دربارهی نقش دولتهای غربی (به ویژه دو دولت فرانسه و بریتانیا) در ترسیم نظم جدید سیاسی پساعثمانی در منطقهی خاورمیانه یا غرب آسیا بسیار گفته شده است. اما نکتهی مغفول نقش بسیار مهم ضلع سوم "اتفاق مثلث" (متفقین در جنگ اول) در ترسیم این نظم است: اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. شوروی نقش مهمی در تثبیت دو دولت جدید خاورمیانه یعنی اسراییل و ترکیه بازی کرد. در 1947 که شبهنظامیان صهیونیست در فلسطین با بریتانیا و اعراب درگیر بودند، شوروی نیروهای غالبا چپ صهیونیست را چونان عناصر مبارز علیه استعمار و امپرالیسم بریتانیا میدید و به گفتهی کسانی چون بنگوریون و گلدا مئیر، شوروی ـ به مثابه نخستین دولت شورای امنیت که اسراییل را به شکل de jure به رسمیت شناخت ـ ناجی اسراییل در فاصلهی جنگهای 1947 تا 1949 بود که صهیونیستها و هم اعراب در آن دوره، تحت حریم تسلیحاتی دول غربی قرار داشتند.
اما اتحاد جماهیر شوروی نقش مهمی هم در برکشیدن دولت انقلابی نهضت ملی در آنکارا داشت. بعد از شکاف حاصل در عثمانی و ایجاد دو دولت موازی در آنکارا (به رهبری مصطفی کمال و نهضت ملی ترکیه که علیه اشغال متفقین شکل گرفت) و استانبول (که مفاد صلح تحمیلی مودروس را پذیرفته بود)، شوروی نخستین دولتی بود که در برابر بریتانیا، یونان، ایتالیا و سایر دولِ غربیِ ذینفع در اشغال استانبول و ترکیه ـ که فقط سلطان عثمانی را به رسمیت میشناختند ـ فقط دولت آنکارا را به عنوان دولت مشروع ترکیه به رسمیت شناخت و مشروعیت سلطان عثمانی را عملا بلاموضوع کرد. واکنش نخستین روسها به خیزش مصطفی کمال علیه عثمانی، واکنشی مثبت بود و حتی روزنامهی دولتی ایزوستیا آن را "نخستین انقلاب شورایی" در خاورمیانه نامید. با شدت گرفتن درگیریهای بین نیروهای نهضت ملی با سربازان بریتانیا، مصطفی کمال بیش از پیش متوجه روسها و کمک گرفتن از لنین شد. مصطفی کمال بعد از کنگرهی سیواس نمایندهای را عازم شوروی کرد تا با بلشویکها و لنین دربارهی امکان دریافت کمکهای تسلیحاتی گفتگو کند. انقلابیون ترک مکررا از شوروی میخواستند که آنها را در برابر نیروهای امپریالیستی یاری کنند. لنین کلیهی معاهدات پیشین بین عثمانی و روسیه را ملغا کرد و مناطق قابل مناقشهای در قفقاز را به دولت آنکارا واگذار کرد و در عوض دولت آنکارا نیز دست بلشویکها را در جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان باز گذاشت تا بر این منطقه و به ویژه منابع نفتی باکو تسلط یابند. بدهبستانها بین دولت انقلابی مصطفی کمال در آنکارا و دولت انقلابی لنین در مسکو سرانجام نتیجه داد و در 16مارس 1921 توافقی موسوم به "معاهدهی مسکو" بین روسیهی بلشویکی به رهبری ولادیمیر لنین و مجلس کبیر ملی ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک در مسکو بسته شد.
@AdnanFallahi
* در پیوست، شاهد نمایی از "بنای یادبود جمهوری" در میدان تقسیم استانبول هستیم. مصطفی کمال در مرکز تصویر مشخص است و پشت سر او ژنرالهای شوروی میخائیل فرونزه و کلیمنت وروشیلوف، به مثابه نمادی از قدردانی از کمکهای شوروی در طول جنگ استقلال قرار دارند.
اما اتحاد جماهیر شوروی نقش مهمی هم در برکشیدن دولت انقلابی نهضت ملی در آنکارا داشت. بعد از شکاف حاصل در عثمانی و ایجاد دو دولت موازی در آنکارا (به رهبری مصطفی کمال و نهضت ملی ترکیه که علیه اشغال متفقین شکل گرفت) و استانبول (که مفاد صلح تحمیلی مودروس را پذیرفته بود)، شوروی نخستین دولتی بود که در برابر بریتانیا، یونان، ایتالیا و سایر دولِ غربیِ ذینفع در اشغال استانبول و ترکیه ـ که فقط سلطان عثمانی را به رسمیت میشناختند ـ فقط دولت آنکارا را به عنوان دولت مشروع ترکیه به رسمیت شناخت و مشروعیت سلطان عثمانی را عملا بلاموضوع کرد. واکنش نخستین روسها به خیزش مصطفی کمال علیه عثمانی، واکنشی مثبت بود و حتی روزنامهی دولتی ایزوستیا آن را "نخستین انقلاب شورایی" در خاورمیانه نامید. با شدت گرفتن درگیریهای بین نیروهای نهضت ملی با سربازان بریتانیا، مصطفی کمال بیش از پیش متوجه روسها و کمک گرفتن از لنین شد. مصطفی کمال بعد از کنگرهی سیواس نمایندهای را عازم شوروی کرد تا با بلشویکها و لنین دربارهی امکان دریافت کمکهای تسلیحاتی گفتگو کند. انقلابیون ترک مکررا از شوروی میخواستند که آنها را در برابر نیروهای امپریالیستی یاری کنند. لنین کلیهی معاهدات پیشین بین عثمانی و روسیه را ملغا کرد و مناطق قابل مناقشهای در قفقاز را به دولت آنکارا واگذار کرد و در عوض دولت آنکارا نیز دست بلشویکها را در جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان باز گذاشت تا بر این منطقه و به ویژه منابع نفتی باکو تسلط یابند. بدهبستانها بین دولت انقلابی مصطفی کمال در آنکارا و دولت انقلابی لنین در مسکو سرانجام نتیجه داد و در 16مارس 1921 توافقی موسوم به "معاهدهی مسکو" بین روسیهی بلشویکی به رهبری ولادیمیر لنین و مجلس کبیر ملی ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک در مسکو بسته شد.
