ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.99K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
در مورد آبی کیشلوفسکی

تجربه‌ی 1: شروع خوب
سكانس افتتاحیه‌ی فیلم «آبی» از نظر شكل ساختاری و معانی استعاری، نزدیكی بسیاری با مفهوم كلی اثر دارد. زندگی با همه‌ی شادی‌ها و اضطراب‌هایش در حركت به سوی سرنوشت مقدر است و مرگ، تنها ایستگاه كوچكی برای نگاه مفهومی‌تر به زندگی است. المان زیبای برخورد اتومبیل با درخت و یا تحول فكری «ژولی» بعد از تصادف، دلیلی بر این مدعا هستند.
زرورقِ آب‌نباتِ دختر كوچك ژولی كه با وزش باد می‌رقصد، مظهر شادی‌های زودگذر و كودكانه‌ی آدمی در زندگی می‌تواند باشد. نمای نزدیك از چكه كردن روغن ترمز (كه پیشاپیش وقوع حادثه‌یی را خبر می‌دهد) نمادِ زیبایی از تمام اضطراب‌ها و قرار گرفتن گوی چوبی پسر جوان (آنتوان) بر سر میله، حضور ساده و نمادین همه‌ی اتفاقاتی است كه ما را به تحول و آگاهی و در نهایت به تكامل راهبر می‌شوند. زندگی به سادگی همین چند نماست.

تجربه‌ی 2: زاویه‌ی نگاه
منشورهای شیشه‌یی در فیلم «آبی» همه اسرار اثر را در خود جای داده است. «ژولی» برای فرار از ابعاد تلخ فاجعه‌یی كه در زندگی او پدید آمده است از وادی وهم عبور می‌كند و به معرفتی بزرگ دست می‌یابد.
رهایی معنای فریبنده‌ی آزادی است و گرفتاری و اسارت در تصورات آزادی صورت واقعی این تلاش بشری.
ژولی در كشش و جذبه‌ی همین امواج آبی نور، از وهم حاصله عبور می‌كند و به جنس دیگری از باور، مغایر با آن‌ چه قبلاً می‌پنداشت دست می‌یابد. ما تنها بخش كوچكی از تقدیر و سرنوشت خویش را رقم می‌زنیم. همه چیز در دست ما نیست. شاید این حیطه (شك و خیال) و سیر در آن، به اجرای كامل‌تری از هستی ما را می‌رساند. مثل: اجرای كامل موسیقی آخر فیلم یا تحول ناشی از مرگ، یا شاید بارقه‌های تولد كودك همان زن جوان ... یا شاید؟
نمی‌شود با یقین بود و زندگی كرد!

تجربه‌ی 3: طراحی حركت
در فصلی از فیلم، «ژولی» زن جوان و بیوه، برای فرار از گذشته‌ی زجر‌آلود خود و شروع یك زندگی جدید به شهر پرجمعیتی پناه می‌برد.
در سكانس زیبایی، ژولی از یك لانگ‌شات (نمای باز) به كلوزآپی بسته وارد می‌شود كه دوربین او را در این كلوزآپ به صورت تراولینگ دنبال می‌كند. ژولی كودكانه دست خود را بر دیواری پوشیده از برگ‌های سبز می‌كشد. طراوت دیوار با جراحتی كه از سایش پشت دستش با دیوار به وجود می‌آید، به زمختی می‌گراید. ژولی با ناراحتی توسط پله‌هایی خود را به سطح زمین و به میان مردم می‌كشاند. میزانسن و طراحی حركت در این صحنه به صورتی كاملاً موجز شرایط روحی و بحران ذهنی ژولی را به گونه‌یی تصویری به نمایش می‌گذارد.

تجربه‌ی 4: شخصیت‌پردازی
«آنتوان» یكی از شخصیت‌های پرداخت‌شده در فیلم «آبی» است. او كه از نزدیك شاهد صحنه‌ی تصادف در ابتدای فیلم بوده (و شاید ژولی را او نجات داده است) از حضوری سنجیده و كاملاً دراماتیزه برخوردار است. او در قسمت‌هایی از فیلم حركت یا حضوری مفهومی دارد. در فصل اول فیلم ضمن این‌ كه مرگ را برای ما ساده جلوه می‌دهد، به نجات آسیب‌دیدگان تصادف می‌شتابد. تأكید روی شتابی كه او برای نجات زندگی دیگران دارد در فصل‌های انتهایی فیلم نیز با حضور او نمود پیدا می‌كند. با حضور مجدد آنتوان صحنه‌ی تصادف در خاطر «ژولی» دوباره زنده می‌شود؛ با این تفاوت كه یادآوری (هر چند تلخ) ماجرا در این مقطع زمانی، بازگشت ژولی به بطن زندگی را رقم می‌زند، در واقع آنتوان این بار به نجات عشق و زندگی می‌شتابد و هویت فراموش‌شده‌ی ژولی را به وی بازمی‌گرداند.

