تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.79K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
705 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
حدیث_گرایی_ابوحنیفه_نسخه_نهایی_چاپی.pdf
📖حدیث‌گرایی متخیل: ابن تیمیه و ابوحنیفه

ابن تیمیه نیز بر این شواهد صحه می‌‌گذارد که قاطبه‌‌ی محدثان ابوحنیفه را مورد طعن و انتقاد قرار داده‌‌اند. او حتی پا را فراتر گذاشته و دلیل عدم نقل چشمگیر حدیث از ابوحنیفه و اصحابش را همین موضوع می‌‌داند:
بیشتر اهل حدیث در ابوحنیفه رضی الله عنه و اصحابش طعن‌‌های مشهوری زده‌‌اند که کتاب‌‌ها پر از این طعن‌‌هاست و شدت این طعن‌‌ها به حدی بوده که اهل حدیث از ابوحنیفه و اصحابش چیزی در کتب حدیث نقل نکرده‌‌اند و هیچ ذکری از آنها در کتب صحیح بخاری و مسلم و نیز کتب سنن نیست" (ابن تیمیة،، الرد على السُّبكي في مسألة تعليق الطلاق، 2/837، مكة المكرمة: دار عالم الفوائد).

نتیجتاً ابن تیمیه نه تنها مدعی جعلی و موضوع بودن این طعن‌‌ها نیست بلکه فراوانی و وفور آنها را تأیید کرده و حتی غیبت معنادار ابوحنیفه و اصحابش از کتب معتبر حدیثی مثل صحیحین و... را ناشی از همین موضوع می‌‌داند. حتی ابن تیمیه در جای دیگری از کتابش تأیید می‌‌کند که اکثر اهل حدیث، وقعی به مخالفت ابوحنیفه با آرای خود نمی‌‌نهند و مخالفت ابوحنیفه را مخالفت به حساب نمی‌آورند (همان، 2/627). صدالبته ابن تیمیه‌ی حنبلی برخلاف سلفش ابن الجوزی حنبلی، می‌کوشد ابوحنیفه را معذور بداند و ناخواسته بسیاری از اهل حدیثِ منتقد ابوحنیفه را متهم می‌کند و می‌نویسد:
کسی که گمان کند ابوحنیفه یا سایر ائمه‌ی مسلمین، عمداً و به سبب گرایش به قیاس یا چیز دیگر، با حدیث صحیح مخالفت کرده‌اند، در مورد این ائمه دچار خطا شده و از روی ظن یا هوای نفس سخن گفته است" (ابن تیمیة، مجموع الفتاویٰ، 20/304، المدينة النبوية، مجمع الملك فهد).

این دوگانگی و تضاد ابن تیمیه که از یک سو اهل حدیث را مخالف شدید ابوحنیفه می‌داند، و از سویی مخالفان ابوحنیفه را به پیروی از ظن یا هوای نفس متهم می‌کند محصول دوگانگی‌ معرفتی‌ای است که امثال ابن تیمیه با آن روبرو بوده‌اند: آنها از یک سو ناچار بودند از منهج و رویکرد استنباطی و حدیث‌گرایی سلف خود و کسانی چون احمد حنبل پیروی کنند و از سویی خود را ملزم می‌دانستند که با خلق یک ابوحنیفه‌ی متخیلِ مطابق با میل اهل حدیث، بر انتقادات سلف حنابله و اهل حدیث بر ابوحنیفه سرپوش بگذارند. بنابراین یا باید این انتقادات را بالکل منکر شد و یا این انتقادات را توجیه کرد. در اینجا ابن تیمیه چون خود محدثی چیره‌دست بوده است، می‌داند که راهی به انکار این حجم از انتقادات محدثین قرون سوم و چهارم نیست فلذا این انتقادات را ناموجه و ناشی از ظن یا هوا و هوس برشمرده است؛ غافل از اینکه وی با این‌کار تلویحاً سلف خود یعنی احمد حنبل را به اتباع ظن یا هوس متهم می‌کند چراکه احمد حنبل گفته بود:
برغم اینکه اصحاب رأی، احادیث زیادی دارند، ما آنها را رها کردیم و چیزی از آنها ننوشتیم؛ چراکه آنها دشمن حدیث هستند و هیچ‌کدامشان رستگار نمی‌شوند" (ابن حنبل، مسائل الامام أحمد بن حنبل رواية ابن هانئ، صص437،497، ، القاهرة، دار الفاروق)؛

و نیز ابوبکر الأثرَم (273هـ) درباره‌ی استادش احمد حنبل می‌گوید:
بارها ابوعبدالله [= احمد حنبل] را دیدم که از ابوحنیفه و مذهب وی ایراد می‌گیرد و چیزی از سخنان ابوحنیفه را با حالت انکار و تعجب، نقل می‌کند" (الأثرم، سؤالات أبى بكر الأثرم لأحمد بن حنبل ويليه مرويات الأثرم عن الإمام أحمد، ص184، القاهرة، الفاروق الحديثة).

