Forwarded from تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
⛓تاریخ اندیشهها: تاریخنگاری سیر تطور جرمنگاری ارتداد، مجازات مرتد و مفهوم ارتداد
ما در مجموعه نوشتارهایی، به بررسی سیر ظهور و تطور مجازات مرتد در قدیمیترین منابع روایی و فقهی تراث مسلمین پرداختیم. مجموعهی این نوشتارها به ترتیب ذیل است:
ـ اجتهاد در آدمکشی: مورد ابن ملجم مرادی
ـ تعامل با ارتداد و مرتدین: برخورد عمر بن الخطاب با جبلة بن الأیهم
ـ اکراه دین و ارتداد (ردی بر مشهورات و متخیلات متأخرین)
ـ تعامل با مرتدین در قرن دوم: گزارش ضِرار بن عمرو
ـ نگاهی به احکام ارتداد در قدیمیترین مصنفات فقه مالکی و حنفی
ـ دیدگاه متقدمان اهل حدیث دربارهی ادلهی «قتل مرتد»: گزارش شافعی
ـ احکام مرتدینِ جنگجو در عصر عباسی اول(132ـ232هـ): گزارش شافعی
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
ما در مجموعه نوشتارهایی، به بررسی سیر ظهور و تطور مجازات مرتد در قدیمیترین منابع روایی و فقهی تراث مسلمین پرداختیم. مجموعهی این نوشتارها به ترتیب ذیل است:
ـ اجتهاد در آدمکشی: مورد ابن ملجم مرادی
ـ تعامل با ارتداد و مرتدین: برخورد عمر بن الخطاب با جبلة بن الأیهم
ـ اکراه دین و ارتداد (ردی بر مشهورات و متخیلات متأخرین)
ـ تعامل با مرتدین در قرن دوم: گزارش ضِرار بن عمرو
ـ نگاهی به احکام ارتداد در قدیمیترین مصنفات فقه مالکی و حنفی
ـ دیدگاه متقدمان اهل حدیث دربارهی ادلهی «قتل مرتد»: گزارش شافعی
ـ احکام مرتدینِ جنگجو در عصر عباسی اول(132ـ232هـ): گزارش شافعی
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
attach 📎
شبهة سحر الرسول وتأثیره فیه.pdf
836.7 KB
شبهة سحر الرسول وتأثیره فیه
بقلم: الشيخ الدکتور طه جابر العَلواني
* المصدر: العلواني، تفسیر القرآن بالقرآن، صص157ـ162
المعهد العالمي للفکر الاسلامي، فرجینیا، الولایات المتحدة الامریکیة،
طـ1، 2020م
https://t.me/AdnanFallahi
بقلم: الشيخ الدکتور طه جابر العَلواني
* المصدر: العلواني، تفسیر القرآن بالقرآن، صص157ـ162
المعهد العالمي للفکر الاسلامي، فرجینیا، الولایات المتحدة الامریکیة،
طـ1، 2020م
https://t.me/AdnanFallahi
📜واکنش علی بن ابی طالب در برابر سب و تکفیر و تهدید به قتل خویش: گزارش قاضی شیبانی (189هـ)
ما پیشتر در مطلبی با عنوان «برخورد سلف با مخالفین عقیدتی: گزارش شافعی»، گزارش فقیه و محدث بزرگ قرن دوم و سوم هجری محمد بن ادریس شافعی (204هـ) از شیوهی تعامل خلیفهی راشد علی بن ابی طالب، و نیز عمر بن عبدالعزیز خلیفهی عادل اموی با مخالفین عقیدتی را به تفصیل آوردیم و گفتیم که شافعی در میان تمامی حاکمان و خلفای اموی و عباسی تا زمان خودش، فقط و فقط سیرهی عمر بن عبدالعزیز را شایستهی ارجاع و استناد دانسته و خود وی نیز پذیرای سیرهی این دو خلیفه در مبحث چگونگی تعامل با مخالفان عقیدتی است.
اما پیشتر از شافعی، یکی از استادان برجستهی او یعنی قاضی محمد بن الحسن الشَّیبانی (189هـ) ـ از بنیانگذاران اولیهی فقه حنفی و از راویان اصلی موطأ مالک ـ مدارای علی بن ابی طالب با مخالفین عقیدتیاش را قابل ارجاع و استناد دانسته و گزارشی مشابه با گزارش شافعی ارائه میدهد.
شیبانی در کتاب مشهورش السیر الصغیر، فصلی را به شرح ضوابط برخورد حاکمان با فرقهی کلامی خوارج و سایر شورشیان اختصاص داده و نقل میکند که چندین نفر در مسجد کوفه مشغول سبّ (دشنام) علی بودند و یکی از آنها سوگند میخورد که علی را به قتل خواهد رساند. وقتی کثیر بن حَضرَمی این شخص را نزد علی بن ابی طالب آورد، علی پس از پرسیدن اسم و رسم متهم، او را آزاد کرد. کثیر میگوید من به علی اعتراض کردم که چگونه کسی را آزاد میکند که سوگند خورده وی را به قتل خواهد رساند؟ علی پاسخ میدهد:
«آیا او را به قتل برسانم در حالیکه او مرا به قتل نرسانده است؟»[1]
کثیر مجدداً اعتراض میکند که این شخص تو را دشنام داده است و علی پاسخ میدهد:
«تو هم او را دشنام بده! و اگر خواستی از او بگذر [و دشنامش مده]» [2].
شیبانی در ادامه همان گزارش شاگردش شافعی را نقل میکند که علی خطاب به خوارجی که او را تکفیر میکردند گفت:
«ما شما را از حضور در مساجد خداوند که میخواهید در آنجا ذکر خدا بگویید منع نمیکنیم، همچنین تا وقتی دست شما در دست ماست [= علیه ما شمشیر نکشیدهاید] شما را از فیء [بیت المال] محروم نمیکنیم و تا وقتی شما جنگ آغاز نکردهاید با شما وارد جنگ نمیشویم»[3].
شیبانی تمام این موارد را نقل کرده و امضا و تأیید میکند.
چنانکه میبینیم علی بن ابی طالب در برخورد با کسانی که به تکفیر و سب صحابه مشغول بودند[4]، شیوهی مدارا را در پیش میگیرد و احدی از مخالفانش را تا زمانی که آغازگر قتل و قتال نشدهاند تحت تعقیب قضایی قرار نداده و حتی محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی را بر آنها تحمیل نمیکند. صدالبته این رویه دوام چندانی نیافت و بعداً با به قدرت رسیدن امویان و عباسیان ـ به جز استثنائات و نوادری چون معاویهی دوم یا عمر بن عبدالعزیز ـ سرکوب و اضطهاد مخالفان عقیدتی و سیاسی غیرمسلح، توجیه شرعی یافت؛ رویهای که تا همین امروز هم دلالتها و پیامدهای قدرتمند خود را در حیات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی قاطبهی مسلمین حفظ کرده است.
ـــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. الشیبانی، السير، المحقق: مجيد خدوري، ص228، الدار المتحدة للنشر بيروت، طـ1
[2]. همانجا
[3]. همانجا
[4]. ابن تیمیه متکلم و فیلسوف بیمماشات حنابله، پدیدهی سب صحابه را در میانهی اختلافات و نزاعهای سیاسی ردیابی میکند: «وَأَمَّا حَدِيثُ سَعْدٍ [بن أبي وقاص] لَمَّا أَمَرَهُ مُعَاوِيَةُ بِالسَّبِّ فَأَبَى، فَقَالَ: مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ؟ فَقَالَ: ثَلَاثٌ قَالَهُنَّ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - فَلَنْ أَسُبَّهُ، لَأَنْ يَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حُمُرِ النَّعَمِ. . . الْحَدِيثَ. فَهَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ رَوَاهُ مُسْلِمٌ فِي صَحِيحِهِ وَفِيهِ ثَلَاثُ فَضَائِلَ لِعَلِيٍّ لَكِنْ لَيْسَتْ مِنْ خَصَائِصِ الْأَئِمَّةِ» (ابن تیمیة، منهاج السنة، 5/42)
نیز ابن تیمیه در جای دیگری، تبار پدیدار لعن صحابه را به جنگ صفین میرساند: «وَأَمَّا مَا ذَكَرَهُ مِنْ لَعْنِ عَلِيٍّ، فَإِنَّ التَّلَاعُنَ وَقَعَ مِنَ الطَّائِفَتَيْنِ كَمَا وَقَعَتِ الْمُحَارَبَةُ، وَكَانَ هَؤُلَاءِ يَلْعَنُونَ رُءُوسَ هَؤُلَاءِ فِي دُعَائِهِمْ، وَهَؤُلَاءِ يَلْعَنُونَ رُءُوسَ هَؤُلَاءِ فِي دُعَائِهِمْ. وَقِيلَ: إِنَّ كُلَّ طَائِفَةٍ كَانَتْ تَقْنُتُ عَلَى الْأُخْرَى. وَالْقِتَالُ بِالْيَدِ أَعْظَمُ مِنَ التَّلَاعُنِ بِاللِّسَانِ، وَهَذَا كُلُّهُ سَوَاءٌ كَانَ ذَنْبًا أَوِ اجْتِهَادًا: مُخْطِئًا أَوْ مُصِيبًا، فَإِنَّ مَغْفِرَةَ اللَّهِ وَرَحْمَتَهُ تَتَنَاوَلُ ذَلِكَ بِالتَّوْبَةِ وَالْحَسَنَاتِ الْمَاحِيَةِ وَالْمَصَائِبِ الْمُكَفِّرَةِ وَغَيْرِ ذَلِكَ» (همان، 4/468)
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
ما پیشتر در مطلبی با عنوان «برخورد سلف با مخالفین عقیدتی: گزارش شافعی»، گزارش فقیه و محدث بزرگ قرن دوم و سوم هجری محمد بن ادریس شافعی (204هـ) از شیوهی تعامل خلیفهی راشد علی بن ابی طالب، و نیز عمر بن عبدالعزیز خلیفهی عادل اموی با مخالفین عقیدتی را به تفصیل آوردیم و گفتیم که شافعی در میان تمامی حاکمان و خلفای اموی و عباسی تا زمان خودش، فقط و فقط سیرهی عمر بن عبدالعزیز را شایستهی ارجاع و استناد دانسته و خود وی نیز پذیرای سیرهی این دو خلیفه در مبحث چگونگی تعامل با مخالفان عقیدتی است.
اما پیشتر از شافعی، یکی از استادان برجستهی او یعنی قاضی محمد بن الحسن الشَّیبانی (189هـ) ـ از بنیانگذاران اولیهی فقه حنفی و از راویان اصلی موطأ مالک ـ مدارای علی بن ابی طالب با مخالفین عقیدتیاش را قابل ارجاع و استناد دانسته و گزارشی مشابه با گزارش شافعی ارائه میدهد.
شیبانی در کتاب مشهورش السیر الصغیر، فصلی را به شرح ضوابط برخورد حاکمان با فرقهی کلامی خوارج و سایر شورشیان اختصاص داده و نقل میکند که چندین نفر در مسجد کوفه مشغول سبّ (دشنام) علی بودند و یکی از آنها سوگند میخورد که علی را به قتل خواهد رساند. وقتی کثیر بن حَضرَمی این شخص را نزد علی بن ابی طالب آورد، علی پس از پرسیدن اسم و رسم متهم، او را آزاد کرد. کثیر میگوید من به علی اعتراض کردم که چگونه کسی را آزاد میکند که سوگند خورده وی را به قتل خواهد رساند؟ علی پاسخ میدهد:
«آیا او را به قتل برسانم در حالیکه او مرا به قتل نرسانده است؟»[1]
کثیر مجدداً اعتراض میکند که این شخص تو را دشنام داده است و علی پاسخ میدهد:
«تو هم او را دشنام بده! و اگر خواستی از او بگذر [و دشنامش مده]» [2].
شیبانی در ادامه همان گزارش شاگردش شافعی را نقل میکند که علی خطاب به خوارجی که او را تکفیر میکردند گفت:
«ما شما را از حضور در مساجد خداوند که میخواهید در آنجا ذکر خدا بگویید منع نمیکنیم، همچنین تا وقتی دست شما در دست ماست [= علیه ما شمشیر نکشیدهاید] شما را از فیء [بیت المال] محروم نمیکنیم و تا وقتی شما جنگ آغاز نکردهاید با شما وارد جنگ نمیشویم»[3].
شیبانی تمام این موارد را نقل کرده و امضا و تأیید میکند.
چنانکه میبینیم علی بن ابی طالب در برخورد با کسانی که به تکفیر و سب صحابه مشغول بودند[4]، شیوهی مدارا را در پیش میگیرد و احدی از مخالفانش را تا زمانی که آغازگر قتل و قتال نشدهاند تحت تعقیب قضایی قرار نداده و حتی محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی را بر آنها تحمیل نمیکند. صدالبته این رویه دوام چندانی نیافت و بعداً با به قدرت رسیدن امویان و عباسیان ـ به جز استثنائات و نوادری چون معاویهی دوم یا عمر بن عبدالعزیز ـ سرکوب و اضطهاد مخالفان عقیدتی و سیاسی غیرمسلح، توجیه شرعی یافت؛ رویهای که تا همین امروز هم دلالتها و پیامدهای قدرتمند خود را در حیات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی قاطبهی مسلمین حفظ کرده است.
ـــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. الشیبانی، السير، المحقق: مجيد خدوري، ص228، الدار المتحدة للنشر بيروت، طـ1
[2]. همانجا
[3]. همانجا
[4]. ابن تیمیه متکلم و فیلسوف بیمماشات حنابله، پدیدهی سب صحابه را در میانهی اختلافات و نزاعهای سیاسی ردیابی میکند: «وَأَمَّا حَدِيثُ سَعْدٍ [بن أبي وقاص] لَمَّا أَمَرَهُ مُعَاوِيَةُ بِالسَّبِّ فَأَبَى، فَقَالَ: مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ؟ فَقَالَ: ثَلَاثٌ قَالَهُنَّ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - فَلَنْ أَسُبَّهُ، لَأَنْ يَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حُمُرِ النَّعَمِ. . . الْحَدِيثَ. فَهَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ رَوَاهُ مُسْلِمٌ فِي صَحِيحِهِ وَفِيهِ ثَلَاثُ فَضَائِلَ لِعَلِيٍّ لَكِنْ لَيْسَتْ مِنْ خَصَائِصِ الْأَئِمَّةِ» (ابن تیمیة، منهاج السنة، 5/42)
نیز ابن تیمیه در جای دیگری، تبار پدیدار لعن صحابه را به جنگ صفین میرساند: «وَأَمَّا مَا ذَكَرَهُ مِنْ لَعْنِ عَلِيٍّ، فَإِنَّ التَّلَاعُنَ وَقَعَ مِنَ الطَّائِفَتَيْنِ كَمَا وَقَعَتِ الْمُحَارَبَةُ، وَكَانَ هَؤُلَاءِ يَلْعَنُونَ رُءُوسَ هَؤُلَاءِ فِي دُعَائِهِمْ، وَهَؤُلَاءِ يَلْعَنُونَ رُءُوسَ هَؤُلَاءِ فِي دُعَائِهِمْ. وَقِيلَ: إِنَّ كُلَّ طَائِفَةٍ كَانَتْ تَقْنُتُ عَلَى الْأُخْرَى. وَالْقِتَالُ بِالْيَدِ أَعْظَمُ مِنَ التَّلَاعُنِ بِاللِّسَانِ، وَهَذَا كُلُّهُ سَوَاءٌ كَانَ ذَنْبًا أَوِ اجْتِهَادًا: مُخْطِئًا أَوْ مُصِيبًا، فَإِنَّ مَغْفِرَةَ اللَّهِ وَرَحْمَتَهُ تَتَنَاوَلُ ذَلِكَ بِالتَّوْبَةِ وَالْحَسَنَاتِ الْمَاحِيَةِ وَالْمَصَائِبِ الْمُكَفِّرَةِ وَغَيْرِ ذَلِكَ» (همان، 4/468)
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🕯برخورد سلف با مخالفین عقیدتی: گزارش شافعی
نام و آوازه فرقه خوارج با ماجرای جنگ صفین، ماجرای حکمیت و جنگ نهروان در دوران خلافت علی بن ابی طالب گره خورده است؛ گروهی که به تکفیر مخالفان و اِعمال خشونت در حق آنها مشهور هستند. خوارج اساساً با تمام حکومتهای…
نام و آوازه فرقه خوارج با ماجرای جنگ صفین، ماجرای حکمیت و جنگ نهروان در دوران خلافت علی بن ابی طالب گره خورده است؛ گروهی که به تکفیر مخالفان و اِعمال خشونت در حق آنها مشهور هستند. خوارج اساساً با تمام حکومتهای…
👍8👎2
🎧دروس دِرایَه یا مُصطَلَحالحدیث(درس پنجم)
دانش #درایه یکی از مهمترین ادوات خوانش میراث مسلمانان است و هیچیک از پژوهشگران تخصصی یا غیرتخصصی این حوزه، از اطلاع و اشراف بر آن بینیاز نیستند.
میکوشیم در سلسله مباحثی، به نحو مختصر و البته دقیق، اهم فصول این دانشِ قُدَمایی را مورد تفحص و بررسی قرار دهیم.
در پنجمین درس از سلسله دروس دانش درایه، به تعاریفی چون تحمل حدیث، تاریخ کتابت و تدوین احادیث، تاریخ اسناد، و اسناد عالی و نازل پرداختهایم.
⏱مدت پادکست: ۳۷دقیقه
لینک درس چهارم
🎙عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
دانش #درایه یکی از مهمترین ادوات خوانش میراث مسلمانان است و هیچیک از پژوهشگران تخصصی یا غیرتخصصی این حوزه، از اطلاع و اشراف بر آن بینیاز نیستند.
میکوشیم در سلسله مباحثی، به نحو مختصر و البته دقیق، اهم فصول این دانشِ قُدَمایی را مورد تفحص و بررسی قرار دهیم.
در پنجمین درس از سلسله دروس دانش درایه، به تعاریفی چون تحمل حدیث، تاریخ کتابت و تدوین احادیث، تاریخ اسناد، و اسناد عالی و نازل پرداختهایم.
⏱مدت پادکست: ۳۷دقیقه
لینک درس چهارم
🎙عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
دوستان عزیزی ضمن اظهار لطف، از من خواستهاند مطالبی را به موضوع مجازات معروف به مجازات "سابّ النبی" و تاریخ تکوین و تثبیت این مجازات در فقه مسلمین، تاریخگذاری روایات آن، و نیز مقارنهی آن با متن اصلی مقدس مسلمانان(قرآن) اختصاص دهم.
با اینکه این کانال تلگرامی، بنا نداشته به کانالی با حجم بالای موضوعات صرف فقهی تبدیل شود و بلکه تمرکز اصلی ما روی تاریخ اندیشهها - خاصه اندیشه سیاسی- بوده است، منتها نظر به اهمیت این موضوع و نیز ارتباط وثیق آن با حوزهی سیاست و مصالح، ما پس از انتشار مطلبی دربارهی دیدگاههای رمون آرون متفکر و جامعهشناس بزرگ فرانسوی دربارهی ماجرای استقلال الجزایر از فرانسه و نیز اتمام سلسلهنوشتارهایمان دربارهی "نواندیشیهای سید قطب" به سراغ تبارشناسی موضوع ساب النبی خواهیم رفت.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
با اینکه این کانال تلگرامی، بنا نداشته به کانالی با حجم بالای موضوعات صرف فقهی تبدیل شود و بلکه تمرکز اصلی ما روی تاریخ اندیشهها - خاصه اندیشه سیاسی- بوده است، منتها نظر به اهمیت این موضوع و نیز ارتباط وثیق آن با حوزهی سیاست و مصالح، ما پس از انتشار مطلبی دربارهی دیدگاههای رمون آرون متفکر و جامعهشناس بزرگ فرانسوی دربارهی ماجرای استقلال الجزایر از فرانسه و نیز اتمام سلسلهنوشتارهایمان دربارهی "نواندیشیهای سید قطب" به سراغ تبارشناسی موضوع ساب النبی خواهیم رفت.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
🧨بحثی دربارهی مجازات "ساب النبی" بر اساس مبانی علم اصول فقهِ قدما
* ما انشاءالله به زودی مطالبی نیز دربارهی روایات و اخبار ناظر به این موضوع مکتوب خواهیم کرد.
🎙عدنان فلاحی
https://t.me/AdnanFallahi
* ما انشاءالله به زودی مطالبی نیز دربارهی روایات و اخبار ناظر به این موضوع مکتوب خواهیم کرد.
🎙عدنان فلاحی
https://t.me/AdnanFallahi
👍2
⌛️فشار تاریخ: حقیقت یا افسانه؟
مورخان برجستهای چون یوزف شاخت، احمد امین، فهمی جدعان، عابد الجابری و... در سیر تاریخنگاری نظامهای اندیشهی اسلامی تلویحاً و صریحاً بر این نکته تأکید کردهاند که اندیشهها در خلأ تولید نشده و بلکه هرکدام در بستر واقعیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... شکل میگیرند. خاصه چنین چیزی در مورد سیر تکوین اندیشههای فقهی هم مصداق دارد.
اما گروهی با این قبیل سخنان مخالفند و معتقدند که فی المثل فقهایی چون ابوحنیفه، شافعی، احمد و دیگران در فضایی ماورایی و به دور از تأثیر و تأثرات بستر تاریخی بر معارف، زیستهاند و در همین نقطهی لامکان و لازمان فتاوایی مطلق و کاملاً منزه از شرایط تاریخی خویش صادر کردهاند فلذا هیچ خلل و نقصی در سخن اینان راه ندارد و شرایط تاریخی تأثیری بر کیفیت موازنهی ادله و حجتها نزد آنها نداشته است. صدالبته این ادعا را میتوان به آزمون تجربه نهاد و از همان مکانیسم قیاس فقهی استفاده کرد:
در این روزهای اخیر، خبر ذبح معلم فرانسوی به دست یک جوان چچنی به خاطر نمایش کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام (ص) در سر کلاس درس، سرتیتر اخبار خبرگزاریها بود. آنچه مسلم است این است که اکثریت قریب به اتفاق فقهای مسلمان در عصر عباسی و مملوکی تا عصر حاضر ـ به جز نوادری چون ابوحنیفه (150هـ) و برخی موافقان وی[1] ـ به قتل ساب النبی (اهل ذمهای که پیامبر اسلام (ص) را دشنام دهد) فتوا دادهاند. بنابراین یک توافق حداکثری در این باب وجود دارد. اما با این وجود،چهار نهاد مهم فقهی مسلمین و در رأس آنها معتبرترین حوزهی علمیهی اهل سنت در جهان معاصر یعنی الازهر مصر، این اقدام را به شدت محکوم کردهاند: الازهر در بیانیهی رسمی خود این اقدام را «تندروی» و «غیرقابل توجیه» شمرده است[2] و مفتی مصر شیخ شوقي عَلّام آن را اقدامی «تروریستی» نامیده که «توجیهناپذیر» است[3]. چنانکه اتحادیه جهانی علمای مسلمان هم در بیانیه خود این اقدام را محکوم کرده و آن را «مجرمانه» و «جنایتکارانه» خطاب کرده است[4]. از آن سو، یکی دیگر از نهادهای معتبر فقهی اهل سنت یعنی رابطة العالم الإسلامي که مقر اصلی آن در مکه قرار دارد این اقدام را ناشی از «تروریسم شریرانه» برشمرده و خواستار اتحاد ملت فرانسه علیه این «وحشیگریها» شده است[5]. شورای فقهی مسلمانان اروپا در بریتانیا نیز در بیانیهی خود ضمن محکومیت این اقدام، آن را «جنایتی شنیع» خوانده و از مسلمانان خواسته است با روشهای مسالمتآمیز از مقدسات خود دفاع کنند[6].
اما به راستی چه شده که صدها بلکه هزاران فقیه برجستهی معاصرِ وابسته به این نهادها ـ که گرایشهای سیاسی گوناگونی هم دارند ـ نظری کاملا خلاف و ضد نظر اکثریت فقهای قدیم را اعلان میکنند؟ پاسخ موافقان عمل جوان چچنی از دو حالت خارج نیست: یا خواهند گفت که این فقها دروغگو هستند و حقیقت را در ظاهر سخنانشان انکار میکنند و یا خواهند گفت که اینان دچار انحراف هستند و در باطن نیز منکر حقیقت اقوال قدما هستند. و اما سوال مهمتر این است: چه چیزی باعث شده که این نهادها اینقدر دروغگو یا منحرف (به زعم مخالفینشان) شوند؟؟ پاسخ فقط یک چیز است: بستر تاریخی اعم از شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، معرفتی، اقتصادی و...
حالا میتوان همین قیاس را بر فقهای قدیم کرد و پرسید: آیا تأثر از بسترهای تاریخی فقط مخصوص فقهای قرن بیستم است یا فقهای قرن نوزدهم نیز از شرایط زمانهی خود متأثر بودند؟ فقهای قرن هفدهم چطور؟ فقهای قرن هشتم هجری چطور؟ آیا فقهای عصر اموی و عصر عباسی اول (132ـ232هـ) هم انسانهایی چون فقهای قرن بیستم بودند که از شرایط متأثر میشدند و یا آنها در فرامکان و فرازمان میزیستند؟ آیا میتوان فتاوا و افکار فقهی تمام فقهای تاریخ را باتوجه به بستر تاریخیشان تحلیل کرد یا فقط فقهای قرن بیستم بستر تاریخی دارند و فقهای مثلاً قرن چهارم هجری، فاقد بستر تاریخی هستند؟
پاسخ به این پرسشها هرچه که باشد ظاهراً تامل دقیق در صیرورت تاریخی، چارهای برای ما نمیگذارد جز اینکه این سخن ابن قیم جوزیه (751هـ) فقیه و صوفی بزرگ حنبلی عصر ممالیک را تصدیق کنیم:
«ما فرزندان زمانه هستیم، و افراد بیش از آنکه به پدرانشان شبیه باشند به زمانهشان شبیهند، و هر زمانهای دولت و مردان خود را دارد»[7]
ـــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ابن تیمیه مینویسد: «وأما أبو حنيفة وأصحابه فقالوا: لا ينتقض العهد بالسب ولا يقتل الذمي بذلك لكن يعزر على إظهار ذلك» (ابن تیمیة، الصارم المسلول، ص10)
[2]. نک اینجا
[3]. نک اینجا
[4]. نک اینجا
[5]. نک اینجا
[6]. نک اینجا
[7]. نَحْنُ أَبْنَاءُ الزَّمَانِ، وَالنَّاسُ بِزَمَانِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ، وَلِكُلِّ زَمَانٍ دَوْلَةٌ وَرِجَالٌ (ابنقیّم، إعلام الموقعين عن رب العالمين، 4/153)
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
مورخان برجستهای چون یوزف شاخت، احمد امین، فهمی جدعان، عابد الجابری و... در سیر تاریخنگاری نظامهای اندیشهی اسلامی تلویحاً و صریحاً بر این نکته تأکید کردهاند که اندیشهها در خلأ تولید نشده و بلکه هرکدام در بستر واقعیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... شکل میگیرند. خاصه چنین چیزی در مورد سیر تکوین اندیشههای فقهی هم مصداق دارد.