@AdnanFallahi
* در پیوست، شاهد نمایی از "بنای یادبود جمهوری" در میدان تقسیم استانبول هستیم. مصطفی کمال در مرکز تصویر مشخص است و پشت سر او ژنرالهای شوروی میخائیل فرونزه و کلیمنت وروشیلوف، به مثابه نمادی از قدردانی از کمکهای شوروی در طول جنگ استقلال قرار دارند.
👍6🤔2
واقعیت این است که بسیاری از ملتها، در شرق یا غرب، در مرحلهی «نبرد وجودی» با ملتی دیگر، از پیوند دینی برای بسیج مردم خود علیه بیگانه استفاده میکنند؛ زیرا هویت دینی چهبسا متحدکننده باشد در حالی که هویتهای قومی و سیاسی بین بخشهای یک دولت تمایز ایجاد میکنند. و از آنجا که دولت عثمانی اقلیتهای مسلمان بسیاری مانند ترکها، کردها و چرکسها را در بر میگرفت، رشتهی اسلامی و همچنین رشته خلافت آنها را به عنوان آخرین خط دفاعی به هم پیوند میزد. در اینجا به یکی از اعلامیههای مصطفی کمال خطاب به مردم سوریه در پایان سال ۱۹۱۹ اشاره میکنیم؛ او میگوید:
محمود حداد،
"معاني لوزان عند العرب والأتراك"، أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، ص22ـ42، قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
برادران محترم: با صدایی ملتمسانه که از قلبی سرشار از اندوه به خاطر ظلم، شکنجه و خیانتی که دشمن روا میدارد و به خاطر تفرقهای که بین فرزندان یک دین ایجاد شده و توسط مبلغان شر و بدی برافروخته شده است، با شما سخن میگویم. بیایید به سوء تفاهم [بین خود] پایان دهیم، و دستهایمان را برای صلح دراز کنیم و سلاحمان را به سوی خائنانی که میخواهند اسلام را نابود کنند، نشانه رویم، وگرنه هیچ توبهای بعداً سودی نخواهد داشت. فریب وعدههای دروغین را نخورید، در برابر شما توافقات سری سایکس ـ پیکو بین دشمنان دین قرار دارد... بیدار شوید و دوباره به خواب نروید. ما قصد تصرف سرزمینهای مسلمانان را نداریم، بلکه میخواهیم آنها را از دست کسانی که فکر میکنند میتوانند به راحتی آنها را ببلعند، نجات دهیم، و اینها دشمنان اسلام هستند... و از آنجا که ما قونیه را آزاد کردیم، خطوط ارتباطی متفقین در شرق قطع شده است. مجاهدان ما به زودی مهمان برادران عرب خود خواهند بود و با اتحادشان خواهند توانست دشمنان خود را شکست داده و نابود کنند. زنده باد برادران دینی ما و شکستْ فرجام دشمن باد"("A Letter to the Syrians," Enclosure, no. 191. From Colonel Meinershagen to Earl Curzon. Cairo, December 2, 1919. Public Record Office/National [British] Archives] (Kew Gardens, England). F.O 406/41.).
محمود حداد،
"معاني لوزان عند العرب والأتراك"، أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، ص22ـ42، قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
چنانکه گفته شد ما همۀ ایرانیان را دارای هر زبان و مذهبی که باشند جزو ملت ایران و برادر وطنی خود میدانیم و نباید هیچ وقت این وهم باطل در اذهان اقوام غیر فارسیزبان و غير مسلم و غیر شیعه ایرانی ایجاد شود که جماعت ساکن پایتخت میخواهند زبان و آداب و مذهب خود را…
در تمام تاریخ بشر بين اجتماعات مختلف عالَم، قدرت مطلقه و حکومت با زورمندان بود و شدت و یا کمی ستمکاری و بی عدالتی فقط بسته به فطرت حکمران بود و افراط طمع و شهوات یا خدا پرستی آنان در سرنوشت مردم تأثیر داشت. حکومت ها همه استبدادی بود و اگر گاهی امیری عادل ظهور میکرد آن عدالت نیز بسته به دلخواه و سلیقه او بود نه از عدم قدرت بر ظلم و مقاومت مظلومين. البته در اسلام در عهد خلفای راشدین افکار عامه مسلمین دخالت و تأثیر معتدٌبه در روش امراء داشته است و داستان بیانات عمر بن خطاب در موقع جلوس به مسند خلافت معروف است که گفت: «این امر را به من تفویض کردید و من بهترین شما نیستم و اگر در روش من کجی دیدید آن را راست کنید». و عربی بلند شد و شمشیر از نیام کشید و گفت اگر ما در تو انحرافی دیدیم آن را با شمشیرهای خود راست میکنیم و عمر گفت شکر میکنم خدای تعالی را که در امت محمد هستند کسانی که انحراف عمر را با شمشیر راست کنند. در تاریخ قرون اولی و قرون وسطی جز از حکومت استبدادی چیزی وجود نداشته مگر در بعضی ادوار در یونان و روم یعنی در قرن پنجم قبل از میلاد مسیح و بلافصل بعد از آن.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص29،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص29،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍10
اسراییل بزرگ؟
بنیامین نتانیاهو در گفتگوی اخیرش با کانال اسراییلی i24، از تعلق خاطرش به "اسرائیل بزرگتر" و "ماموریت تاریخی و معنوی" خود برای امت یهود سخن گفته است. اما این سخن جنجالی وی دربارهی تعلق عمیقش به چشمانداز "اسرائیل بزرگتر" حتی واکنش وزارت خارجه اردن را نیز در پی داشته است؛ چراکه این اسرائیل بزرگتر - به مثابه بخشی از ارض موعود - می تواند شامل اردن و حتی بخشهایی از مصر هم باشد.
