تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.79K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
705 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
[آگاهی تاریخی می‌گوید:] هر عصری پیش‌داوری‌های خودش را دارد؛ و نبرد علیه پیش‌داوری‌ها به معنای دقیق کلمه صرفاً به معنای نبرد علیه پیش‌داوری‌های دیگران است؛ زیرا [ما] در مورد پیش‌داوری‌های خود شخص، با دشواری ناتوانی در شناخت آن پیش‌داوری‌ها به مثابه پیش‌داوری‌ها، مواجه هستیم.

لئو اشتراوس،
ریشه‌های آلمانی،
ص79،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.


@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
Voice message
این نکته در خور تأکید است که اندیشه‌ی سنتی اسلامی نتوانسته است مفهوم بحران را به‌ عنوان ابزاری در تحلیل تاریخی به کار گیرد؛ درست همان‌طور که خود مفهوم بحران ـ البته با یک استثنای قابل ذکر ـ از اندیشه‌ی [تاریخی] اسلامی [نیز] غایب بوده است.
از سوی دیگر، اندیشه‌ی اروپایی از بدو پیدایشش تأملی بوده است بر بحرانِ زوال تمدن اروپایی؛ حتی اگر استفاده از لفظ «بحران» در معنای جدیدش امری تازه باشد، باز هم محتوای آن حتی در اندیشه‌ی یونانی حاضر بوده است. از این نقطه‌نظر، جمهور افلاطون را می‌توان همچون تأملی بر بحران دموکراسی آتنی خواند و به‌ طور کلی‌تر، همچون تأملی بر زوال دولت‌شهر یونانی. از دوران نوزایی به بعد، موضوع زوال روم باستان یکی از نقاط مرکزی تأملات سیاسی و تاریخی اروپاییان بوده است. اندیشه‌ی باستانی اسلام و نظام مفهومی آن چنین تأملی را ناممکن می‌کند. به‌این‌ترتیب، اسلام «مدرن» این وجه از هویت اروپایی را فقط در غیاب تأمل بر بحران و زوال است که می‌تواند بفهمد. با این فرض، جهان اسلام فقط در صورتی می‌تواند اندیشه‌ی اروپایی را بفهمد که آن را به «ایدئولوژی سیاسی» ترجمه کند و، به‌این‌ترتیب، تأملات اروپایی بر مفاهیم بحران و زوال را در معنای لغوی کلمه گرفته، آنها را دال بر این فهمیده است که زمان پایان قریب‌الوقوع تمدن اروپایی فرا رسیده است.


جواد طباطبایی،
“L’ Incompréhension des Civilisations: Le Cas de la Perse” Le Débat 2 (2002): 68-78
ترجمه شهرزاد نوع‌دوست.


@AdnanFallahi
👍11👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
من پیوندم را با کلیسای انگلستان ـ به مثابه کانالی که از طریق آن، وحی مسیحی قرن ها جریان داشته است و فرهنگ و هویت ملی و حس تعهدات جمعی که من در آنها سهیمم، در حاشیه‌ این کلیسا رشد کرده‌اند ـ ادامه می‌دهم. کلیسای انگلستان هنوز مرا به سمت خود فرا می‌خواند و اگر…
اتحادیه اروپا در تلاش های نافرجامش برای [تدوین] یک"قانون اساسی"، از تصدیق موقعیت ممتاز مسیحیت در تاریخ و هویت مردم اروپایی خودداری کرده است. "وزیر امور خارجه" اروپا، بارونس [کاترین] اشتون، اخیراً از محکوم کردن آزار و اذیت مسیحیان در شمال آفریقا و خاورمیانه خودداری کرده است، اگرچه دولت های ایتالیا، لهستان و اسپانیا بارها از وی خواسته‌اند که چنین کند. وزیر امور خارجه منتخب ما آماده است تا آزار و اذیت اقلیت های دینی را محکوم کند، اما از کلمه "مسیحی" برای وصف آنها استفاده نخواهد کرد، حتی اگر این مسیحیان باشند که ـ در این موارد مانند اکثر موارد ـ قربانی هستند... قانونگذاریِ حاکی از ارزشهای مسیحی بارها توسط دادگاه اروپایی حقوق بشر محکوم می شود؛ دادگاهی که حکم کرده است که قوانین سقط جنین لهستان "حقوق بشر" زنان را نقض می کند، و در همین حال اخیراً رسم ایتالیایی قرار دادن یک صلیب در هر کلاس درس، به مثابه نقض حق بشریِ توجه برابر (equal concern) انگاشته شده است...
این ایدئولوژی جدید، نسبت به فرق مذهبی‌ای که در قرن هفدهم تا [مرز] یک توقف با هم می‌جنگیدند کمتر ترسناک‌ است. اما این نیز به همان میزان برای پیروزی مصمم است. مسیحیت باید از حوزه عمومی خارج شود و از امتیازات تاریخی‌اش در حل و فصل [مسائل] اروپا محروم شود. این امر به ویژه در مورد روابط جنسی مشهود است.


Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظه‌کاری_انگلیسی


@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
[آگاهی تاریخی می‌گوید:] هر عصری پیش‌داوری‌های خودش را دارد؛ و نبرد علیه پیش‌داوری‌ها به معنای دقیق کلمه صرفاً به معنای نبرد علیه پیش‌داوری‌های دیگران است؛ زیرا [ما] در مورد پیش‌داوری‌های خود شخص، با دشواری ناتوانی در شناخت آن پیش‌داوری‌ها به مثابه پیش‌داوری‌ها،…
اگر تمدن بر بنیاد تشخیص این واقعیت استوار باشد که موضوع تمدن انسان بماهو انسان است، هر تفسیری از علم و اخلاقیات بر حسب نژادها، یا ملتها، یا بر حسب فرهنگها، به معنای دقیق کلمه نیست‌انگارانه است... استلزام نیست‌انگارانه‌ی تفسیر ناسیونالیستی از علم را مشخصاً می توان تا حدی متفاوت بر حسب اصطلاحات زیر توصیف کرد. تمدن از یادگیری، از میل به یادگرفتن از کسی که می‌تواند چیز ارزشمندی به ما بیاموزد غیر قابل تفکیک است. تفسیر ناسیونالیستی از علم یا فلسفه دال بر این است که ما واقعاً نمی‌توانیم از کسانی که به ملت یا فرهنگ ما تعلق ندارند، چیزی یاد بگیریم.

لئو اشتراوس،
ریشه‌های آلمانی،
ص103،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.


@AdnanFallahi
👍8
فِكَر ومباحث
Video
في هذه المحاضرة القيمة والبحث الرائد، يسعی الأخ الفاضل د. رائد السمهوري أن يبين بأن هناك فرق واضح بين مجال السياسة (كالمصطلح المعين داخل إطار القوة والحكم، ولا لفظ عام فی الأعمال العربي) ومجال الفقه في تراث الفكر السياسي والشرعی. وبهذه المناسبة هو يستند إلی نصوص كثیرة من التراث الفقهي استيعابا لأعمال كبار العلماء و القضاة من أهل السنة. مقولة التي یريد إنتاجها د. رائد ـ بعد كل هذ الجهد ـ هي وجود تميّز بين السياسة (بمعنی المرسوم والمصطلح) والفقه، ويستدل بعدم وجود باب أو أبواب السياسة في المدونات والمؤلفات الفقهية.
أنا أريد أن أسهل الأمر للأخ الرائد! هذا كلام الإمام ابن خلدون (هذا الرجل سني صميم، فقيه وقاض ومؤرخ کبیر، كان من شيوخ العسقلاني و المقريزي وله منصب التدريس في الأزهر):
.. أن العلماء من بين البشر أبعد عن السياسة ومذاهبها" (ابن خلدون، دیوان المبتدأ والخبر، 1/745، دار الفکر بیروت).

