پیمان کارلوفجا (کارلوویتس) که در پی شکست عثمانی از دولت های اتریش، روسیه، لهستان و ونیز در سال ۱۶۹۹م ـ ۱۱۱۱ ق. منعقد شد امپراتوری را در هیبت یک شکست خورده تمام عیار به تصویر کشید که مجبور به پذیرش برتری نظامی اروپائیان بود. اما ایـــن پایان کار نبود چرا که بعد از امضای معاهده مذکور که به موجب آن قسمتی از مجارستان و ترانسیلوانی به اتریش، پادولیا به لهستان و موره به ونیز واگذار شد، امپراتوری دچار چالشهای درونی بنیادی شد، زیرا بدست خود بخشی از «دارالاسلام» را بـه کـفـار واگذار کرده بود و توجیه افکار عمومی برای این امر آسان نبود. اما مهمترین مسئله ای کـه بعد از معاهده کارلوفجا، عثمانی با آن روبرو شد، مسئله غرب و توجه به آن بود.
امپراتوری، ناخواسته با مقوله ای روبرو شده بود که دیگر به هیچ وجـه نمیتوانست نسبت به آن بی توجه باشد. غرب یا «دارالکفر» همواره برای عثمانی ها مترادف با مفاهیمی مانند اقوام مشرک مغلوبی بود که فاقد حسن و برتری نسبت به مسلمانان بودند. اما بعد از معاهده کارلوفجا این نگرش دچار تغییر و چالش ناخواسته ای شد. عثمانی دریافت که اروپا از حیث نظامی و سازمانهای اجتماعی به برتریهای قابل توجهی دست پیدا کرده است. شاید اولین تلنگر فکری بعد از همین معاهده در نزد عثمانی ها پیدا شد که باید «چیزهایی» را از غرب یاد بگیرند.
حسن حضرتی،
مشروطهی عثمانی،
ص106،
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.
@AdnanFallahi
امپراتوری، ناخواسته با مقوله ای روبرو شده بود که دیگر به هیچ وجـه نمیتوانست نسبت به آن بی توجه باشد. غرب یا «دارالکفر» همواره برای عثمانی ها مترادف با مفاهیمی مانند اقوام مشرک مغلوبی بود که فاقد حسن و برتری نسبت به مسلمانان بودند. اما بعد از معاهده کارلوفجا این نگرش دچار تغییر و چالش ناخواسته ای شد. عثمانی دریافت که اروپا از حیث نظامی و سازمانهای اجتماعی به برتریهای قابل توجهی دست پیدا کرده است. شاید اولین تلنگر فکری بعد از همین معاهده در نزد عثمانی ها پیدا شد که باید «چیزهایی» را از غرب یاد بگیرند.
حسن حضرتی،
مشروطهی عثمانی،
ص106،
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.
@AdnanFallahi
👍10
تروریسم، یک سازمان یا جنبش یا حتی "دشمن" نیست که بتوان علیه آن اعلان جنگ کرد. تروریسم صرفاً تاکتیک حمله بی رویه به اهداف دشمن - به ویژه غیرنظامیان - به منظور ایجاد ترس، تضعیف روحیه، و برانگیختن واکنش های معکوس از طرف دشمن است. این تاکتیکی است که بسیاری از گروههای مختلف گاهی اوقات از آن استفاده میکنند، خاصه زمانی که بسیار ضعیفتر از دشمنان خود هستند و هیچ گزینه مناسب دیگری برای مبارزه با نیروهای نظامی برتر ندارند. صهیونیستها زمانی که میخواستند انگلیسیها را از فلسطین بیرون برانند و کشور خود را تأسیس کنند، از تروریسم استفاده کردند - به عنوان مثال، با بمبگذاری در هتل کینگ دیوید در اورشلیم در سال 1946 و ترور میانجی [صلح] سازمان ملل، فولک برنادت (Folke Bernadotte) در سال 1948 و اقداماتی دیگر - و ایالات متحده در گذشته از تعدادی از سازمان های "تروریستی" (از جمله کنتراهای نیکاراگوئه و چریک های UNITA در آنگولا) حمایت کرده است. روسای جمهور آمریکا همچنین از تعدادی از تروریستهای سابق در کاخ سفید استقبال کردهاند (از جمله یاسر عرفات رئیس ساف، و مناخیم بگین و اسحاق شامیر، نخستوزیران اسرائیل، که نقشهای کلیدیای در اصلیترین سازمانهای تروریستی صهیونیستی ایفا کردند)، که صرفاً بر این واقعیت تأکید میکند که تروریسم یک تاکتیک است و نه یک جنبش واحد. تبیین این موضوع به هیچ وجه حمله به افراد بی گناه را توجیه نمیکند - که همیشه از نظر اخلاقی مذموم است - اما به ما یادآوری می کند که گروههایی که از این روش مبارزه استفاده می کنند همیشه منافع حیاتی ایالات متحده را تهدید نمی کنند، و ایالات متحده هم گاهی فعالانه از چنین گروه هایی حمایت کرده است.
