Audio
مرور و بازخوانی مقالهی "شریعت چیست؟"
What is Shari'a?, Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law, 2005–2006, vol. 12 (Leiden: Brill Academic Publishers, 2007): 80-151.
اثر پروفسور وائل بن حَلّاق
* این مقاله پیشتر به همین قلم، به فارسی ترجمه و منتشر شده است. نیز در همینباره نک:
ـ سکولاریزاسیون در اسلام: جواد طباطبایی و وائل بن حلّاق
@AdnanFallahi
What is Shari'a?, Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law, 2005–2006, vol. 12 (Leiden: Brill Academic Publishers, 2007): 80-151.
اثر پروفسور وائل بن حَلّاق
* این مقاله پیشتر به همین قلم، به فارسی ترجمه و منتشر شده است. نیز در همینباره نک:
ـ سکولاریزاسیون در اسلام: جواد طباطبایی و وائل بن حلّاق
@AdnanFallahi
سکهها، پاپیروسهای عربی و یافتههای باستانشناسی جدید که ارتباط نزدیکی با مطالعات بیزانسی یا ساسانی دارند، در دهههای اخیر شروع به شکلدهی مجددِ درک تاریخی ما از قرن هفتم میلادی کردهاند؛ درکی برآمده از نوسازی فهم ما از این دورهی مهم با توسل به مبنایی محکمتر، بهویژه باتوجه به ارتباط دوگانهی این امپراتوریها با قبایل و اجتماعات عرب.
Marco Demichelis,
Violence in Early Islam,
pp. 5,6,
I.B. TAURIS, 2021
@AdnanFallahi
Marco Demichelis,
Violence in Early Islam,
pp. 5,6,
I.B. TAURIS, 2021
@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
مرور و بازخوانی مقالهی "شریعت چیست؟" What is Shari'a?, Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law, 2005–2006, vol. 12 (Leiden: Brill Academic Publishers, 2007): 80-151. اثر پروفسور وائل بن حَلّاق * این مقاله پیشتر به همین قلم، به فارسی ترجمه و منتشر شده…
These remarks are especially important in light of the foolish efforts of our age to device and implement political institutions independently of religion.
Georg Wilhelm Friedrich Hegel,
Lectures on the philosophy of world history,
P. 101,
Oxford University Press, 2011
@AdnanFallahi
Georg Wilhelm Friedrich Hegel,
Lectures on the philosophy of world history,
P. 101,
Oxford University Press, 2011
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شکست لیبرالیسم در حل "مسألهی یهود": روایت لئو اشتراوس ویژگی صهیونیسم به عنوان یک جنبش مدرن، بیش از پیش در صهیونیسمِ کاملاً سیاسی عیان میشود که ابتدا لئون پینسکر در کتاب خودآزادسازی و سپس تئودور هرتزل در کتاب دولت یهودی آن را ارائه کردند. پینسکر و هرتزل…
⌛️محافظهکارترین ناسیونالیسمِ قومی/مذهبی به روایت لئو اشتراوس
لئو اشتراوس (1973م) فیلسوف یهودی و تاریخنگار مشهور اندیشهی سیاسی ـ برخلاف معاصرین خوشبینترش مانند کارل پوپر ـ معتقد بود که دنیای معاصر "عصر زوال کامل"[1] است. برغم این زوال کامل دوران، اشتراوس به سبب سوگیریهای مذهبی و خوانش سیاسیای که از آیین یهود داشت، در صهیونیسم سیاسی یک "نیروی اخلاقی" میدید که ـ به زعم وی ـ دستاوردهایش در میانهی این زوال و انحطاطِ جهان خودنمایی میکند[2]. اشتراوس این مدعیات را در سال 1956 و در واکنش به انتشار مطلبی در مجلهی محافظهکار National Review بیان کرد که نویسندگانش، انتقادات تندی را نسبت به دولت نوتأسیس اسراییل وارد کرده بودند. این نامهی اشتراوس به پروفسور ویلمور کِندال[3] (ویراستار مجلهی مذکور و استاد علوم سیاسی در دانشگاه ییل امریکا) از آنجا مهم است که جزء معدود واکنشهای وی به رخدادهای سیاسی معاصر خود و احتمالا ترجمانی بدون ابهام از نسبت ایدههای سیاسی/فلسفی اشتراوس با دنیای معاصر ـ بدون نیاز به تکنیک بینِ خطوطخوانیاش ـ باشد. اشتراوس که همواره مدافع پرشور حقیقتِ ورای تاریخ مینمود و عمری را صرف تبیین اهمیت فلسفهی قُدَمایی جستجوگر حقیقت ـ و نفی اصالت بافتار (context) در این جستجو ـ کرد و تمدن را پدیداری فراملی و ماورای قومی میدانست، در اینجا در قامت یک یهودیِ اُمتگرای سفت و سخت، با یکسانانگاری یهودستیزی و نقد دولت یهود (Jewish state)، انتقاد و بدگویی از دولت اسراییل و ایدیولوژی سیاسیاش (صهیونیسم سیاسی) را چنان تلخ مییابد که نویسندگان مجله را تلویحا به آلتدستیِ رانههای یهودستیزانه متهم میکند![4] اشتراوس ـ که ظاهرا معتقد به وجود نوعی اندیشهی محافظهکارِ انترناسیونال و فراتمدنی است ـ در ادامه برای اینکه نشان دهد ادعای محافظهکاری این مجله با انتقاد از دولت اسراییل جور در نمیآید، مزایای اسراییل را ـ به زعم خود ـ از منظر محافظهکاری محبوبش به رخ میکشد. اشتراوس مینویسد:
اشتراوس در ادامه گوشزد میکند که چرا این اوصافِ دولت یهود - به گمان وی - قابل تقدیر است:
عبارات پایانی اشتراوس دربارهی محافظهکاری عمیق تئودور هرتسل (پدر صهیونیسم سیاسی مدرن) و لیبرال نبودن وی، البته اهمیت این مطالب پیشگفته را ندارد[5]، جز اینکه تمجیدی است که یک فیلسوف سیاسی صهیونیست از بازجستن تراث کهن الهیاتی در عصر زوال و انحطاط، چونان یک ارزش و امتیاز، به عمل میآورد.
در انتها باید گفت آنچه عجیب مینماید این است که برغم اینکه بسیاری از سیاسیون و غیرسیاسیون معاصر از میان محافظهکاران یهودی و مسیحی ـ و خاصه مسیحیان پروتستان ـ بازجستن سنن دینی خود و اتکا به آنها را امری عادی و طبیعی ـ و چهبسا ممدوح و همچون یک مزیت و اعتبار ـ بر میشمارند، این رجوع الهیاتی را منحصر و محصور در سنت غربی میدانند و در تناقضی آشکار، برای دیگر باورمندان ـ بهویژه مسلمانان ـ اقتدا به سنتهای الهیاتی خویش و نوزایی آنها را به رسمیت نمیشناسند.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. era of complete dissolution
[2]. اشتراوس مینویسد:
“Political Zionism is problematic for obvious reasons. But I can never forget what it achieved as a moral force in an era of complete dissolution”
[3]. Wilmoore Kendall
[4]. اشتراوس مینویسد: "من... وسوسه شدم که باور کنم که یک خصومت ضدیهودی، مؤلفینِ مذکور را به پیش رانده است؛ البته من آموختهام که در برابر وسوسهها مقاومت کنم".