اما گروهی با این قبیل سخنان مخالفند و معتقدند که فی المثل فقهایی چون ابوحنیفه، شافعی، احمد و دیگران در فضایی ماورایی و به دور از تأثیر و تأثرات بستر تاریخی بر معارف، زیستهاند و در همین نقطهی لامکان و لازمان فتاوایی مطلق و کاملاً منزه از شرایط تاریخی خویش صادر کردهاند فلذا هیچ خلل و نقصی در سخن اینان راه ندارد و شرایط تاریخی تأثیری بر کیفیت موازنهی ادله و حجتها نزد آنها نداشته است. صدالبته این ادعا را میتوان به آزمون تجربه نهاد و از همان مکانیسم قیاس فقهی استفاده کرد:
در این روزهای اخیر، خبر ذبح معلم فرانسوی به دست یک جوان چچنی به خاطر نمایش کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام (ص) در سر کلاس درس، سرتیتر اخبار خبرگزاریها بود. آنچه مسلم است این است که اکثریت قریب به اتفاق فقهای مسلمان در عصر عباسی و مملوکی تا عصر حاضر ـ به جز نوادری چون ابوحنیفه (150هـ) و برخی موافقان وی[1] ـ به قتل ساب النبی (اهل ذمهای که پیامبر اسلام (ص) را دشنام دهد) فتوا دادهاند. بنابراین یک توافق حداکثری در این باب وجود دارد. اما با این وجود،چهار نهاد مهم فقهی مسلمین و در رأس آنها معتبرترین حوزهی علمیهی اهل سنت در جهان معاصر یعنی الازهر مصر، این اقدام را به شدت محکوم کردهاند: الازهر در بیانیهی رسمی خود این اقدام را «تندروی» و «غیرقابل توجیه» شمرده است[2] و مفتی مصر شیخ شوقي عَلّام آن را اقدامی «تروریستی» نامیده که «توجیهناپذیر» است[3]. چنانکه اتحادیه جهانی علمای مسلمان هم در بیانیه خود این اقدام را محکوم کرده و آن را «مجرمانه» و «جنایتکارانه» خطاب کرده است[4]. از آن سو، یکی دیگر از نهادهای معتبر فقهی اهل سنت یعنی رابطة العالم الإسلامي که مقر اصلی آن در مکه قرار دارد این اقدام را ناشی از «تروریسم شریرانه» برشمرده و خواستار اتحاد ملت فرانسه علیه این «وحشیگریها» شده است[5]. شورای فقهی مسلمانان اروپا در بریتانیا نیز در بیانیهی خود ضمن محکومیت این اقدام، آن را «جنایتی شنیع» خوانده و از مسلمانان خواسته است با روشهای مسالمتآمیز از مقدسات خود دفاع کنند[6].
اما به راستی چه شده که صدها بلکه هزاران فقیه برجستهی معاصرِ وابسته به این نهادها ـ که گرایشهای سیاسی گوناگونی هم دارند ـ نظری کاملا خلاف و ضد نظر اکثریت فقهای قدیم را اعلان میکنند؟ پاسخ موافقان عمل جوان چچنی از دو حالت خارج نیست: یا خواهند گفت که این فقها دروغگو هستند و حقیقت را در ظاهر سخنانشان انکار میکنند و یا خواهند گفت که اینان دچار انحراف هستند و در باطن نیز منکر حقیقت اقوال قدما هستند. و اما سوال مهمتر این است: چه چیزی باعث شده که این نهادها اینقدر دروغگو یا منحرف (به زعم مخالفینشان) شوند؟؟ پاسخ فقط یک چیز است: بستر تاریخی اعم از شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، معرفتی، اقتصادی و...
حالا میتوان همین قیاس را بر فقهای قدیم کرد و پرسید: آیا تأثر از بسترهای تاریخی فقط مخصوص فقهای قرن بیستم است یا فقهای قرن نوزدهم نیز از شرایط زمانهی خود متأثر بودند؟ فقهای قرن هفدهم چطور؟ فقهای قرن هشتم هجری چطور؟ آیا فقهای عصر اموی و عصر عباسی اول (132ـ232هـ) هم انسانهایی چون فقهای قرن بیستم بودند که از شرایط متأثر میشدند و یا آنها در فرامکان و فرازمان میزیستند؟ آیا میتوان فتاوا و افکار فقهی تمام فقهای تاریخ را باتوجه به بستر تاریخیشان تحلیل کرد یا فقط فقهای قرن بیستم بستر تاریخی دارند و فقهای مثلاً قرن چهارم هجری، فاقد بستر تاریخی هستند؟
پاسخ به این پرسشها هرچه که باشد ظاهراً تامل دقیق در صیرورت تاریخی، چارهای برای ما نمیگذارد جز اینکه این سخن ابن قیم جوزیه (751هـ) فقیه و صوفی بزرگ حنبلی عصر ممالیک را تصدیق کنیم:
«ما فرزندان زمانه هستیم، و افراد بیش از آنکه به پدرانشان شبیه باشند به زمانهشان شبیهند، و هر زمانهای دولت و مردان خود را دارد»[7]
ـــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. ابن تیمیه مینویسد: «وأما أبو حنيفة وأصحابه فقالوا: لا ينتقض العهد بالسب ولا يقتل الذمي بذلك لكن يعزر على إظهار ذلك» (ابن تیمیة، الصارم المسلول، ص10)
[2]. نک اینجا
[3]. نک اینجا
[4]. نک اینجا
[5]. نک اینجا
[6]. نک اینجا
[7]. نَحْنُ أَبْنَاءُ الزَّمَانِ، وَالنَّاسُ بِزَمَانِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ، وَلِكُلِّ زَمَانٍ دَوْلَةٌ وَرِجَالٌ (ابنقیّم، إعلام الموقعين عن رب العالمين، 4/153)
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
mubasher.aljazeera.net
أول تعليق من الأزهر و”الإفتاء المصرية” على مقتل المعلم الفرنسي
أدان الأزهر الشريف عبر صفحته الرسمية على موقع فيسبوك الحادث، واصفًا الجاني بـ”المتطرف”، ودعا إلى ضرورة التحلي بأخلاق وتعاليم الأديان التي تؤكد احترام معتقدات الآخرين.
👍1
⚖️بر لبهی تیغ: از آزادی بیان تا آزادی نفرتپراکنی
صاحب این قلم معتقد است زیستجهان تاریخی ما در اینجا و اکنون، مطلقاً آمادگی ورود به پارهای بحثهای عمیق و جدی را ندارد و هنوز در مراحل ماقبل این بحثها ایستاده است. بیان دلایل و علل این عدم آمادگی فراتر از حوصلهی این نوشتار مختصر است منتها همین فشار تاریخی، گاه ایجاب میکند که ما به برخی از مسائل ظاهراً بیربط به بستر حیاتمان ورود کنیم. بحث از مسألهی پیچیده و چندوجهی آزادی بیان، حدود و ثغور آن و نیز رابطهاش با نفرتپراکنی (Hate speech) از این قبیل مسائل است. باری این نوشته را با شرح مختصری از یک پروندهی قضایی پی میگیریم که در نوامبر سال2004 مورد بررسی دادگاه اروپایی حقوق بشر (The European Court of Human Rights) قرار گرفته است:
ماجرا از این قرار است که مارک آنتونی نوروود یکی از رهبران محلی «حزب ملی بریتانیا»(BNP) که بزرگترین حزب راست افراطی در بریتانیاست، در نوامبر2001 و ژانویه2002 پوستری را از پنجرهی منزل خود آویزان میکند که در این پوستر، در کنار عکسی از برجهای دوقلوی تجارت جهانی در میان شعلههای آتش، این کلمات نیز نقش بسته بود: «اسلام خارج از بریتانیا ـ از مردم بریتانیا حمایت کنید». در گوشهی دیگری از این پوستر، نمادی از هلال ماه و ستاره وجود داشت که روی آن خط بطلان کشیده شده بود. با شکایت افراد محلی، پلیس وارد عمل شده و پوستر را برمیدارد. مارک نوروود هم در دادگاه اولیه و هم در دادگاه تجدیدنظر بریتانیا در 3جولای 2003 مجرم شناخته شد. دادگاه تجدیدنظر نوروود را متهم کرد که این پوستر حاوی: «اظهار حملهی عمومی به تمام مسلمانان بریتانیاست». نهایتاً متهم با شکایت از نقض اصل دهم «کنوانسیون اروپایی حقوق بشر»[1] دال بر حق آزادی بیان در فرآیند دادرسیاش، پرونده را به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع داد. اما دادگاه حقوق بشر اروپا نیز نهایتاً رأی دادگاههای بریتانیا را تأیید کرد و در حکم خود آورد: «چنین حملهی شدید و همهجانبهای علیه یک گروه دینی، که این گروه را به طور کامل با یک عمل سهمگین تروریستی پیوند میدهد، در تضاد با ارزشهای اعلام شده و تضمینشده در کنوانسیون است؛ به ویژه ارزشهایی چون: رواداری، آشتی اجتماعی و عدم تبعیض»[2].
آنچه در این پرونده و موارد مشابه به چشم میخورد، حد و مرزی است که قانون میان «آزادی بیان» و «نفرتپراکنی» مشخص کرده است. حقوق جزای فرانسه نفرتپراکنی را به شرح زیر تعریف کرده است:
«برانگیختن تبعیض، نفرت یا خشونت علیه شخص یا گروهی از افراد به دلیل تبار آنها، یا تعلق داشتن یا نداشتن به نژاد، قوم، ملت یا مذهبی خاص» و همچنین: «برانگیختن نفرت یا خشونت علیه شخص یا گروهی از افراد به دلیل جنسیت، گرایش جنسی، هویت جنسیتی یا ناتوانی آنها»[3].
مجازات نفرتپراکنی در فرانسه میتواند تا یک سال حبس و پرداخت 45000یورو جریمه باشد[4]. قانونگذار مواردی چون انکار یا کوچک جلوهدادن جنایتهای محرز علیه بشریت ـ خاصه هولوکاست ـ را هم مشمول همین قضیه دانسته و در اینجا آزادی بیان را به سبب «حمایت از کرامت انسانی» مقیّد میکند[5].
طبعاً ما در اینجا در مقام تحلیل یا نقد مصادیق این قوانین از منظر حقوق جزای فرانسه یا سایر ممالک غربی نیستیم فقط بر این نکته تأکید میکنیم که بر اساس مکتب معروف «هرمنوتیک حقوقی» در فلسفهی حقوق، که با نام فیلسوف برجستهی حقوق امریکایی رونالد دورکین (2003م) پیوند خورده است تفسیر حقوق، نه در خلأ بلکه در بسترهایی اتفاق میافتد که پیشفرضهای قدرتمند اخلاقی و دینی و فرهنگی قانونگذار در آن بسترها جاری و ساری است. به تعبير رساتر دورکین معتقد است گاه داوریهای ارزشی تا حدودی در تعيين چيستی حقوق، اثرگذاری قابل توجه دارند؛ برای مثال دوركين در يكی از آثار خود با عنوان «قلمرو حيات»، استدلال كرد كه ديدگاههای متفاوت دربارهی سقط جنين، در اصل به ايمان مذهبی مربوط است. از آن سو متفکران نحلهی «مطالعات انتقادی حقوق»[6] از تأثیر غیرقابل انکار ایدیولوژیهای سیاسی بر تقنین و تفسیر قانون میگویند.
با کنار هم گذاشتن این دادهها، متوجه میشویم که پیچیدگی قضایایی چون موردی که در بالا آوردیم ـ به مانند بسیاری از موارد حاد، پیچیده و چندوجهی جهان امروز و خاصه حوزهی مطالعات بینالملل ـ به آن سادگی و ابتذالی نیست که در فضای مجازیِ فارسیزبان، میان آثهایستهای ایرانی و بنیادگرایان مذهبی دست به دست میشود.
ــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. The European Convention on Human Rights
[2]. گزارش این پرونده را میتوانید اینجا مطالعه کنید.
[3]. Loi du 29 juillet 1881 sur la liberté de la presse art. 24.
[4]. نک اینجا
[5]. Dupré de Boulois, supra note 1, at 363-65.
[6]. Critical legal studies
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
صاحب این قلم معتقد است زیستجهان تاریخی ما در اینجا و اکنون، مطلقاً آمادگی ورود به پارهای بحثهای عمیق و جدی را ندارد و هنوز در مراحل ماقبل این بحثها ایستاده است. بیان دلایل و علل این عدم آمادگی فراتر از حوصلهی این نوشتار مختصر است منتها همین فشار تاریخی، گاه ایجاب میکند که ما به برخی از مسائل ظاهراً بیربط به بستر حیاتمان ورود کنیم. بحث از مسألهی پیچیده و چندوجهی آزادی بیان، حدود و ثغور آن و نیز رابطهاش با نفرتپراکنی (Hate speech) از این قبیل مسائل است. باری این نوشته را با شرح مختصری از یک پروندهی قضایی پی میگیریم که در نوامبر سال2004 مورد بررسی دادگاه اروپایی حقوق بشر (The European Court of Human Rights) قرار گرفته است:
ماجرا از این قرار است که مارک آنتونی نوروود یکی از رهبران محلی «حزب ملی بریتانیا»(BNP) که بزرگترین حزب راست افراطی در بریتانیاست، در نوامبر2001 و ژانویه2002 پوستری را از پنجرهی منزل خود آویزان میکند که در این پوستر، در کنار عکسی از برجهای دوقلوی تجارت جهانی در میان شعلههای آتش، این کلمات نیز نقش بسته بود: «اسلام خارج از بریتانیا ـ از مردم بریتانیا حمایت کنید». در گوشهی دیگری از این پوستر، نمادی از هلال ماه و ستاره وجود داشت که روی آن خط بطلان کشیده شده بود. با شکایت افراد محلی، پلیس وارد عمل شده و پوستر را برمیدارد. مارک نوروود هم در دادگاه اولیه و هم در دادگاه تجدیدنظر بریتانیا در 3جولای 2003 مجرم شناخته شد. دادگاه تجدیدنظر نوروود را متهم کرد که این پوستر حاوی: «اظهار حملهی عمومی به تمام مسلمانان بریتانیاست». نهایتاً متهم با شکایت از نقض اصل دهم «کنوانسیون اروپایی حقوق بشر»[1] دال بر حق آزادی بیان در فرآیند دادرسیاش، پرونده را به دادگاه حقوق بشر اروپا ارجاع داد. اما دادگاه حقوق بشر اروپا نیز نهایتاً رأی دادگاههای بریتانیا را تأیید کرد و در حکم خود آورد: «چنین حملهی شدید و همهجانبهای علیه یک گروه دینی، که این گروه را به طور کامل با یک عمل سهمگین تروریستی پیوند میدهد، در تضاد با ارزشهای اعلام شده و تضمینشده در کنوانسیون است؛ به ویژه ارزشهایی چون: رواداری، آشتی اجتماعی و عدم تبعیض»[2].