و خود ابن تیمیه در جای دیگری بر این حملات احمد حنبل بر «اهل رأی کوفه» صحه می‌گذارد و می‌نویسد:
اهل سنت و اهل حدیث، از دعوتگر به بدعت‌هایی مثل کلام یا رأی یا بدعت در عبادت، دوری می‌کنند و از این‌رو اهل سنت، از روایت کردن از دعوتگران به بدعت مانند اهل کلام مثل عمرو بن عبید [معتزلی] و دیگران، و نیز اهل رأی کوفه، اجتناب می‌کردند چنان‌که احمد حنبل با آنها چنین می‌کرد[1] و تفصیل این موضوع در جای دیگری بیان شده است" (ابن تیمیة، جامع المسائل (المجموعة الثامنة)، ص76، مكة، دار عالم الفوائد).

ــــــــ
ارجاعات:
[1]. گفتنی است بنا بر قولی که خطیب بغدادی از احمد حنبل روایت کرده است، احمد حنبل، ابوحنیفه را از عمرو بن عبید (143هـ) معتزلی هم خطرناک‌تر می‌پنداشت: «ابوحنیفه برای مسلمین از عمرو بن عبید هم خطرناک‌تر است چراکه ابوحنیفه، اصحاب دارد» (الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، 13/412). سند این روایت صحیح است و محدث سلفی معاصر مقبل بن هادی الوادعی آن را تصحیح کرده است (الوادعی، نشر الصحیفة، ص320).

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍8👎1
Nationalism

مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامه آنلاین فلسفی استنفورد (بر اساس نسخه‌ی آخرین بازنگری تا 2 سپتامبر 2020) در دست ترجمه است
مترجم: عدنان فلّاحی
ناشر: نشر مردم نگار

#ترجمه

@philobooks
👍12👎1
پیشگوی‌های صَفَنیا[ی نبی] حتی از پیشگویی‌های اشعیا جهان‌شمول‌ترند. از دید او عصر مسیحایی زمان اصلاح کل جهان است... وی تصویر وحشتناکی را از روز خدا ترسیم می‌کند و می‌گوید:
آن روز، روز غضب است، روز تنگی و اضطراب، روز خرابی و ویرانی، روز تاریکی و ظلمت، روز ابر و ظلمت غلیظ" (صفنیا ۱۵:۱)

آن روز بسیار نزدیک است و در آن آشور و اقوام دیگر حتی یهودا هلاک خواهند شد زیرا از مجازاتی که خدا برای دشمنان خود آماده کرده، پروا ننمودند و از بلایی که بر سر امتهای خطا کار فرود آمد، عبرت نگرفتند (۲: ۱۰ و ۷:۳).

ولی در این میان درستکارانی باقی خواهند ماند...

جولیوس گرینستون،
انتظار مسیحا در آیین یهود،
ص29،
ترجمه حسین توفیقی،
انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چـ2، 1387.


@AdnanFallahi
👍13
میرزا عباس معاون وزارت خارجه ایران میگفت:
در کشور ما سه شخص متنفذ وجود دارد، اول شاه دوم صدراعظم و بخصوص سوم وزير مختار دولت فرانسه.

در صورتیکه خدا بخواهد و این وضع همچنان دوام پیدا کند، چون هیچ چیز در این مملکت ثبات ندارد.


کنت دوگوبینو،
نامه‌های ایرانی،
ص27،
ترجمه د. عذرا غفاری،
کتابفروشی دهخدا: اردیبهشت 1341.