[5]. متن کامل نوشتار اشتراوس را در این آدرس ببینید:
https://tikvah.org/library/the-state-of-israel/
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
لئو اشتراوس (1973م) فیلسوف یهودی و تاریخنگار مشهور اندیشهی سیاسی ـ برخلاف معاصرین خوشبینترش مانند کارل پوپر ـ معتقد بود که دنیای معاصر "عصر زوال کامل"[1] است. برغم این زوال کامل دوران، اشتراوس به سبب سوگیریهای مذهبی و خوانش سیاسیای که از آیین یهود داشت، در صهیونیسم سیاسی یک "نیروی اخلاقی" میدید که ـ به زعم وی ـ دستاوردهایش در میانهی این زوال و انحطاطِ جهان خودنمایی میکند[2]. اشتراوس این مدعیات را در سال 1956 و در واکنش به انتشار مطلبی در مجلهی محافظهکار National Review بیان کرد که نویسندگانش، انتقادات تندی را نسبت به دولت نوتأسیس اسراییل وارد کرده بودند. این نامهی اشتراوس به پروفسور ویلمور کِندال[3] (ویراستار مجلهی مذکور و استاد علوم سیاسی در دانشگاه ییل امریکا) از آنجا مهم است که جزء معدود واکنشهای وی به رخدادهای سیاسی معاصر خود و احتمالا ترجمانی بدون ابهام از نسبت ایدههای سیاسی/فلسفی اشتراوس با دنیای معاصر ـ بدون نیاز به تکنیک بینِ خطوطخوانیاش ـ باشد. اشتراوس که همواره مدافع پرشور حقیقتِ ورای تاریخ مینمود و عمری را صرف تبیین اهمیت فلسفهی قُدَمایی جستجوگر حقیقت ـ و نفی اصالت بافتار (context) در این جستجو ـ کرد و تمدن را پدیداری فراملی و ماورای قومی میدانست، در اینجا در قامت یک یهودیِ اُمتگرای سفت و سخت، با یکسانانگاری یهودستیزی و نقد دولت یهود (Jewish state)، انتقاد و بدگویی از دولت اسراییل و ایدیولوژی سیاسیاش (صهیونیسم سیاسی) را چنان تلخ مییابد که نویسندگان مجله را تلویحا به آلتدستیِ رانههای یهودستیزانه متهم میکند![4] اشتراوس ـ که ظاهرا معتقد به وجود نوعی اندیشهی محافظهکارِ انترناسیونال و فراتمدنی است ـ در ادامه برای اینکه نشان دهد ادعای محافظهکاری این مجله با انتقاد از دولت اسراییل جور در نمیآید، مزایای اسراییل را ـ به زعم خود ـ از منظر محافظهکاری محبوبش به رخ میکشد. اشتراوس مینویسد:
... در اسراییل یک کتاب در آموزش مدارس ابتدایی و دبیرستان کاملا چیرگی دارد: کتاب مقدس عبری... میتوان منصفانه روح این کشور را با این عبارات شرح داد: بیپیرایگیِ قهرمانانهای که تقرب به عهد باستانِ کتب مقدس، پشتوانهی آن است".
اشتراوس در ادامه گوشزد میکند که چرا این اوصافِ دولت یهود - به گمان وی - قابل تقدیر است:
من شخص محافظهکار را این گونه تعریف میکنم: کسی که معتقد است «هر چیز خوبی، تراث است». من امروزه هیچ کشوری را سراغ ندارم که این عقیده در آن کشور، قویتر و تزلزلناپذیرتر از اسرائیل باشد".
عبارات پایانی اشتراوس دربارهی محافظهکاری عمیق تئودور هرتسل (پدر صهیونیسم سیاسی مدرن) و لیبرال نبودن وی، البته اهمیت این مطالب پیشگفته را ندارد[5]، جز اینکه تمجیدی است که یک فیلسوف سیاسی صهیونیست از بازجستن تراث کهن الهیاتی در عصر زوال و انحطاط، چونان یک ارزش و امتیاز، به عمل میآورد.
در انتها باید گفت آنچه عجیب مینماید این است که برغم اینکه بسیاری از سیاسیون و غیرسیاسیون معاصر از میان محافظهکاران یهودی و مسیحی ـ و خاصه مسیحیان پروتستان ـ بازجستن سنن دینی خود و اتکا به آنها را امری عادی و طبیعی ـ و چهبسا ممدوح و همچون یک مزیت و اعتبار ـ بر میشمارند، این رجوع الهیاتی را منحصر و محصور در سنت غربی میدانند و در تناقضی آشکار، برای دیگر باورمندان ـ بهویژه مسلمانان ـ اقتدا به سنتهای الهیاتی خویش و نوزایی آنها را به رسمیت نمیشناسند.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. era of complete dissolution
[2]. اشتراوس مینویسد:
“Political Zionism is problematic for obvious reasons. But I can never forget what it achieved as a moral force in an era of complete dissolution”
[3]. Wilmoore Kendall
[4]. اشتراوس مینویسد: "من... وسوسه شدم که باور کنم که یک خصومت ضدیهودی، مؤلفینِ مذکور را به پیش رانده است؛ البته من آموختهام که در برابر وسوسهها مقاومت کنم".
[5]. متن کامل نوشتار اشتراوس را در این آدرس ببینید:
https://tikvah.org/library/the-state-of-israel/
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
👍8🤔1
یادداشتهای دفتر سیاه
از جمله حسن تدبیر پادشاه یکی آن است که با خصم قوی در نپیچد و بر ضعیف جور نکند که پنجه با غالب افکندن نه مصلحت است و دست ضعیفان بر پیچیدن نه مروت. سعدی، رساله نصحیه الملوک
حقیقت این است که تدبر عمیق در تراث سیاسی قُدَمای اهل سنت نشان میدهد که دیدگاه رایج و اُرتدکسی اندیشهی سیاسی آنان در مسائلی چون خروج علیه حاکمان (انقلاب)، جنگ با دشمنان، امر به معروف و نهی از منکر و امثالهم بسیار محافظهکارانه بوده و چاشنی واقعگرایی و بدبینی سیاسی را قویاً در پسزمینهی خود دارد. برای مثال، مشابه و البته تفصیلِ همین دیدگاه سعدی شیرازی دربارهی آداب و شرایط جنگ با دشمنان را چند قرن پیشتر از وی، فقیه و قاضی بزرگ شافعیان در قرن پنجم ابوالحسن ماوردی (450ق) ـ یکی از بزرگترین سیاستنامهنویسان عصر عباسی ـ ارائه کرده است. ماوردی به هنگام بحث از ملزومات ورود به شرایط جنگی مینویسد:
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
و اما دربارهی تعداد و ادوات [جنگجویان]، واجب نیست که گروهی اندک با گروهی پرشمار از افراد [با تواناییهای نظامی] مشابه بجنگند که معمولا غلبهی این اندک بر آن پرشمار ممکن نیست؛ و نیز واجب نیست که پاپَتیهای دستخالی و بیسلاح با افراد صاحب سپر و زره بجنگند مگر در صورت پیشامد فرصت یا حصول غافلگیری، چراکه در غیر این صورت آن جنگ به جنگِ خودکشی و بیمبالاتی بدل میشود که اگر با پیروزی همراه گردد حمد و شُکر ندارد و اگر به شکست بینجامد عُذر و اجری بر آن مترتب نیست؛ زیرا همانا خداوند از افتادن در مهلکه نهی کرده است. و پادشاهان دوراندیش همواره چنین کرداری را ناپسند شمرده و آن را مصداق بیمبالاتی و بیخردی دانستهاند نه استقامت و هشیاری." (أبو الحسن الماوردي، نصيحة الملوك، ص273،274، الکویت: مکتبة الفلاح، 1983، طـ1).