آنچه در این پرونده و موارد مشابه به چشم میخورد، حد و مرزی است که قانون میان «آزادی بیان» و «نفرتپراکنی» مشخص کرده است. حقوق جزای فرانسه نفرتپراکنی را به شرح زیر تعریف کرده است:
«برانگیختن تبعیض، نفرت یا خشونت علیه شخص یا گروهی از افراد به دلیل تبار آنها، یا تعلق داشتن یا نداشتن به نژاد، قوم، ملت یا مذهبی خاص» و همچنین: «برانگیختن نفرت یا خشونت علیه شخص یا گروهی از افراد به دلیل جنسیت، گرایش جنسی، هویت جنسیتی یا ناتوانی آنها»[3].
مجازات نفرتپراکنی در فرانسه میتواند تا یک سال حبس و پرداخت 45000یورو جریمه باشد[4]. قانونگذار مواردی چون انکار یا کوچک جلوهدادن جنایتهای محرز علیه بشریت ـ خاصه هولوکاست ـ را هم مشمول همین قضیه دانسته و در اینجا آزادی بیان را به سبب «حمایت از کرامت انسانی» مقیّد میکند[5].
طبعاً ما در اینجا در مقام تحلیل یا نقد مصادیق این قوانین از منظر حقوق جزای فرانسه یا سایر ممالک غربی نیستیم فقط بر این نکته تأکید میکنیم که بر اساس مکتب معروف «هرمنوتیک حقوقی» در فلسفهی حقوق، که با نام فیلسوف برجستهی حقوق امریکایی رونالد دورکین (2003م) پیوند خورده است تفسیر حقوق، نه در خلأ بلکه در بسترهایی اتفاق میافتد که پیشفرضهای قدرتمند اخلاقی و دینی و فرهنگی قانونگذار در آن بسترها جاری و ساری است. به تعبير رساتر دورکین معتقد است گاه داوریهای ارزشی تا حدودی در تعيين چيستی حقوق، اثرگذاری قابل توجه دارند؛ برای مثال دوركين در يكی از آثار خود با عنوان «قلمرو حيات»، استدلال كرد كه ديدگاههای متفاوت دربارهی سقط جنين، در اصل به ايمان مذهبی مربوط است. از آن سو متفکران نحلهی «مطالعات انتقادی حقوق»[6] از تأثیر غیرقابل انکار ایدیولوژیهای سیاسی بر تقنین و تفسیر قانون میگویند.
با کنار هم گذاشتن این دادهها، متوجه میشویم که پیچیدگی قضایایی چون موردی که در بالا آوردیم ـ به مانند بسیاری از موارد حاد، پیچیده و چندوجهی جهان امروز و خاصه حوزهی مطالعات بینالملل ـ به آن سادگی و ابتذالی نیست که در فضای مجازیِ فارسیزبان، میان آثهایستهای ایرانی و بنیادگرایان مذهبی دست به دست میشود.
ــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. The European Convention on Human Rights
[2]. گزارش این پرونده را میتوانید اینجا مطالعه کنید.
[3]. Loi du 29 juillet 1881 sur la liberté de la presse art. 24.
[4]. نک اینجا
[5]. Dupré de Boulois, supra note 1, at 363-65.
[6]. Critical legal studies
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
hudoc.echr.coe.int
HUDOC - European Court of Human Rights
The HUDOC database provides access to the case-law of the Court (Grand Chamber, Chamber and Committee judgments and decisions, communicated cases, advisory opinions and legal summaries from the Case-Law Information Note), the European Commission of Human…
لوتر و آبای کلیسای کاتولیک
((آنچه کشیشان و راهبان میآموختند، متن کتاب مقدس نبود بلکه نوشتههای بزرگان کلیسا مانند کتابهای اگوستینوس قدیس بود. هنگامی که مارتین لوتر، راهب بود یکی از آموزگارانش بدو گفته بود:
"برادر مارتین! کاری به کتاب مقدس نداشته باش. آثار معلمان قدیم را بخوان. نوشتههای آنها هرچه را در کتاب مقدس هست، به تو خواهد آموخت"))
هری امرسون،
مارتین لوتر اصلاحگر کلیسا،
صص۴۹،۵۰
https://t.me/AdnanFallahi
((آنچه کشیشان و راهبان میآموختند، متن کتاب مقدس نبود بلکه نوشتههای بزرگان کلیسا مانند کتابهای اگوستینوس قدیس بود. هنگامی که مارتین لوتر، راهب بود یکی از آموزگارانش بدو گفته بود:
"برادر مارتین! کاری به کتاب مقدس نداشته باش. آثار معلمان قدیم را بخوان. نوشتههای آنها هرچه را در کتاب مقدس هست، به تو خواهد آموخت"))
هری امرسون،
مارتین لوتر اصلاحگر کلیسا،
صص۴۹،۵۰
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
🔦مسلمانان و جنگ جهانی دوم: روایت فراموش شده
در سالهای اخیر آثار متعددی به قلم تاریخنگاران دربارهی نقش مسلمانان در ارتش هیتلر، ارتباط شیخ امین الحسینی مفتی بیت المقدس با سران حزب نازی، و نیز حضور گردانهایی از مسلمانان منطقهی بالکان و کریمه در ارتش وافِناساس (Waffen SS) به فرماندهی هانریش هیملر، و نیز حضور پررنگ فرماندهان مسلمان در «لشکر مسلح کوهستانی سیزدهم اساس خنجر» منتشر شده است. این تحقیقات تاریخی نشان میدهند که دهها هزار تن از مسلمانان مناطق تحت نفوذ آلمان نازی در خدمت ارتش هیتلر میجنگیدند[1].
اما این فقط یک روی سکه است. روی دیگر سکه حضور بسیار پررنگتر مسلمانان در جبههی متفقین، و علیه ائتلاف محور به رهبری آلمان نازی است. حقیقت این است که حدود سه و نیم میلیون نفر از مسلمانان آسیای مرکزی و منطقهی قفقاز برای ارتش سرخ شوروی میجنگیدند![2] حتی مفتی مشهور ازبک «ایشان باباخان بن عبدالمجیدون» (1858ـ1957)[3] کسی بود که علیه ارتش هیتلر فتوای جهاد صادر کرد و مسلمانان آسیای مرکزی را بر جنگ علیه هیتلر ترغیب نمود[4]. رکیمژن کِژکِرباف (Rakhimzhan Qoshkarbaev) از مسلمانان قزاق ارتش سرخ شوروی اولین کسی بود که پرچم شوروی را در 30 آوریل1945 بر فراز ساختمان پارلمان آلمان در برلین برافراشت[5]. بسیاری از این سربازان مسلمان ارتش سرخ به اسارت ارتش نازی درآمدند و حتی تعدادی از آنها که اسامیشان در اسناد ثبت شده است، در کنار یهودیان و در اردوگاههای معروفی چون آشویتس جان باختند[6].
اما حضور مسلمانان در جبههی متفقین و علیه آلمان نازی، محدود به حضور آنها در ارتش سرخ شوروی نشده و بلکه بخشی از نیروهای نظامی و لجستیکی دولتهای بریتانیا و فرانسه در اثنای جنگ جهانی دوم را نیز جنگجویان مسلمان مستعمرات تشکیل میدادند. تحقیقات شش سالهی تاریخنگاران بر روی بیش از 850هزار سند باقیمانده از جنگ جهانی دوم به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، فارسی، اردو، روسی، آلمانی و عربی نشان میدهد که حدود دو و نیم میلیون مسلمان به عنوان سرباز یا نیروهای پشت جبهه، در جبههی متفقین حضور داشتند. اینها مسلمانانی بودند که از خاورمیانه، روسیه، آفریقا، هند و حتی ایالات متحده امریکا در جبههی متفقین حضور داشتند. اسناد نشان میدهد که حتی تعدادی از فقهای مسلمان هم برای اجرای مراسم کفن و دفن این مسلمانان در این جبههها حضور داشتهاند[7].
ما در آینده و در نوشتار مفصل دیگری خاصه به تعداد سربازان مسلمان حاضر در ارتش فرانسه در جریان جنگ علیه آلمان نازی، و شرح حال برخی از مشاهیر آنها خواهیم پرداخت.
ــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. یکی از مشهورترین این تاریخنگاریها کتاب «اسلام و جنگ آلمان نازی» تألیف دیوید معتدل است که به فارسی نیز ترجمه شده و نشر ثالث آن را منتشر کرده است.
[2]. نک اینجا
[3]. Uzbek: Eshon Boboxon ibn Abdulmajidxon
[4]. See: Jeff Eden, A Soviet Jihad against Hitler, Journal of the Economic and Social History of the Orient, Volume 59: Issue 1-2, pp. 237–264
[5]. نک اینجا
[6]. نک اینجا
[7]. نک گزارش تفصیلی گاردین
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
در سالهای اخیر آثار متعددی به قلم تاریخنگاران دربارهی نقش مسلمانان در ارتش هیتلر، ارتباط شیخ امین الحسینی مفتی بیت المقدس با سران حزب نازی، و نیز حضور گردانهایی از مسلمانان منطقهی بالکان و کریمه در ارتش وافِناساس (Waffen SS) به فرماندهی هانریش هیملر، و نیز حضور پررنگ فرماندهان مسلمان در «لشکر مسلح کوهستانی سیزدهم اساس خنجر» منتشر شده است. این تحقیقات تاریخی نشان میدهند که دهها هزار تن از مسلمانان مناطق تحت نفوذ آلمان نازی در خدمت ارتش هیتلر میجنگیدند[1].
اما این فقط یک روی سکه است. روی دیگر سکه حضور بسیار پررنگتر مسلمانان در جبههی متفقین، و علیه ائتلاف محور به رهبری آلمان نازی است. حقیقت این است که حدود سه و نیم میلیون نفر از مسلمانان آسیای مرکزی و منطقهی قفقاز برای ارتش سرخ شوروی میجنگیدند![2] حتی مفتی مشهور ازبک «ایشان باباخان بن عبدالمجیدون» (1858ـ1957)[3] کسی بود که علیه ارتش هیتلر فتوای جهاد صادر کرد و مسلمانان آسیای مرکزی را بر جنگ علیه هیتلر ترغیب نمود[4]. رکیمژن کِژکِرباف (Rakhimzhan Qoshkarbaev) از مسلمانان قزاق ارتش سرخ شوروی اولین کسی بود که پرچم شوروی را در 30 آوریل1945 بر فراز ساختمان پارلمان آلمان در برلین برافراشت[5]. بسیاری از این سربازان مسلمان ارتش سرخ به اسارت ارتش نازی درآمدند و حتی تعدادی از آنها که اسامیشان در اسناد ثبت شده است، در کنار یهودیان و در اردوگاههای معروفی چون آشویتس جان باختند[6].
اما حضور مسلمانان در جبههی متفقین و علیه آلمان نازی، محدود به حضور آنها در ارتش سرخ شوروی نشده و بلکه بخشی از نیروهای نظامی و لجستیکی دولتهای بریتانیا و فرانسه در اثنای جنگ جهانی دوم را نیز جنگجویان مسلمان مستعمرات تشکیل میدادند. تحقیقات شش سالهی تاریخنگاران بر روی بیش از 850هزار سند باقیمانده از جنگ جهانی دوم به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، فارسی، اردو، روسی، آلمانی و عربی نشان میدهد که حدود دو و نیم میلیون مسلمان به عنوان سرباز یا نیروهای پشت جبهه، در جبههی متفقین حضور داشتند. اینها مسلمانانی بودند که از خاورمیانه، روسیه، آفریقا، هند و حتی ایالات متحده امریکا در جبههی متفقین حضور داشتند. اسناد نشان میدهد که حتی تعدادی از فقهای مسلمان هم برای اجرای مراسم کفن و دفن این مسلمانان در این جبههها حضور داشتهاند[7].
ما در آینده و در نوشتار مفصل دیگری خاصه به تعداد سربازان مسلمان حاضر در ارتش فرانسه در جریان جنگ علیه آلمان نازی، و شرح حال برخی از مشاهیر آنها خواهیم پرداخت.
ــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. یکی از مشهورترین این تاریخنگاریها کتاب «اسلام و جنگ آلمان نازی» تألیف دیوید معتدل است که به فارسی نیز ترجمه شده و نشر ثالث آن را منتشر کرده است.
[2]. نک اینجا
[3]. Uzbek: Eshon Boboxon ibn Abdulmajidxon
[4]. See: Jeff Eden, A Soviet Jihad against Hitler, Journal of the Economic and Social History of the Orient, Volume 59: Issue 1-2, pp. 237–264
[5]. نک اینجا
[6]. نک اینجا
[7]. نک گزارش تفصیلی گاردین
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
TRT World
Muslim contributions to the Soviet and allied victory over Nazi Germany
Lack of or belated official recognition marked Muslim contribution to the Soviet war effort, even though it was an ethnic Kazakh soldier, Rakhimzhan Qoshkarbaev who was the first to raise former USSR’s flag at the German parliament building.
👍2
Forwarded from اتچ بات
📖حكم القرآن المهجور في شاتم الرسول
در این ویدیوی کوتاه که بخشی از خطبهی نماز جمعهی مسجد "شوری" در وین اتریش است، دکتر عدنان ابراهیم اسلامشناس سرشناس فلسطینیالاصل فارغالتحصیل دپارتمان شرقشناسی دانشگاه وین، و امام و خطیب مسجد شوری در وین، دیدگاه متن مقدس اصلی مسلمانان (قرآن) را دربارهی دشنامدهندگان، مستهزئان، تکذیبکنندگان و سایر مخالفان عقیدتی پیامبر اسلام (ص) تبیین میکند.
گفتنی است این سخنرانی بخشهایی از خطبهای است که د. ابراهیم در تاریخ ۱سپتامبر سال۲۰۱۵ ایراد کرده است.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
در این ویدیوی کوتاه که بخشی از خطبهی نماز جمعهی مسجد "شوری" در وین اتریش است، دکتر عدنان ابراهیم اسلامشناس سرشناس فلسطینیالاصل فارغالتحصیل دپارتمان شرقشناسی دانشگاه وین، و امام و خطیب مسجد شوری در وین، دیدگاه متن مقدس اصلی مسلمانان (قرآن) را دربارهی دشنامدهندگان، مستهزئان، تکذیبکنندگان و سایر مخالفان عقیدتی پیامبر اسلام (ص) تبیین میکند.
گفتنی است این سخنرانی بخشهایی از خطبهای است که د. ابراهیم در تاریخ ۱سپتامبر سال۲۰۱۵ ایراد کرده است.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
attach 📎
❌خطاهای حقوقی امانوئل ماکرون
تحلیل رخدادهای شنیعی که اخیراً فرانسه را در کانون توجهات قرار داده است، مجالی فراخ میطلبد، منتها میتوان در این میان، برخی رفتارهای رییس جمهور کنونی فرانسه امانوئل ماکرون را از منظر حقوقی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
حقیقت این است که ماکرون در برخی سخنان اخیرش هم در قامت یک سیاستمدار مرتکب خطاهای استراتژیکی شده، و هم بلحاظ حقوقی مغایر با چارچوبهای قانون اساسی جمهوری فرانسه عمل کرده است.
ماکرون در سخنرانیای که 2اکتبر سال2020 در شهر کوچک لمورو (Les Mureaux) در شمال شرقی پاریس ایراد کرد، گفته بود: «اسلام، دینی است که امروز در تمام دنیا دچار بحران است»[1]. این سخنی بود که ماکرون از جایگاه حقوقیِ رییس دولت فرانسه ـ و نه از جایگاه مثلاً یک نویسنده یا شهروند عادی ـ ایراد کرده است و از آنجا که بخشی از شهروندان فرانسه و موکلان سیاسی ماکرون را مسلمانان تشکیل میدهند این سخن وی مغایر با اصل اول قانون اساسی فرانسه است که میگوید:
«دولت برابری تمام شهروندان در برابر قانون را بدون تبعیض در تبار، نژاد یا دین آنها تضمین میکند. دولت به تمام باورها احترام خواهد گذاشت»[2].
چنانکه میبینیم بر اساس این اصل، دولت باید بیطرفی کامل خود را نسبت به تمام ادیان و باورها حفظ کند و وارد حوزهی تحلیلهای فلسفی و هنجاری دربارهی خوب و بد این باورها نشود. این در حالی است که ماکرون نه به مثابه یک شهروند عادی یا یک نویسنده یا پژوهشگر، بلکه در جایگاه حقوقی حافظ اصول جمهوری فرانسه، وارد مقام داوری و ارزشگذاری باورهای شهروندان خود شده و از محدودهی بیطرفی مصرح در قانون اساسی، به حوزهی نقد باورها درغلتیده است. دکتر عزمی بشارة ـ رئیس مرکز عربی مطالعات و پژوهشهای سیاسی دوحهی قطر ـ ضمن محکومیت شدید و به تعبیر خود وی «محکومیت بدون لکنت زبانِ» قتل فجیح معلم فرانسوی، در مورد این ادبیات ماکرون مینویسد:
«دموکراسی فرانسه یا هر دموکراسی دیگری حق دارد و بلکه لازم است تا از جامعهی خود در برابر کسانی که به نام دین یا به نام هر ایدیولوژی سکولار یا ایدیولوژی دینی، مرتکب جنایت میشوند دفاع کند. پژوهشگران میتوانند گروههای تندرویی که به نام دین علیه افراد غیرنظامی مرتکب جنایت میشوند را بحرانزده بدانند و یا جوامع درگیر این گروهها را جوامعی درگیر بحران بخوانند؛ اما وظیفهی رییس دولت این نیست که تعیین کند اسلام یا یهودیت یا مسیحیت دچار بحران است. من به یاد ندارم که هیچ رییس دولت مسلمانی ـ فارغ از نظام متبوعش ـ گفته باشد که آیین کنفوسیوس به سبب اَعمال چین علیه ایغورها دچار بحران است، یا بودیسم پس از تثبیت سیاست پاکسازی نژادیِ همراه با جنایات ضد بشری علیه قوم روهینگیا دچار بحران است، یا یهودیت به سبب اَعمالی که گروههایی مستقیماً به نام دین یهودیت و با توسل به مشروعیت وعدهی توراتی در فلسطین انجام میدهند دچار بحران است. اگر فلسطینیها و اعراب وخاصه مسئولان دولتی آنها، یهودیت یا تورات را ـ که نصوص آن برای توجیه سرکوب فلسطینیها مورد استناد قرار میگیرد ـ مورد حمله قرار دهند، چه چیزهایی گفته میشد؟ منطق سلوک رییس جمهور فرانسه آنگاه که از بحران اسلام سخن میگوید، منطقی سکولار نیست. جوامع مسلمان مانند سایر جوامع دچار بحران و بلکه بحرانهای متعددند اما چنین چیزی توجیهگر این نیست که یک رییس جمهور، [فقط] وضعیت اسلام را متمایز کند»[3].
اما دیگر اشتباه حقوقی ماکرون به اظهار نظر دیگر وی پس از قتل شنیع معلم فرانسوی برمیگردد. ماکرون در مراسم ادای احترام به ساموئل پتی معلم مقتول گفته بود: «ما از کاریکاتورها و نقاشیها دست نمیکشیم»[4]. در اینجا ماکرون مجدداً مرتکب همان خطای قبلی شده است. ماکرون حق دارد به مثابه رییس دولت فرانسه حامی اصل آزادی بیان مصرح در قانون اساسی باشد اما نمیتواند روی کشیدن کاریکاتور خاصی تأکید کند. در واقع رییس دولت فرانسه بلحاظ حقوقی موظف نیست که برای مطبوعات این کشور ـ ولو تلویحاً ـ تعیین تکلیف کند که حتماً کاریکاتور بکشند. این اشتباه ماکرون، تبعات سیاسی منفیای در پی داشت که خود وی نیز در گفتگویی اختصاصی با بخش عربی تلویزیون الجزیره گفته است:
«کاریکاتورها پروژهای دولتی نیست بلکه برآمده از روزنامههای آزاد و مستقل از دولت است...معتقدم که واکنشها ناشی از اکاذیب و تحریف سخن من بود و مردم فکر کردند که من مؤید این کاریکاتورها هستم»[5].
ــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. نک اینجا
[2]. It shall ensure the equality of all citizens before the law, without distinction of origin, race or religion. It shall respect all beliefs.
[3]. عزمي بشارة، مناقشة حرية التعبير والتسامح والعلمانية في أجواء غوغائية
[4]. نک اینجا
[5]. نک اینجا
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
تحلیل رخدادهای شنیعی که اخیراً فرانسه را در کانون توجهات قرار داده است، مجالی فراخ میطلبد، منتها میتوان در این میان، برخی رفتارهای رییس جمهور کنونی فرانسه امانوئل ماکرون را از منظر حقوقی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
حقیقت این است که ماکرون در برخی سخنان اخیرش هم در قامت یک سیاستمدار مرتکب خطاهای استراتژیکی شده، و هم بلحاظ حقوقی مغایر با چارچوبهای قانون اساسی جمهوری فرانسه عمل کرده است.
ماکرون در سخنرانیای که 2اکتبر سال2020 در شهر کوچک لمورو (Les Mureaux) در شمال شرقی پاریس ایراد کرد، گفته بود: «اسلام، دینی است که امروز در تمام دنیا دچار بحران است»[1]. این سخنی بود که ماکرون از جایگاه حقوقیِ رییس دولت فرانسه ـ و نه از جایگاه مثلاً یک نویسنده یا شهروند عادی ـ ایراد کرده است و از آنجا که بخشی از شهروندان فرانسه و موکلان سیاسی ماکرون را مسلمانان تشکیل میدهند این سخن وی مغایر با اصل اول قانون اساسی فرانسه است که میگوید:
«دولت برابری تمام شهروندان در برابر قانون را بدون تبعیض در تبار، نژاد یا دین آنها تضمین میکند. دولت به تمام باورها احترام خواهد گذاشت»[2].
چنانکه میبینیم بر اساس این اصل، دولت باید بیطرفی کامل خود را نسبت به تمام ادیان و باورها حفظ کند و وارد حوزهی تحلیلهای فلسفی و هنجاری دربارهی خوب و بد این باورها نشود. این در حالی است که ماکرون نه به مثابه یک شهروند عادی یا یک نویسنده یا پژوهشگر، بلکه در جایگاه حقوقی حافظ اصول جمهوری فرانسه، وارد مقام داوری و ارزشگذاری باورهای شهروندان خود شده و از محدودهی بیطرفی مصرح در قانون اساسی، به حوزهی نقد باورها درغلتیده است. دکتر عزمی بشارة ـ رئیس مرکز عربی مطالعات و پژوهشهای سیاسی دوحهی قطر ـ ضمن محکومیت شدید و به تعبیر خود وی «محکومیت بدون لکنت زبانِ» قتل فجیح معلم فرانسوی، در مورد این ادبیات ماکرون مینویسد:
«دموکراسی فرانسه یا هر دموکراسی دیگری حق دارد و بلکه لازم است تا از جامعهی خود در برابر کسانی که به نام دین یا به نام هر ایدیولوژی سکولار یا ایدیولوژی دینی، مرتکب جنایت میشوند دفاع کند. پژوهشگران میتوانند گروههای تندرویی که به نام دین علیه افراد غیرنظامی مرتکب جنایت میشوند را بحرانزده بدانند و یا جوامع درگیر این گروهها را جوامعی درگیر بحران بخوانند؛ اما وظیفهی رییس دولت این نیست که تعیین کند اسلام یا یهودیت یا مسیحیت دچار بحران است. من به یاد ندارم که هیچ رییس دولت مسلمانی ـ فارغ از نظام متبوعش ـ گفته باشد که آیین کنفوسیوس به سبب اَعمال چین علیه ایغورها دچار بحران است، یا بودیسم پس از تثبیت سیاست پاکسازی نژادیِ همراه با جنایات ضد بشری علیه قوم روهینگیا دچار بحران است، یا یهودیت به سبب اَعمالی که گروههایی مستقیماً به نام دین یهودیت و با توسل به مشروعیت وعدهی توراتی در فلسطین انجام میدهند دچار بحران است. اگر فلسطینیها و اعراب وخاصه مسئولان دولتی آنها، یهودیت یا تورات را ـ که نصوص آن برای توجیه سرکوب فلسطینیها مورد استناد قرار میگیرد ـ مورد حمله قرار دهند، چه چیزهایی گفته میشد؟ منطق سلوک رییس جمهور فرانسه آنگاه که از بحران اسلام سخن میگوید، منطقی سکولار نیست. جوامع مسلمان مانند سایر جوامع دچار بحران و بلکه بحرانهای متعددند اما چنین چیزی توجیهگر این نیست که یک رییس جمهور، [فقط] وضعیت اسلام را متمایز کند»[3].
اما دیگر اشتباه حقوقی ماکرون به اظهار نظر دیگر وی پس از قتل شنیع معلم فرانسوی برمیگردد. ماکرون در مراسم ادای احترام به ساموئل پتی معلم مقتول گفته بود: «ما از کاریکاتورها و نقاشیها دست نمیکشیم»[4]. در اینجا ماکرون مجدداً مرتکب همان خطای قبلی شده است. ماکرون حق دارد به مثابه رییس دولت فرانسه حامی اصل آزادی بیان مصرح در قانون اساسی باشد اما نمیتواند روی کشیدن کاریکاتور خاصی تأکید کند. در واقع رییس دولت فرانسه بلحاظ حقوقی موظف نیست که برای مطبوعات این کشور ـ ولو تلویحاً ـ تعیین تکلیف کند که حتماً کاریکاتور بکشند. این اشتباه ماکرون، تبعات سیاسی منفیای در پی داشت که خود وی نیز در گفتگویی اختصاصی با بخش عربی تلویزیون الجزیره گفته است:
«کاریکاتورها پروژهای دولتی نیست بلکه برآمده از روزنامههای آزاد و مستقل از دولت است...معتقدم که واکنشها ناشی از اکاذیب و تحریف سخن من بود و مردم فکر کردند که من مؤید این کاریکاتورها هستم»[5].
ــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. نک اینجا
[2]. It shall ensure the equality of all citizens before the law, without distinction of origin, race or religion. It shall respect all beliefs.
[3]. عزمي بشارة، مناقشة حرية التعبير والتسامح والعلمانية في أجواء غوغائية
[4]. نک اینجا
[5]. نک اینجا
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
euronews
What has French president Macron said to outrage the Muslim world?
Anti-Macron protests from Turkey to Pakistan and beyond spring from the French president's comments on freedom of speech and religious "separatism".
⚖حکمت و سیاست: واکنش راشد الغنوشی به رخدادهای فرانسه
در این چند روزی که از رخدادهای شنیع فرانسه می گذرد، واکنشهای تعدادی از مشهورترین و سرشناسترین چهرههای اسلامگرا را رصد میکردم.