John J. Mearsheimer&Stephen M. Walt,
The Israel Lobby and U.S. Foreign Policy,
pp. 62,63,
New York: Farrar, Straus and Giroux, 2007
@AdnanFallahi
John J. Mearsheimer&Stephen M. Walt,
The Israel Lobby and U.S. Foreign Policy,
pp. 62,63,
New York: Farrar, Straus and Giroux, 2007
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پیمان کارلوفجا (کارلوویتس) که در پی شکست عثمانی از دولت های اتریش، روسیه، لهستان و ونیز در سال ۱۶۹۹م ـ ۱۱۱۱ ق. منعقد شد امپراتوری را در هیبت یک شکست خورده تمام عیار به تصویر کشید که مجبور به پذیرش برتری نظامی اروپائیان بود. اما ایـــن پایان کار نبود چرا که…
ابراهیم پاشا [وزیر سلطان احمد سوم] معتقد به برقراری روابط دیپلماتیک با غرب بود. بر این اساس بعد از ایجاد روابط حسنه و منظم با سفرای اروپایی مقیم استانبول برای نخستین بار اقدام به اعزام سفیر به کشورهای اروپایی نمود تا علاوه بر ایجاد مناسبات دیپلماتیک، به توسعه مبادلات اقتصادی و تجاری هم کمک نماید. این اقدام ابراهیم پاشا یک سنت شکنی بی پرده در اندیشه اسلامی حاکم بر بابعالی بود. اسلام گرایان سنتی همواره مخالف برقراری رابطـه بـا اروپائیانی بودند که ساکنان دارالکفر و دارالحرب به شمار می آمدند. ترکــان مسلمان بـه توصیه اسلام گرایان سنتی حتی مسافرت به دارالکفر و مبادلات اقتصادی با آنها را هم جایز نمی دانستند. اما ابراهیم پاشا از نخستین کسانی به شمار میرود که این سنت اعتقادی را در سطح دستگاه حاکمه عثمانی شکست و به احمد سوم در سال ۱۷۲۰م./۱۱۳۲ق. توصیه نمود که ایلچیانی را برای نزدیکی هر چه بیشتر امپراتوری به اروپا، به فرانسه اعزام کند. دو نقل قول مستقیم از چارلز عیسوی و برنارد لوئیس ارزش و اهمیت کار ابراهیم پاشا را بیشتر نمایان میکند. این دو نقل قول را با توضیحات مرحوم عبدالهادی حائری میخوانیم:
برنارد لوئیس می گوید:
حسن حضرتی،
مشروطهی عثمانی،
صص115،116،
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.
@AdnanFallahi
چارلز عیسوی می آورد که ترکان و عربان اندیشه رفتن به سرزمین کافران
را برای بازرگانی به خود راه نمی دادند و در بهترین حالـت بـه کـافران اجازه میدادند تا به سرزمین آنان بیایند. هنگامی که پیوند میان عثمانی و اروپا بایسته مینمود ناچار مسئولیت گفتگو و تماس با اروپائیان را که بـه علت کافر بودنشان وابسته به «دارالحرب» به شمار می آمدند بـه نامسلمانان عثمانی یعنی شهروندان درجه دوم آن کشور واگذار می گردید. از دیدگاه مسلمانان عثمانی این گونه داد و ستد و پیوند با کافران، پست و زشت شمرده میشد و از همین روی بود که بیشتر کارهای کلیدی و حساس مانند بانکداری و روابط دیپلماسی و خارجی عثمانی و ضمناً جاسوسی، در دست مسیحیان و یهودیان آن کشور قرار داشت.
برنارد لوئیس می گوید:
بطور کلی گفتگو با نمایندگان خارجی در استانبول از سوی کارکنان نامسلمان بابعالی چهره میبست، مسافرت به خارج برای امور دیپلماسی یا بازرگانی نیز معمولاً به نامسلمانان واگذار می شد. تنها گاهگاهی یـک بلند پایۀ [مسلمان] عثمـانـی بـه مأموریت [خــارج] مــی رفــت و [در آن هنگام هم] معمولاً یک مترجم نامسلمان وی را همراهی می کرد
حسن حضرتی،
مشروطهی عثمانی،
صص115،116،
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
⌛️ آلفرد روزنبرگ و بازگشت به آلمان باستان اروپای پیش از مسیحیت، منطقهای عاری از سکنه و فرهنگ و زبان و سنتهای دینی نبود، بلکه برخی از نویسندگان و اندیشمندان بزرگ اروپایی ـ از اومانیستهای ایتالیایی گرفته تا کسی چون نیچه ـ سودای نوعی بازگشت به سنتها…
در میان برجستهترین رهبران نازی، آلفرد روزنبرگ بیشتر از بقیه به نوزاییِ دینیِ آلمانِ جدید علاقمند بود... [از نظر روزنبرگ] کلیسای کاتولیک نیز تهدیدی برای آلمان بود چراکه افکار یهودی/شامی/رومی را برای نخستین بار وارد آلمان کرده بود. مسیحیتِ کاتولیک نظام اخلاقیِ اطاعت را درس میداد. این اخلاقیات برای بردگان و ضعفاء مناسب است اما برای مردانِ مغرور نژاد نوردیک کاملا نامناسب است.
James B. Whisker,
The Philosophy of Alfred Rosenberg: Origins of the National Socialist Myth,
pp. 3-6,
Berserker Books.
@AdnanFallahi
James B. Whisker,
The Philosophy of Alfred Rosenberg: Origins of the National Socialist Myth,
pp. 3-6,
Berserker Books.
@AdnanFallahi
👍9
🗺مطالعات خاورمیانه: اسراییل و "فضای حیاتی"
هیتلر و حزب وی خواهان فضای حیاتی (Living space) برای قوم ژرمن بودند و مرزهای سیاسی برآمده از معاهدهی ورسای را برای شکوفایی آلمان ناکافی و ظالمانه میدانستند. فضای حیاتی اگرچه ایدهای استعماری است، فراتر از استعمار میرود. برای مثال استعمارگران بریتانیایی، اسپانیایی و پرتغالی در شرق دور، آفریقا و امریکای لاتین لزوما و همواره در پی تغییر بافت جمعیتی مستعمرات و پاکسازی قومی بومیان نبودند بلکه صرفا توسعهطلبی سرزمینی، تسلط بر منابع طبیعی و انسانی، و بهرهبرداری از ثروتهای این مناطق را مد نظر داشتند؛ ایدهای که صدالبته اساسا تحت لوای مؤمن سازی کفار غیرمسیحی و ضمنا متمدنسازی آنان به پیش میرفت.