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
Telegram
یادداشتهای دفتر سیاه
از جمله حسن تدبیر پادشاه یکی آن است که با خصم قوی در نپیچد و بر ضعیف جور نکند که پنجه با غالب افکندن نه مصلحت است و دست ضعیفان بر پیچیدن نه مروت.
سعدی، رساله نصحیه الملوک
سعدی، رساله نصحیه الملوک
👍15👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قانون روم که به موجب آن رسیدگی به اتهام «زنا» بایستی علنی باشد، برای حفظ پاکی اخلاق قابل تحسین بود چه آنکه زنها را مرعوب می کرد و آنهایی را هم که بایستی مراقب زنان باشند مرعوبتر می نمود. هیچ چیز بیش از اطاعت فوق العاده جوانان نسبت به پیرمردان باعث حفظ…
از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید میکند و طوری روح مردم را فاسد مینماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود بدبختیهای زیادی از آن ناشی میگردد بخصوص در حکومت دموکراسی از دست رفتن عفت بزرگترین بدبختیها و مفاسد را باعث میشود تا جایی که اساس حکومت را از بین خواهد برد. به این جهت قانونگذارانِ خوب عفت را توصیه و از زنان توقع وقار در اخلاق را دارند.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/325،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/325،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍27👎2
Audio
شهریار ماکیاولّی: علوم سیاسی یا هَجویهی سیاسی؟
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
👍3🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید میکند و طوری روح مردم را فاسد مینماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود بدبختیهای زیادی از آن ناشی میگردد بخصوص در حکومت دموکراسی از دست رفتن عفت بزرگترین…
اسپانیا برای حفظ مستعمرهی امریکا آن را در حال تعلق به وجود خودش نگه داشت به این معنی که تمام سکنهی آنجا را نابود کرد.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/348،349،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/348،349،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍6
اطلاعرسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
Nationalism مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامه آنلاین فلسفی استنفورد (بر اساس نسخهی آخرین بازنگری تا 2 سپتامبر 2020) در دست ترجمه است مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردم نگار #ترجمه @philobooks
ناسیونالیستهای لیبرال، به ویژه میلر، پیشنهادهای ریزبینانهای از منظر طرفداری از ناسیونالیسم و ناظر بر مسألهی مهاجرت ارائه دادهاند. پیشنهاد میلر، به پناهندگان اجازه میدهد که آنها موقتا و تا زمانی که وضعیت در کشور مبدأ آنها بهبود یابد به دنبال پناهندگی باشند؛ همچنین مهاجرت اقتصادی را محدود میکند. میلر علیه قابل دفاع بودن یک معیار جهانی برای برابری، فرصت، رفاه و غیره استدلال میکند، زیرا معیارهای برابری عادلانه، بافتارمحور هستند. مردم حق داشتن حداقل استاندارد زندگی را دارند، اما حق مهاجرت تنها به مثابه آخرین راه چاره پس از اینکه همهی اقدامات دیگر در کشور مبدأ مهاجرِ بالقوه امتحان شده باشد، فعال میشود. با این حال، او همچنین (به ویژه در کتاب خود «Strangers in our midst» به سال ۲۰۱۶) ادعا میکند که مسئولیت ملی برای پذیرش پناهندگان مهاجر با ملاحظاتی در مورد منافع مهاجران بالقوه و منافعی که اجتماعات ملی در حفظ کنترل بر ترکیب و سرشت خود دارند، تعدیل میشود.
اگر با ناسیونالیستهای لیبرال در جنبهی مثبت [و ایجابی] موافق باشیم، میتوانیم در مورد پویایی کمک مورد نیاز برای مهاجران پرسش کنیم. حداقل سه مرحله را از هم تفکیک کنید: اول، وضعیت اضطراری فوری (گرسنگی، سرمازدگی، مشکلات پزشکی فوری) و رسیدگی به آن؛ دوم، اسکان و یادگیری (از طرف میزبان و از طرف تازهوارد مهاجر)؛ و سوم، مرحلهی (نوعی) شهروندی، زندگی نسبتاً باثبات در کشور میزبان.
مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه
@AdnanFallahi
اگر با ناسیونالیستهای لیبرال در جنبهی مثبت [و ایجابی] موافق باشیم، میتوانیم در مورد پویایی کمک مورد نیاز برای مهاجران پرسش کنیم. حداقل سه مرحله را از هم تفکیک کنید: اول، وضعیت اضطراری فوری (گرسنگی، سرمازدگی، مشکلات پزشکی فوری) و رسیدگی به آن؛ دوم، اسکان و یادگیری (از طرف میزبان و از طرف تازهوارد مهاجر)؛ و سوم، مرحلهی (نوعی) شهروندی، زندگی نسبتاً باثبات در کشور میزبان.
مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
امروزه اگر به آرای گوبینو مراجعه می شود، به این سبب است که نظریهپرداز نژادی بوده و آرای او بر تفکر نژادی هوستون چیمبرلین، آلفرد روزنبرگ و آدولف هیتلر مؤثر افتاده است. از کتاب گوبینو به نام جستار در باب نابرابری نژادهای بشر (۲ جلد، ۱۸۵۳- ۱۸۵۵) فراوان سخن می…
نژاد آریا با یک نژاد پائینتر از خود همخون شد و نتیجه این امتزاج و همبستگی ویرانی و نابودی خودشان بود که تمدنی را در این جهان به وجود آوردند. آمریکای شمالی که ملت آن از تعداد کثیری نژاد ژرمن به وجود آمده تا جائی که امکان داشته با نژادهای پائینتر از خود و سیاهان و سرخ پوستان مخلوط نشدهاند دارای تمدن و قدرتی غیر از آمریکای جنوبی هستند که در این کشور مهاجرین مختلف لاتین با مردمان جنوبی مخلوط شده اند.
این مثال تنها به خوبی میتواند به طور سریع و آشکار به نتایج حاصله اختلاط
نژادها را نشان بدهد.