فإن كانت السياسة ومذاهبها جزء من الفقه وفرع من إنجازات ومهمات ومختصات الفقهاء، فكيف يمكن إبتعادهم عنها؟؟


@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اتحادیه اروپا در تلاش های نافرجامش برای [تدوین] یک"قانون اساسی"، از تصدیق موقعیت ممتاز مسیحیت در تاریخ و هویت مردم اروپایی خودداری کرده است. "وزیر امور خارجه" اروپا، بارونس [کاترین] اشتون، اخیراً از محکوم کردن آزار و اذیت مسیحیان در شمال آفریقا و خاورمیانه…
در فوریه 2010 یک مادر آلمانی‌ِ صاحب هشت فرزند که به کلاس‌های آموزش جنسیِ اجباری که مخالف اخلاق مسیحی‌اش بود اعتراض داشت، پسر نُه ساله خود را از مدرسه خارج کرد. این مادر به مدت هشت روز زندانی شد.
سکس، مثل آموزه‌ی کلیسایی استحاله‌ی نان و شراب (transubstantiation) در قرن هفدهم، [اینک] به آزمون ارتدوکسی اعتقادی بدل شده است.


Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظه‌کاری_انگلیسی


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر تمدن بر بنیاد تشخیص این واقعیت استوار باشد که موضوع تمدن انسان بماهو انسان است، هر تفسیری از علم و اخلاقیات بر حسب نژادها، یا ملتها، یا بر حسب فرهنگها، به معنای دقیق کلمه نیست‌انگارانه است... استلزام نیست‌انگارانه‌ی تفسیر ناسیونالیستی از علم را مشخصاً…
این دیدگاه که جنگ فی‌نفسه خیر است، دال بر رد و تکذیب تمایز میان جنگهای عادلانه و غیرعادلانه، بین جنگهای مبتنی بر دفاع و جنگهای مبتنی بر تجاوز است. این مآلاً با هیچ فکر ناظر بر قانون ملل، سازگار نیست.

لئو اشتراوس،
ریشه‌های آلمانی،
ص110،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.


@AdnanFallahi
👍7👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در فوریه 2010 یک مادر آلمانی‌ِ صاحب هشت فرزند که به کلاس‌های آموزش جنسیِ اجباری که مخالف اخلاق مسیحی‌اش بود اعتراض داشت، پسر نُه ساله خود را از مدرسه خارج کرد. این مادر به مدت هشت روز زندانی شد. سکس، مثل آموزه‌ی کلیسایی استحاله‌ی نان و شراب (transubstantiation)…
وقتی می‌خوانیم که یک مهماندار هواپیما به دلیل پوشیدن صلیب، یا یک پرستار به دلیل دعا در بستر بیمار خود، یا یک معلم مدرسه به سبب آموزش مخلوق بودن جهان به کلاس درسش، اخراج می‌شوند و در هیچ یک از این موارد قانون طرف قربانی را نمی گیرد، ما به سادگی سر در گریبان فرو می‌کنیم و...
یهودیان در تمام قرون سرگردانی‌هایشان، خلال هر نوع آزار و اذیت و محاکمه، دینشان را حفظ کردند و با استفاده از زبان، کلمات و مناسکی که از روزهای پیش از نابودی معبد برایشان نازل شده بود، زندگی خود را مانند اجدادشان وقف [این امور] کردند. دستاورد آنها بدون اعتقاد به ماهیت مقدس کلمات و مناسکی که آنها به ارث برده بودند، ممکن نمی‌شد و آنها به کسانی که در پی اصلاح، ترک یا جایگزینی عباداتِ مناسکی بودند، به درستی به دیده‌ی تردید نگاه می‌کردند. یهودیان از طریق تلمود، حساسیت تاریخی خود ـ البته در قالب یک تفسیر ـ را ابراز کردند. تورات، شنبه، اعیاد و مناسک، موضوع میثاق الهی، اینها چیزهایی است که آنها را به عنوان اموری فراتر از تاریخ حفظ کرده‌اند. و در نتیجه یهودیان نجات یافتند، یک گواه متحرک و تراژیک از زیبایی استقامت انسان.
ما انگلیکن‌ها هم اگر از مورد یهودیان پیروی می‌کردیم، شاید می‌توانستیم دین خود را حفظ کنیم...


Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظه‌کاری_انگلیسی


@AdnanFallahi
👍14👎7
هر کتابی که در استانبول و یا شام و یا عراق چاپ می شد، می بایست بـا «اجازه مبارک» [سلطان عبدالحمید دوم] باشد... امام جمعه ها نیز هرگز در خطبه های نماز جمعه تذکری به سلطان نمی دادند و حتی از حق مردم بـر گـردن زمامدار و حکومت سخنی به میان نمی آوردند..... جاسوسان بی شمار بودند و جاسوسی راه پیشرفت بود. ده ها هزار سپاهی فقط برای حفظ جان سلطان و نشان دادن ابهت و جلال وی به هنگام خروج برای نماز جمعه آماده بودند. کاخ سلطنتی پر بود از فریبکاران و طالع‌بینان صوفی‌نما و ملانما که یا خوابهایی را به دروغ نقل می کردند و ادعا می کردند که خود دیده اند و یا خوابهایی را تفسیر می‌کردند و این دغل‌کاران هر کسی را که با آنها مقابله می‌کرد طرد و سرکوب می‌کردند.

احمد امین،
پیشگامان مسلمان تجددگرایی در عصر جدید،
ص9،
ترجمه حسن یوسفی اشکوری،
تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376.


@AdnanFallahi
👍25👎3
استفاده از نام "خلیج عربی" در برخی اسناد دولتی ایالات متحده به اواخر قرن گذشته برمی‌گردد. این روند خاصه بعد از جنگ کشورهای ائتلاف غربی/عربی با دولت صدام حسین در عراق (موسوم به The gulf war) شدت گرفت و دستکم نیروی دریایی ایالات متحده ـ به گفته‌ی نیویورک تایمز ـ از سال1991 از اصطلاح "خلیج عربی" استفاده می‌کند؛ چنانکه استفاده از اصطلاح "خلیج" نیز در میان مقامات امریکایی رایج است. به گفته‌ی کنث پولاک ـ مدیر پیشین امور خلیج فارس در شورای امنیت ملی امریکا ـ امروزه مقامات امریکاییِ بیشتری از اصطلاح خلیج یا خلیج عربی برای اشاره به خلیج فارس استفاده می‌کنند.
از آنجا که سیاست حتی بر اصطلاحات و کلمات هم چیره می‌شود، اسامی جغرافیایی نیز از این عمق نفوذ در امان نیستند. در این مورد خاص شاید پرهیز از استفاده از عنوان خلیج فارس ـ و استفاده از اصطلاح خلیج عربی یا خلیج ـ در میان مقامات بلندپایه‌ی اسراییلی بسی رایج‌تر باشد. کسانی چون: یائیر لاپید، الی کوهن (وزیر امور خارجه اسبق دولت نتانیاهو) و برخی از دیپلمات‌های اسراییلی در کشورهای امارات و بحرین.


@AdnanFallahi
👍12👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
سلطان [محمود دوم] در میانه راه متوجه شد که آشنا نبودن ترکها به زبانهای غربی معضل و مانع بزرگی برای اخذ علوم جدید و استفاده از منابع اروپایی در پیش روی آنها است. به همین سبب تصمیم به دایر نمودن «اتاقهای ترجمه» در بابعالی نمود که در ادامه تبدیل به مدرسه زبانهای…
کشور ما با کشورهای اروپایی قابل مقایسه نیست. ساختار آن خیلی پیچیده است و به علاوه گرفتار شورش و هرج و مرج نیـز می‌باشد. مسایل در اینجا باید با دقت کامل مورد بررسی قرار گیرد. در پاره ای از نقاط مملکت ما انسانهای وحشی زندگی می‌کنند که به حیات وحشیانه قرون وسطایی اروپا عادت کرده اند. این انسانها چگونه می‌توانند وضع خود را با زندگی متمدن اروپا تطبیق دهند؟