@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
«وحی» در منظومه‌ی فکری لئو اشتراوس دوستان ماهنامه‌ی رخ‌نگار، مطلبی را منتشر کرده‌اند که پروفسور لیورا باتنیتسکی (Leora Batnitzky) ـ استاد دپارتمان دین و مطالعات یهودیت در دانشگاه پرینستون ـ درباره‌ی جایگاه وحی در تفکرات لئو اشتراوس نگاشته است. این مطلب…
معمولاً واژۀ Persecution را در فارسی به شکنجه یا آزار ترجمه می­‌کنند که به­ ویژه در مورد نام این کتاب اشتراوس، ترجمۀ دقیقی نیست. شکنجه در زبان فارسی معادل با هرگونه رنج و عقوبت و آزار و اذیت است که شامل تعذیب مجرمان و گناهکاران نیز می­‌شود (نک: دهخدا، مدخل شکنجه). ولی Persecution در زبان انگلیسی به انواع آزارهایی اشاره دارد که شخص فقط به سبب داشتن باوری خاص یا تعلق به طبقه یا نژادی خاص، متحمل می­‌شود؛ چنان­که خود اشتراوس نیز می­‌نویسد:
اضطهاد نمی­‌تواند مانع تفکر مستقل شود، حتی نمی­‌تواند مانع بیان اندیشۀ مستقل شود (Persecution and the Art of Writing, pp.23,24 - University of Chicago Press edition 1988)

   اما معادل Persecution در زبان عربی معاصر «اضطهاد» است که معادل یکی از معانی پرکاربرد واژۀ «فتنه» در قرآن کریم و زبان عربی قدیم نیز هست: «فَمَا آمَنَ لِمُوسَی إِلَّا ذُرِّیَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَی خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن یَفْتِنَهُمْ: سرانجام کسی به موسی ایمان نیاورد مگر فرزندانی از قوم وی درحالی‌که بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سران آن‌ها ایشان را آزار رسانند» (یونس ۸۳، ترجمۀ محمد مهدی فولادوند) یا: «إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ: کسانی که مردان و زنان مؤمن را آزار کرده و بعد توبه نکرده‏اند ایشان را هست عذاب جهنم و ایشان را هست عذاب سوزان» (بروج ۱۰، ترجمۀ محمد مهدی فولادوند) و...
   بنابراین معادل دقیق Persecution همانا فتنه یا اضطهاد است که به سبب اینکه واژۀ فتنه، مشترکی لفظی و ذوالمعانی است، اضطهاد مناسب­‌تر و دقیق­‌تر است.


@AdnanFallahi
👍8
آنهایی که گفته اند تقدیری کور علت پیدایش تمام آثاری است که ما در جهان می‌بینیم و علتی که به معنای سرنوشت تعبیر می‌شود موجودات را به وجود آورده است حرفی بی معنی زده اند، زیرا چه حرفی بی معنی تر از این که «تقدیر کورِ» بدون شعور، موجودات باهوش به وجود بیاورد!

بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/175،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.


@AdnanFallahi
👍15👎1
و از محاجه‌ی کفار «علم کلام» خیزد و از احکام علمِ فقه «فتاوى». و بدین معلوم می‌شود که این دو نوع علم در رتبت آخرین افتاده است از مراتب علوم دین، و آدمیان [آن دو] را تقدیم از بهر آن می‌کنند که وسیلت جاه و مال است [زیرا] دوستی «مال و جاه» ایشان را بر آن داشت که این دو علم را بر دیگر علم‌ها تقدیم گردانند، و اقبال بر وی کردند.

ابوحامد غزالی،
جواهر القرآن،
ص59،
به کوشش سید حسین خدیوجم،
بنیاد علوم اسلامی، چـ2، اسفند1360.


@AdnanFallahi
👍11
در زمینه احادیث آخرالزمانی و ارتباط عیسی با این احادیث، نکته قابل ذکر آن است که پس از اندک مدتی، عیسی در "سناریو"ی مربوط به پایان کار جهان که نزد مسلمانان سخت رواج و مقبولیت داشت، جایگاه محوری و مرکزی پیدا کرد. به نظر می رسد که نقش فرجام‌شناختی‌ عیسی یا رجعت او که اناجیل چندان به آن نپرداخته‌اند، مخیله کلیساهای شرقی را به خود مشغول داشته بود و احتمالا از همین جا بود که این تصور به میان عقاید اسلامی راه یافت.

طریف خالدی،
انجیل به روایت مسلمانان،
ص۳۶،
ترجمه منصور معتمدی،
تهران: انتشارات هرمس.