این ایده - چنانکه قبلا به نقل از فاشیسمشناسان بزرگی چون ارنست نولته مستند کردیم- به نظریه فضای حیاتی نازیها در توجیه توسعهطلبی ارضی رایش سوم تنه میزند و البته در گفتار بخشی از پدران بنیانگذار اسراییل و صهیونیستهای متقدم ریشه دارد. خاصه این تز به دیدگاههای زیو ژابوتنسکی پدر صهیونیسم تجدیدنظرطلب و سلف معنوی حزب لیکود نَسَب میبرد. ژابوتنسکی معتقد بود که دولت یهود نباید جز به تمام خاک فلسطین (شامل هر دو کرانه رود اردن و غزه) راضی شود و عملا منکر تشکیل دولت مستقل فلسطینی در بخشی از این اراضی بود.
با این وجود، تشکیل اسراییل بزرگ فقط با توسعهطلبی ارضی میسر نمیشود. بلکه بخش اصلی و اساسی آن، ایجاد یک جمعیت جدید و تغییر بافت جمعیتی است. در واقع دولت اسراییل تا جایی به ماهیت تاریخی/الهیاتی/باستانی/قومی خود وفادار است که ذات و هویت یهودی خود را از دست ندهد و چنین چیزی فقط و فقط از مسیر ایجاد جمعیتهای جدید و تغییر بافت جمعیتی در اراضی اشغالی حاصل میشود. فلذا تا زمان وجود یک جمعیت بومی که اجازه تغییر بافت را ندهند، ایدهی اسراییل بزرگتر همچنان در حد یک خیال و آرزو باقی خواهد ماند.
@AdnanFallahi
بنیامین نتانیاهو در گفتگوی اخیرش با کانال اسراییلی i24، از تعلق خاطرش به "اسرائیل بزرگتر" و "ماموریت تاریخی و معنوی" خود برای امت یهود سخن گفته است. اما این سخن جنجالی وی دربارهی تعلق عمیقش به چشمانداز "اسرائیل بزرگتر" حتی واکنش وزارت خارجه اردن را نیز در پی داشته است؛ چراکه این اسرائیل بزرگتر - به مثابه بخشی از ارض موعود - می تواند شامل اردن و حتی بخشهایی از مصر هم باشد.
این ایده - چنانکه قبلا به نقل از فاشیسمشناسان بزرگی چون ارنست نولته مستند کردیم- به نظریه فضای حیاتی نازیها در توجیه توسعهطلبی ارضی رایش سوم تنه میزند و البته در گفتار بخشی از پدران بنیانگذار اسراییل و صهیونیستهای متقدم ریشه دارد. خاصه این تز به دیدگاههای زیو ژابوتنسکی پدر صهیونیسم تجدیدنظرطلب و سلف معنوی حزب لیکود نَسَب میبرد. ژابوتنسکی معتقد بود که دولت یهود نباید جز به تمام خاک فلسطین (شامل هر دو کرانه رود اردن و غزه) راضی شود و عملا منکر تشکیل دولت مستقل فلسطینی در بخشی از این اراضی بود.
با این وجود، تشکیل اسراییل بزرگ فقط با توسعهطلبی ارضی میسر نمیشود. بلکه بخش اصلی و اساسی آن، ایجاد یک جمعیت جدید و تغییر بافت جمعیتی است. در واقع دولت اسراییل تا جایی به ماهیت تاریخی/الهیاتی/باستانی/قومی خود وفادار است که ذات و هویت یهودی خود را از دست ندهد و چنین چیزی فقط و فقط از مسیر ایجاد جمعیتهای جدید و تغییر بافت جمعیتی در اراضی اشغالی حاصل میشود. فلذا تا زمان وجود یک جمعیت بومی که اجازه تغییر بافت را ندهند، ایدهی اسراییل بزرگتر همچنان در حد یک خیال و آرزو باقی خواهد ماند.
@AdnanFallahi
👍12👎1
اطلاعرسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردمنگار #ترجمه @philobooks
بر اساس یک روایت رایج، اگرچه هیچ فردی مجاز نیست که برای محافظت از "منافع سیاسی" خود دست به کُشتن بزند، اما وقتی تعداد معتنابهی از مردم تهدید شوند، منافع انباشتهی آنها ورود به جنگ را توجیه میکند. از منظر غیرشهودی، این بدان معناست که دولتهای پرجمعیتتر، با فرض برابر بودن سایر شرایط، حقوق گستردهتری برای دفاع ملی دارند. با این حال، شاید دولتها حقی گروهی برای دفاع ملی داشته باشند که فقط نیازمند آن است که تعداد کافی از افراد، واجد منافع سیاسی مربوطه باشند ـ هر تعدادی بیش از این آستانه، اخلاقا بلاموضوع است. از قبل، بسیاری افراد در مورد حق تعیین سرنوشت ملی به این روش فکر میکردهاند: گروهی که به دنبال استقلال است باید جمعیت به اندازهی کافی بزرگی داشته باشد تا ما ادعای آنها را جدی بگیریم، اما تفاوتهای بالاتر از آن آستانه، اهمیت بسیار کمتری دارند.