اما ایدهی فضای حیاتی قوم ژرمن فقط به دنبال توسعهطلبی سرزمینی نیست بلکه در پی جایگزینی جمعیت بومی مستعمرات با قوم برتر و اسکان ساکنان جدید است. آلفرد روزنبرگ از مهمترین نظریهپردازان نازیها معتقد بود:
روزنبرگ در صدد این بود که آلمان بزرگِ مد نظر خود را با تخلیهی جمعیتی مناطق شرق (مانند لهستان) و بازتوزیع این سرزمینها در میان شهرکنشینان آلمانی بازتأسیس کند[2]. با این توضیحات مشخص است که چرا فاشیسمشناسانی مانند ارنست نولته[3] و متفکرانی چون کارل پوپر، ایدهی صهیونیسم سیاسی را از نوعی فاشیسم قیاس میگیرند؛ چنانکه بنی موریس مورخ صهیونیستِ لیبرال نیز میگوید:
ـــــــــــ
ارجاعات:
[1]. James B. Whisker, The Philosophy of Alfred Rosenberg: Origins of the National Socialist Myth, p. 6, Berserker Books.
[2]. Ibid, p. 9.
[4]. نولته میگوید: «صهیونیستها اساسا خواهان چیزی شبیه به خواستهی نازیها بودند، یعنی دقیقا تسخیر و استعمارِ یک فضای حیاتی».
کتاب "Streitpunkte : heutige und kunftige Kontroversen um den Nationalsozialismus"
به نقل از ترجمهی انگلیسی عبارت نولته در:
Sergio Itzhak Minerbi, “Ernst Nolte and the Memory of the Shoah”, Jewish Political Studies Review, 14:3-4 (Fall 2002)
[4]. Benny Morris, Righteous Victims: A History of the Zionist-Arab Conflict: 1881–1999, p.676, Vintage Books, 1999.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
هیتلر و حزب وی خواهان فضای حیاتی (Living space) برای قوم ژرمن بودند و مرزهای سیاسی برآمده از معاهدهی ورسای را برای شکوفایی آلمان ناکافی و ظالمانه میدانستند. فضای حیاتی اگرچه ایدهای استعماری است، فراتر از استعمار میرود. برای مثال استعمارگران بریتانیایی، اسپانیایی و پرتغالی در شرق دور، آفریقا و امریکای لاتین لزوما و همواره در پی تغییر بافت جمعیتی مستعمرات و پاکسازی قومی بومیان نبودند بلکه صرفا توسعهطلبی سرزمینی، تسلط بر منابع طبیعی و انسانی، و بهرهبرداری از ثروتهای این مناطق را مد نظر داشتند؛ ایدهای که صدالبته اساسا تحت لوای مؤمن سازی کفار غیرمسیحی و ضمنا متمدنسازی آنان به پیش میرفت.
اما ایدهی فضای حیاتی قوم ژرمن فقط به دنبال توسعهطلبی سرزمینی نیست بلکه در پی جایگزینی جمعیت بومی مستعمرات با قوم برتر و اسکان ساکنان جدید است. آلفرد روزنبرگ از مهمترین نظریهپردازان نازیها معتقد بود:
آلمان برای مردم خود به فضای حیاتی نیاز دارد. مستعمرات پذیرفتی نیستند چراکه نژادهای بیگانه در آنجا زندگی میکنند. فضای حیاتی را میتوان در [جغرافیای] امپراتوری آلمان قدیم و در شرق یافت"[1].
روزنبرگ در صدد این بود که آلمان بزرگِ مد نظر خود را با تخلیهی جمعیتی مناطق شرق (مانند لهستان) و بازتوزیع این سرزمینها در میان شهرکنشینان آلمانی بازتأسیس کند[2]. با این توضیحات مشخص است که چرا فاشیسمشناسانی مانند ارنست نولته[3] و متفکرانی چون کارل پوپر، ایدهی صهیونیسم سیاسی را از نوعی فاشیسم قیاس میگیرند؛ چنانکه بنی موریس مورخ صهیونیستِ لیبرال نیز میگوید:
البته که بن گوریون درست میگفت. صهیونیسم یک ایدئولوژی و جنبش استعمارگر و توسعهطلبانه بود. استعمار کلاسیک اروپایی شاهد قدرتنماییِ کشورهای امپریالیستی و توسعهطلبیِ سرزمینیشان با توسل به زور اسلحه و با استقرار شهرکهایی متشکل از فرزندان خود در سرزمینهای دوردست بود، جایی که آنان از طریق محروم کردن مردمان بومی و استثمار منابع طبیعیشان خدایی میکردند...[4].
ـــــــــــ
ارجاعات:
[1]. James B. Whisker, The Philosophy of Alfred Rosenberg: Origins of the National Socialist Myth, p. 6, Berserker Books.
[2]. Ibid, p. 9.
[4]. نولته میگوید: «صهیونیستها اساسا خواهان چیزی شبیه به خواستهی نازیها بودند، یعنی دقیقا تسخیر و استعمارِ یک فضای حیاتی».
کتاب "Streitpunkte : heutige und kunftige Kontroversen um den Nationalsozialismus"
به نقل از ترجمهی انگلیسی عبارت نولته در:
Sergio Itzhak Minerbi, “Ernst Nolte and the Memory of the Shoah”, Jewish Political Studies Review, 14:3-4 (Fall 2002)
[4]. Benny Morris, Righteous Victims: A History of the Zionist-Arab Conflict: 1881–1999, p.676, Vintage Books, 1999.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
کتاب امثال سلیمان [از کتب عهد عتیق] میگوید که خوف از خداوند، آغاز حکمت است. به واسطهی "خوف" است که من خشیت، خاکساری و حس ضعیف بودنم را درک میکنم. من برهان کانت دربارهی محدودیت خرد بشری را میپذیرم و تأیید میکنم که ما نمیتوانیم مفاهیم خود را تا جایی بگسترانیم…
من پیوندم را با کلیسای انگلستان ـ به مثابه کانالی که از طریق آن، وحی مسیحی قرن ها جریان داشته است و فرهنگ و هویت ملی و حس تعهدات جمعی که من در آنها سهیمم، در حاشیه این کلیسا رشد کردهاند ـ ادامه میدهم. کلیسای انگلستان هنوز مرا به سمت خود فرا میخواند و اگر من به آن پشت کنم صرفا به این علت که دیگران همین کار را میکنند، چنین چیزی خیانت به نهادینهترین بخش از احساسات دینی من است...