نژاد ژرمن چون یک نژاد پاک باقی مانده و با نژاد دیگر آمیزش نکرده در آمریکا آقا و صاحب دنیا شده و تا وقتی که به این وضع باقی باشد برتری خود را حفظ
خواهد کرد.
بنابراین اصـــل بـه هـم پـیوستگی نژادهـا هـمـیـشـه بـه شـرح ذیل باقی می ماند:
اول ـ در حال امتزاج دو نژاد، باعث فرو افتادگی نژاد برتر می شود.
دوم ـ به دنبال آن بازگشت جنسی و روحی و انحطاط این دو عامل باعث جلوگیری از پیشرفت و جهشهای عمیق است و یا لااقل این پیشروی با تأنی و ملایمت انجام خواهد شد.
کسی که موجب این انحطاط و فرو افتادگی بشود عملاً بر خلاف اراده خداوند عمل کرده است و به نظر من که زیاد مرد مذهبی نیستم ارتکاب آن از گناهان کبیره محسوب میشود و مانند آن است که یک گیاه پر برگ و بار را با پیوند گیاهان هرزه، فاسد و از رشد آن جلوگیری کنیم. انسان وقتی بخواهد با قانون طبیعی و غیر قابل تغییر مخالفت کند مانند این است که خود را در برابر اصول اصلی در حالت تعارض و بر خورد نگاه دارد و به همین جهت است که هرکس بر خلاف قانون طبیعت رفتار کند خرابی و نابودی خود را فراهم نموده است.
آدولف هیتلر،
نبرد من،
صص172،173،
ترجمه عنایت،
تهران: دنیای کتاب، چـ21، 1390.
#تفسیر_نژادی_از_تاریخ
@AdnanFallahi
این مثال تنها به خوبی میتواند به طور سریع و آشکار به نتایج حاصله اختلاط
نژادها را نشان بدهد.
نژاد ژرمن چون یک نژاد پاک باقی مانده و با نژاد دیگر آمیزش نکرده در آمریکا آقا و صاحب دنیا شده و تا وقتی که به این وضع باقی باشد برتری خود را حفظ
خواهد کرد.
بنابراین اصـــل بـه هـم پـیوستگی نژادهـا هـمـیـشـه بـه شـرح ذیل باقی می ماند:
اول ـ در حال امتزاج دو نژاد، باعث فرو افتادگی نژاد برتر می شود.
دوم ـ به دنبال آن بازگشت جنسی و روحی و انحطاط این دو عامل باعث جلوگیری از پیشرفت و جهشهای عمیق است و یا لااقل این پیشروی با تأنی و ملایمت انجام خواهد شد.
کسی که موجب این انحطاط و فرو افتادگی بشود عملاً بر خلاف اراده خداوند عمل کرده است و به نظر من که زیاد مرد مذهبی نیستم ارتکاب آن از گناهان کبیره محسوب میشود و مانند آن است که یک گیاه پر برگ و بار را با پیوند گیاهان هرزه، فاسد و از رشد آن جلوگیری کنیم. انسان وقتی بخواهد با قانون طبیعی و غیر قابل تغییر مخالفت کند مانند این است که خود را در برابر اصول اصلی در حالت تعارض و بر خورد نگاه دارد و به همین جهت است که هرکس بر خلاف قانون طبیعت رفتار کند خرابی و نابودی خود را فراهم نموده است.
آدولف هیتلر،
نبرد من،
صص172،173،
ترجمه عنایت،
تهران: دنیای کتاب، چـ21، 1390.
#تفسیر_نژادی_از_تاریخ
@AdnanFallahi
👍6👎6🤔2
اخوان فلسطین و امتناع از جنگ با اسراییل (گزارش یک سند)
به قلم: عدنان فلاحی (مرکز پژوهشهای علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه):
https://www.cmess.ir/Page/View/2025-07-03/11526
به قلم: عدنان فلاحی (مرکز پژوهشهای علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه):
https://www.cmess.ir/Page/View/2025-07-03/11526
👎4👍2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اخوان فلسطین و امتناع از جنگ با اسراییل (گزارش یک سند) به قلم: عدنان فلاحی (مرکز پژوهشهای علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه): https://www.cmess.ir/Page/View/2025-07-03/11526
اخوان فلسطین و امتناع از جنگ با اسراییل (گزارش یک سند)
جنگ ۱۹۶۷ موسوم به جنگ شش روزه که با حملهی پیشدستانهی رژیم اسراییل به چند کشور عربی ـ و در رأس آنها مصر ـ توأم شد، یکی از نقاط عطف تاریخی در تثبیت نیروی تهاجمی و اشغالی اسراییل و تضعیف همسایگان عربش بود. این جنگ به اشغال بخشهای جدیدی از سرزمین فلسطین و آوارگی ۳۰۰هزار نفر از اعراب فلسطینی انجامید. اما واکنش مهمترین جریان اصطلاحا اسلامگرا یعنی جنبش الاخوان المسلمون به این جنگ چه بود؟
اخوان به سبب اختلاف شدیدی که با رهبر وقت ناسیونالیسم عربی، جمال عبدالناصر، داشت از این جنگ حمایت نکرد بلکه آنها خواستار محاکمهی دولتمردان مصری بابت شکست تحقیرآمیز مصر در این جنگ کوتاه شدند[۱] که طی چند ساعت بخش بزرگی از نیروی هوایی مصر نابود شد و به کشته شدن ۱۲هزار نظامی مصری انجامید.
اما اخیرا د. عِصام تَلیمة ـ از علمای مشهور الأزهر و از همفکران و شاگردان بسیار نزدیک شیخ یوسف قرضاوی ـ از اعضای مؤسس اتحاد جهانی علمای مسلمان در قطر، سند مهمی از موضع رسمی جنبش اخوان فلسطین دربارهی نبرد با اسراییل پس از جنگ ۱۹۶۷ را یافته و آن را برای نخستین بار در سپتامبر ۲۰۲۲ در سایت الجزیره منتشر کرده است[۲]. این سند بیانگر موضع رسمی و صریح اخوان فلسطین دربارهی امتناع از نبرد مسلحانه با اسراییل و تبیین چرایی این قضیه است. گفتنی است این سند خاصه با توجه به رخدادهای پس از ۷اکتبر۲۰۲۳، حاوی بصیرتهای مهم تاریخیای برای پژوهشگران مطالعات خاورمیانه خواهد بود. ما در ادامه برای نخستین بار ترجمهی کامل فارسی این سند را خواهیم آورد:
ترجمهی کامل متن سند
ــــــــ
ارجاعات:
[۱]. محمد همام، "ميلاد النقد الذاتي في تقويم تجربة الحركات الإسلامية: الإخوان المسلمون نموذجًا"، مرکز نهوض، ص۱۹، ۲۰۱۹.