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
👍5👎1
وثيقة تفريق السلطنة عن الخلافة ’الخلافة وسلطة الأمة‘: سياقها التاريخي وتداعياتها في الفكر العربي الإسلامي
بقلم: وجيه کوثراني (أستاذ التاريخ في معهد دوحة للدراسات العليا)
أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
كلمات مفتاحية: الخلافة، السلطنة العثمانية، مصطفى كمال أتاتورك، العلمانية، الفكر السياسي الإسلامي.
تحميل الدراسة
@AdnanFallahi
بقلم: وجيه کوثراني (أستاذ التاريخ في معهد دوحة للدراسات العليا)
أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
كلمات مفتاحية: الخلافة، السلطنة العثمانية، مصطفى كمال أتاتورك، العلمانية، الفكر السياسي الإسلامي.
تحميل الدراسة
@AdnanFallahi
👍2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
خیلی روشن بگویم، من استدلال نمیکنم که افراد طبیعتا بد یا اهریمن هستند. کارل شمیت، فیلسوف سیاسی، مدعی بود که در نهایت هر نظریه سیاست حول این فرض می چرخد که انسان ها یا اساساً خوب هستند یا اساساً بد، و برخی از متفکران مشهور در واقع نظریه های خود را بر اساس…
دموکراسیهای لیبرال آنگاه که مطابق با قواعد واقعگرایانه عمل میکنند ـ که بیشتر اوقات چنین است ـ در پیشبرد دیپلماسی با کشورهای غیرلیبرال مشکل کمی دارند. در چنین شرایطی، دموکراسیهای لیبرال هر کاری را که لازم است برای به حداکثر رساندن چشمانداز بقای خود انجام میدهند، و این شامل مذاکره با رهبران اقتدارگراست. آنها گاهی اوقات حتی از دیکتاتورهای قاتل حمایت کرده و یا از در ائتلاف با آنان در میآیند، همانطور که ایالات متحده در جنگ جهانی دوم چنین کرد و برای شکست آلمان نازی با جوزف استالین همکاری کرد، یا هنگامی که پس از سال 1972 با مائو زیدونگ همکاری کرد تا اتحاد جماهیر شوروی را مهار کند.
گاهی اوقات آنها حتی نظامهای دموکراتیکی را که دشمن میدانند سرنگون میکنند. دموکراسیهای لیبرال کوشش بسیار میکنند تا با توسل به رتوریک لیبرال، چنین رفتاری را مخفی کنند اما در واقع آنها خلاف اصول خود عمل میکنند. چنین چیزی، تأثیر Realpolitik [سیاست واقعگرا] است.
John J. Mearsheimer,
The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities,
p.157,
Yale University Press, 2018.
@AdnanFallahi
گاهی اوقات آنها حتی نظامهای دموکراتیکی را که دشمن میدانند سرنگون میکنند. دموکراسیهای لیبرال کوشش بسیار میکنند تا با توسل به رتوریک لیبرال، چنین رفتاری را مخفی کنند اما در واقع آنها خلاف اصول خود عمل میکنند. چنین چیزی، تأثیر Realpolitik [سیاست واقعگرا] است.
John J. Mearsheimer,
The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities,
p.157,
Yale University Press, 2018.
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در تمام تاریخ بشر بين اجتماعات مختلف عالَم، قدرت مطلقه و حکومت با زورمندان بود و شدت و یا کمی ستمکاری و بی عدالتی فقط بسته به فطرت حکمران بود و افراط طمع و شهوات یا خدا پرستی آنان در سرنوشت مردم تأثیر داشت. حکومت ها همه استبدادی بود و اگر گاهی امیری عادل ظهور…
گفته شده کلمه مشروطیت از لغت «شارت» فرنگی به معنی فرمان و قرارداد اخذ شده و در مشرق زمین هم لفظ مشروطیت و هم اصطلاح قانون اساسی و هم خود شکل حکومت معروف به این اسم به ایران از مملکت عثمانی آمده و از آنجا اقتباس شده است و چنانکه شاید آقایان میدانند بر اثر انتشار افکار جدید و مغربی در آن مملکت، پیشروان سیاسی متجدد و آشنا به اوضاع اروپا که در رأس آنها رجل بزرگ مشرق زمین مدحت پاشا و اعوان بلافصل او مانند نابغه عثمانی نامق کمال شاعر بزرگ و ضیاء پاشا و احمد مدحت و سایر آزادی طلبان که در تحت تأثیر تبلیغات جمعیت سری عثمانیان جوان درآمده بودند عزم تأسیس حکومت مشروطه نموده و به علت عدم رضایت از سلطان عبدالعزیز که پس از مرگ وزراء و رجال دانا و بزرگ عثمانی عالی پاشا و فواد پاشا بر استبداد خود افزوده و اشخاص خیرخواه مملکت را بی محاکمه تبعید میکرد به حکم فتوایی که از مقامات عالی روحانی گرفتند، سلطان را در سنه ۱۲۹۳ خلع نموده و برادرش سلطان مراد را که ولیعهد بود بجای او نشاندند.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص35،36،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص35،36،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍6👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وثيقة تفريق السلطنة عن الخلافة ’الخلافة وسلطة الأمة‘: سياقها التاريخي وتداعياتها في الفكر العربي الإسلامي بقلم: وجيه کوثراني (أستاذ التاريخ في معهد دوحة للدراسات العليا) أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، المرکز العربي للأبحاث…
به دنبال بازپسگیری ازمیر به دست کمالیستها، نام مصطفی کمال در جهان اسلام و سراسر آسیا تا ایران، هند و چین، همانند نام گاریبالدی که روزی در سراسر اروپا پیچیده بود، مشهور شد... فقرا و طبقات متوسط که دیدگاههایشان با جنبش اتحاد اسلامی علیه غرب تغذیه شده بود، از این پیروزی بسیار شادمان شدند و در هند، حجم کمکهای مالی آنها به صندوق کمیتهی خلافت در بمبئی به سود کمالیستها افزایش یافت و ارزش این صندوق به حدود ۱۲۵ هزار پوند استرلینگ رسید که مصطفی کمال بخشی از آن را برای پرداخت حقوق ارتش و بعدا برای ساخت ساختمان پارلمان و بانک مرکزی ترکیه استفاده کرد.