اما از سوی دیگر، چگونه می توان چنین ایمانی را امتداد داد در حالی که تعداد کمی از هموطنان من به آن پایبند هستند؟ این سؤال، جدید نیست: سؤالی است که کتب نبوی عهد عتیق و مزامیر داود را به تکاپو میاندازد. از این روست که کتاب دعانامهی عمومی (Book of Common Prayer) جایگاه برجسته ای را به ونیت (مزمور95) میدهد، به طوری که جماعت مؤمنان در هر دعای صبحگاهی میگویند:
در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم مسیحیان یک فرقهی به حاشیه رانده شده، و در بسیاری از مناطق گروهی تحت آزارند. این اعلان جرمی علیه نزاکت سیاسی (political correctness) است که علنا به سود ایمان مسیحی صحبت کنیم...
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
اما از سوی دیگر، چگونه می توان چنین ایمانی را امتداد داد در حالی که تعداد کمی از هموطنان من به آن پایبند هستند؟ این سؤال، جدید نیست: سؤالی است که کتب نبوی عهد عتیق و مزامیر داود را به تکاپو میاندازد. از این روست که کتاب دعانامهی عمومی (Book of Common Prayer) جایگاه برجسته ای را به ونیت (مزمور95) میدهد، به طوری که جماعت مؤمنان در هر دعای صبحگاهی میگویند:
چهل سال از این نسل ناراحت بود و گفتم: اینها مردمیاند که قلبا خطاکاراند چراکه صراطهای مرا نشناختهاند".
در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم مسیحیان یک فرقهی به حاشیه رانده شده، و در بسیاری از مناطق گروهی تحت آزارند. این اعلان جرمی علیه نزاکت سیاسی (political correctness) است که علنا به سود ایمان مسیحی صحبت کنیم...
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
👍10👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در أمالی شیخ عز بن عبدالسلام ـ که شاگردش شیخ شهاب الدین قرافی از علمای مالکیه آن را حفظ کرده ـ چنین آمده است: و در کلام شیخ عز الدین رضی الله عنه است که برخی از دولتمردان برای شیخ نامه نوشتند و وی را به ملاقات با سلطانِ وقت، و آمد و شد نزد او ترغیب کردند...…
عالِم اگر پیرو پیامبر (ص) باشد... بدین سان از رفت و آمد به درگاه کسانی که سزاوار نیستند مصون میماند ـ مانند کاری که برخی مردم میکنند و سم مهلک است... بلکه آنها عملی بدتر و شنیعتر هم انجام میدهند و [در مقام توجیه] میگویند: همانا رفت و آمد ما به درگاه اینها به سبب فروتنی یا ارشاد آنان به خیر است و... و اگر اینان چنین اعتقادی داشته باشند امید به توبهی اینها و بازگشتشان نیست... و برخی از علمای ما رحمة الله علیهم نقل کردهاند که اگر شخص عادل به درگاه قاضی رفت و آمد کند چنین چیزی به مثابه طعن در اوست و بدین ترتیب شهادتش هم مقبول نیست. حال که رفت و آمد به درگاه قاضی ـ که خود عالِمی از علمای مسلمین است... ـ چنین حکمی دارد، آنگاه رفت و آمد به درگاه دیگران چگونه است؟ پس چنین چیزی اولویت دارد و امتناع از آن واجبتر است.
ابن الحاج المالکی (737ق)،
المدخل،
2/112،113،
دار التراث.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
ابن الحاج المالکی (737ق)،
المدخل،
2/112،113،
دار التراث.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
👍17👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ابراهیم پاشا [وزیر سلطان احمد سوم] معتقد به برقراری روابط دیپلماتیک با غرب بود. بر این اساس بعد از ایجاد روابط حسنه و منظم با سفرای اروپایی مقیم استانبول برای نخستین بار اقدام به اعزام سفیر به کشورهای اروپایی نمود تا علاوه بر ایجاد مناسبات دیپلماتیک، به توسعه…
سلطان [محمود دوم] در میانه راه متوجه شد که آشنا نبودن ترکها به زبانهای غربی معضل و مانع بزرگی برای اخذ علوم جدید و استفاده از منابع اروپایی در پیش روی آنها است. به همین سبب تصمیم به دایر نمودن «اتاقهای ترجمه» در بابعالی نمود که در ادامه تبدیل به مدرسه زبانهای خارجی شد...
پیشتر گفته شد که سلطان محمود دوم برنامه اصلاحی خـود را بـا هـدف اقتدار بخشیدن به مقام سلطان در دو حوزۀ عمل و نظر، پیش برده است. آنچه مربوط به حوزه عمل بود بیان شد اما در حوزه نظر برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات آمرانه و برای همسو نمودن افکار عمومی و نخبگان با سیاستهای حکومتی خود، سعی نمود با تمسک جستن به احادیث و روایات اسلامی، قرائتی اقتدارگرایانه و مطلقانگار از جایگاه سلطان و لزوم اطاعت مطلقه از او به نمایش بگذارد. در همین راستا بود که محمود دوم در سال ۱۸۳۱م / ۱۲۴۷ ق. به شیخ الاسلام خود دستور نوشتن کتابی را صادر نمود تا در آن با استناد به احادیث نبوی، لزوم اطاعت مطلق از سلطان تبیین شده باشد. بر این اساس کتابی نوشته شد با عنوان «خلاصة البرهان فى اطاعة السلطان» که مشتمل بر بیست و پنج حدیث از پیامبر در لزوم اطاعت مطلق از سلطان بود. خوشبختی جامعه عثمانی از آن بود که فلسفه سیاسی محمود دوم در خدمت اندیشه های اصلاح گرایانه او قرار داشت. بهترین تعبیری که برای حاکمانی از این دست میتوان بکار برد همان «دیکتاتوری مصلحان» [= استبداد توسعهخواه/Enlightened despotism] است که پیشتر گفته آمد.
حسن حضرتی،
مشروطهی عثمانی،
صص131ـ133
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.