@AdnanFallahi
👍10👎2
دیروز ۲۹می بود؛ سالروز سقوط قسطنطنیه (استانبول امروزی) و فروپاشی امپراتوری روم شرقی (بیزانس) به دست عثمانی‌ها.
دو سال پیش یادداشتی را به همین مناسبت نوشته بودم که مجددا بارگذاری می‌کنم:
👍5
🇹🇷مطالعات ترکیه: سلطان محمد فاتح و منافع ملی

حدود ششصد سال پیش و در روزی چون امروز در ۲۹می۱۴۵۳میلادی، شهر قسطنطنیه پس از حدود ۳۰بار تلاش ناموفقِ ایرانیان، امویان، عباسیان و... نهایتا به دست سلطان محمد دوم عثمانی (ملقب به فاتح) اصطلاحا فتح شد و ارتش محمد فاتح، تومار بیش از هزار سال امپراتوری باشکوه روم شرقی (بیزانس) را نیز در هم پیچید.
به گواه منابع مکتوب مسلمین، اهمیت ژئوپولیتیک قسطنطنیه(استانبول امروزی) حتی در عصر اموی و عباسی هم امری عیان و مشهود بوده تا جایی که محدثان عصر عباسی کسانی چون احمد حنبل و... حدیثی منسوب به پیامبر اسلام ص را نقل کرده‌اند که بر اساس آن، فتح قسطنطنیه به مسلمین بشارت داده شده و فاتح این شهر و نیز ارتش وی مورد ستایش قرار گرفته اند (لَتُفْتَحَنَّ القُسطَنْطِينِيَّةُ فلنعمَ الأميرُ أميرُها ولنعمَ الجيشُ ذلك الجيش).
استانبول در تمام دوران امپراتوری عثمانی شهری باشکوه و مجلل بود و پس از ایجاد جمهوری ترکیه به دست مصطفی کمال آتاتورک نیز اهمیت و اعتبار پیشینش چند برابر شد.
استانبول امروزه قلب تپنده اقتصاد ترکیه و یکی از مهم‌ترین مراکز ترابری و حمل و نقل در اروپاست؛ ضمن اینکه حدود یک چهارم کل جمعیت ترکیه ساکن این شهر هستند و نقش این شهر در سبد درآمدهای توریستی ترکیه نیز بی‌بدیل و منحصربفرد است.
با تمام اینها آیا استانبول و حافظه‌ی اسلامی و عثمانیِ پَس آن، ارزش افزوده‌ای برای شهروندان غیرترکیه‌ای دارد؟
مقامات ترکیه امروزه روایت منسوب به پیامبر اسلام ص درباره فتح قسطنطنیه را به همراه ترجمه‌ی چند زبانه‌اش، بر سر در ورودی مسجد معروف ایاصوفیه (به مثابه نماد کلان‌شهر استانبول) نصب کرده‌اند و بدین وسیله با ارجاع مفاد این روایت به محمد فاتح[١]، برای جمهوری ترکیه اعتبار دینی و مزیت توریستی را یکجا گردآورده‌اند. حقیقت این است که ارزش افزوده‌ی این شهر و فتح تاریخی آن صرفا به حساب منافع ملی ترکیه و شهروندان ترکیه سرریز خواهد کرد و في‌المثل شهروندان افغانستان، عراق یا الجزایر برغم سهیم بودنشان در مفهوم فرهنگی "امت مسلمان" - و نه مفهوم سیاسی امت - سهمی در این سودآوری ندارند. اینجاست که مفهوم منافع ملی، اهمیت و جایگاه ویژه خود را در مناسبات سیاسی نشان می‌دهد. به دیگر سخن در ساختارهای سیاسی دولت-ملت تمام اعتبار تاریخ و پتانسیل‌های یک کشور، ناخودآگاه در خدمت منافع ملی و مردمان آن سرزمین خواهند بود چنان‌که چنین نکته‌ی بدیهی‌ای در پیامی که رجب اِردوغان رئیس جمهور ترکیه به مناسبت ۵۶۸امین سالگرد فتح قسطنطنیه در حساب تلگرامی خود در سال گذشته منتشر کرد نیز عیان است:
"من با احترام و افتخار، یاد سلطان محمد فاتح و ارتش باافتخار او را گرامی می‌دارم که به ستایش پیامبرمان مفتخر بودند، و این شهر ویژه را به میراث تمدن ما اضافه کردند"
____
ارجاعات:
[١]. گفتنی است نه صحت این روایت محل اجماع محدثان است و نه ترجمان آن به فتح محمد دوم محل وفاق. منتها چنین چندوچون‌های پژوهشی‌ای کوچکترین اهمیتی برای پیشبرد پروژه‌های کلان سیاسی ندارد چنان‌که نه مقامات ترکیه و نه حتی سلاطین عثمانی نیز به این اما و اگرها اهمیتی نمی‌دادند.