تجربه‌ی 5: استعاره
فیلم «آبی» سرشار از نشانه‌های تصویری/ استعاری است كه برای رسوخ به درونمایه‌ی اثر، توجه و دقت به آن‌ها لازم است:
- استفاده از تكنیك‌های فید این/ فید اوت با رجوع دوباره به زمان حال برای متوقف كردن زمان در ذهن ژولی
- تأكید روی نماهای درشت، برای مثال: حركت روی نت موسیقی، بحران در یادآوری گذشته و در همین حین توقف حركت و موسیقی
- تابش نور آبی و بازتاب آن در چهره‌ی ژولی
- آب‌نبات دختر ژولی
- استخر با رنگ غالب آبی و تأكید بر حضور ژولی و شنا كردن او در آن و ... این همه تنها چند نمونه از تصاویر استعاری، برای راهیابی به جوهره‌ی درونی فیلم است

گردآوری:

منبع: iricap.com

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
معرفی کیشلوفسکی
جناب محمد الفت 1
معرفی کیشلوفسکی
جناب محمد الفت 2
معرفی کیشلوفسکی
جناب محمد الفت 3
دانیشیق آپاران : کریم قربانزاده
دانیشیق آپاران : کریم قربانزاده
دوستان می توانند از لینک زیر فیلم قرمز(Red 1994)کریستف کیشلوفسکی رابالینک زیرنویس فارسی داتلود نمایند.
http://30nama7.today/movies/0111495-three-colors-red-1994.html
شمس تبریزی ایندی و بیر دونیا قوربت ...
شمسین مزاری دونیانین باشقایئرینده اولسایدی بئله غریب بئله بی کس اولاردی ؟
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوستاد دکتور رحمانی
ادبیات شوناس ،یازیچی
دکتر رحمانی
با سلام بر دوستان ارجمند، امروز قسمت دوم و سوم را در مورد شعر سربست در ادبیات معاصر آذربایجان تقدیم حضور عزیزان می کنیم.
وزن شعر آزاد در ادبیات آذربایجان
شعر سربست هجایی شعری است که در آن شاعر شعر خود را در یکی از اوزان هجایی با مصراع‏های نا متساوی می‏سراید. نمونه‏ای از شعر بختیار واهابزاده را با عنوان "یالان" در وزن هجایی می‏خوانیم:
یالان اؤزو قیشقیریر کی
آخی منیم اؤز آدیم وار
من یالانام.
من یالانام.
نییه منی باشقا آدلا چاغیریرلار
هیچ اولماسا اؤز آدیمدا، عنوانیمدا
ایسته میرم حقّی دانام
یالان اؤزو قیشقیریر کی
والله، بالله، من یالانام.
آنجاق اونا بیرجه نفرسن یالانسان "دیین" اوغول
تاپیلمادی
یالان اولدو دوزون آدی.
شعر سربست غیر اوزان سنّتی بیرون از اوزان اعتیاد آور عروضی و هجایی سروده می‏شود. در این نوع شعر برای سرپا نگه داشتن شعر نیازی به چهارچوب احساس نمی‏شود. زیرا چفت و بست کلمات به گونه‏ای طرّاحی می‏شود که بدون تکیه گاه و یا ستون کمکی هم ساختمان شعر می‏تواند سر پا بماند. نمونه‏ای از شعر عثمان ساری وللی می‏خوانیم:
قارا تورپاق
گئديرسن: ياخشي يول!
بير- ايکي قويلوق
قارا تورپاق گتير،
کنددن گلنده.
عوضينده اونون
من ده
ميننتدارليقلا سيزه،
بير شعر يازارام
دوغما کنديميزه.
کوللريمين تورپاغي
يامان آزاليب، - دئديم،
ديبچکلرين ديبيندجه
قاليب، - دئديم
- نه قدر تورپاق گرکدير،
سيزين گوللره، چيچکلره
بير واگون بسديرمي؟-
دئييب، گولدو قوناق.
- يوخ، - دئديم-
بير تاباق،
بيرجه چاناق،
قارا تورپاق،
يولا، سالديم، گئتدي قوناق…
تورپاق!
بيرجه تاباق!
بيرجه چاناق-
قارا تورپاق!
بير گؤر
نه گونه قالميسان، شاعير!
بيرجه چاناق قارا تورپاق؟
فيکيرلر
باشيمي يوردو بو آخشام…
گؤر، يئردن، - دئديم-
نه قدر اوزاقلاشميشام،
اوزاقلاشميشام...
شعر آزاد آذری با آثار صمدوورغون، میکائیل مشفق، عثمان ساری وللی، رسول رضا شروع قدرتمندی داشت. قدرت این شاعران در این نکته نهفته بود که آنها کودکی شعر خود را در مکتب استادانی بزرگ چون صابر، معجز، نظمی و ... گذراندند. پیدایش شعر نو که با انقلاب سوسیالیستی هم همزمان شده بود، داشت راه‏های تازه جستجو می‏کرد و این جستجو زود هم به نتیجه رسید. شعر آزاد خیلی زود پیشرفت خود را از سرگرفت. مسلم است که شعر آزاد تا سال 1917 به مفهوم واقعی آن سروده نشده بود. نوآوری‏های شاعران قبل از این دوره محدود به محتوی و یا ایجاد تغییراتی ظاهری در قالب شعر بوده است. تنها در اواخر دهه‏ی دوم قرن بیستم و آغاز دهه‏ی سوم بود که شعر آزاد پیدا شد و تعدادی از شاعران از جمله رسول رضا خلاقیت‏های بعدی خود را منحصر به همین قالب کردند.
لازم به یادآوری است که شعر آزاد در دهه‏ی پنجم توانست قالب ملی خود را کسب کند. تعدادی از همان اول با این شعر سرناسازگاری گذاشتند و آن را یک "پدیده‏ی بیگانه" تلقی نمودند. اما شاعرانی مثل رسول رضا، عثمان ساری وللی و... آن چنان آثاری خلق کردند که توانست شکل‏های قدیمی از قبیل "باباتی" چهار پاره، رباعی و ... را در خود جذب کند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar