِ» بدون شعور، موجودات باهوش به وجود بیاورد!

بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/175،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.


@AdnanFallahi
👍15👎1
و از محاجه‌ی کفار «علم کلام» خیزد و از احکام علمِ فقه «فتاوى». و بدین معلوم می‌شود که این دو نوع علم در رتبت آخرین افتاده است از مراتب علوم دین، و آدمیان [آن دو] را تقدیم از بهر آن می‌کنند که وسیلت جاه و مال است [زیرا] دوستی «مال و جاه» ایشان را بر آن داشت که این دو علم را بر دیگر علم‌ها تقدیم گردانند، و اقبال بر وی کردند.

ابوحامد غزالی،
جواهر القرآن،
ص59،
به کوشش سید حسین خدیوجم،
بنیاد علوم اسلامی، چـ2، اسفند1360.


@AdnanFallahi
👍11
در زمینه احادیث آخرالزمانی و ارتباط عیسی با این احادیث، نکته قابل ذکر آن است که پس از اندک مدتی، عیسی در "سناریو"ی مربوط به پایان کار جهان که نزد مسلمانان سخت رواج و مقبولیت داشت، جایگاه محوری و مرکزی پیدا کرد. به نظر می رسد که نقش فرجام‌شناختی‌ عیسی یا رجعت او که اناجیل چندان به آن نپرداخته‌اند، مخیله کلیساهای شرقی را به خود مشغول داشته بود و احتمالا از همین جا بود که این تصور به میان عقاید اسلامی راه یافت.

طریف خالدی،
انجیل به روایت مسلمانان،
ص۳۶،
ترجمه منصور معتمدی،
تهران: انتشارات هرمس.


@AdnanFallahi
👍10👎2
دیروز ۲۹می بود؛ سالروز سقوط قسطنطنیه (استانبول امروزی) و فروپاشی امپراتوری روم شرقی (بیزانس) به دست عثمانی‌ها.
دو سال پیش یادداشتی را به همین مناسبت نوشته بودم که مجددا بارگذاری می‌کنم:
👍5
🇹🇷مطالعات ترکیه: سلطان محمد فاتح و منافع ملی

حدود ششصد سال پیش و در روزی چون امروز در ۲۹می۱۴۵۳میلادی، شهر قسطنطنیه پس از حدود ۳۰بار تلاش ناموفقِ ایرانیان، امویان، عباسیان و... نهایتا به دست سلطان محمد دوم عثمانی (ملقب به فاتح) اصطلاحا فتح شد و ارتش محمد فاتح، تومار بیش از هزار سال امپراتوری باشکوه روم شرقی (بیزانس) را نیز در هم پیچید.
به گواه منابع مکتوب مسلمین، اهمیت ژئوپولیتیک قسطنطنیه(استانبول امروزی) حتی در عصر اموی و عباسی هم امری عیان و مشهود بوده تا جایی که محدثان عصر عباسی کسانی چون احمد حنبل و... حدیثی منسوب به پیامبر اسلام ص را نقل کرده‌اند که بر اساس آن، فتح قسطنطنیه به مسلمین بشارت داده شده و فاتح این شهر و نیز ارتش وی مورد ستایش قرار گرفته اند (لَتُفْتَحَنَّ القُسطَنْطِينِيَّةُ فلنعمَ الأميرُ أميرُها ولنعمَ الجيشُ ذلك الجيش).
استانبول در تمام دوران امپراتوری عثمانی شهری باشکوه و مجلل بود و پس از ایجاد جمهوری ترکیه به دست مصطفی کمال آتاتورک نیز اهمیت و اعتبار پیشینش چند برابر شد.
استانبول امروزه قلب تپنده اقتصاد ترکیه و یکی از مهم‌ترین مراکز ترابری و حمل و نقل در اروپاست؛ ضمن اینکه حدود یک چهارم کل جمعیت ترکیه ساکن این شهر هستند و نقش این شهر در سبد درآمدهای توریستی ترکیه نیز بی‌بدیل و منحصربفرد است.
با تمام اینها آیا استانبول و حافظه‌ی اسلامی و عثمانیِ پَس آن، ارزش افزوده‌ای برای شهروندان غیرترکیه‌ای دارد؟
مقامات ترکیه امروزه روایت منسوب به پیامبر اسلام ص درباره فتح قسطنطنیه را به همراه ترجمه‌ی چند زبانه‌اش، بر سر در ورودی مسجد معروف ایاصوفیه (به مثابه نماد کلان‌شهر استانبول) نصب کرده‌اند و بدین وسیله با ارجاع مفاد این روایت به محمد فاتح[١]، برای جمهوری ترکیه اعتبار دینی و مزیت توریستی را یکجا گردآورده‌اند. حقیقت این است که ارزش افزوده‌ی این شهر و فتح تاریخی آن صرفا به حساب منافع ملی ترکیه و شهروندان ترکیه سرریز خواهد کرد و في‌المثل شهروندان افغانستان، عراق یا الجزایر برغم سهیم بودنشان در مفهوم فرهنگی "امت مسلمان" - و نه مفهوم سیاسی امت - سهمی در این سودآوری ندارند. اینجاست که مفهوم منافع ملی، اهمیت و جایگاه ویژه خود را در مناسبات سیاسی نشان می‌دهد. به دیگر سخن در ساختارهای سیاسی دولت-ملت تمام اعتبار تاریخ و پتانسیل‌های یک کشور، ناخودآگاه در خدمت منافع ملی و مردمان آن سرزمین خواهند بود چنان‌که چنین نکته‌ی بدیهی‌ای در پیامی که رجب اِردوغان رئیس جمهور ترکیه به مناسبت ۵۶۸امین سالگرد فتح قسطنطنیه در حساب تلگرامی خود در سال گذشته منتشر کرد نیز عیان است:
"من با احترام و افتخار، یاد سلطان محمد فاتح و ارتش باافتخار او را گرامی می‌دارم که به ستایش پیامبرمان مفتخر بودند، و این شهر ویژه را به میراث تمدن ما اضافه کردند"
____
ارجاعات:
[١]. گفتنی است نه صحت این روایت محل اجماع محدثان است و نه ترجمان آن به فتح محمد دوم محل وفاق. منتها چنین چندوچون‌های پژوهشی‌ای کوچکترین اهمیتی برای پیشبرد پروژه‌های کلان سیاسی ندارد چنان‌که نه مقامات ترکیه و نه حتی سلاطین عثمانی نیز به این اما و اگرها اهمیتی نمی‌دادند.