در این میان واکنش شیخ راشد غنوشی، رهبر کاریزماتیک حرکت النهضة که برجستهترین سیاستمدار حال حاضر جبههی موسوم به اسلام سیاسی است، در عین ایجاز و اختصار، حاوی دلالتهای دینی و اخلاقی غنیای است. غنوشی بدون نام بردن از شخص یا دولتی خاص صرفا به بازنشر یکی از مهمترین گزارشهای قرآن متن مقدس مسلمانان از کیفیت سلوک پیامبر اسلام (ص) بسنده کرده است (آلعِمران: ١٥٩).
اگرچه وثاقت و ارزش معرفتشناسانهی این گزارش قرآنی از تمام گزارشهای تاریخی عصر عباسی بالاتر و مهمتر است اما آنچه عملا اتفاق افتاد این بود که اعتبار گزارشهای تاریخی عصر عباسی بلحاظ معرفتشناسی، از اعتبار گزارشهای متن مقدس مسلمین پیشی گرفت.
باری غنوشی خوب میداند که با پیش گرفتن رویهی استالینیسمِ سیاسی، نمیتوان در دنیای امروز به نفوذ و قدرت مانا رسید. بنا بر گزارش متن مقدس مسلمانان، این رویه در میان معاصران پیامبر اسلام (ص) هم نتیجهای جز شکست و اضمحلال نیروها به بار نمیآورده است. در واقع براساس گزارش تاریخی متن مقدس قرآن، یگانه دلیل همراهی با سلوک پیامبر از سوی معاصران، مداراجویی، پرهیز شدید از سنگدلی و نیز احتراز از قساوت قلب بوده است.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
در این چند روزی که از رخدادهای شنیع فرانسه می گذرد، واکنشهای تعدادی از مشهورترین و سرشناسترین چهرههای اسلامگرا را رصد میکردم.
در این میان واکنش شیخ راشد غنوشی، رهبر کاریزماتیک حرکت النهضة که برجستهترین سیاستمدار حال حاضر جبههی موسوم به اسلام سیاسی است، در عین ایجاز و اختصار، حاوی دلالتهای دینی و اخلاقی غنیای است. غنوشی بدون نام بردن از شخص یا دولتی خاص صرفا به بازنشر یکی از مهمترین گزارشهای قرآن متن مقدس مسلمانان از کیفیت سلوک پیامبر اسلام (ص) بسنده کرده است (آلعِمران: ١٥٩).
اگرچه وثاقت و ارزش معرفتشناسانهی این گزارش قرآنی از تمام گزارشهای تاریخی عصر عباسی بالاتر و مهمتر است اما آنچه عملا اتفاق افتاد این بود که اعتبار گزارشهای تاریخی عصر عباسی بلحاظ معرفتشناسی، از اعتبار گزارشهای متن مقدس مسلمین پیشی گرفت.
باری غنوشی خوب میداند که با پیش گرفتن رویهی استالینیسمِ سیاسی، نمیتوان در دنیای امروز به نفوذ و قدرت مانا رسید. بنا بر گزارش متن مقدس مسلمانان، این رویه در میان معاصران پیامبر اسلام (ص) هم نتیجهای جز شکست و اضمحلال نیروها به بار نمیآورده است. در واقع براساس گزارش تاریخی متن مقدس قرآن، یگانه دلیل همراهی با سلوک پیامبر از سوی معاصران، مداراجویی، پرهیز شدید از سنگدلی و نیز احتراز از قساوت قلب بوده است.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Twitter
Rached Ghannouchi
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ…
⛓روژه گارودی و نقد تمامیتطلبی (integrisms)
گارودی مورخ و متفکر مشهور فرانسوی ـ که در اواخر عمر مسلمان نیز شده بود ـ در آخرین دفاعیات خود، کل پروژهی فکریاش را به مثابه مقابله با انواع و اَشکال «intégrisme» خوانده بود. این اصطلاح فرانسوی شاید ترجمهی دقیق فارسی نداشته باشد اما به نوعی تمامیتخواهی (اعم از افراطیگرایی یا بنیادگرایی دینی یا غیردینی) اشاره دارد؛ هرچند که مجید شریف آن را به «نابگرایی» ترجمه کرده است.
و اما آخرین دفاعیات گارودی را به نقل از ترجمهی فارسی مجید شریف مرور میکنیم:
«من دفاع دیگری از خود ندارم جز آنکه سفارش کنم که بخوانند آنچه را نوشتهام و نخواندهاند.
منکه همواره فلسفه، تاریخ و الهیات را نه همچون یک شغل آزاد، که به منزلهی پیکاری به خاطر انسان علیه تمامی نابگراییها (intégrismes) تلقی کردهام:
ـ از مارکس در برابر یک اتحاد شوروی و در برابر حزبی که او را به سنگواره بدل مینمودند (و مرا در 1970 برون راندند)،
ـ از عیسی در برابر هر الهیات سلطه و آزادیکشی،
ـ از اسلام در برابر اسلامانگاری (islamisme) و خیانت شاهزادگان و امیران،
ـ از پیامبران بزرگ یهود در برابر صهیونیسم قبیلهای،
دفاع به عمل آوردهام»[1].
ـــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. گارودی، تاریخ یک ارتداد؛ اسطورههای بنیانگذار سیاست اسراییل، ترجمه مجید شریف، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، عبارت پشت جلد
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
گارودی مورخ و متفکر مشهور فرانسوی ـ که در اواخر عمر مسلمان نیز شده بود ـ در آخرین دفاعیات خود، کل پروژهی فکریاش را به مثابه مقابله با انواع و اَشکال «intégrisme» خوانده بود. این اصطلاح فرانسوی شاید ترجمهی دقیق فارسی نداشته باشد اما به نوعی تمامیتخواهی (اعم از افراطیگرایی یا بنیادگرایی دینی یا غیردینی) اشاره دارد؛ هرچند که مجید شریف آن را به «نابگرایی» ترجمه کرده است.
و اما آخرین دفاعیات گارودی را به نقل از ترجمهی فارسی مجید شریف مرور میکنیم:
«من دفاع دیگری از خود ندارم جز آنکه سفارش کنم که بخوانند آنچه را نوشتهام و نخواندهاند.
منکه همواره فلسفه، تاریخ و الهیات را نه همچون یک شغل آزاد، که به منزلهی پیکاری به خاطر انسان علیه تمامی نابگراییها (intégrismes) تلقی کردهام:
ـ از مارکس در برابر یک اتحاد شوروی و در برابر حزبی که او را به سنگواره بدل مینمودند (و مرا در 1970 برون راندند)،
ـ از عیسی در برابر هر الهیات سلطه و آزادیکشی،
ـ از اسلام در برابر اسلامانگاری (islamisme) و خیانت شاهزادگان و امیران،
ـ از پیامبران بزرگ یهود در برابر صهیونیسم قبیلهای،
دفاع به عمل آوردهام»[1].
ـــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. گارودی، تاریخ یک ارتداد؛ اسطورههای بنیانگذار سیاست اسراییل، ترجمه مجید شریف، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، عبارت پشت جلد
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
attach 📎
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🕰نواندیشیهای سید قطب (قسمت دوم: بردهداری و مقتضیات تاریخی) در قسمت قبل گفتیم که قائلین به «نواندیشی دینی» و نیز منکرین نواندیشی هیچیک تعریف دقیق و جامع و مطردی را از این پدیده ارائه ندادهاند تا تفاوت آن با سایر نحلههای فکری آشکار شود. نیز در نوشتار…
🕰نواندیشیهای سید قطب (قسمت سوم: بافتار تاریخی فهم نصوص)
در قسمت قبل، از سید قطب نقل کردیم که او رواج بازارهای فروش بردگان و کنیزان در عصر اموی و عباسی را از مصادیق «انحراف» از منهج اسلامی برشمرده و به شدت به آن واکنش نشان میدهد[1]. این در حالی است که قاطبهی اسلامگرایان، اخلاقیات عصر اموی و عباسی را از مصادیق اخلاقیات درخشان عصر سلف خوانده و آن را چهارچوب فکری و عقیدتی خود میدانند. سید در موضوع بردهداری و بازارهای خرید و فروش کنیزان، به شدت به رواج این پدیده در بطن جوامع قُدَماییِ مسلمین حمله کرده و با اتحاذ رویکردی کاملا نواندیشانه و بدیع، مینویسد:
«اما آنچه که عملاً در جامعهی منتسب به اسلام رخ داده و خارج از اصول و موازین اسلام است، نباید به حساب اسلام نوشته شود چراکه انحرافِ از اسلام بوده است»[2].
اما بیان تفاسیر و نکات بدیع از زبان سیدقطب به اینجا ختم نشده و وی در تفسیر برخی آیات، به زمینههای تاریخی فهم این آیات تصریح میکند. مثلاً سید در تفسیر آیهی الانفال60 ((و برای [کارزار با] آنها آنچه میتوانید نیرو و اسبان بسته [و زین کرده] آماده سازید تا بدین وسیله دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگرانی جز اینان را که شما نمیشناسید ـ خدا آنها را میشناسد ـ بترسانید))[3] مینویسد:
«خداوند [در این آیه] خاصه فقط از رباط الخیل [اسبان بسته و زینکرده] نام برده است چراکه اسبان آماده، ادواتی است که نزد کسانی که قرآن برای نخستین بار آنها را مخاطب خود قرار میداد، امری واضح بود. و اگر قرآن مخاطبان نخستین خود را به آماده کردن ادوات و وسائلی امر میکرد که آنها در آن زمان، آن ادوات را نمیشناختند ـ ادواتی که با مرور زمان بعداً به وجود خواهد آمد ـ چنین چیزی به مثابه این بود که خداوند مخاطبان نخستین خود را با مجهولاتی محیرالعقول خطاب قرار داده است ـ تعالى الله عن ذلك علواً كبيراً ـ و مهم، عمومیت این خطاب است»[4].
در اینجا سید تفسیری از آیه الأنفال60 ارائه داده است که مطلقاً نزد هیچیک از مفسران سلف ـ از طبری گرفته تا قرطبی ـ نمییابیم؛ تفسیری کاملاً جدید، نواندیشانه و مبتنی بر درکی مدرن از محدودیت زبان در انتقال تام و تمام مصادیق. عباراتی که سید قطب در تفسیر این آیه بیان میکند حتی به خیالات مفسر برجستهی عصر عباسی دوم ابن جریر طبری (310هـ) هم خطور نمیکرد؛ حقیقت این است که احدی از مفسرین قدیم، حتی به ذهنشان هم خطور نمیکرده که روزگاری ظاهر این آیه، دلالتهای تاریخی خود را از دست بدهد؛ چنانکه مثلاً ظاهر این آیه به قدری برای قرطبی (671هـ) مفسر بزرگ اندلس اهمیت داشته که او حتی دربارهی جنسیت اسبها هم قلمفرسایی کرده است:
«رباط الخیل، فضلی عظیم و منزلتی شریف است. عُروه البارقی [از صحابه] هفتاد اسب مهیا برای جهاد داشت. بنا بر قول عکرمه و دیگران، مستحب است که این اسبها ماده باشند. و این نظر، صحیح است چراکه بطن مادهاسبها گنج، و پشتشان عزت است. و اسب جبریل ماده بود»[5].
نواندیشیهای تفسیری و دینشناسانهی سیدقطب، به کشف و بیان دلالتهای تاریخی در فهم نصوص و یا سرزنش منظومههای اخلاقی قدما دربارهی رواج بردهداری ختم نمیشود، بلکه او با پیشکشیدن معانی و مصادیق جدیدی برای اصطلاحاتی چون «طاغوت» ـ که منبعث از زیستجهان تاریخی سید و چیرگی ایدیولوژیهای سیاسی مدرن در عصر پسااستعماری بود ـ خود را به مثابه یکی از پیشگامان و پرچمداران ارائهی تفاسیر سیاسی مدرن از متون دینی، مطرح ساخت.
ــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. سیدقطب، في ظلال القرآن، 1/230،231، دارالشروق، طـ17
[2]. همان، 1/583
[3]. ترجمه جلالالدین مجتبوی
[4]. سید قطب، في ظلال القرآن، 3/1543
[5]. القرطبي، الجامع لأحكام القرآن، 8/36، دار الكتب المصرية، القاهرة
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
در قسمت قبل، از سید قطب نقل کردیم که او رواج بازارهای فروش بردگان و کنیزان در عصر اموی و عباسی را از مصادیق «انحراف» از منهج اسلامی برشمرده و به شدت به آن واکنش نشان میدهد[1]. این در حالی است که قاطبهی اسلامگرایان، اخلاقیات عصر اموی و عباسی را از مصادیق اخلاقیات درخشان عصر سلف خوانده و آن را چهارچوب فکری و عقیدتی خود میدانند. سید در موضوع بردهداری و بازارهای خرید و فروش کنیزان، به شدت به رواج این پدیده در بطن جوامع قُدَماییِ مسلمین حمله کرده و با اتحاذ رویکردی کاملا نواندیشانه و بدیع، مینویسد:
«اما آنچه که عملاً در جامعهی منتسب به اسلام رخ داده و خارج از اصول و موازین اسلام است، نباید به حساب اسلام نوشته شود چراکه انحرافِ از اسلام بوده است»[2].
اما بیان تفاسیر و نکات بدیع از زبان سیدقطب به اینجا ختم نشده و وی در تفسیر برخی آیات، به زمینههای تاریخی فهم این آیات تصریح میکند. مثلاً سید در تفسیر آیهی الانفال60 ((و برای [کارزار با] آنها آنچه میتوانید نیرو و اسبان بسته [و زین کرده] آماده سازید تا بدین وسیله دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگرانی جز اینان را که شما نمیشناسید ـ خدا آنها را میشناسد ـ بترسانید))[3] مینویسد:
«خداوند [در این آیه] خاصه فقط از رباط الخیل [اسبان بسته و زینکرده] نام برده است چراکه اسبان آماده، ادواتی است که نزد کسانی که قرآن برای نخستین بار آنها را مخاطب خود قرار میداد، امری واضح بود. و اگر قرآن مخاطبان نخستین خود را به آماده کردن ادوات و وسائلی امر میکرد که آنها در آن زمان، آن ادوات را نمیشناختند ـ ادواتی که با مرور زمان بعداً به وجود خواهد آمد ـ چنین چیزی به مثابه این بود که خداوند مخاطبان نخستین خود را با مجهولاتی محیرالعقول خطاب قرار داده است ـ تعالى الله عن ذلك علواً كبيراً ـ و مهم، عمومیت این خطاب است»[4].