اتفاق مشابهی در مصر، سوریه و عراق رخ داد که در آنها جشنهایی برپا شد؛ تلگرافهایی از تمام کشورهای اسلامی برای تبریک این پیروزی و موفقیت ارسال شد. همانند سرزمینهای عثمانی و جهان اسلام، در شهرهای سوریه نیز این پیروزی با شادی فراوانی توأم شد: در دمشق مساجد و منارهها را با چراغها آراستند، تظاهرات و جشنهایی در حلب برگزار شد و به مصطفی کمال لقب «سیف الاسلام» دادند و به این مناسبت در مساجد نماز خواندند. گفته شده که جشنها هر روز در یکی از مساجد حلب به هزینهی ادارهی اوقاف برگزار میشد و برخی از شیوخ و اعیان دمشق تلگرافی به مصطفی کمال برای تبریک پیروزی ارسال کردند و در بیروت ده هزار لیرهی طلا جمعآوری و برای کمالیستها ارسال شد، همچنین برخی از تجار دمشق مبالغ دیگری جمعآوری کردند.
در سپتامبر ۱۹۲۲، مصطفی کمال در برخی از ادبیات عربی به عنوان «قهرمان کبیر و غازی مشهور» و «فرماندهی بزرگ و میهنپرست راستین» توصیف شد.
محمد جمال باروت،
"علی هامش مفاوضات لوزان: اتفاقية صلح عربي حجازي ـ تركي بعد فوات الأوان"، أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
اتفاق مشابهی در مصر، سوریه و عراق رخ داد که در آنها جشنهایی برپا شد؛ تلگرافهایی از تمام کشورهای اسلامی برای تبریک این پیروزی و موفقیت ارسال شد. همانند سرزمینهای عثمانی و جهان اسلام، در شهرهای سوریه نیز این پیروزی با شادی فراوانی توأم شد: در دمشق مساجد و منارهها را با چراغها آراستند، تظاهرات و جشنهایی در حلب برگزار شد و به مصطفی کمال لقب «سیف الاسلام» دادند و به این مناسبت در مساجد نماز خواندند. گفته شده که جشنها هر روز در یکی از مساجد حلب به هزینهی ادارهی اوقاف برگزار میشد و برخی از شیوخ و اعیان دمشق تلگرافی به مصطفی کمال برای تبریک پیروزی ارسال کردند و در بیروت ده هزار لیرهی طلا جمعآوری و برای کمالیستها ارسال شد، همچنین برخی از تجار دمشق مبالغ دیگری جمعآوری کردند.
در سپتامبر ۱۹۲۲، مصطفی کمال در برخی از ادبیات عربی به عنوان «قهرمان کبیر و غازی مشهور» و «فرماندهی بزرگ و میهنپرست راستین» توصیف شد.
محمد جمال باروت،
"علی هامش مفاوضات لوزان: اتفاقية صلح عربي حجازي ـ تركي بعد فوات الأوان"، أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
👍9🤔2
برغم علاقهی فقها به تکینگی رهبری سیاسی، اما تحولات داخل خلافت عباسی در مسیر نابودی این تکینگی بود. پس ابتدا تعدادی امارت ظاهر شد و سپس یک خلافت شیعه (فاطمیون) وبعد یک خلافت سُنی در اندلس بر پا شد - و این، هنگامی بود که عبد الرحمن الناصر خلافتش را اعلان کرد - در حالی که خلافت عباسی در شیب انحطاط قرار داشت. و هنگامی که پدیده تعدد خلافت به یک واقعیت ثابت بدل شد، فقها به این سمت و سو کشیده شدند که در مورد امکان وجود دو حاکم همزمان در دار الاسلام بیندیشند...
تاکید فقها بر صفت قریشیبودن [برای حاکم] و وجوب آن مدتها ادامه داشت تا اینکه نشانههای ضعف در آن، از اواسط قرن چهارم هجری/دهم میلادی آغاز شد که با موقعیت واقعی قریش در خلافت توام بود. و با ظهور مراکز قدرت جدید در دارالسلام، نهایتا ابن خلدون سر رسید و اصل قریشیبودن را با عصبیت عرب توضیح داد و آن را از شرایط لازم خلیفه کنار زد زیرا که عصبیت عرب به پایان رسیده بود.
خیر الدین یوجه سوي،
تطور الفکر السیاسي عند اهل السنة،
ص۱۶۱-۱۶۵
الأردن، عمان: دار البشیر، 1992.
@AdnanFallahi
تاکید فقها بر صفت قریشیبودن [برای حاکم] و وجوب آن مدتها ادامه داشت تا اینکه نشانههای ضعف در آن، از اواسط قرن چهارم هجری/دهم میلادی آغاز شد که با موقعیت واقعی قریش در خلافت توام بود. و با ظهور مراکز قدرت جدید در دارالسلام، نهایتا ابن خلدون سر رسید و اصل قریشیبودن را با عصبیت عرب توضیح داد و آن را از شرایط لازم خلیفه کنار زد زیرا که عصبیت عرب به پایان رسیده بود.
خیر الدین یوجه سوي،
تطور الفکر السیاسي عند اهل السنة،
ص۱۶۱-۱۶۵
الأردن، عمان: دار البشیر، 1992.