سلطان عبدالحمید دوم
(به نقل از: حسن حضرتی، مشروطه عثمانی، ص266)


@AdnanFallahi
👍9👎1
🕶مطالعات امریکا: از رتوریک تا واقعیت (سیاست خارجی ریگان و ایران)

سیاست خارجی دالانی تودرتو است که پیچیدگی‌های آن را فقط می‌توان در انتهای تونل زمان دید و نه در آینه‌ی وعده و وعیدها. سیاست خارجی دولت دوم ترامپ نیز از این قاعده مستثنی نیست. برخلاف هیاهوهای دوران تبلیغات انتخاباتی، قطار سیاست خارجی دولت دوم ترامپ نیز ـ خاصه درباره‌ی مسأله‌ی تعامل با ایران ـ کمابیش بر همان مسیر دولت‌های قبلی امریکا (من‌جمله دولت اول ترامپ) می‌رود. در اینجا برای اینکه نشان دهیم رتوریک‌ در برابر واقعیت اهمیت چندانی ندارد، بد نیست تاریخ را ورق بزنیم و به اواخر دوران جنگ سرد و اندکی پس از پیروزی انقلاب 57 برگردیم.
رونالد ریگان جمهوری‌‌خواه حکومت انقلابی ایران را ـ در کنار اتحاد جماهیر شوروی و لیبی ـ "کنفدارسیون دولتهای تروریست" خواند و از تحریم‌های اقتصادی شدید و انزوای دیپلماتیک استفاده کرد. نیز با آغاز جنگ 8ساله‌ی ایران و عراق، آمریکا با ارسال اطلاعات ماهواره‌ای، تسلیحات غیرمستقیم، و کمک‌های مالی به صدام حسین، و همچنین تحریم تسلیحاتی ایران ذیل عنوان "عملیات عزمِ جزم" (Operation Staunch) عملاً به طولانی‌تر شدن جنگ با عراق و تضعیف ایران کمک کرد. ریگان با در پیش گرفتن سیاست چرخش به سمت عراق (Tilt Toward Iraq) در سال 1982 سازمان سیا را برای خنثی‌سازی عملیات نظامی ایران روانه‌ی بغداد کرد. علاوه بر اینها، تیم ریگان در اواسط دهه80 بحث از تغییر حکومت در ایران را طرح کرده و تمام گزینه‌های ممکن را بررسی کردند[1]. با این وجود اما زمین سخت واقعیات، نهایتا سیاست خارجی ریگان را عملا وارد مسیر دیگری کرد.
ریگان بر خلاف رتوریک "ما با تروریست‌ها توافق یا مذاکره نمی‌کنیم و به آنها امتیاز نمی‌دهیم" در اواخر جنگ ایران و عراق، سیاست موازنه متقابل عراق و ایران را در پیش گرفت و در همین راستا، مذاکراتی را با دولت وقت ایران انجام داد که بعدا به ماجرای ایران‌کُنترا (1985تا1987) مشهور شد. در نتیجه‌ی همین مذاکرات بود که دولت امریکا در آن مقطع، عملا سیاست تحریم نظامی ایران را کنار گذاشت و اجازه‌ داد برخی اقلام نظامی (شامل انواعی از موشک‌های ضد تانک و قطعات و تسلیحات جنگنده‌های اف4 و اف14 تامکت) در اختیار ایران قرار بگیرد.
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. برای مثال نک. مصاحبه‌ی PBS با مک‌فارلین (مشاور امنیت ملی ریگان):
https://www.pbs.org/wgbh/pages/frontline/shows/target/interviews/mcfarlane.html