[۲]. د. عصام تلیمة در مطلبی با عنوان « قرار الإخوان الصادم الذي تسبب في تأسيس حماس (وثيقة نادرة تُنشَر لأول مرة)» تصاویر این سند و متن کامل آن را در سایت الجزیرة مباشر منتشر کرده است:
https://goo.by/MmUPMv
@AdnanFallahi
جنگ ۱۹۶۷ موسوم به جنگ شش روزه که با حملهی پیشدستانهی رژیم اسراییل به چند کشور عربی ـ و در رأس آنها مصر ـ توأم شد، یکی از نقاط عطف تاریخی در تثبیت نیروی تهاجمی و اشغالی اسراییل و تضعیف همسایگان عربش بود. این جنگ به اشغال بخشهای جدیدی از سرزمین فلسطین و آوارگی ۳۰۰هزار نفر از اعراب فلسطینی انجامید. اما واکنش مهمترین جریان اصطلاحا اسلامگرا یعنی جنبش الاخوان المسلمون به این جنگ چه بود؟
اخوان به سبب اختلاف شدیدی که با رهبر وقت ناسیونالیسم عربی، جمال عبدالناصر، داشت از این جنگ حمایت نکرد بلکه آنها خواستار محاکمهی دولتمردان مصری بابت شکست تحقیرآمیز مصر در این جنگ کوتاه شدند[۱] که طی چند ساعت بخش بزرگی از نیروی هوایی مصر نابود شد و به کشته شدن ۱۲هزار نظامی مصری انجامید.
اما اخیرا د. عِصام تَلیمة ـ از علمای مشهور الأزهر و از همفکران و شاگردان بسیار نزدیک شیخ یوسف قرضاوی ـ از اعضای مؤسس اتحاد جهانی علمای مسلمان در قطر، سند مهمی از موضع رسمی جنبش اخوان فلسطین دربارهی نبرد با اسراییل پس از جنگ ۱۹۶۷ را یافته و آن را برای نخستین بار در سپتامبر ۲۰۲۲ در سایت الجزیره منتشر کرده است[۲]. این سند بیانگر موضع رسمی و صریح اخوان فلسطین دربارهی امتناع از نبرد مسلحانه با اسراییل و تبیین چرایی این قضیه است. گفتنی است این سند خاصه با توجه به رخدادهای پس از ۷اکتبر۲۰۲۳، حاوی بصیرتهای مهم تاریخیای برای پژوهشگران مطالعات خاورمیانه خواهد بود. ما در ادامه برای نخستین بار ترجمهی کامل فارسی این سند را خواهیم آورد:
ترجمهی کامل متن سند
ــــــــ
ارجاعات:
[۱]. محمد همام، "ميلاد النقد الذاتي في تقويم تجربة الحركات الإسلامية: الإخوان المسلمون نموذجًا"، مرکز نهوض، ص۱۹، ۲۰۱۹.
[۲]. د. عصام تلیمة در مطلبی با عنوان « قرار الإخوان الصادم الذي تسبب في تأسيس حماس (وثيقة نادرة تُنشَر لأول مرة)» تصاویر این سند و متن کامل آن را در سایت الجزیرة مباشر منتشر کرده است:
https://goo.by/MmUPMv
@AdnanFallahi
👍19👎6🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اسپانیا برای حفظ مستعمرهی امریکا آن را در حال تعلق به وجود خودش نگه داشت به این معنی که تمام سکنهی آنجا را نابود کرد. بارون دو مُنتِسکیو، روح القوانین، 1/348،349، ترجمه علی اکبر مهتدی، تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391. @AdnanFallahi
به عقیده من جرم و جنایت غیر طبیعی [= لواط] در میان یک جامعه هرگز رو به ازدیاد نخواهد رفت مگر اینکه ملت به واسطه بعضی اعتیادات به آن متمایل شده باشد، مثل اینکه در یونان پسران جوان با تن برهنه به ورزش و تربیت بدنی می پرداختند و يا مثل اینکه در فرانسه تربیت خانوادگی معمول نیست یا در آسیا عده ای از مردم بقدری زن میگیرند که آنها را با نظر تحقیر مینگرند و از آنها سیر میشوند و دسته دیگر از مردم نمیتوانند متأهل شوند و زن داشته باشند. این جرم را نباید تهیه و تشویق کرد...
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/440،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/440،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍20👎7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
❌محافظهکاریِ انترناسیونال: یک سوءتفاهم حقیقت این است که حتی جریانی به نام چپ بینالمللی یا چپ انترناسیونال هم عملا هیچگاه متولد نشد. انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه در شرایط بیثباتی پس از جنگ جهانی اول بهترین فرصت بود که جریان همگنی تحت لوای چپ انقلابی قدرت…
[ادموند] برک متفکری مسیحی بود که محافظهکاریاش به پیشفرضهای الهیاتیاش نَسَب میبرده است. او ژاکوبنیسم آتئیستی را تهدیدی برای سنت فرهنگی غرب میدید. بسیاری از نویسندگان محافظهکار در تفسیر دینی قراردادِ بین نسلها، با برک سهیم هستند؛ برای [راسل] کرک، دین مستقر از جمله سنتهایی است که محافظهکاران به آن بها میدهند.
https://plato.stanford.edu/entries/conservatism/
@AdnanFallahi
https://plato.stanford.edu/entries/conservatism/
@AdnanFallahi
👍7👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
به عقیده من جرم و جنایت غیر طبیعی [= لواط] در میان یک جامعه هرگز رو به ازدیاد نخواهد رفت مگر اینکه ملت به واسطه بعضی اعتیادات به آن متمایل شده باشد، مثل اینکه در یونان پسران جوان با تن برهنه به ورزش و تربیت بدنی می پرداختند و يا مثل اینکه در فرانسه تربیت خانوادگی…
آزادی، موجب افراط در اخذ مالیات شده است ولی غافل از اینکه نتیجه این مالیاتهای گزاف است که به نوبت خود تولید بردگی می کند و آن وقت نتیجه بردگی این میشود که مالیاتها را کم بکنند...
وجود این باجهای گزاف بود که سهولت عجیبی را به مسلمین در فتوحات خود
اعطا کرد زیرا ملتهای تسخیر شده از طرف اعراب میدیدند که به جای یک سلسله تعدیاتی که در اثر لئامت امپراتوران به آنها میشد با یک مالیات ساده که به سهولت میدهند و به سهولت گرفته میشود مواجه و تابع شده اند. این بود که فتوحات مسلمین با کمال سهولت پیش میرفت و ملتها خوشبختتر بودند و ترجیح میدادند مطیع یک ملت صحرانشین شوند تا یک حکومت فاسد که در آن حکومت، از تمام معایب و از تمام وحشتها و دهشتهای بندگی و نبودن آزادی در عذاب بودند. در مورد اخذ باجهای گزاف، افراط نزدیک به جنون را در تاریخ مشاهده کنید: «آناستاسیوس» مالیاتی برای استنشاق هوا وضع کرده بود!