@AdnanFallahi
پیشتر گفته شد که سلطان محمود دوم برنامه اصلاحی خـود را بـا هـدف اقتدار بخشیدن به مقام سلطان در دو حوزۀ عمل و نظر، پیش برده است. آنچه مربوط به حوزه عمل بود بیان شد اما در حوزه نظر برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات آمرانه و برای همسو نمودن افکار عمومی و نخبگان با سیاستهای حکومتی خود، سعی نمود با تمسک جستن به احادیث و روایات اسلامی، قرائتی اقتدارگرایانه و مطلقانگار از جایگاه سلطان و لزوم اطاعت مطلقه از او به نمایش بگذارد. در همین راستا بود که محمود دوم در سال ۱۸۳۱م / ۱۲۴۷ ق. به شیخ الاسلام خود دستور نوشتن کتابی را صادر نمود تا در آن با استناد به احادیث نبوی، لزوم اطاعت مطلق از سلطان تبیین شده باشد. بر این اساس کتابی نوشته شد با عنوان «خلاصة البرهان فى اطاعة السلطان» که مشتمل بر بیست و پنج حدیث از پیامبر در لزوم اطاعت مطلق از سلطان بود. خوشبختی جامعه عثمانی از آن بود که فلسفه سیاسی محمود دوم در خدمت اندیشه های اصلاح گرایانه او قرار داشت. بهترین تعبیری که برای حاکمانی از این دست میتوان بکار برد همان «دیکتاتوری مصلحان» [= استبداد توسعهخواه/Enlightened despotism] است که پیشتر گفته آمد.
حسن حضرتی،
مشروطهی عثمانی،
صص131ـ133
تهران: انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام، 1389.
@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🔦یهودستیزی و وجدان شرمگین غربی: مورد ولتر اعتباری که امروزه هستههای اصلی قدرت در اروپا و امریکای شمالی برای دولت اسرائیل و ناسیونالیسم یهودی (صهیونیسم) قائل هستند نمیتواند پدیداری تصادفی باشد. فارغ از نفوذ گروههای هوادار اسراییل در کانونهای قدرت و…
مسئله این است که فلسطینیها قربانی یهودیستیزی اروپایی شدند. فلسطینیها سرزمینشان را به این خاطر باختند که اروپاییها نمیخواستند یهودیها را تحمل کنند.
مهدی تدینی،
سخنرانی "تبارشناسی یهودستیزی در غرب"،
تهیه و تنظیم: وحید مقدادی،
کانال درسنامههای مینروا
@AdnanFallahi
مهدی تدینی،
سخنرانی "تبارشناسی یهودستیزی در غرب"،
تهیه و تنظیم: وحید مقدادی،
کانال درسنامههای مینروا
@AdnanFallahi
Telegram
درسنامه های مینروا
#مهدی_تدینی
#سخننوشت
#تبارشناسی_یهودستیزی
#صهیونیسم
#درسنامههای_مینروا
هرگونه کپی بدون ذکر منبع پیگرد معنوی دارد.
https://t.me/dars_nevesht
#سخننوشت
#تبارشناسی_یهودستیزی
#صهیونیسم
#درسنامههای_مینروا
هرگونه کپی بدون ذکر منبع پیگرد معنوی دارد.
https://t.me/dars_nevesht
👍16👎1
[آگاهی تاریخی میگوید:] هر عصری پیشداوریهای خودش را دارد؛ و نبرد علیه پیشداوریها به معنای دقیق کلمه صرفاً به معنای نبرد علیه پیشداوریهای دیگران است؛ زیرا [ما] در مورد پیشداوریهای خود شخص، با دشواری ناتوانی در شناخت آن پیشداوریها به مثابه پیشداوریها، مواجه هستیم.
لئو اشتراوس،
ریشههای آلمانی،
ص79،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
@AdnanFallahi
لئو اشتراوس،
ریشههای آلمانی،
ص79،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
Voice message
این نکته در خور تأکید است که اندیشهی سنتی اسلامی نتوانسته است مفهوم بحران را به عنوان ابزاری در تحلیل تاریخی به کار گیرد؛ درست همانطور که خود مفهوم بحران ـ البته با یک استثنای قابل ذکر ـ از اندیشهی [تاریخی] اسلامی [نیز] غایب بوده است.
از سوی دیگر، اندیشهی اروپایی از بدو پیدایشش تأملی بوده است بر بحرانِ زوال تمدن اروپایی؛ حتی اگر استفاده از لفظ «بحران» در معنای جدیدش امری تازه باشد، باز هم محتوای آن حتی در اندیشهی یونانی حاضر بوده است. از این نقطهنظر، جمهور افلاطون را میتوان همچون تأملی بر بحران دموکراسی آتنی خواند و به طور کلیتر، همچون تأملی بر زوال دولتشهر یونانی. از دوران نوزایی به بعد، موضوع زوال روم باستان یکی از نقاط مرکزی تأملات سیاسی و تاریخی اروپاییان بوده است. اندیشهی باستانی اسلام و نظام مفهومی آن چنین تأملی را ناممکن میکند. بهاینترتیب، اسلام «مدرن» این وجه از هویت اروپایی را فقط در غیاب تأمل بر بحران و زوال است که میتواند بفهمد. با این فرض، جهان اسلام فقط در صورتی میتواند اندیشهی اروپایی را بفهمد که آن را به «ایدئولوژی سیاسی» ترجمه کند و، بهاینترتیب، تأملات اروپایی بر مفاهیم بحران و زوال را در معنای لغوی کلمه گرفته، آنها را دال بر این فهمیده است که زمان پایان قریبالوقوع تمدن اروپایی فرا رسیده است.
جواد طباطبایی،
“L’ Incompréhension des Civilisations: Le Cas de la Perse” Le Débat 2 (2002): 68-78
ترجمه شهرزاد نوعدوست.