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
این دیدگاه که جنگ فی‌نفسه خیر است، دال بر رد و تکذیب تمایز میان جنگهای عادلانه و غیرعادلانه، بین جنگهای مبتنی بر دفاع و جنگهای مبتنی بر تجاوز است. این مآلاً با هیچ فکر ناظر بر قانون ملل، سازگار نیست. لئو اشتراوس، ریشه‌های آلمانی، ص110، ترجمه شروین مقیمی،…
علم مدرن به وعده ای که از آغاز ظهورش تا پایان سده ی نوزدهم داده بود، وفا نکرد. آن وعده این بود که سرشت حقیقی عالم و حقیقت انسان را بر ما مکشوف سازد... شما با این اظهار نظر قطعی آشنایید که ارزش‌داوری‌ها برای عالم به طور کلی و برای عالم اجتماعی به طور اخص، غیرقابل پذیرش است. این قطعاً بدین معناست که در حالی که علم به انحایی قدرت بشر را افزایش داده است که انسانهای پیشین در خواب هم نمی دیدند اما مطلقاً قادر نیست تا به انسانها بگوید که چطور از آن قدرت استفاده کنند. علم نمی تواند به او بگوید که آیا استفاده‌ی حکیمانه و خیرخواهانه از آن قدرت، حکیمانه تر است یا استفاده‌ی احمقانه و شیطانی. نتیجه این می‌شود که علم قادر نیست معنادار بودن خودش را به ثبوت برساند یا به این پرسش پاسخ دهد که علم چرا و به چه معنا خوب است. بدین ترتیب ما با یک دستگاه عظیم روبرو هستیم که هر آن بر سترگی‌اش افزوده می‌‎شود اما فی نفسه فاقد معناست.

لئو اشتراوس،
مقاله‌ی "اگزیستانسیالیسم" در: ریشه‌های آلمانی، ص128
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
کشور ما با کشورهای اروپایی قابل مقایسه نیست. ساختار آن خیلی پیچیده است و به علاوه گرفتار شورش و هرج و مرج نیـز می‌باشد. مسایل در اینجا باید با دقت کامل مورد بررسی قرار گیرد. در پاره ای از نقاط مملکت ما انسانهای وحشی زندگی می‌کنند که به حیات وحشیانه قرون وسطایی…
بدون تردید یکی از اصلی ترین حلقه های انتقال افکار و اندیشه های مدحت پاشـا بـه ایران، میرزا حسین خان سپهسالار بوده است. مشیرالدوله در حدود دوازده سال (۱۲۷۵ تا ۱۲۸۷ ق./۱۸۵۸ تا ۱۸۷۰ م.) در سفارت ایران در استانبول با سمتهای وزیر مختار و سفیر کبیر ایران به انجام وظیفه مشغول بوده است. در زمان ورود میرزا حسین خان به استانبول در حدود نوزده سال از صدور خط همایون گلخانه و آغاز دورهٔ تنظیمات و همچنین دو سال از صدور فرمان اصلاحات می‌گذشته است. او در این مدت رابطه دوستانه با بزرگانی مانند عالی پاشا، منیف پاشا، فؤاد پاشا و مدحت پاشا داشته و از نزدیک شاهد تلاش دیوان‌سالاران مذکور در انجام اصلاحات حکومتی بوده است. میرزا حسین خان در دورهٔ سفارت خود در استانبول، گزارشگر اصلاحات عثمانی بود و بدون تردید متأثر از آن تحولات. بنابراین اندیشه ترقی خواهی او که در ایران بعد از بازگشت از استانبول پیگیری شد تحت تأثیر اندیشه بزرگانی همچون فؤاد پاشا، عالی پاشا و مدحت پاشا بوده است. او در نامه های خود به دفاع از جریان اصلاحات در عثمانی می پرداخت. از تشکیل پارلمان و شکل گیری دولت مشروطه و استقرار قانون اساسی که شعار نوعثمانیان بود حمایت می کرد و به گونه ای دولت ایران را نیز برای خروج از بحرانهای موجود به انجام اصلاحات ترغیب می‌نمود.