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/472،473،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
وجود این باجهای گزاف بود که سهولت عجیبی را به مسلمین در فتوحات خود
اعطا کرد زیرا ملتهای تسخیر شده از طرف اعراب میدیدند که به جای یک سلسله تعدیاتی که در اثر لئامت امپراتوران به آنها میشد با یک مالیات ساده که به سهولت میدهند و به سهولت گرفته میشود مواجه و تابع شده اند. این بود که فتوحات مسلمین با کمال سهولت پیش میرفت و ملتها خوشبختتر بودند و ترجیح میدادند مطیع یک ملت صحرانشین شوند تا یک حکومت فاسد که در آن حکومت، از تمام معایب و از تمام وحشتها و دهشتهای بندگی و نبودن آزادی در عذاب بودند. در مورد اخذ باجهای گزاف، افراط نزدیک به جنون را در تاریخ مشاهده کنید: «آناستاسیوس» مالیاتی برای استنشاق هوا وضع کرده بود!
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/472،473،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍10👎4
Audio
گزارشی از ترجمهی فارسی کتاب "جماع العلم" اثر محمد بن ادریس شافعی (تهران: نشر احسان، تابستان 1404)
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
👍7👎2
اخبار ترکیه
📌مخالفان روشن و خاموش شدند! 🔹روزنامه سوزجو در عکس و تیتر صفحه یک امروز خود به تقارن عجیبی در فضای رسانه ای ترکیه پرداخته است. 🔸«درست در روزی که تلویزیون اپوزیسیون ترکیه به دلیل پوشش تظاهرات حامیان اکرم امام اوغلو در استانبول به مدت ده روز تعلیق شد ویدئو…
اینکه میگویند در سیاست، دوست و دشمن همیشگی نداریم و سیاست امری حیثیتی نیست را میتوان در رخدادهای کنونی فضای سیاسی ترکیه بعینه دید. کارل شمیت میگفت سیاست اساسا هنر تشخیص دوست از دشمن است؛ و چه عجیب است که حالا کسی که به نوعی صاحب خانه بود و حق آب و گل داشت به دشمن بدل شود!
قضیه این است که حاکمان کنونی ترکیه از در مسالمت و آشتی با مخالفان کرد خود در آمدهاند و به نظر میرسد که نزدیک به نیم قرن جنبش مسلحانهی PKK ـ با اذن و دستور رهبر کاریزماتیک و دربندش عبدالله اوجالان ـ در آستانه انحلال است. این پروژه ای است که ظاهرا ائتلاف حاکم و شخص اردوغان آن را بسیار جدی گرفته و از آن سو پاسخ درخوری هم از سوی احزاب و جریانهای سیاسی با هویت کُردی دریافت کرده است. اما هر چه که این تقرب بین ائتلاف حاکم و هویتطلبان کرد شدت میگیرد از آن سو بر شکافها و گسستهای بین حاکمیت و مهمترین جریان اپوزسیون یعنی حزب ریشهدار جمهوری (CHP) افزوده میشود. نکتهی جالب توجه این است که حزب جمهوری به نوعی میراثدار مصطفی کمال و ارزشهای مؤسَّس جمهوری ترکیه است. یعنی اغراق نیست اگر این حزب را خاستگاه ترکیهی مدرن بدانیم که از قضا ماهیت خود (ناسیونالیسم ترکی) و تثبیت آن را وامدار دههها ستیز با هویتطلبان کرد و سرکوب سخت و نرم جنبشهای آنان است. اما به مصداق ضرب المثل "گهی پشت به زین و گهی زین به پشت" حال گویی ترکیه آبستن یک نظم نوین است: میراثداران جمهوریت تحت فشار و مضیقهاند و دشمنان درجه یکشان که هیچگاه حاضر نشدند خود را در ناسیونالیسم کمالیستی حل کنند ارج میبینند و بر صدر مینشینند! و این نیست جز یکی از مصادیق همان ابنالوقت بودن، محلی بودن، غیرحیثیتی بودن و سیال بودن سیاست و امر سیاسی.
@AdnanFallahi
قضیه این است که حاکمان کنونی ترکیه از در مسالمت و آشتی با مخالفان کرد خود در آمدهاند و به نظر میرسد که نزدیک به نیم قرن جنبش مسلحانهی PKK ـ با اذن و دستور رهبر کاریزماتیک و دربندش عبدالله اوجالان ـ در آستانه انحلال است. این پروژه ای است که ظاهرا ائتلاف حاکم و شخص اردوغان آن را بسیار جدی گرفته و از آن سو پاسخ درخوری هم از سوی احزاب و جریانهای سیاسی با هویت کُردی دریافت کرده است. اما هر چه که این تقرب بین ائتلاف حاکم و هویتطلبان کرد شدت میگیرد از آن سو بر شکافها و گسستهای بین حاکمیت و مهمترین جریان اپوزسیون یعنی حزب ریشهدار جمهوری (CHP) افزوده میشود. نکتهی جالب توجه این است که حزب جمهوری به نوعی میراثدار مصطفی کمال و ارزشهای مؤسَّس جمهوری ترکیه است. یعنی اغراق نیست اگر این حزب را خاستگاه ترکیهی مدرن بدانیم که از قضا ماهیت خود (ناسیونالیسم ترکی) و تثبیت آن را وامدار دههها ستیز با هویتطلبان کرد و سرکوب سخت و نرم جنبشهای آنان است. اما به مصداق ضرب المثل "گهی پشت به زین و گهی زین به پشت" حال گویی ترکیه آبستن یک نظم نوین است: میراثداران جمهوریت تحت فشار و مضیقهاند و دشمنان درجه یکشان که هیچگاه حاضر نشدند خود را در ناسیونالیسم کمالیستی حل کنند ارج میبینند و بر صدر مینشینند! و این نیست جز یکی از مصادیق همان ابنالوقت بودن، محلی بودن، غیرحیثیتی بودن و سیال بودن سیاست و امر سیاسی.
@AdnanFallahi
👍13👎1
وطن وملت ـ این دو کلمه که اولی در لغت بمعنی زادگاه و مسکن انسان و دومی در اصل بمعنی دین و مذهب بوده در این عصر بمعانی دیگری سیاسی استعمال شده و میشوند و هر دو لفظ باین معانیِ فعلی از مملکت عثمانی بایران آمده است.
سید حسن تقیزاده،
"اخذ تمدن خارجی: خطابهی دوم"، مجلهی یغما، مسلسل150، ش10، دی1339، سال سیزدهم.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
"اخذ تمدن خارجی: خطابهی دوم"، مجلهی یغما، مسلسل150، ش10، دی1339، سال سیزدهم.
@AdnanFallahi
👍11👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وطن وملت ـ این دو کلمه که اولی در لغت بمعنی زادگاه و مسکن انسان و دومی در اصل بمعنی دین و مذهب بوده در این عصر بمعانی دیگری سیاسی استعمال شده و میشوند و هر دو لفظ باین معانیِ فعلی از مملکت عثمانی بایران آمده است. سید حسن تقیزاده، "اخذ تمدن خارجی: خطابهی…
بعضیها چشمبسته گاهی به عرب و تُرک طعن کرده و بد زبانی میکنند. گذشته از آنکه این نوع افراطها و تعصبات مذموم با روح اسلام که برادری بین مسلمین را ترویج کرده منافات دارد و از جوهر عالی اسلام دور است برای سیاست داخلی نیز فوق العاده خطرناک است... خصومت بعرب برای اینکه پیش از هزار سال قبل بخاک ما هجوم آورده بودند و دینی مبنی بر توحید با مبانی عالی و پرفضیلت و زبانی پر ثروت هم همراه آورده و زبان ایرانی را پرمایه کرده اند به بهانه اینکه در این زمان اشخاصی از آن قوم نسبت بایران مجادلات و اختلافاتی دارند دور از عقل و سیاست است... در واقع اظهار كراهت بآمدن عرب بایران در سیزده قرن پیش نوعی اظهار تأسف بر قبول دین اسلام و آرزوی ماندن در کیش قدیم است که ترجیحی است بدون مرجحِ منطقی و عقلی و انصاف.