@AdnanFallahi
👍12🤔1
عبدالمجید دوم ـ آخرین خلیفهی عثمانی ـ به همراه دخترش عایشه دُرِّشَهْوار سلطان (بندر نیس، فرانسه)
@AdnanFallahi
@AdnanFallahi
👍16🤔6👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شهریار ماکیاولّی: علوم سیاسی یا هَجویهی سیاسی؟ پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی) @AdnanFallahi
کمتر کسی انکار میکند که نوشتههای ماکیاولی، به ویژه شهریار، بشریت را عمیقتر و پیوستهتر از هر رسالهی سیاسی دیگری به رسوایی کشانده است. دلیل این امر، بگذارید دوباره بگویم، کشف این نیست که سیاست، بازی قدرت است ـ که روابط سیاسی بین جوامع مستقل و درونشان، استفاده از زور و خدعه را در برمیگیرد و با اصولی که بازیگران سیاسی بدان اقرار میکنند، بیارتباط است. این شناخت، قدمتی به عمر تفکر آگاهانه در مورد سیاست دارد ـ مطمئناً به قدمت توسیدید و افلاطون...
دستاورد اصلی ماکیاولی، بگذارید تکرار کنم، کشف یک معضل لاینحل و کاشتن بذر یک علامت سؤال دائمی در مسیر آیندگان است. این از شناختِ واقعامریِ او ناشی میشود که اهدافِ به یک میزان نهایی و به یک میزان مقدس، ممکن است با یکدیگر در تضاد باشند، اینکه کل نظامهای ارزشی ممکن است بدون امکان ارزیابی عقلانی با یکدیگر برخورد کنند، و این نه فقط در شرایط استثنایی ـ به مثابه نتیجهای از ناهنجاری یا تصادف یا خطا ـ بلکه (این بخش مطمئناً جدید بود) به عنوان بخشی از وضعیت عادی انسانی رخ میدهد.
Isaiah Berlin, "The Originality of Machiavelli", in Against the current, pp. 92,94, Princeton university press, 2013.
@AdnanFallahi
دستاورد اصلی ماکیاولی، بگذارید تکرار کنم، کشف یک معضل لاینحل و کاشتن بذر یک علامت سؤال دائمی در مسیر آیندگان است. این از شناختِ واقعامریِ او ناشی میشود که اهدافِ به یک میزان نهایی و به یک میزان مقدس، ممکن است با یکدیگر در تضاد باشند، اینکه کل نظامهای ارزشی ممکن است بدون امکان ارزیابی عقلانی با یکدیگر برخورد کنند، و این نه فقط در شرایط استثنایی ـ به مثابه نتیجهای از ناهنجاری یا تصادف یا خطا ـ بلکه (این بخش مطمئناً جدید بود) به عنوان بخشی از وضعیت عادی انسانی رخ میدهد.
Isaiah Berlin, "The Originality of Machiavelli", in Against the current, pp. 92,94, Princeton university press, 2013.
@AdnanFallahi
👍6
رهبران مسلمانِ "جنبش خلافت" در هند عصر استعمار، در فاصلهی سالهای پایان جنگ جهانی اول تا قرارداد لوزان، به کدام یک از چهره های زیر القاب "سیف الاسلام" و "مجاهد خلافت" را داده بودند؟
Anonymous Quiz
25%
1) سلطان عبدالحمید دوم (عثمانی)
29%
2) مصطفی کمال (آتاتورک)
8%
3) سلطان محمد ششم (عثمانی)
12%
4) عبدالعزیز آل سعود
8%
5) عبدالمجید دوم (عثمانی)
18%
6) عزالدین قسام
🤔9👍8👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
[در روم قدیم] غالباً دختران در دوازده سالگی ازدواج میکردند. بارون دو مُنتِسکیو، روح القوانین، 2/741، ترجمه علی اکبر مهتدی، تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391. @AdnanFallahi
در کشورهایی که ملت گرفتار سرپنجه استبداد است و یا روحانیان از غیر روحانیان سوء استفاده مینمایند تعداد نفوس بتدریج رو به تقلیل می گذارد. در چنین کشورها نباید انتظار داشت با متولد شدن فرزندان زیاد، تقلیل نفوس جبران شود زیرا مردم به واسطه نداشتن بضاعت و صنعت و تجارت رغبتی به ازدواج و ازدیاد نسل ندارند و حتی قوۀ کار کردن هم از آنها سلب شده و زمینهایی که باید معاش عده کثیری را تأمین نماید به واسطه همین ضعف قوه کار، حتی برای تأمین معاش یک خانواده هم کفایت نمی کند.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
2/750،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
2/750،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍15👎2
لاک نیز مانند هابز چنین میآغازد که نخستین نیاز و از این رو، حق بنیادین انسان همانا حق حفظ خویش است. اما نخست چه چیزی این حفاظت را تهدید میکند؟ لاک پاسخ میدهد نه فردهای دیگر بلکه به سادگی گرسنگی. تفاوت اصلی لاک با هابز این است که از دید هابز مرگْ نخست در شکل انسانهای دشمنخویِ دیگر تهدیدکننده است و از دید لاک در شکل گرسنگی.
پییر منان،
تاریخ فکری لیبرالیسم،
صص۱۰۰،۱۰۱،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
تهران: نشر آگه، ۱۳۹۴.
@AdnanFallahi
پییر منان،
تاریخ فکری لیبرالیسم،
صص۱۰۰،۱۰۱،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
تهران: نشر آگه، ۱۳۹۴.
@AdnanFallahi
👍10👎1
با تذکر یکی از دوستان و بازخوانی مجدد عبارت سید قطب، متوجه ابهامی در کلام سید شدیم. اگرچه سید در کتاب المعالم از اصطلاح "جمیع العلماء" استفاده میکند و اهتمام به فقه و فقاهت را در تمام جوامع معاصرش (به دلیل جاهلی بودنشان) کاری بیفایده و عبث میداند (سيد قطب، الاسلام ومشكلات الحضارة، طـ13 (القاهرة: دار الشروق، 2005)، ص190ـ198)، اما امانتداری علمی ایجاب میکند که کلامی مبهم را به یک معنای قطعی برنگردانیم و در آن توقف کنیم.