@AdnanFallahi
از سوی دیگر، اندیشهی اروپایی از بدو پیدایشش تأملی بوده است بر بحرانِ زوال تمدن اروپایی؛ حتی اگر استفاده از لفظ «بحران» در معنای جدیدش امری تازه باشد، باز هم محتوای آن حتی در اندیشهی یونانی حاضر بوده است. از این نقطهنظر، جمهور افلاطون را میتوان همچون تأملی بر بحران دموکراسی آتنی خواند و به طور کلیتر، همچون تأملی بر زوال دولتشهر یونانی. از دوران نوزایی به بعد، موضوع زوال روم باستان یکی از نقاط مرکزی تأملات سیاسی و تاریخی اروپاییان بوده است. اندیشهی باستانی اسلام و نظام مفهومی آن چنین تأملی را ناممکن میکند. بهاینترتیب، اسلام «مدرن» این وجه از هویت اروپایی را فقط در غیاب تأمل بر بحران و زوال است که میتواند بفهمد. با این فرض، جهان اسلام فقط در صورتی میتواند اندیشهی اروپایی را بفهمد که آن را به «ایدئولوژی سیاسی» ترجمه کند و، بهاینترتیب، تأملات اروپایی بر مفاهیم بحران و زوال را در معنای لغوی کلمه گرفته، آنها را دال بر این فهمیده است که زمان پایان قریبالوقوع تمدن اروپایی فرا رسیده است.
جواد طباطبایی،
“L’ Incompréhension des Civilisations: Le Cas de la Perse” Le Débat 2 (2002): 68-78
ترجمه شهرزاد نوعدوست.
@AdnanFallahi
👍11👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
Video
👆🏻* من “الأحكام السلطانية” إلى “السياسة الشرعية”: السياسة والفقه، تساوٍ أم تداخل؟
دراسة في فكر الماوردي، والجويني، وابن تيمية"، يقدمه: رائد السمهوري، باحث في المركز العربي للأبحاث ودراسة السياسات، يعقب عليه: أحمد الريسوني، الأستاذ في كلية الشريعة في جامعة قطر.
دراسة في فكر الماوردي، والجويني، وابن تيمية"، يقدمه: رائد السمهوري، باحث في المركز العربي للأبحاث ودراسة السياسات، يعقب عليه: أحمد الريسوني، الأستاذ في كلية الشريعة في جامعة قطر.
YouTube
سيمنار | "من “الأحكام السلطانية” إلى “السياسة الشرعية”
البث المباشر لسيمنار #المركز_العربي، من “الأحكام السلطانية” إلى “السياسة الشرعية”: السياسة والفقه، تساوٍ أم تداخل؟ دراسة في فكر الماوردي، والجويني، وابن تيمية"، يقدمه: #رائد_السمهوري، باحث في المركز العربي
للأبحاث ودراسة السياسات، يعقب عليه: #أحمد_الريسوني،…
للأبحاث ودراسة السياسات، يعقب عليه: #أحمد_الريسوني،…
👍2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
من پیوندم را با کلیسای انگلستان ـ به مثابه کانالی که از طریق آن، وحی مسیحی قرن ها جریان داشته است و فرهنگ و هویت ملی و حس تعهدات جمعی که من در آنها سهیمم، در حاشیه این کلیسا رشد کردهاند ـ ادامه میدهم. کلیسای انگلستان هنوز مرا به سمت خود فرا میخواند و اگر…
اتحادیه اروپا در تلاش های نافرجامش برای [تدوین] یک"قانون اساسی"، از تصدیق موقعیت ممتاز مسیحیت در تاریخ و هویت مردم اروپایی خودداری کرده است. "وزیر امور خارجه" اروپا، بارونس [کاترین] اشتون، اخیراً از محکوم کردن آزار و اذیت مسیحیان در شمال آفریقا و خاورمیانه خودداری کرده است، اگرچه دولت های ایتالیا، لهستان و اسپانیا بارها از وی خواستهاند که چنین کند. وزیر امور خارجه منتخب ما آماده است تا آزار و اذیت اقلیت های دینی را محکوم کند، اما از کلمه "مسیحی" برای وصف آنها استفاده نخواهد کرد، حتی اگر این مسیحیان باشند که ـ در این موارد مانند اکثر موارد ـ قربانی هستند... قانونگذاریِ حاکی از ارزشهای مسیحی بارها توسط دادگاه اروپایی حقوق بشر محکوم می شود؛ دادگاهی که حکم کرده است که قوانین سقط جنین لهستان "حقوق بشر" زنان را نقض می کند، و در همین حال اخیراً رسم ایتالیایی قرار دادن یک صلیب در هر کلاس درس، به مثابه نقض حق بشریِ توجه برابر (equal concern) انگاشته شده است...
این ایدئولوژی جدید، نسبت به فرق مذهبیای که در قرن هفدهم تا [مرز] یک توقف با هم میجنگیدند کمتر ترسناک است. اما این نیز به همان میزان برای پیروزی مصمم است. مسیحیت باید از حوزه عمومی خارج شود و از امتیازات تاریخیاش در حل و فصل [مسائل] اروپا محروم شود. این امر به ویژه در مورد روابط جنسی مشهود است.
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
این ایدئولوژی جدید، نسبت به فرق مذهبیای که در قرن هفدهم تا [مرز] یک توقف با هم میجنگیدند کمتر ترسناک است. اما این نیز به همان میزان برای پیروزی مصمم است. مسیحیت باید از حوزه عمومی خارج شود و از امتیازات تاریخیاش در حل و فصل [مسائل] اروپا محروم شود. این امر به ویژه در مورد روابط جنسی مشهود است.
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
[آگاهی تاریخی میگوید:] هر عصری پیشداوریهای خودش را دارد؛ و نبرد علیه پیشداوریها به معنای دقیق کلمه صرفاً به معنای نبرد علیه پیشداوریهای دیگران است؛ زیرا [ما] در مورد پیشداوریهای خود شخص، با دشواری ناتوانی در شناخت آن پیشداوریها به مثابه پیشداوریها،…
اگر تمدن بر بنیاد تشخیص این واقعیت استوار باشد که موضوع تمدن انسان بماهو انسان است، هر تفسیری از علم و اخلاقیات بر حسب نژادها، یا ملتها، یا بر حسب فرهنگها، به معنای دقیق کلمه نیستانگارانه است... استلزام نیستانگارانهی تفسیر ناسیونالیستی از علم را مشخصاً می توان تا حدی متفاوت بر حسب اصطلاحات زیر توصیف کرد. تمدن از یادگیری، از میل به یادگرفتن از کسی که میتواند چیز ارزشمندی به ما بیاموزد غیر قابل تفکیک است. تفسیر ناسیونالیستی از علم یا فلسفه دال بر این است که ما واقعاً نمیتوانیم از کسانی که به ملت یا فرهنگ ما تعلق ندارند، چیزی یاد بگیریم.