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍18
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در زمینه احادیث آخرالزمانی و ارتباط عیسی با این احادیث، نکته قابل ذکر آن است که پس از اندک مدتی، عیسی در "سناریو"ی مربوط به پایان کار جهان که نزد مسلمانان سخت رواج و مقبولیت داشت، جایگاه محوری و مرکزی پیدا کرد. به نظر می رسد که نقش فرجام‌شناختی‌ عیسی یا رجعت…
احادیث مربوط به دجال و عیسی و مهدی به شرطی که از انتقادات مصون ماندند، نهایتا مفید ظن بیش نیستند و از مسائل عقیدتی به شمار نمی‌آیند بلکه مسائل فرعی هستند. یعنی اگر هیچ حدیثی در مورد عیسی وجود نمی‌داشت ذره‌ای به عقاید مسلمان لطمه وارد نمی‌شد...
   وجود حدیثی در صحیحین، به معنای الزام به عمل به آن نیست بلکه ممکن است دلیلی قوی‌تر، عذر رد عمل به آن باشد.

ناصر سبحانی،
مناظرات (نوار پنجم)


@AdnanFallahi
👍14👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بربر به یونانی βάρβαρος متضاد کلمه شهروند به یونانی πολίτης (پولیتس) است. نزدیکترین واژه به کلمه بربر را در یونانی میسنی‌ای به خط باستانی B می‌بینیم که به معنای نامفهوم سخن گفتن است. این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان…
در لوای حکومت استبدادی انسان مانند حیوانات نصیبی جز غریزه طبیعی و اطاعت و تنبیه ندارد. احساسات طبیعی از قبیل احترام والدین، محبت به زن و فرزند، قوانین شرافت، حالات مزاجی و امثال این چیزها را پیش کشیدن فایده ندارد. هر امری که شاه مستبد صادر می‌کند کافی است، باید پذیرفت و چون و چرا ندارد.
در ایران وقتی پادشاه کسی را محکوم کرد دیگر نمی‌توان به او در این باب حرف زد یا استدعای عفو کرد ولو اینکه فرمانش در حال مستی و بدون تعقل صادر شده باشد. باید فوراً اجرا شود چه در غیر این صورت نقض قول خواهد نمود و قانون را که امر شاه است نمی‌توان نقض کرد. این طرز فکر در ایران همیشگی بوده است. فرمانی که خشایارشاه راجع به قتل عام یهودیان صادر کرده بود ممکن نبود نقض شود. بدین جهت یهودیان هم تصمیم گرفتند حق دفاع یعنی قتل عام دشمنانشان را از شاه بگیرند.


بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/216،217،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.


@AdnanFallahi
👍8👎3