با توجه به این توضیحات، از همین رو این کوییز را متوقف کردیم.
@AdnanFallahi
با توجه به این توضیحات، از همین رو این کوییز را متوقف کردیم.
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
کدامیک از شخصیتهای زیر جمیع علمای معاصرش را دنیاطلب میدانست؟
۱) علی شریعتی / ۲) محمد عبده / ۳) سید قطب / ۴) محمد بن عبدالوهاب / ۵) ابن تیمیه / ۶) نصر حامد ابوزید
۱) علی شریعتی / ۲) محمد عبده / ۳) سید قطب / ۴) محمد بن عبدالوهاب / ۵) ابن تیمیه / ۶) نصر حامد ابوزید
👍8🤔3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
گفته شده کلمه مشروطیت از لغت «شارت» فرنگی به معنی فرمان و قرارداد اخذ شده و در مشرق زمین هم لفظ مشروطیت و هم اصطلاح قانون اساسی و هم خود شکل حکومت معروف به این اسم به ایران از مملکت عثمانی آمده و از آنجا اقتباس شده است و چنانکه شاید آقایان میدانند بر اثر…
و دانستنی است که یکی از دانایان مشرق زمین که از نوابغ بود به اسم سید عبدالرحمن کواکبی در حدود شصت سال پیش کتابی بسیار محققانه در باب خواص استبداد به اسم «طبایع الاستبداد» نوشته که بسیار خواندنی است.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص89،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص89،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍8👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر کسی عهدهدار حکومت بر مردم شد و اکثر مردم از او کراهت نداشتند اما اقلی از او کراهت داشتند چنین چیزی را ناپسند نمیدانم مگر از این حیث که حکمرانی سیاسی فی الجمله ناپسند است... و خلاصه اینکه همانا من در هر صورت حکمرانی سیاسی را ناپسند میدانم" (الشافعي،…
🤼شافعی در برابر ماکیاولّی
امام محمد بن ادریس شافعی (204ق) ـ مؤسس دستگاه اصول فقه ارتدکسی اهل سنت و یکی از بزرگترین فقهای مسلمان کل اعصار و قرون ـ مینویسد:
بیرغبتی و حتی تنفر شافعی از منصب حکمرانی سیاسی را نمیتوان به ضعف یا انحطاط و فساد حکمرانی نظام سیاسی معاصر با وی ربط داد، چرا که او همعصر قدرتمندترین خلفای تاریخ عباسیان بود که هم از حیث بسط مرزهای خلافت و هم نبرد با حکومتهای مسیحیِ غربی و هم سرکوب زنادقه در داخل، دستاوردهای کم نظیر و چه بسا بینظیری داشتند. بنابراین نفرت شافعی را باید در پرتو پدیدهای بنیادیتر و عمیقتر فهمید. بدین منظور سراغ سیاستنامهنویس عصر رنسانس در اروپا یعنی نیکولو ماکیاولّی (1527م) و تفسیر برخی از شارحان وی نظیر آیزایا برلین میرویم. برلین در رسالهی "ابداع ماکیاولّی" معتقد است که ماکیاولّی نهایتا تصویری از دو نوع اخلاق و فضیلت را ترسیم کرده که تجمیع آنها در آن واحد غیرممکن است: اخلاق مسیحی (با محوریت فرد و آخرت) و اخلاق پاگانی (با محوریت جامعه و دنیا)[2]. بر اساس این تفسیر، شهریار ماکیاولّی رسالهای در باب اخلاق و فضایل پاگانی است و اینکه وی این نظام اخلاقی را بر اخلاقیات مسیحی ترجیح میدهد. تعبیری نزدیک به این تفسیر برلین را میتوان نزد نویسندگان دیگر یافت:
در پرتو این اندیشهی ماکیاولی میتوان دیدگاه سیاسی شافعی را بهتر درک کرد. شافعی ـ برخلاف ماکیاولی ـ هیچ فضیلتی در حکمرانی سیاسی نمیبیند. در منظومهی اخلاقی شافعی، تقرب به قدرت سیاسی و نیل به کسب آن فاقد ارزش اخلاقی است فلذا او چنین چیزی را ناپسند و کراهتآمیز میداند. شافعی هیچ اعتبار ویژهای برای مؤسسان بزرگ حکومتها ـ مانند معاویه، عبدالملک بن مروان، ابومسلم خراسانی یا ابوالعباس سفاح ـ قائل نیست و از همینرو دستگاه سیاسی اینان را هم بالذات ناپسند میشمارد.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. الشافعي، الأم، 1/187، بیروت: دار المعرفة، 1990.
[2]. کوئنتین اسکینر تاریخنگار برجستهی اندیشهی سیاسی، اثر تفسیری برلین دربارهی ماکیاولی را رسالهای مهم میداند:
Skinner, The Foundations of Modern Political Thought, vol.1, p. 135, Cambridge University Press, 1978.
[3]. مایکل آلن گیلسپی، ریشههای الهیاتی مدرنیته، ص۱۶۵، ترجمه د. زانیار ابراهیمی، تهران: روزگار نو، چ۲، ۱۴۰۱.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
امام محمد بن ادریس شافعی (204ق) ـ مؤسس دستگاه اصول فقه ارتدکسی اهل سنت و یکی از بزرگترین فقهای مسلمان کل اعصار و قرون ـ مینویسد:
اگر کسی عهدهدار حکومت بر مردم شد و اکثر مردم از او کراهت نداشتند اما اَقلّی از او کراهت داشتند چنین چیزی را ناپسند نمیدانم مگر از این حیث که حکمرانی سیاسی فی الجمله ناپسند است... و خلاصه اینکه همانا من در هر صورت حکمرانی سیاسی را ناپسند میدانم"[1].