لئو اشتراوس،
ریشههای آلمانی،
ص103،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
@AdnanFallahi
لئو اشتراوس،
ریشههای آلمانی،
ص103،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
@AdnanFallahi
👍8
فِكَر ومباحث
Video
في هذه المحاضرة القيمة والبحث الرائد، يسعی الأخ الفاضل د. رائد السمهوري أن يبين بأن هناك فرق واضح بين مجال السياسة (كالمصطلح المعين داخل إطار القوة والحكم، ولا لفظ عام فی الأعمال العربي) ومجال الفقه في تراث الفكر السياسي والشرعی. وبهذه المناسبة هو يستند إلی نصوص كثیرة من التراث الفقهي استيعابا لأعمال كبار العلماء و القضاة من أهل السنة. مقولة التي یريد إنتاجها د. رائد ـ بعد كل هذ الجهد ـ هي وجود تميّز بين السياسة (بمعنی المرسوم والمصطلح) والفقه، ويستدل بعدم وجود باب أو أبواب السياسة في المدونات والمؤلفات الفقهية.
أنا أريد أن أسهل الأمر للأخ الرائد! هذا كلام الإمام ابن خلدون (هذا الرجل سني صميم، فقيه وقاض ومؤرخ کبیر، كان من شيوخ العسقلاني و المقريزي وله منصب التدريس في الأزهر):
فإن كانت السياسة ومذاهبها جزء من الفقه وفرع من إنجازات ومهمات ومختصات الفقهاء، فكيف يمكن إبتعادهم عنها؟؟
@AdnanFallahi
أنا أريد أن أسهل الأمر للأخ الرائد! هذا كلام الإمام ابن خلدون (هذا الرجل سني صميم، فقيه وقاض ومؤرخ کبیر، كان من شيوخ العسقلاني و المقريزي وله منصب التدريس في الأزهر):
.. أن العلماء من بين البشر أبعد عن السياسة ومذاهبها" (ابن خلدون، دیوان المبتدأ والخبر، 1/745، دار الفکر بیروت).
فإن كانت السياسة ومذاهبها جزء من الفقه وفرع من إنجازات ومهمات ومختصات الفقهاء، فكيف يمكن إبتعادهم عنها؟؟
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اتحادیه اروپا در تلاش های نافرجامش برای [تدوین] یک"قانون اساسی"، از تصدیق موقعیت ممتاز مسیحیت در تاریخ و هویت مردم اروپایی خودداری کرده است. "وزیر امور خارجه" اروپا، بارونس [کاترین] اشتون، اخیراً از محکوم کردن آزار و اذیت مسیحیان در شمال آفریقا و خاورمیانه…
در فوریه 2010 یک مادر آلمانیِ صاحب هشت فرزند که به کلاسهای آموزش جنسیِ اجباری که مخالف اخلاق مسیحیاش بود اعتراض داشت، پسر نُه ساله خود را از مدرسه خارج کرد. این مادر به مدت هشت روز زندانی شد.
سکس، مثل آموزهی کلیسایی استحالهی نان و شراب (transubstantiation) در قرن هفدهم، [اینک] به آزمون ارتدوکسی اعتقادی بدل شده است.
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
سکس، مثل آموزهی کلیسایی استحالهی نان و شراب (transubstantiation) در قرن هفدهم، [اینک] به آزمون ارتدوکسی اعتقادی بدل شده است.
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر تمدن بر بنیاد تشخیص این واقعیت استوار باشد که موضوع تمدن انسان بماهو انسان است، هر تفسیری از علم و اخلاقیات بر حسب نژادها، یا ملتها، یا بر حسب فرهنگها، به معنای دقیق کلمه نیستانگارانه است... استلزام نیستانگارانهی تفسیر ناسیونالیستی از علم را مشخصاً…
این دیدگاه که جنگ فینفسه خیر است، دال بر رد و تکذیب تمایز میان جنگهای عادلانه و غیرعادلانه، بین جنگهای مبتنی بر دفاع و جنگهای مبتنی بر تجاوز است. این مآلاً با هیچ فکر ناظر بر قانون ملل، سازگار نیست.
لئو اشتراوس،
ریشههای آلمانی،
ص110،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
@AdnanFallahi
لئو اشتراوس،
ریشههای آلمانی،
ص110،
ترجمه شروین مقیمی،
تهران: پگاه روزگار نو، 1397.
@AdnanFallahi
👍7👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در فوریه 2010 یک مادر آلمانیِ صاحب هشت فرزند که به کلاسهای آموزش جنسیِ اجباری که مخالف اخلاق مسیحیاش بود اعتراض داشت، پسر نُه ساله خود را از مدرسه خارج کرد. این مادر به مدت هشت روز زندانی شد. سکس، مثل آموزهی کلیسایی استحالهی نان و شراب (transubstantiation)…
وقتی میخوانیم که یک مهماندار هواپیما به دلیل پوشیدن صلیب، یا یک پرستار به دلیل دعا در بستر بیمار خود، یا یک معلم مدرسه به سبب آموزش مخلوق بودن جهان به کلاس درسش، اخراج میشوند و در هیچ یک از این موارد قانون طرف قربانی را نمی گیرد، ما به سادگی سر در گریبان فرو میکنیم و...