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍18
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در زمینه احادیث آخرالزمانی و ارتباط عیسی با این احادیث، نکته قابل ذکر آن است که پس از اندک مدتی، عیسی در "سناریو"ی مربوط به پایان کار جهان که نزد مسلمانان سخت رواج و مقبولیت داشت، جایگاه محوری و مرکزی پیدا کرد. به نظر می رسد که نقش فرجام‌شناختی‌ عیسی یا رجعت…
احادیث مربوط به دجال و عیسی و مهدی به شرطی که از انتقادات مصون ماندند، نهایتا مفید ظن بیش نیستند و از مسائل عقیدتی به شمار نمی‌آیند بلکه مسائل فرعی هستند. یعنی اگر هیچ حدیثی در مورد عیسی وجود نمی‌داشت ذره‌ای به عقاید مسلمان لطمه وارد نمی‌شد...
   وجود حدیثی در صحیحین، به معنای الزام به عمل به آن نیست بلکه ممکن است دلیلی قوی‌تر، عذر رد عمل به آن باشد.

ناصر سبحانی،
مناظرات (نوار پنجم)


@AdnanFallahi
👍14👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بربر به یونانی βάρβαρος متضاد کلمه شهروند به یونانی πολίτης (پولیتس) است. نزدیکترین واژه به کلمه بربر را در یونانی میسنی‌ای به خط باستانی B می‌بینیم که به معنای نامفهوم سخن گفتن است. این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان…
در لوای حکومت استبدادی انسان مانند حیوانات نصیبی جز غریزه طبیعی و اطاعت و تنبیه ندارد. احساسات طبیعی از قبیل احترام والدین، محبت به زن و فرزند، قوانین شرافت، حالات مزاجی و امثال این چیزها را پیش کشیدن فایده ندارد. هر امری که شاه مستبد صادر می‌کند کافی است، باید پذیرفت و چون و چرا ندارد.
در ایران وقتی پادشاه کسی را محکوم کرد دیگر نمی‌توان به او در این باب حرف زد یا استدعای عفو کرد ولو اینکه فرمانش در حال مستی و بدون تعقل صادر شده باشد. باید فوراً اجرا شود چه در غیر این صورت نقض قول خواهد نمود و قانون را که امر شاه است نمی‌توان نقض کرد. این طرز فکر در ایران همیشگی بوده است. فرمانی که خشایارشاه راجع به قتل عام یهودیان صادر کرده بود ممکن نبود نقض شود. بدین جهت یهودیان هم تصمیم گرفتند حق دفاع یعنی قتل عام دشمنانشان را از شاه بگیرند.


بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/216،217،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.


@AdnanFallahi
👍8👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🥂مطالعات خاورمیانه: سیاست موازنه به روایت حَنا آرنت ترجمان دم‌دستی سیاست موازنه (Balancing) همان اصل مشهور "تفرقه بینداز و حکومت کن" است. این سیاست از زمان جنگ‌های صلیبی که نخستین رویارویی چندجبهه‌ای بین مسلمانان و مسیحیان بود، اجرایی شده و تا عصر حاضر…
🌐حقوق بین‌الملل: پاکسازی قومی و حقوق سرزمینی