حسن حضرتی،
مشروطه‌ی عثمانی،
صص283،284
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.


@AdnanFallahi
👍6
هیچ چیز بهتر از صهیونیسم نمی‌تواند بر سرشت نازیسم پرتو افکند. صهیونیسم، برای گروهی که در ابتدا فقط تعدادی از یهودیان بودند که به هوادارانِ "کاملا یهودی‌زدایی شده‌ی" ادغامِ یهودیان [در جوامع غربی] شدیدا می‌تاختند و آنها را به "انحطاط" و "خیانت به مردم خویش" متهم می‌کردند، یک آگاهی ملی و نژادی نوین را نمایندگی می‌کرد... مفری برای "تهدید به اختناق" و مرگ نژادی قریب الوقوع جستجو شد، و برغم کم توجهی به ساکنان عربش، فلسطین مورد توجه بسیار قرار گرفت. موسی هس [متفکر صهیونیست سوسیالیست آلمانی] قبلاً در سال 1863 گفته بود كه "نژاد" عامل اصلی در روند تاریخی است؛ در سال 1882 لئو پینسکر [متفکر صهیونیست روس] افزود که یهودیان یک عنصر غیر قابل ادغام‌ [در جوامع غربی] را نمایندگی می‌کنند. علائم انحطاط موجود در ادغام‌شدن، گاه و بی‌گاه در قالب اصطلاحاتی وصف می‌شد که اختلاف چندانی با اصطلاحات یهودستیزانه نداشت.
... نکته این است که علی‌ای‌حال هر چیزی که برای نازی‌ها تصورات برآمده از ترسِ آسیب‌شناسانه می‌نمود، برای یهودیان واقعیت بود: انقراض نژادی قریب‌الوقوع، فقدان
فضای حیاتیِ ملی، دشمنی یکسان از سوی تمام قدرتهای متخاصم. برغم [شباهت‌های بین نازیسم و صهیونیسم]، تفاوت‌های عمده‌ نیز وجود داشت که نمی‌توان در اینجا بدان ورود کرد؛ چنانکه نمی‌توان این پرسش را در انداخت که آیا مجاز است که ما درباره‌ی "فاشیسم یهودی" در صهیونیسم سخن بگوییم؟ خود این شباهت‌ها برای نشان دادن پوچی ایده‌ی مرکزی نازیسم کافیست...

Ernst Nolte,
Three Faces of Fascism,
P. 562,
Translated from the German by Leila Vennewitz,
New York: Mentor Books, 1969.


@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
عالِم اگر پیرو پیامبر (ص) باشد... بدین سان از رفت و آمد به درگاه کسانی که سزاوار نیستند مصون می‌ماند ـ مانند کاری که برخی مردم می‌کنند و سم مهلک است... بلکه آنها عملی بدتر و شنیع‌تر هم انجام می‌دهند و [در مقام توجیه] می‌گویند: همانا رفت و آمد ما به درگاه اینها…
امیر عزالدین نزد شیخ شاطبی فرستاد و او را به حضور نزد خود دعوت کرد. شیخ به اصحابش گفت که این ابیات را برای امیر بنویسند:
از جانب یک نصیحت‌گرِ زیرکِ آگاه/بگو به امیر قولى
هرگاه فقیه به درگاه شما وارد شد/نیست در او خیری


جلال الدین السیوطی،
ما رواه الأساطين في عدم المجيء إلى السلاطين،
ص69،
طنطا مصر: دار الصحابة للتراث، 1991.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت


@AdnanFallahi
👍7
خوشبختانه این کتاب گرانسنگ پروفسور رابرت هُیلند (متخصص و مورخ اسلام نخستین) به فارسی ترجمه شده و گویا در نمایشگاه کتاب هم در دسترس است. هیلند با استفاده از طیف وسیعی از منابع تاریخی جدید (شامل شواهد سخت باستانی و مصادر موازی با تراث مسلمین) اثری مهم را در این حوزه تالیف کرده است.
ما چند سال پیش گزارشی از این کتاب هیلند را در کانال منتشر کرده بودیم.


@AdnanFallahi
👍8
یهودیان غیرمذهبی زمانه ی ما، به دو طبقه تقسیم می‌شوند. آنهایی که آرزو می‌کنند کاش هرگز یهودی زاده نمی شدند، یعنی کسانی که خاستگاه یهودی‌شان را یک بداقبالی محسوب می‌کنند؛ و آنانی که آرزو نمی‌کنند که کاش یهودی به دنیا نمی آمدند و حتی شاید بابت یهودی به دنیا آمدنشان، خوشحال هم هستند. آنها یعنی این گروه دوم احساس می‌کنند که آنچه در آنان بهترین است، به خاطر خاستگاه یهودی آنهاست، یا به هر حال به نحوی ناگسستنی با آن در پیوند است. آنها هنوز به شیوه ای عجیب و غریب به نوعی به این عقیده باور دارند که یهودیان قوم برگزیده هستند. آنها در اروپای قاره ای مکرراً خود را با این واقعیت که یهودی هستند، و نه آلمانی، اتریشی و از این قبیل، ظاهر می‌سازند. فروید بدین معنا یک یهودی خوب بود. من فراتر می‌روم. من معتقدم که یهودیان نوع دوم هم بهتر و هم سعادتمندتر از یهودیان نوع اول اند... فرد نباید از وضع و جایگاه خویش، از تقدیر خویش بگریزد بلکه باید آن را بپذیرد و حتی بدان عشق بورزد و بزرگش دارد. قطعاً انسانها و به ویژه یهودیان، ممکن است در چنان وضع اسفباری به دنیا بیایند که کسی نتواند آنها را به خاطر فرار از جایگاه تولدشان سرزنش کند اما این چیزی نیست که بتوان به طرزی معقول در مورد یهودیان بماهو یهودیان گفت، یعنی گروهی از انسانها که به بیانی انسانی به برکت ایثارگری و تصمیم قهرمانانه‌ی بی همتای پیشینیان ما از سه هزار سال پیش تا کنون هنوز هم به بقای خود ادامه می‌دهند؛ ایثارگری و تصمیم قهرمانانه‌ی بی همتایی که از آن زمان تا کنون بارها و بارها تکرار شده است. از خودگذشتگی‌هایی چنین برجسته و ممتاز را هر نسلی از یهودیان می‌بایست به منصه ظهور بگذارند، به ویژه آنانی که تحقیرها و بی حرمتی های غیر قابل وصفی را متحمل شده اند. اما ما سرمان را بالا می‌گیریم؛ زیرا با گوشت و پوست و استخوانمان این را می‌دانیم که تنها آن کسی تحقیرشدنی است که احترام به خویشتن را منوط و وابسته به احترام دیگران کند.

لئو اشتراوس،
مقاله‌ی "فروید: درباره‌ی موسی و یکتاپرستی" در: ریشه‌های آلمانی، صص151،152
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
#امت‌گرایی_یهودی
#محافظه‌کاری_یهودی


@AdnanFallahi
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و همانا شرع از این رو از عهده‌دار شدن حاکمیت‌ها بازداشته است چراکه حاکمیت سیاسی مشتمل بر مفاسدِ پیش‌گفته است. خاصه شرع، افراد ضعیف و عاجز از تحمل بار سنگین حاکمیت‌ها و ستاندن داد مظلومان از ظالمان را از این کار بازداشته است. عز بن عبدالسلام (660ق)، قواعد…
و بدان که مصالح آخرت کامل نمی‌شود مگر با بخش بزرگی از مصالح دنیا مانند خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها و البسه و ازدواج و بسیاری دیگر از منافع.

عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/130،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.


@AdnanFallahi
👍11