یهودیان در تمام قرون سرگردانیهایشان، خلال هر نوع آزار و اذیت و محاکمه، دینشان را حفظ کردند و با استفاده از زبان، کلمات و مناسکی که از روزهای پیش از نابودی معبد برایشان نازل شده بود، زندگی خود را مانند اجدادشان وقف [این امور] کردند. دستاورد آنها بدون اعتقاد به ماهیت مقدس کلمات و مناسکی که آنها به ارث برده بودند، ممکن نمیشد و آنها به کسانی که در پی اصلاح، ترک یا جایگزینی عباداتِ مناسکی بودند، به درستی به دیدهی تردید نگاه میکردند. یهودیان از طریق تلمود، حساسیت تاریخی خود ـ البته در قالب یک تفسیر ـ را ابراز کردند. تورات، شنبه، اعیاد و مناسک، موضوع میثاق الهی، اینها چیزهایی است که آنها را به عنوان اموری فراتر از تاریخ حفظ کردهاند. و در نتیجه یهودیان نجات یافتند، یک گواه متحرک و تراژیک از زیبایی استقامت انسان.
ما انگلیکنها هم اگر از مورد یهودیان پیروی میکردیم، شاید میتوانستیم دین خود را حفظ کنیم...
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
یهودیان در تمام قرون سرگردانیهایشان، خلال هر نوع آزار و اذیت و محاکمه، دینشان را حفظ کردند و با استفاده از زبان، کلمات و مناسکی که از روزهای پیش از نابودی معبد برایشان نازل شده بود، زندگی خود را مانند اجدادشان وقف [این امور] کردند. دستاورد آنها بدون اعتقاد به ماهیت مقدس کلمات و مناسکی که آنها به ارث برده بودند، ممکن نمیشد و آنها به کسانی که در پی اصلاح، ترک یا جایگزینی عباداتِ مناسکی بودند، به درستی به دیدهی تردید نگاه میکردند. یهودیان از طریق تلمود، حساسیت تاریخی خود ـ البته در قالب یک تفسیر ـ را ابراز کردند. تورات، شنبه، اعیاد و مناسک، موضوع میثاق الهی، اینها چیزهایی است که آنها را به عنوان اموری فراتر از تاریخ حفظ کردهاند. و در نتیجه یهودیان نجات یافتند، یک گواه متحرک و تراژیک از زیبایی استقامت انسان.
ما انگلیکنها هم اگر از مورد یهودیان پیروی میکردیم، شاید میتوانستیم دین خود را حفظ کنیم...
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
👍14👎7
هر کتابی که در استانبول و یا شام و یا عراق چاپ می شد، می بایست بـا «اجازه مبارک» [سلطان عبدالحمید دوم] باشد... امام جمعه ها نیز هرگز در خطبه های نماز جمعه تذکری به سلطان نمی دادند و حتی از حق مردم بـر گـردن زمامدار و حکومت سخنی به میان نمی آوردند..... جاسوسان بی شمار بودند و جاسوسی راه پیشرفت بود. ده ها هزار سپاهی فقط برای حفظ جان سلطان و نشان دادن ابهت و جلال وی به هنگام خروج برای نماز جمعه آماده بودند. کاخ سلطنتی پر بود از فریبکاران و طالعبینان صوفینما و ملانما که یا خوابهایی را به دروغ نقل می کردند و ادعا می کردند که خود دیده اند و یا خوابهایی را تفسیر میکردند و این دغلکاران هر کسی را که با آنها مقابله میکرد طرد و سرکوب میکردند.
احمد امین،
پیشگامان مسلمان تجددگرایی در عصر جدید،
ص9،
ترجمه حسن یوسفی اشکوری،
تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376.
@AdnanFallahi
احمد امین،
پیشگامان مسلمان تجددگرایی در عصر جدید،
ص9،
ترجمه حسن یوسفی اشکوری،
تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1376.
@AdnanFallahi
👍25👎3
استفاده از نام "خلیج عربی" در برخی اسناد دولتی ایالات متحده به اواخر قرن گذشته برمیگردد. این روند خاصه بعد از جنگ کشورهای ائتلاف غربی/عربی با دولت صدام حسین در عراق (موسوم به The gulf war) شدت گرفت و دستکم نیروی دریایی ایالات متحده ـ به گفتهی نیویورک تایمز ـ از سال1991 از اصطلاح "خلیج عربی" استفاده میکند؛ چنانکه استفاده از اصطلاح "خلیج" نیز در میان مقامات امریکایی رایج است. به گفتهی کنث پولاک ـ مدیر پیشین امور خلیج فارس در شورای امنیت ملی امریکا ـ امروزه مقامات امریکاییِ بیشتری از اصطلاح خلیج یا خلیج عربی برای اشاره به خلیج فارس استفاده میکنند.
از آنجا که سیاست حتی بر اصطلاحات و کلمات هم چیره میشود، اسامی جغرافیایی نیز از این عمق نفوذ در امان نیستند. در این مورد خاص شاید پرهیز از استفاده از عنوان خلیج فارس ـ و استفاده از اصطلاح خلیج عربی یا خلیج ـ در میان مقامات بلندپایهی اسراییلی بسی رایجتر باشد. کسانی چون: یائیر لاپید، الی کوهن (وزیر امور خارجه اسبق دولت نتانیاهو) و برخی از دیپلماتهای اسراییلی در کشورهای امارات و بحرین.
@AdnanFallahi
از آنجا که سیاست حتی بر اصطلاحات و کلمات هم چیره میشود، اسامی جغرافیایی نیز از این عمق نفوذ در امان نیستند. در این مورد خاص شاید پرهیز از استفاده از عنوان خلیج فارس ـ و استفاده از اصطلاح خلیج عربی یا خلیج ـ در میان مقامات بلندپایهی اسراییلی بسی رایجتر باشد. کسانی چون: یائیر لاپید، الی کوهن (وزیر امور خارجه اسبق دولت نتانیاهو) و برخی از دیپلماتهای اسراییلی در کشورهای امارات و بحرین.
@AdnanFallahi
NY Times
Persian (or Arabian) Gulf Is Caught in the Middle of Regional Rivalries (Published 2016)
As tensions escalate between Iran and Saudi Arabia, a dispute over the name of the body of water between them illustrates the disagreements at the heart of their dispute.
👍12👎2