بیرغبتی و حتی تنفر شافعی از منصب حکمرانی سیاسی را نمیتوان به ضعف یا انحطاط و فساد حکمرانی نظام سیاسی معاصر با وی ربط داد، چرا که او همعصر قدرتمندترین خلفای تاریخ عباسیان بود که هم از حیث بسط مرزهای خلافت و هم نبرد با حکومتهای مسیحیِ غربی و هم سرکوب زنادقه در داخل، دستاوردهای کم نظیر و چه بسا بینظیری داشتند. بنابراین نفرت شافعی را باید در پرتو پدیدهای بنیادیتر و عمیقتر فهمید. بدین منظور سراغ سیاستنامهنویس عصر رنسانس در اروپا یعنی نیکولو ماکیاولّی (1527م) و تفسیر برخی از شارحان وی نظیر آیزایا برلین میرویم. برلین در رسالهی "ابداع ماکیاولّی" معتقد است که ماکیاولّی نهایتا تصویری از دو نوع اخلاق و فضیلت را ترسیم کرده که تجمیع آنها در آن واحد غیرممکن است: اخلاق مسیحی (با محوریت فرد و آخرت) و اخلاق پاگانی (با محوریت جامعه و دنیا)[2]. بر اساس این تفسیر، شهریار ماکیاولّی رسالهای در باب اخلاق و فضایل پاگانی است و اینکه وی این نظام اخلاقی را بر اخلاقیات مسیحی ترجیح میدهد. تعبیری نزدیک به این تفسیر برلین را میتوان نزد نویسندگان دیگر یافت:
در نظر ماکیاولی، مردان فضیلتمند واقعی، نه قدیسان یا شهدا، بلکه کسانی بودند که دولتهایی بنیان مینهادند و قوانینی وضع میکردند... در نظر ماکیاولی عملی که بیش از همه خداوند را خشنود میساخت، نه کار معنوی یا دینی، بلکه دولتمداری در عالیترین سطح بود"[3].
در پرتو این اندیشهی ماکیاولی میتوان دیدگاه سیاسی شافعی را بهتر درک کرد. شافعی ـ برخلاف ماکیاولی ـ هیچ فضیلتی در حکمرانی سیاسی نمیبیند. در منظومهی اخلاقی شافعی، تقرب به قدرت سیاسی و نیل به کسب آن فاقد ارزش اخلاقی است فلذا او چنین چیزی را ناپسند و کراهتآمیز میداند. شافعی هیچ اعتبار ویژهای برای مؤسسان بزرگ حکومتها ـ مانند معاویه، عبدالملک بن مروان، ابومسلم خراسانی یا ابوالعباس سفاح ـ قائل نیست و از همینرو دستگاه سیاسی اینان را هم بالذات ناپسند میشمارد.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. الشافعي، الأم، 1/187، بیروت: دار المعرفة، 1990.
[2]. کوئنتین اسکینر تاریخنگار برجستهی اندیشهی سیاسی، اثر تفسیری برلین دربارهی ماکیاولی را رسالهای مهم میداند:
Skinner, The Foundations of Modern Political Thought, vol.1, p. 135, Cambridge University Press, 1978.
[3]. مایکل آلن گیلسپی، ریشههای الهیاتی مدرنیته، ص۱۶۵، ترجمه د. زانیار ابراهیمی، تهران: روزگار نو، چ۲، ۱۴۰۱.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
👍8🤔4
اطلاعات ما در مورد نظام قانونی زردشتی اندک است. آنچه که میدانیم حاکی از آنست که در آیین زردشت بیش از سایر ادیان میان دین و دولت اتحاد و نزدیکی وجود داشته است. با این همه حتی پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی در برابر اعراب، صدور آراء قانونی زردشتی ادامه یافت.
ریچارد ب. بولت،
گروش به اسلام در قرون میانه،
ص38،
ترجمه محمد حسین وقار،
تهران: نشر تاریخ ایران، 1364.
@AdnanFallahi
ریچارد ب. بولت،
گروش به اسلام در قرون میانه،
ص38،
ترجمه محمد حسین وقار،
تهران: نشر تاریخ ایران، 1364.
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بدان که مصالح آخرت کامل نمیشود مگر با بخش بزرگی از مصالح دنیا مانند خوراکیها و نوشیدنیها و البسه و ازدواج و بسیاری دیگر از منافع. عز بن عبدالسلام (660ق)، قواعد الأحكام، 2/130، تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم. @AdnanFallahi
هر عملی که به منظور هدفی تشریع شده باشد، با نابودی آن هدف باطل میشود؛ و هر عملی که به منظور اهدافی تشریع شده باشد، با نابودی آن اهداف یا بعضیشان باطل میشود.
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/163،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/163،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
لاک نیز مانند هابز چنین میآغازد که نخستین نیاز و از این رو، حق بنیادین انسان همانا حق حفظ خویش است. اما نخست چه چیزی این حفاظت را تهدید میکند؟ لاک پاسخ میدهد نه فردهای دیگر بلکه به سادگی گرسنگی. تفاوت اصلی لاک با هابز این است که از دید هابز مرگْ نخست در…
روشن است که نمیشود از نوشتههای ماکیاولی مشروعیت، شایندگی و یا حتا ضرورت این یا آن نهاد را استنتاج کرد.
پییر منان،
تاریخ فکری لیبرالیسم،
ص59،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
تهران: نشر آگه، ۱۳۹۴.
@AdnanFallahi
پییر منان،
تاریخ فکری لیبرالیسم،
ص59،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
تهران: نشر آگه، ۱۳۹۴.
@AdnanFallahi
👍6