سید حسن تقیزاده،
"اخذ تمدن خارجی: خطابهی دوم"، مجلهی یغما، مسلسل150، ش10، دی1339، سال سیزدهم، صص470،471.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
"اخذ تمدن خارجی: خطابهی دوم"، مجلهی یغما، مسلسل150، ش10، دی1339، سال سیزدهم، صص470،471.
@AdnanFallahi
👍27👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بعضیها چشمبسته گاهی به عرب و تُرک طعن کرده و بد زبانی میکنند. گذشته از آنکه این نوع افراطها و تعصبات مذموم با روح اسلام که برادری بین مسلمین را ترویج کرده منافات دارد و از جوهر عالی اسلام دور است برای سیاست داخلی نیز فوق العاده خطرناک است... خصومت بعرب برای…
چنانکه گفته شد ما همۀ ایرانیان را دارای هر زبان و مذهبی که باشند جزو ملت ایران و برادر وطنی خود میدانیم و نباید هیچ وقت این وهم باطل در اذهان اقوام غیر فارسیزبان و غير مسلم و غیر شیعه ایرانی ایجاد شود که جماعت ساکن پایتخت میخواهند زبان و آداب و مذهب خود را بر سکنه ولایات تحمیل کنند و آن ولایات را در حکم مستعمره خود بشمارند. بعضی ممالک که این تعصب را داشتند سودی نبردند.
آلمانها بیش از چهل سال برای برانداختن زبان فرانسه از دو ولایت آلزاس و لورن همه نوع جد کردند و عاقبت کوشش آنها بی نتیجه ماند. در قرون سابق شاید جبر و سختگیری شدید برای هضم يک عنصر قومی بدون سروصدای زیاد نتیجه میداد. در مملکت عثمانی سابق که قوم حاکم (یعنی ترکها ) فقط يک ربع نفوس امپراطوری بیشتر نبود و شاید چهار خمس از نفوس یا بیشتر مسلمان بود آن قوم حاکم قرنها با عناصر غير تركى و مخصوصاً مسلمين مدارا داشت و با مسیحیان و یهود هم رفتار تا حدی قابل تحمل داشت و حتی در هیأت وزراء همیشه وزیرانی از آن عناصر داشت و غالباً وزیران ارمنی واولاح (یعنی از رومانیها) در کابینه بودند و بهرحال مسلمین آن مملکت (که در وسعت چند برابر مملکت ترکیه کنونی بود) با وجود اختلاف زبان با دولت خود یکدل بودند. بعد از انقلاب مشروطیت سال ۱۳۲۶ در عثمانی و تجددطلبی و فوران ملتبازی، تُرکان جوان تندروی سرکار آمدند که میل داشتند سایر عناصر و اقوام را در صورت امکان بتدریج از بین ببرند و در نتیجه نه تنها غير مسلمين بخصومت و میل بافتراق برخاستند بلکه ولایات اسلامی هم که بآنها سختگیری میشد و زبان قوم حاکم را بر آنها بشدت تحمیل میکردند و از آنجمله عربها و ارناودهای (آلبانیها) مسلمان قیام کردند و عاقبت شدت عمل و دار زدن بزرگان و پیشروان عرب شد. یکی از عقلای ترک در استانبول وقتی بخود اینجانب گفت که در این گرفتاریها که با عناصر مسیحی مملکت خودمان داریم همه گناه بگردن سلطان محمد فاتح است که در آن زمان که استانبول و قسمتی از بالکان را فتح کرد اگر شمشیر بگردن سكنه غير مسلم گذاشته و آنها را بین قبول اسلام واعدام مخیر میکرد همه مسلمان میشدند و ما حالا ملت واحد داشتیم و آسوده بودیم ولی حالا دیگر در این عصر آن کار غیر ممکن است و موجب جنگ با خارجه میشود. بهمین جهت وقتیکه بعد از جنگ اول جهانی و از دست رفتن همه ولایات عرب نشین و غیره و فانی کردن ارامنه در آناطولی از آن امپراطوری تنها همان قسمت آناطولی و کمی از قسمت اروپائی که شاید روی هم رفته بیست درصد وسعت اولی بود باقی ماند باز بعضی از همان ملتپرستان افراطی علناً می گفتند که حمد خدا را که ما خلاص شديم و يک ملت متجانس شدیم ( اگرچه کردها با عدۀ عظیمی که داشتند هنوز در داخله مملکت وجود داشتند).
سید حسن تقیزاده،
"اخذ تمدن خارجی: خطابهی دوم"، مجلهی یغما، مسلسل150، ش10، دی1339، سال سیزدهم، صص473،474.
@AdnanFallahi
آلمانها بیش از چهل سال برای برانداختن زبان فرانسه از دو ولایت آلزاس و لورن همه نوع جد کردند و عاقبت کوشش آنها بی نتیجه ماند. در قرون سابق شاید جبر و سختگیری شدید برای هضم يک عنصر قومی بدون سروصدای زیاد نتیجه میداد. در مملکت عثمانی سابق که قوم حاکم (یعنی ترکها ) فقط يک ربع نفوس امپراطوری بیشتر نبود و شاید چهار خمس از نفوس یا بیشتر مسلمان بود آن قوم حاکم قرنها با عناصر غير تركى و مخصوصاً مسلمين مدارا داشت و با مسیحیان و یهود هم رفتار تا حدی قابل تحمل داشت و حتی در هیأت وزراء همیشه وزیرانی از آن عناصر داشت و غالباً وزیران ارمنی واولاح (یعنی از رومانیها) در کابینه بودند و بهرحال مسلمین آن مملکت (که در وسعت چند برابر مملکت ترکیه کنونی بود) با وجود اختلاف زبان با دولت خود یکدل بودند. بعد از انقلاب مشروطیت سال ۱۳۲۶ در عثمانی و تجددطلبی و فوران ملتبازی، تُرکان جوان تندروی سرکار آمدند که میل داشتند سایر عناصر و اقوام را در صورت امکان بتدریج از بین ببرند و در نتیجه نه تنها غير مسلمين بخصومت و میل بافتراق برخاستند بلکه ولایات اسلامی هم که بآنها سختگیری میشد و زبان قوم حاکم را بر آنها بشدت تحمیل میکردند و از آنجمله عربها و ارناودهای (آلبانیها) مسلمان قیام کردند و عاقبت شدت عمل و دار زدن بزرگان و پیشروان عرب شد. یکی از عقلای ترک در استانبول وقتی بخود اینجانب گفت که در این گرفتاریها که با عناصر مسیحی مملکت خودمان داریم همه گناه بگردن سلطان محمد فاتح است که در آن زمان که استانبول و قسمتی از بالکان را فتح کرد اگر شمشیر بگردن سكنه غير مسلم گذاشته و آنها را بین قبول اسلام واعدام مخیر میکرد همه مسلمان میشدند و ما حالا ملت واحد داشتیم و آسوده بودیم ولی حالا دیگر در این عصر آن کار غیر ممکن است و موجب جنگ با خارجه میشود. بهمین جهت وقتیکه بعد از جنگ اول جهانی و از دست رفتن همه ولایات عرب نشین و غیره و فانی کردن ارامنه در آناطولی از آن امپراطوری تنها همان قسمت آناطولی و کمی از قسمت اروپائی که شاید روی هم رفته بیست درصد وسعت اولی بود باقی ماند باز بعضی از همان ملتپرستان افراطی علناً می گفتند که حمد خدا را که ما خلاص شديم و يک ملت متجانس شدیم ( اگرچه کردها با عدۀ عظیمی که داشتند هنوز در داخله مملکت وجود داشتند).