اینکه یک "سرزمین، تنها متعلق به ساکنان کنونی آن نیست" را می‌توان ذیل مبحث "حقوق سرزمینی"(Territorial rights) گنجاند. در میان فیلسوفان سیاسی معاصر جان رالز این بحث را ذیل عنوان کلی "عدالت بین نسل‌ها" مطرح کرده است. تغییر یا دستکاری عامدانه‌ی بافت جمعیتی یکی از نواقض این حقوق سرزمینی و در تضاد با قاعده‌ی "حق بومیان بر سرزمین" است. اگر این تغییر بافت جمعیتی با توسل به زور باشد ما با مفهوم جدیدی روبرو هستیم که به نظرم اولین بار یکی از کارگروه‌های حقوقی سازمان ملل در دهه90 برای قضیه قتل عام بوسنیایی‌ها برساخت: پاکسازی قومی (Ethnic cleansing)[1]. پاکسازی قومی عام‌تر از نسل‌کشی است و هرگونه تغییر اجباری یا تهدیدآمیز بافت جمعیتی را شامل می‌شود که ناقض حقوق بین الملل و قراردادهای تابعه‌اش است. البته پاکسازی قومی به لحاظ سیاسی ممکن است باعث خشونت‌های بی‌پایان هم بشود.
   برای مثال مورخین اسراییلی‌ای مانند بنی موریس (که خود یک صهیونیست است) و ایلان پاپه (که یهودی ضد صهیونیسم است) هر دو متفقند که پاکسازی قومیِ رخ داده در فاصله‌ی سال‌های 1919تا1949 عامل اصلی خشونت‌های بعدی در فلسطین بوده است. توضیح اینکه دولت بریتانیا با همکاری آژانس یهود در فاصله‌ی سالهای 1919تا1947، جمعیت یهودیان فلسطین را از 60هزار نفر به 700هزار نفر رساند و با اتخاذ سیاستهای تغییر بافت جمعیتی خلاف خواست ساکنان بومی (90درصد عرب+10درصد یهودی در پایان جنگ جهانی اول)، بافت منطقه را کاملا تغییر داد، مساله‌ای که صدالبته خود انگلیسی‌ها برای بریتانیا نپسندیدند و در 1905 با تصویب قانونی (موسوم به Aliens act) مانع مهاجرت بی‌رویه‌ی یهودیان ـ خاصه از اروپای شرقی به بریتانیا ـ شدند (قوانین مشابهی نیز در دهه‌ی30 میلادی قرن بیستم در ایالات متحده به منظور کاهش روند مهاجرت ـ به ویژه برای یهودیان ـ تنفیذ شد مانند قانون مهاجرت1921 و قانون جانسون ـ ترید1924[2]).
   فلذا آن سرزمین تنها متعلق به ساکنان سال1919 نبود و بالاتر اینکه متعلق به بریتانیایی‌ها هم نبود که شرایط سیاسی/اجتماعی/جمعیتی آن را برای یک قرن بعد دستکاری کنند و ایده‌ی پاکسازی قومی بومیان را برای مهاجران تسهیل کنند. حَنا آرنت فیلسوف سیاسی یهودی به همین مناسبت در جستاری می‌نویسد:
ایده‌ی «ملت بدون سرزمین، به یک سرزمین بدون ملت نیاز دارد» چنان اذهان رهبران صهیونیست را به خود مشغول کرده بود که آنها به سادگی جمعیت بومی را نادیده گرفتند[3]".
ــــــــــ
ارجاعات
[1]. این یکی از اسناد سازمان ملل در جرم‌انگاری تغییر بافت جمعیتی است:
"Any attempt to change or uphold a changed demographic composition of an area, against the will of the original inhabitants, by whichever means, is a violation of international law".
U.N. Committee on the Elimination of Racial Discrimination, Decision 2 (47) of August 17 1995, on the situation in Bosnia and Herzegovina, U.N. Doc. A/50/18/1995, para. 26
[2]. برای جزییات بیشتر نک:
https://encyclopedia.ushmm.org/content/en/article/united-states-immigration-and-refugee-law-1921-1980#:~:text=In%201921%20and%201924%2C%20the,to%20immigrate%20from%20Nazi%20Germany.
[3]. Prophets Outcast: A Century of Dissident Jewish Writing about Zionism and Israel, Edited by: Adam Shatz,  p. 80, Nation Books; First Edition, 2004.


@AdnanFallahi
👍10
Abu Hanifa's Imagined Hadith Methodology.wav
40.5 MB
ابوحنیفه و ابوحنیفه‌ی مُتَخیَّل در تاریخ اندیشه‌ها
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)


@AdnanFallahi
👍3
اشتباه است که شکست مذهب در فرانسه را به فلسفۀ انگلیسی نسبت دهیم که بیش از یک فیلسوف را در پاریس با خود همراه نکرده است، بلکه باید آن را ناشی از نفرت از کشیشان دانست که دارد به نهایت خود می‌رسد.


رنه لویی مارکی د/آرژنسون (سیاستمدار و نویسنده‌ی فرانسوی و وزیر امور خارجه‌ی لویی پانزدهم)
* به نقل از: جان ام. دان، عصر روشنگری، ص52، ترجمه مهدی حقیقت خواه، تهران: انتشارات ققنوس.