در اینجا سید تفسیری از آیه الأنفال60 ارائه داده است که مطلقاً نزد هیچیک از مفسران سلف ـ از طبری گرفته تا قرطبی ـ نمییابیم؛ تفسیری کاملاً جدید، نواندیشانه و مبتنی بر درکی مدرن از محدودیت زبان در انتقال تام و تمام مصادیق. عباراتی که سید قطب در تفسیر این آیه بیان میکند حتی به خیالات مفسر برجستهی عصر عباسی دوم ابن جریر طبری (310هـ) هم خطور نمیکرد؛ حقیقت این است که احدی از مفسرین قدیم، حتی به ذهنشان هم خطور نمیکرده که روزگاری ظاهر این آیه، دلالتهای تاریخی خود را از دست بدهد؛ چنانکه مثلاً ظاهر این آیه به قدری برای قرطبی (671هـ) مفسر بزرگ اندلس اهمیت داشته که او حتی دربارهی جنسیت اسبها هم قلمفرسایی کرده است:
«رباط الخیل، فضلی عظیم و منزلتی شریف است. عُروه البارقی [از صحابه] هفتاد اسب مهیا برای جهاد داشت. بنا بر قول عکرمه و دیگران، مستحب است که این اسبها ماده باشند. و این نظر، صحیح است چراکه بطن مادهاسبها گنج، و پشتشان عزت است. و اسب جبریل ماده بود»[5].
نواندیشیهای تفسیری و دینشناسانهی سیدقطب، به کشف و بیان دلالتهای تاریخی در فهم نصوص و یا سرزنش منظومههای اخلاقی قدما دربارهی رواج بردهداری ختم نمیشود، بلکه او با پیشکشیدن معانی و مصادیق جدیدی برای اصطلاحاتی چون «طاغوت» ـ که منبعث از زیستجهان تاریخی سید و چیرگی ایدیولوژیهای سیاسی مدرن در عصر پسااستعماری بود ـ خود را به مثابه یکی از پیشگامان و پرچمداران ارائهی تفاسیر سیاسی مدرن از متون دینی، مطرح ساخت.
ــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. سیدقطب، في ظلال القرآن، 1/230،231، دارالشروق، طـ17
[2]. همان، 1/583
[3]. ترجمه جلالالدین مجتبوی
[4]. سید قطب، في ظلال القرآن، 3/1543
[5]. القرطبي، الجامع لأحكام القرآن، 8/36، دار الكتب المصرية، القاهرة
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
attach 📎
آقای مولود بهرامیان از دوستان اهل قلم و از فعالان حوزهی رسانه، چندی پیش مصاحبهای را با بنده و جناب آقای دلیر عباسی (نویسنده و پژوهشگر فلسفهی اخلاق)، دربارهی بعضی مسائل ناظر بر موضوع توهین به مقدسات ترتیب داد. ایشان این گفتگو را در دو قسمت، در سایت و کانال اصلاحوب پیاده کردهاند:
ـ قسمت اول
ـ قسمت دوم
صدالبته بنده پیشتر مطالبی را در اینباره منتشر کرده بودم:
ـ بحثی دربارهی مجازات "ساب النبی" بر اساس مبانی علم اصول فقهِ قدما (پادکست)
ـ فشار تاریخ: حقیقت یا افسانه؟
ـ بر لبهی تیغ: از آزادی بیان تا آزادی نفرتپراکنی
ـ حكم القرآن المهجور في شاتم الرسول (خطبههای عربی د. عدنان ابراهیم امام جماعت و خطیب مسجد الشوری در وین)
ـ خطاهای حقوقی امانوئل ماکرون
ـ حکمت و سیاست: واکنش راشد الغنوشی به رخدادهای فرانسه
ـ روژه گارودی و نقد تمامیتطلبی (integrisms)
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
ـ قسمت اول
ـ قسمت دوم
صدالبته بنده پیشتر مطالبی را در اینباره منتشر کرده بودم:
ـ بحثی دربارهی مجازات "ساب النبی" بر اساس مبانی علم اصول فقهِ قدما (پادکست)
ـ فشار تاریخ: حقیقت یا افسانه؟
ـ بر لبهی تیغ: از آزادی بیان تا آزادی نفرتپراکنی
ـ حكم القرآن المهجور في شاتم الرسول (خطبههای عربی د. عدنان ابراهیم امام جماعت و خطیب مسجد الشوری در وین)
ـ خطاهای حقوقی امانوئل ماکرون
ـ حکمت و سیاست: واکنش راشد الغنوشی به رخدادهای فرانسه
ـ روژه گارودی و نقد تمامیتطلبی (integrisms)
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
اصلاحوب | islahweb.org
مرزهای آزادی بیان و توهین به مقدّسات در کشاکش جدالها-١
✍️گفتوگو از: اصلاحوب
اشاره: درپی قتل معلّم فرانسوی توسط یک مسلمان افراطی، امانوئل ماکرون رییسجمهوری فرانسه در سخنانی از بحرانیبودن اسلام و مسلمانان سخن گفت؛ سخنان وی موجب بروز واکنشهای متعددی…
✍️گفتوگو از: اصلاحوب
اشاره: درپی قتل معلّم فرانسوی توسط یک مسلمان افراطی، امانوئل ماکرون رییسجمهوری فرانسه در سخنانی از بحرانیبودن اسلام و مسلمانان سخن گفت؛ سخنان وی موجب بروز واکنشهای متعددی…
💣نگاهی به ماهیت جنگهای پس از جنگ جهانی دوم
پژوهشهای آماری و تجربی نشان میدهند که ماهیت جنگها در هفتاد سال گذشته ـ یعنی پس از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون ـ تغییرات شگرفی را به خود دیده است. این تغییرات را میتوان از چند منظر رصد کرد:
یکم) دستیابی بشر به سلاح هستهای و بعداً سلاح بسیار مخربتر هیدروژنی، به مانند شمشیری دولبه عمل کرده است: یعنی از یک سو بر مسابقهی تسلیحاتی و طبعاً وحشت و هراس از برافروختهشدن جنگهای تمامعیار (Total Wars) افزوده است؛ و از سوی دیگر، همین ترس و وحشت ناشی از استفاده از سلاحهای مخرب هستهای، توان بازدارندگی قدرتهای بزرگ نسبت به آغاز چنین جنگهایی را تقویت کرده است.
دوم) نکتهی دیگر را میتوان در کاهش معنادار تعداد جنگهای بین کشورها و افزایش جنگهای داخلی دید. به نظر میآید که با تقویت خواستهی «حق تعیین سرنوشت» در میان اقوام و ملل و فرق گوناگون، و نیز انواع و اقسام بحرانهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی درون جوامع، دهههای پایانی قرن بیستم و نیز دهههای نخستین هزارهی سوم را بتوان دوران جنگهای داخلی ـ اعم از جنگهای استقلالطلبانه و... ـ دانست. برای مثال یک گزارش تحقیقی نشان میدهد که فقط در دههی90 قرن بیستم، از میان 110 منازعهی خونین جهانی، 103منازعه به جنگها و بحرانهای داخلیِ کشورها مربوط میشده است و از این 103منازعه نیز، 70درصد را نزاعهای قومی و دینی و مذهبی تتشکیل دادهاند[1].
با در نظر گرفتن این واقعیتهای تجربی، نقش پررنگ و مهم حکمرانی مبتنی بر توسعهی پایدار، در جلوگیری از برافروختن آتش چنین جنگهایی بیش از پیش برجسته میشود.
ـــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Jeff Haynes, Religion and International Relations: What are the issues?, International Politics (2004), Vol. 41, pp. 451,452
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
پژوهشهای آماری و تجربی نشان میدهند که ماهیت جنگها در هفتاد سال گذشته ـ یعنی پس از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون ـ تغییرات شگرفی را به خود دیده است. این تغییرات را میتوان از چند منظر رصد کرد:
یکم) دستیابی بشر به سلاح هستهای و بعداً سلاح بسیار مخربتر هیدروژنی، به مانند شمشیری دولبه عمل کرده است: یعنی از یک سو بر مسابقهی تسلیحاتی و طبعاً وحشت و هراس از برافروختهشدن جنگهای تمامعیار (Total Wars) افزوده است؛ و از سوی دیگر، همین ترس و وحشت ناشی از استفاده از سلاحهای مخرب هستهای، توان بازدارندگی قدرتهای بزرگ نسبت به آغاز چنین جنگهایی را تقویت کرده است.
دوم) نکتهی دیگر را میتوان در کاهش معنادار تعداد جنگهای بین کشورها و افزایش جنگهای داخلی دید. به نظر میآید که با تقویت خواستهی «حق تعیین سرنوشت» در میان اقوام و ملل و فرق گوناگون، و نیز انواع و اقسام بحرانهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی درون جوامع، دهههای پایانی قرن بیستم و نیز دهههای نخستین هزارهی سوم را بتوان دوران جنگهای داخلی ـ اعم از جنگهای استقلالطلبانه و... ـ دانست. برای مثال یک گزارش تحقیقی نشان میدهد که فقط در دههی90 قرن بیستم، از میان 110 منازعهی خونین جهانی، 103منازعه به جنگها و بحرانهای داخلیِ کشورها مربوط میشده است و از این 103منازعه نیز، 70درصد را نزاعهای قومی و دینی و مذهبی تتشکیل دادهاند[1].
با در نظر گرفتن این واقعیتهای تجربی، نقش پررنگ و مهم حکمرانی مبتنی بر توسعهی پایدار، در جلوگیری از برافروختن آتش چنین جنگهایی بیش از پیش برجسته میشود.
ـــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Jeff Haynes, Religion and International Relations: What are the issues?, International Politics (2004), Vol. 41, pp. 451,452
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Henry Kissinger - Business Insider.pdf
445.3 KB
هنری کیسینجر استراتژیست کهنهکار امریکایی که تعدادی از آثار او به زبان فارسی هم ترجمه و منتشر شده، به تازگی با روزنامهی آلمانی «Die Welt» (دی وِت) گفتگوی نسبتاً مفصلی انجام داده است.
کیسینجر در این گفتگوی طولانی، دربارهی انتخابات اخیر امریکا، آیندهی ناتو و اتحادیهی اروپا، جهان پس از کرونا، مسألهی چین و... سخن گفته و گریزی نیز به عملکرد خود در قامت وزیر امور خارجهی دولت نیکسون دربارهی نحوهی تعامل با چینِ دوران مائو زده است.
مطالعهی این مصاحبه برای آن دسته از علاقمندان به مباحث دانش روابط بینالملل و علوم سیاسی که با زبان انگلیسی آشنایی دارند، میتواند جالب توجه باشد.
✍️عدنان فلّاحی
#International_relations
https://t.me/AdnanFallahi
کیسینجر در این گفتگوی طولانی، دربارهی انتخابات اخیر امریکا، آیندهی ناتو و اتحادیهی اروپا، جهان پس از کرونا، مسألهی چین و... سخن گفته و گریزی نیز به عملکرد خود در قامت وزیر امور خارجهی دولت نیکسون دربارهی نحوهی تعامل با چینِ دوران مائو زده است.
مطالعهی این مصاحبه برای آن دسته از علاقمندان به مباحث دانش روابط بینالملل و علوم سیاسی که با زبان انگلیسی آشنایی دارند، میتواند جالب توجه باشد.
✍️عدنان فلّاحی
#International_relations
https://t.me/AdnanFallahi
مطلبی که دکتر محسن رنانی اقتصاددان و استراتژیست معاصر در کانال تلگرامیشان منتشر کردند حقیقتا شایستهی تامل و تدبر است:
🩸جان پدر کجاستی؟
✍محسن رنانی
این یادداشت را چند روز بعد از فاجعه حمله به دانشگاه کابل نوشتم، اما ترسیدم ادعایی که کرده ام صحت نداشته باشد. پس صبر کردم تا همه واکنشها انجام شود تا ادعای خود را به آزمون سپرده باشم و اکنون زمان انتشار آن فرارسیده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک بار دیگر ایدئولوژی کور، قلب علم و دانش را نشانه گرفت. این نه اولینبار است و نه آخرینبار که تعصب مذهبی و ایدئولوژی آفرینی از دین، فاجعه آفریده است. هنوز داغ جنایاتی که داعش به نام دین در سوریه و عراق رقم زده بود بر دلها مانده است که ناگاه میشنویم این گروه در حمله به دانشگاه کابل، دهها دانشجو، بلکه دهها سرمایه آینده کشورشان را به خاکوخون میکشد. این هشداری است به تمامی آنان که بیپروا میکوشند تا دین را به ابزاری ایدئولوژیک تبدیل کنند. ایدئولوژیک کردن باورهای دینی ماهیت رحمانی دین را به مقاصد شیطانی میآلاید و دین را از مسیر امن ایمانی به گذرگاه هواهای شیطانی میکشاند.
این قلم ضمن ابراز شرم و اندوهناکی از آفت بنیادگرایی که به جان جوامع اسلامی افتاده است و ضمن تسلیت به ملت دوست، همسایه و همزبان افعانستان، بویژه استادان دانشگاه کابل و خانوادههای داغدیده آن عزیزان، به تاکید از هر کس که دستش به دامن عالمان جهان اسلام میرسد استدعا دارد این درخواست را به گوش آنان برساند که: «آآی علمای جهان اسلام، از اهل تسنن و تشیع، ما انتظار داریم تا شما این اقدام غیرانسانی و غیراسلامی و غیراخلاقی را محکوم کنید». شرم آور است که هنوز هیچیک از مفتیان نامدار اهل سنت و مراجع تقلید اهل تشیع این حمله را که قربانیان آن از هر دو مذهب اسلام بودهاند محکوم نکرده و واکنش درخوری به این اقدام غیرانسانی نشان نداده است.