سید حسن تقیزاده،
"اخذ تمدن خارجی: خطابهی دوم"، مجلهی یغما، مسلسل150، ش10، دی1339، سال سیزدهم، صص473،474.
@AdnanFallahi
👍12
اردشیر پشنگ
سخنرانی تاریخی اردوغان درباره صلح با کُردها فراتاب: رجب طیب اردوغان ،رئیسجمهور ترکیه، سرانجام سخنرانی تاریخی خود درباره صلح با کُردها را پس از آغاز خلع سلاح پکک در جریان نشست حزب عدالت و توسعه در کزیلجهحمام انجام داد. مهمترین بخشهای این سخنرانی: ترکیه…
مطالعات ترکیه: گریزی از مصطفی کمال نیست!
اردوغان در سخنرانی تاریخی خود دربارهی صلح با کُردها پس از آغاز خلع سلاح پکک در جریان نشست حزب عدالت و توسعه در کزیلجهحمام گفت:
منظور رییس جمهور ترکیه از این سخن چیست؟ ائتلاف حاکم بر ترکیه (که اینک احزاب کُردی را نیز در کنار خود دارد)، پس از بستن پروندهی مشکلزاترین بحران سیاسی/امنیتی نیم قرن گذشتهی ترکیه (خلع سلاح پکک و تحول بنیادین صورت "مسألهی کرد" در ترکیه)، اینک آمادهی صفآرایی مصممانهتری علیه بزرگترین حزب اپوزسیون و قدیمیترین حزب ترکیه میشود ـ حزب جمهوری (CHP) که پایگاه سنتی و اصیل کمالیستهای ترکیه است. از سویی رهبر حزب جمهوری نیز ائتلاف حاکم را به گفتگو با "تروریستها" متهم کرده و تلویحا سردمداران کنونی ترکیه را خائن به آرمانهای جمهوری ترکیه ـ وبالطبع آرمانهای مصطفی کمال آتاتورک ـ میداند. بنابراین برای حزب جمهوری، در اینجا دال مرکزی آتاتورک و دستاوردها و آرمانهای اوست.
اما اردوغان نیز پس از سخنرانی آتشینش در برشمردن دههها مصائب کردهای ترکیه و تاریخ خونین این نزاع، نهایتا از لحظهی تاریخی "شکلگیری مجدد جنگ استقلال" سخن میگوید. جنگ استقلال همان سلسله جنگهایی است که افسر ارتش عثمانی یعنی مصطفی کمال (مشهور به غازی کمال) پس از اشغال استانبول به دست متفقین و پذیرش مفاد صلح تحمیلی آنها از سوی سلطان محمد پنجم، برافروخت و با قیام علیه دولت عثمانی و مفاد صلح مذکور، سر به تمرد برداشت تا اینکه پس از 4سال موفق شد با آزادسازی استانبول و تنگهی بُسفر، اشغالگران را از ترکیهی کنونی بیرون براند و دودمان عثمانی را نیز برچیند. بنابراین در اینجا نیز دال مرکزی مصطفی کمال و "جنگ استقلال" اوست.
امری که نشان میدهد حتی غیرمنتظرهترین تحولات هم در سپهر جمهوری ترکیه بدون ارجاع به بنیانگذار جمهوریت و بازخوانی میراث وی، مقبولیت عام پیدا نمیکند.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
اردوغان در سخنرانی تاریخی خود دربارهی صلح با کُردها پس از آغاز خلع سلاح پکک در جریان نشست حزب عدالت و توسعه در کزیلجهحمام گفت:
امروز هسته جنگ استقلال در حال شکلگیری مجدد است
منظور رییس جمهور ترکیه از این سخن چیست؟ ائتلاف حاکم بر ترکیه (که اینک احزاب کُردی را نیز در کنار خود دارد)، پس از بستن پروندهی مشکلزاترین بحران سیاسی/امنیتی نیم قرن گذشتهی ترکیه (خلع سلاح پکک و تحول بنیادین صورت "مسألهی کرد" در ترکیه)، اینک آمادهی صفآرایی مصممانهتری علیه بزرگترین حزب اپوزسیون و قدیمیترین حزب ترکیه میشود ـ حزب جمهوری (CHP) که پایگاه سنتی و اصیل کمالیستهای ترکیه است. از سویی رهبر حزب جمهوری نیز ائتلاف حاکم را به گفتگو با "تروریستها" متهم کرده و تلویحا سردمداران کنونی ترکیه را خائن به آرمانهای جمهوری ترکیه ـ وبالطبع آرمانهای مصطفی کمال آتاتورک ـ میداند. بنابراین برای حزب جمهوری، در اینجا دال مرکزی آتاتورک و دستاوردها و آرمانهای اوست.
اما اردوغان نیز پس از سخنرانی آتشینش در برشمردن دههها مصائب کردهای ترکیه و تاریخ خونین این نزاع، نهایتا از لحظهی تاریخی "شکلگیری مجدد جنگ استقلال" سخن میگوید. جنگ استقلال همان سلسله جنگهایی است که افسر ارتش عثمانی یعنی مصطفی کمال (مشهور به غازی کمال) پس از اشغال استانبول به دست متفقین و پذیرش مفاد صلح تحمیلی آنها از سوی سلطان محمد پنجم، برافروخت و با قیام علیه دولت عثمانی و مفاد صلح مذکور، سر به تمرد برداشت تا اینکه پس از 4سال موفق شد با آزادسازی استانبول و تنگهی بُسفر، اشغالگران را از ترکیهی کنونی بیرون براند و دودمان عثمانی را نیز برچیند. بنابراین در اینجا نیز دال مرکزی مصطفی کمال و "جنگ استقلال" اوست.
امری که نشان میدهد حتی غیرمنتظرهترین تحولات هم در سپهر جمهوری ترکیه بدون ارجاع به بنیانگذار جمهوریت و بازخوانی میراث وی، مقبولیت عام پیدا نمیکند.
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
👍10👎1