@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
حَنا آرنت
یهودیان متقاعد شده‌اند ـ و بارها اعلام کرده‌اند ـ که جهان یا تاریخ یا اخلاق برتر، اصلاح اشتباهات دو هزار ساله و به‌طور مشخص‌تر، جبران فاجعه‌ی یهودیان اروپایی ـ که به نظر آنها صرفا جنایت آلمان نازی نبود بلکه جرم کل دنیای متمدن بود ـ را به آنها بدهکار است. از سوی دیگر، اعراب پاسخ می‌دهند که این دو اشتباه [دنیای قدیم رومی و دنیای متمدن غربی در حق یهودیان]، موجب حقی نمی‌شود و «هیچ آیین‌نامه‌ی اخلاقی‌ای نمی‌تواند آزار و اذیت یک قوم را به منظور رفع آزار و اذیت دیگری توجیه کند».

حَنا آرنت
   * اینک در:
Prophets Outcast: A Century of Dissident Jewish Writing about Zionism and Israel, Edited by: Adam Shatz,  p. 77, Nation Books; First Edition, 2004.


@AdnanFallahi
👍13
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بربر به یونانی βάρβαρος متضاد کلمه شهروند به یونانی πολίτης (پولیتس) است. نزدیکترین واژه به کلمه بربر را در یونانی میسنی‌ای به خط باستانی B می‌بینیم که به معنای نامفهوم سخن گفتن است. این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان…
مردم من به نحوی از انحا از همان چیزی رنج برده‌اند که پارسیان رنج برده‌اند ـ آنها با راندن توده‌هایشان به سمت بردگی کامل و ما با راندن اکثریت در جهت مخالف یعنی به سوی آزادی کامل.

افلاطون،
The Laws,
book III, p.85,
Trans. Thomas Pangle,
The university of Chicago press, 1980


@AdnanFallahi
👍14👎2
Audio
ابن تیمیه علیه ابن تیمیه (استراتژی تناقض‌آفرین)
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)


@AdnanFallahi
👍10👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
لوتر و آبای کلیسای کاتولیک ((آنچه کشیشان و راهبان می‌آموختند، متن کتاب مقدس نبود بلکه نوشته‌های بزرگان کلیسا مانند کتابهای اگوستینوس قدیس بود. هنگامی که مارتین لوتر، راهب بود یکی از آموزگارانش بدو گفته بود: "برادر مارتین! کاری به کتاب مقدس نداشته باش.…
لوتر رساله‌ای بنام درباره‌ی دستگاه پاپ رم ( RomeSur la papaué de) انتشار داد و در آن اعلام داشت که قدرت پاپ نه مطلق است و نه ناشی از حقی الهی... واتیکانِ برانگیخته از انتشار این نوشته‌ی تازه، در نوشته‌های لوتر ۴۱ اشتباه یافت و در ۲۰ژوئن ۱۵۲۰ فرمان پاپ را به تصویب رساند که در آن به لوتر اخطار دادند که تا ۶۰روز آینده سخن خود را پس گیرد وگرنه تکفیر و طرد می‌شود...
لوتر به سه "بارویی" می‌تاخت که از دید او "شیفتگان رم" به دور خود کشیده بودند. او نخستین بارو را در تمایزگذاری میان حرفه‌ی روحانی و حرفه‌های زمینی می‌دید، دومی را در ادعای روحانیت و بویژه پاپ در شایستگی انحصاری خود در تفسیر کتاب مقدس، و سومی را در حق ویژه‌ی پاپ اعظم برای فراخوان شورای روحانیان.


ریشار استوفر،
رفرم پروتستانی (۱۵۱۷-۱۵۶۴م)،
ص۴۶،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
نشر آگه.


@AdnanFallahi
👍12
ابراهیم ایمان داشت و شک نکرد. او به محال ایمان داشت. اگر ابراهیم شک کرده بود آنگاه کاری دیگر می‌کرد.. به کوه موریه می‌رفت.. و کارد را در سینه‌ی خویش می‌نشاند. او در جهان ستایش می‌شد و نامش فراموش نمی‌گردید. اما ستایش شدن چیزی است و ستاره‌ی راهنمای نجات مضطربان شدن، چیز دیگر. اما ابراهیم ایمان داشت.

سورِن کی‌یرکگارد،
ترس و لرز،
ص۴۶،
ترجمه عبدالکریم رشیدیان،
تهران: نشر نی.


@AdnanFallahi
👍20👎5