هشتکی که این روزها با عنوان «جان پدر کجاستی؟» به صورت گسترده در شبکههای مجازی میچرخد، گرچه اشاره به پیام پر از عشق و نگرانی پدر یکی از دانشجویان کشته شده در حمله به دانشگاه کابل دارد، اما به طور ضمنی آنان که باید موضع پدری برای جامعه اسلامی داشته باشند را نیز مورد خطاب قرار میدهد: کجا هستند پدران غمخوار ملتهای مسلمان؟ چرا سخنی نمیگویند؟ چرا واکنشی نشان نمیدهند؟ اگر این جنایات در دین اسلام محکوم است چرا کلیدداران دین زبان در کام کشیده اند و گریبان چاک نمیکنند؟ و اگر مورد تایید است چرا رودربایستی را کنار نمیگذارند و تکلیف خلقی سرگردان را روشن نمیکنند؟
آن امامجمعهای که چند روز پیش با انتشار کلیپی از موهای پریشان دخترک دوچرخه سوار، دینش را برباد رفته میدید و خلقی را برای محکومیت آن به خیابان کشانید تکلیف ما را روشن کند که بالاخره بین اسید پاشی به صورت زنان اصفهانی به نام دفاع از حجاب و حمله به دانشجویان افغانستانی به نام مبارزه با علوم فاسده غربی تفاوتی هست یا نه؟ بگویند که بالاخره بین فرمان داعش برای ناامن کردن دانشگاههایی که علوم غربیان را ترویج میکنند و فرمان امام جمعهای که فرمود باید جامعه را برای خوشحجابان ناامن کنید تفاوتی هست یا نه؟
البته همه ما پاسخ را میدانیم، آنچه نمیدانیم این است که چرا متولیان دین تا این حد از گفتن آن وحشت دارند؟
محسن رنانی
۲۴ آبان ۱۳۹۹
@Renani_Mohsen
@AdnanFallahi
🩸جان پدر کجاستی؟
✍محسن رنانی
این یادداشت را چند روز بعد از فاجعه حمله به دانشگاه کابل نوشتم، اما ترسیدم ادعایی که کرده ام صحت نداشته باشد. پس صبر کردم تا همه واکنشها انجام شود تا ادعای خود را به آزمون سپرده باشم و اکنون زمان انتشار آن فرارسیده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک بار دیگر ایدئولوژی کور، قلب علم و دانش را نشانه گرفت. این نه اولینبار است و نه آخرینبار که تعصب مذهبی و ایدئولوژی آفرینی از دین، فاجعه آفریده است. هنوز داغ جنایاتی که داعش به نام دین در سوریه و عراق رقم زده بود بر دلها مانده است که ناگاه میشنویم این گروه در حمله به دانشگاه کابل، دهها دانشجو، بلکه دهها سرمایه آینده کشورشان را به خاکوخون میکشد. این هشداری است به تمامی آنان که بیپروا میکوشند تا دین را به ابزاری ایدئولوژیک تبدیل کنند. ایدئولوژیک کردن باورهای دینی ماهیت رحمانی دین را به مقاصد شیطانی میآلاید و دین را از مسیر امن ایمانی به گذرگاه هواهای شیطانی میکشاند.
این قلم ضمن ابراز شرم و اندوهناکی از آفت بنیادگرایی که به جان جوامع اسلامی افتاده است و ضمن تسلیت به ملت دوست، همسایه و همزبان افعانستان، بویژه استادان دانشگاه کابل و خانوادههای داغدیده آن عزیزان، به تاکید از هر کس که دستش به دامن عالمان جهان اسلام میرسد استدعا دارد این درخواست را به گوش آنان برساند که: «آآی علمای جهان اسلام، از اهل تسنن و تشیع، ما انتظار داریم تا شما این اقدام غیرانسانی و غیراسلامی و غیراخلاقی را محکوم کنید». شرم آور است که هنوز هیچیک از مفتیان نامدار اهل سنت و مراجع تقلید اهل تشیع این حمله را که قربانیان آن از هر دو مذهب اسلام بودهاند محکوم نکرده و واکنش درخوری به این اقدام غیرانسانی نشان نداده است.
هشتکی که این روزها با عنوان «جان پدر کجاستی؟» به صورت گسترده در شبکههای مجازی میچرخد، گرچه اشاره به پیام پر از عشق و نگرانی پدر یکی از دانشجویان کشته شده در حمله به دانشگاه کابل دارد، اما به طور ضمنی آنان که باید موضع پدری برای جامعه اسلامی داشته باشند را نیز مورد خطاب قرار میدهد: کجا هستند پدران غمخوار ملتهای مسلمان؟ چرا سخنی نمیگویند؟ چرا واکنشی نشان نمیدهند؟ اگر این جنایات در دین اسلام محکوم است چرا کلیدداران دین زبان در کام کشیده اند و گریبان چاک نمیکنند؟ و اگر مورد تایید است چرا رودربایستی را کنار نمیگذارند و تکلیف خلقی سرگردان را روشن نمیکنند؟
آن امامجمعهای که چند روز پیش با انتشار کلیپی از موهای پریشان دخترک دوچرخه سوار، دینش را برباد رفته میدید و خلقی را برای محکومیت آن به خیابان کشانید تکلیف ما را روشن کند که بالاخره بین اسید پاشی به صورت زنان اصفهانی به نام دفاع از حجاب و حمله به دانشجویان افغانستانی به نام مبارزه با علوم فاسده غربی تفاوتی هست یا نه؟ بگویند که بالاخره بین فرمان داعش برای ناامن کردن دانشگاههایی که علوم غربیان را ترویج میکنند و فرمان امام جمعهای که فرمود باید جامعه را برای خوشحجابان ناامن کنید تفاوتی هست یا نه؟
البته همه ما پاسخ را میدانیم، آنچه نمیدانیم این است که چرا متولیان دین تا این حد از گفتن آن وحشت دارند؟
محسن رنانی
۲۴ آبان ۱۳۹۹
@Renani_Mohsen
@AdnanFallahi
Telegram
Renani Mohsen / محسن رنانی
.
✍️ جان پدر کجاستی؟
👈 محسن رنانی
این یادداشت را چند روز بعد از فاجعه حمله به دانشگاه کابل نوشتم، اما ترسیدم ادعایی که کرده ام صحت نداشته باشد. پس صبر کردم تا همه واکنشها انجام شود تا ادعای خود را به آزمون سپرده باشم و اکنون زمان انتشار آن فرارسیده…
✍️ جان پدر کجاستی؟
👈 محسن رنانی
این یادداشت را چند روز بعد از فاجعه حمله به دانشگاه کابل نوشتم، اما ترسیدم ادعایی که کرده ام صحت نداشته باشد. پس صبر کردم تا همه واکنشها انجام شود تا ادعای خود را به آزمون سپرده باشم و اکنون زمان انتشار آن فرارسیده…
حکومت در اسلام.pdf
241.4 KB
دکتر عبدالْإله بلقِزيز، پژوهشگر اندیشهی سیاسی و استاد فلسفه در دانشگاه «حسن دوم» دارالبیضاء مراکش، مدیر پژوهشی اسبق مركز دراسات الوحدة العربية در بیروت، و صاحب کتب و مقالات متعددی در حوزهی مسائل جهان عرب و اندیشهی سیاسی است؛ از جمله: المسألة الوطنية الفلسطينية، في الديمقراطية والمجتمع المدني، الخطاب الإصلاحي في المغرب، الإسلام والسياسة، تكوين المجال السياسي الإسلامي و...
نوشتار پیوست، ترجمهی بخشی از کتاب الدولة في الفكر الإسلامي المعاصر است که این بخش، با عنوان «الحکومة فی الاسلام سیاسیة» تبویب شده است: بلقزیز، الدولة في الفكر الإسلامي المعاصر، صص114ـ117، مركز دراسات الوحدة العربية، بیروت، 2004.
صاحب این قلم، این مقاله را به مثابه یکی از اجزای پروندهای که دربارهی شیخ علی عبدالرازق و اندیشهی سیاسی او تدارک دیده بودم، ترجمه کرده است. این مقاله در شماره22 نشریهی قلمیاران (اسفند98) منتشر شد.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
نوشتار پیوست، ترجمهی بخشی از کتاب الدولة في الفكر الإسلامي المعاصر است که این بخش، با عنوان «الحکومة فی الاسلام سیاسیة» تبویب شده است: بلقزیز، الدولة في الفكر الإسلامي المعاصر، صص114ـ117، مركز دراسات الوحدة العربية، بیروت، 2004.
صاحب این قلم، این مقاله را به مثابه یکی از اجزای پروندهای که دربارهی شیخ علی عبدالرازق و اندیشهی سیاسی او تدارک دیده بودم، ترجمه کرده است. این مقاله در شماره22 نشریهی قلمیاران (اسفند98) منتشر شد.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
👍1
Forwarded from تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🗜تنش، جنگ و توسعه: دیدگاه تامس هابز
چرا در شرایط کشورهایی چون سوریه، افغانستان، مالی، سومالی و امثالهم امکان توسعهی اقتصادی و انسانی محال است؟ فرق بین این کشورها با کشورهایی چون سنگاپور، کره جنوبی، قطر یا نیوزیلند چیست؟
حقیقتا در این مثالها که آوردیم، با دو نوع متمایز از شرایط اجتماعی و سیاسی مواجهیم که علمایِ «دانش توسعه»[1] برای بیان این تمایز از تعبیر مدرن «ثبات»[2] استفاده میکنند. و اینگونه است که ثبات اگرچه شرط کافی برای توسعه و رونق اقتصادی نیست اما بیشک شرط لازم آن است.
اما بیش از چهارصد سال پیش از این، یعنی در زمانهای که هنوز بحث از رشد اقتصادی و مسائلی چون توسعه و مدیریت منابع انسانی موضوعیتی نداشت، تامس هابز متفکر سیاسی برجسته انگلیسی ذیل بحث وضعیت «جنگ همه علیه همه»، شرایط جنگی را به دقیقترین شکل به تصویر میکشد:
«...در آن آدمیان بدون هرگونه آرامش و امنیتی به سر برند، مگر امنیتی که به واسطه قوت بدنی و اقدامات شخصی خودشان ایجاد کرده باشند. در چنین وضعی امکانی برای کار و فعالیت نیست، زیرا به حاصل چنین کار و کوششی اطمینان نیست و در نتیجه نه کشت و کار زمین؛ نه کشتیرانی، نه امتعه و کالاهایی که بتوان از راه دریا وارد کرد؛ نه ساختمانهای راحت و جادار؛ نه وسایل نقل و انتقال اشیای ثقیل و سنگین؛ نه دانش و معرفتی درباره کره زمین؛ نه شرح و گزارشی درباره تاریخ؛ و نه هیچگونه دانش و هنر و ادبیاتی و یا جامعه و انجمنی [هیچیک ممکن نخواهد بود] و از همه برتر ترس دائمی و خطر مرگِ خشونتبار وجود دارد؛ و زندگی آدمی گسیخته، مسکنت بار، زشت، ددمنشانه و کوتاه [است]»[3].
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Developmental science
[2]. Stability
[2]. هابز، لویاتان: فصل سیزدهم، ص158، ترجمه دکتر حسین بشیریه، نشر نی
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
چرا در شرایط کشورهایی چون سوریه، افغانستان، مالی، سومالی و امثالهم امکان توسعهی اقتصادی و انسانی محال است؟ فرق بین این کشورها با کشورهایی چون سنگاپور، کره جنوبی، قطر یا نیوزیلند چیست؟
حقیقتا در این مثالها که آوردیم، با دو نوع متمایز از شرایط اجتماعی و سیاسی مواجهیم که علمایِ «دانش توسعه»[1] برای بیان این تمایز از تعبیر مدرن «ثبات»[2] استفاده میکنند. و اینگونه است که ثبات اگرچه شرط کافی برای توسعه و رونق اقتصادی نیست اما بیشک شرط لازم آن است.
اما بیش از چهارصد سال پیش از این، یعنی در زمانهای که هنوز بحث از رشد اقتصادی و مسائلی چون توسعه و مدیریت منابع انسانی موضوعیتی نداشت، تامس هابز متفکر سیاسی برجسته انگلیسی ذیل بحث وضعیت «جنگ همه علیه همه»، شرایط جنگی را به دقیقترین شکل به تصویر میکشد:
«...در آن آدمیان بدون هرگونه آرامش و امنیتی به سر برند، مگر امنیتی که به واسطه قوت بدنی و اقدامات شخصی خودشان ایجاد کرده باشند. در چنین وضعی امکانی برای کار و فعالیت نیست، زیرا به حاصل چنین کار و کوششی اطمینان نیست و در نتیجه نه کشت و کار زمین؛ نه کشتیرانی، نه امتعه و کالاهایی که بتوان از راه دریا وارد کرد؛ نه ساختمانهای راحت و جادار؛ نه وسایل نقل و انتقال اشیای ثقیل و سنگین؛ نه دانش و معرفتی درباره کره زمین؛ نه شرح و گزارشی درباره تاریخ؛ و نه هیچگونه دانش و هنر و ادبیاتی و یا جامعه و انجمنی [هیچیک ممکن نخواهد بود] و از همه برتر ترس دائمی و خطر مرگِ خشونتبار وجود دارد؛ و زندگی آدمی گسیخته، مسکنت بار، زشت، ددمنشانه و کوتاه [است]»[3].
ـــــــــــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Developmental science
[2]. Stability
[2]. هابز، لویاتان: فصل سیزدهم، ص158، ترجمه دکتر حسین بشیریه، نشر نی
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2